Saturday, 25 August 2018

آیا فقط کشیشان می توانند به آمرزش گناهان اقدام نمایند ؟


 
 
 
 
 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

 
کلیسای کاتولیک ادعا می کند که فقط کشیش ها می توانند به آمرزش گناهان مبادرت ورزند. آیا کتاب مقدس این تعلیم را تایید می کند؟
مسیح به شاگردانش این قدرت را داد تا گناهان را ببخشند. او فرمود:"هر گاه گناهان کسی را ببخشید، بخشیده می شود و هرگاه نبخشید، بخشیده نمی شود" (یوحنا فصل 20 آیه 23). اما واقعیت آن است که شاگردان از خود، قدرت بخشیدن گناهان را نداشتند، چون هیچ انسانی نمی تواند این کار را بکند. کتاب مقدس می فرماید:"هر شخص به مسیح ایمان بیاورد، گناهانش بخشیده خواهد شد" (اعمال رسولان فصل 10 آیه 43).
ایمانداران مسیحیان سفیر مسیح می باشند (دوم قرنتیان فصل 5 آیه 20). بنابراین می توانیم با هدایت روح القدس (روح خدا) به شخص بگوییم که گناهانش آمرزیده شده اند، زیرا مسیح بر روی صلیب برای گناهان ما فدیه شد.
قبل از آن، مسیح به شاگرادنش گفت:"روح القدس را بیابید" (آیه 22). قدرت و اقتداری که عیسی به شاگردانش داد، بر اساس رابطه نزدیک آن ها با او و روح القدس است. با این توصیف، خداوند گناهان هیچکس را به خاطر خواسته ما نمی بخشد. این بستگی به شنوندگان دارد که آیا آن ها عیسی مسیح را می پذیرند یا رد می کنند.
مسیح به شاگردانش دستور داد تا موعظه کنند و مردم را تعمید دهند (متی فصل 28 آیات 19- 20). این حکم فقط محدود به شاگردان نبود. هر شخص به مسیح ایمان بیاورد، شاگرد او محسوب می شود. هر ایماندار یک "شاهد" قلمداد می شود (متی فصل 28 آیات 18- 20 و هم چنین دوم قرنتیان فصل 4 آیه 1).
قدرت روح القدس به "همه مومنان مسیحی" داده شده تا از آن برای پیشبرد ملکوت خدا حداکثر استفاده را ببرند. مسیح فرمود:"وقتی روح القدس بر شما نازل شود، قدرت خواهید یافت تا در همه جا حتی دورترین نقاط دنیا درباره من شهادت دهید" (اعمال رسولان فصل 1 آیه 8).
 
بنابراین "همه ایمانداران مسیحی" از این اقتدار برخوردارند تا به مردم بگویند که گناه تان توسط مسیح آمرزیده شد (لوقا فصل 24 آیه 47). مسیح کار ناتمام بشارت جهانی را به پیروان خود تا به امروز و آینده سپرد.
"بشارت" قلب مسیحیت و قلب کلیسا است. رسولان از روح القدس سرشار شدند و به نحو موثری شروع به فعالیت کردند. در نتیجه الگویی برای نسل های بعد به یادگار گذاشتند. سرمشقی که کلیسا (یعنی جماعت ایمانداران مسیحی) باید همیشه از آن پیروی کند.

Friday, 24 August 2018

مسیح در اولین معجزه خود مشروب الکلی درست کرد؟





نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

#عیسی و شاگردانش به عروسی دعوت شدند. هنگام جشن، شراب تمام شد. مادر عیسی با نگرانی نزد او آمد و گفت:"شراب شان تمام شده است". عیسی فرمود:"از من چه می خواهی؟ هنوز زمان آن نیست که معجزه ای انجام دهم".
با این حال، مادر عیسی به خدمتکاران گفت:"هر دستوری به شما می دهد، اطاعت کنید". در آن جا شش خمره سنگی بود که گنجایش هر کدام حدود 100 لیتر بود. عیسی به خدمتکاران فرمود:"این خمره ها را پر از آب کنید". وقتی خمره ها پر از آب شد، #مسیح فرمود:"حالا کمی از آن را بردارید و نزد مسئول مجلس ببرید". وقتی مسئول مجلس آن آب را که شراب شده بود چشید، داماد را صدا زد و گفت:" چه شراب خوبی! معمولا در جشن ها، اول با شراب خوب از مهمان ها پذیرایی می کنند و بعد که همه سرشان گرم شد، شراب ارزان تر را می آورند. ولی شما شراب خوبی را برای آخر نگه داشته اید". او نمی دانست که شراب از کجا آمده است، ولی خدمتکاران می دانستند (یوحنا فصل دوم آیات اول تا دوازدهم).
یوحنا در مورد مریم (مادر عیسی) دو بار در انجیل یوحنا مطلب می نویسد:"او یک چهره مشخص در عروسی قانا است و در زمان مصلوب شدن عیسی، در نزدیک صلیب حضور داشت. نقش او در عروسی نشان می دهد که او یک مسئولیت مهم در جشن داشته است. طبق روایت های مشرق زمین، در دوران باستان جشن های عروسی اغلب چند روز طول می کشید.
این حقیقت که #مریم، عیسی را در مورد کمبود شراب مطلع کرد، بیانگر آگاهی او از قدرت مسیح در غلبه بر این وضعیت و موقعیت نامناسب است. نبود شراب، برای داماد شرمندگی به همراه داشت. تردیدی نیست که در گذشته، مسیح برای خانواده اش معجزاتی کرده است که فقط اهل خانواده از آن مطلع بوده اند.
مسیح به مادرش گفت:"هنوز زمان آن نیست که معجزه ای انجام دهم". شاید مسیح نمی خواست که جلالش فورا آشکار شود. به هر حال مریم اطمینان کامل داشت که عیسی احتیاج را برآورده می کند. کسانی که به عیسی ایمان دارند، گاه در شرایطی قرار می گیرند که قادر به درکش نیستند، در این قبیل موارد باید اعتماد خود را به عیسی حفظ کنند و بدانند که او به بهترین طریق عمل خواهد کرد.
مریم می دانست که عیسی نه فقط پسر او نیست، بلکه بالاتر از آن، او پسر خداست. مریم به خدمتکاران گفت:"هر دستوری به شما می دهد، اطاعت کنید". ما باید مانند مریم مطیع باشیم و اجازه دهیم تا مشکلات را هر طور که او صلاح می داند، برطرف کند. وقتی مشکل مان را به حضور مسیح می بریم، باید در نظر داشته باشیم که شاید او طریق کاملا متفاوتی برای حل مشکل مان داشته باشد.
شرابی که عیسی درست کرد، بهترین نوع شراب بود. زندگی با مسیح هم بهتر از آن نوع زندگی ای است که خودمان داریم. چرا قبل از رسیدن به بن بست، مشکل را به خدا واگذار نکنیم؟ چرا بهترین ها را برای آخر نگه داریم؟
شراب که بعدها توسط عیسی به عنوان مظهری از خون خود نامیده می شود که تنها از طریق آن، تقدس روحانی امکان پذیر می شود (متی فصل 26 آیات بیست و هفتم و بیست و هشتم).
برخی از مخالفان ادعا می کنند که مسیح، شراب الکلی را عرضه نمود و مهمانان پس از خوردن آن مست شدند. در پاسخ باید گفت:
یک. در گزارش یوحنا، به مستی مهمانان اشاره ای نشده است.
دو. در قرن اول میلادی غیر مسیحیان، مسیح را به عنوان یک معلم اخلاق گرا می شناختند.
سه. در آن دوران، در اسرائیل افراط در شرابخواری و مستی جرم و گناه محسوب می گردید. اگر مسیح شراب الکلی عرضه می کرد و مهمانان مست می شدند، قطعا خدمتکاران این موضوع را با رهبران مذهبی دهکده "قانا" درمیان می گذاشتند.
چهار. اگرچه رهبران مذهبی یهود مخالف مسیح بودند، اما هرگز مسیح را به اتهام مست کردن مردم متهم نکردند. مسیح از رهبران مذهبی یهود سئوال کرد:"کدامیک از شما می تواند حتی یک گناه به من نسبت دهد؟" (یوحنا فصل 8 آیه 46).
پنج. در عهد جدید تعلیم داده شده که "از مستی بپرهیزید، زیرا مستی انسان را به راه های زشت می کشاند. در عوض از روح خدا پر شوید" (افسسیان فصل 5 آیه 18).
شش. مسیح خداوند است. او هرگز انسان را به گناه هدایت نمی کند.
هفت. کلمه یونانی که در کتاب #مقدس برای شراب به کار رفته، همان کلمه ای است که امروزه به شراب اطلاق می شود. در آن روزگار شراب هم تخمیر می شد، اما نه تا آن درجه ای که امروزه تخمیر می شود. امروزه #یهودیان شراب کاشر را مصرف می کنند که طبق سنت یهود (مانند دوران مسیح) تهیه شده است.
 

Thursday, 23 August 2018

ادعای مخالفین کتاب مقدس



نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بسیاری از #مسلمانان بر این باورند که کتاب مقدس تحریف شده، زیرا به پیامبران توهین و بی احترامی کرده است. آنان می گویند که #قرآن، شخصیت پیامبران را کامل و معصوم معرفی کرده است.
برای بررسی این ادعا، لطفا به نکات زیر توجه کنید:
یک. در قرآن و کتاب مقدس، پیامبران به عنوان بشر معرفی شده اند. آنان مانند همه انسان ها دارای حواس پنجگانه و اعضای بدن هستند. می خورند، می آشامند، خسته می شوند، می خوابند و ازدواج می کنند. بنابراین آنان انسان های بی نیاز و مافوق طبیعی نیستند.
دوم. همه پیامبران طبق روال طبیعت از یک پدر و مادر به وجود آمدند. اما در مورد عیسی چنین نبود. مادرش زمانی آبستن شد که هنوز باکره بود. #عیسی پدر بشری نداشت. تولد او از یک دختر باکره، امری است کاملا منحصر به فرد در تاریخ بشر. هیچ شاهد و مدرکی در دست نیست که در طول تاریخ، باکره دیگری به جز مریم، بدون ارتباط با یک مرد، آبستن شده باشد. پیشگویی تولد مسیح (عهد جدید) در دوران آدم و حوا، به "نسل زن" اشاره دارد (#مریم باکره) و نه از نسل مرد (پیدایش فصل 3 آیه 15).
سوم. شخصی که کامل است، نیاز به خدا ندارد. شخصی که مغرور می شود، در جبهه مخالف خدا زندگی می کند. وقتی که غرور وارد می شود، کم کم حس وابستگی و نیاز به خدا از بین می رود، زیرا اساس غرور، خودکامگی و خود محوری است. هر گاه در کتاب مقدس با شخصیتی برخورد می کنیم که سرمست از باده غرور شده است، می دانیم به آخر خط رسیده است.
 
چهارم. طبق نگرش قرآن و کتاب مقدس، افراد در هر مقام و موقعیت باید وفاداری خود را به خدا "ثابت" کنند. هنگامی شما می توانید ادعای وفاداری کنید که قبل از آن فرصت بی وفا بودن داشته اید، ولی خودتان برگزیدید که وفادار بمانید. خدا افرادی را می خواهد که با "خواست و اراده خودشان"، وفاداری خود را ثابت کرده اند و نه این که عده ای کاملا #مقدس را خلق کند. باید بدانیم خدا کیست؟ انسان کیست؟ ما انسان هستیم. ایمان راستین همیشه مورد آزمایش قرار می گیرد. زیرا ایمانی که آزموده نشده باشد، قابل اعتماد نیست. خدا ما را امتحان می کند تا از ما انسان بهتری بسازد.

برای اثبات این نکته، مثال هایی از قرآن و احادیث اسلامی ذکر می شود:
نااطاعتی حضرت آدم 
"انگاه از آن (درخت ممنوع) خوردند و برهنگی آنان بر ایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگ های بهشت بر خود و (این گونه) آدم به پروردگار خود عصیان ورزید" (سوره طه آیه 121).
نوح پشیمان شد و توبه کرد

"پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مومنی که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای" (سوره نوح آیه 28)
 
"ای نوح، بدان که علم نداری. از من مخواه من به تو اندرز می دهم که مبادا از نادانان باشی. (نوح) گفت پروردگارا، من به تو پناه می برم که از تو چیزی بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی از زیانکاران باشم" (سوره هود آیات 46- 47).

شک و تردید ابراهیم

خدا از ابراهیم پرسید:"مگر ایمان نیاوردی؟" (سوره بقره آیه 260)
توبه ابراهیم
 
"آن کس که امید دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشاید (سوره شعرا آیه 82)

"پروردگارا روزی که حساب برپا می شود بر من و پدر و مادرم و بر مومنان ببخشای" (سوره ابراهیم آیه 41)

بخاری گزارش می دهد که ابراهیم در سه موقعیت دروغ می گوید (حدیث بخاری، جلد چهارم، فصل 55).
لوط
 
لوط تصمیم داشت دخترانش را در اختیار اوباش و اراذل بگذارد تا آنان مزاحم مهمانانش نشوند (سوره هود آیات 77- 79). در سوره حجر آیه 71 لوط گفت:"اگر می خواهید انجام دهید، اینان دختران منند"

He said: Here are my daughters, if ye must be doing.
در متن فارسی در پرانتز تفسیر شده که با دخترانم ازدواج کنید. اما در اصل متن عربی و انگلیسی چنین نکته یا تفسیری مشاهده نمی شود.

 
#موسی

موسی شخصی را کشت و از خدا تقاضای عفو و بخشش کرد (سوره قصص آیات 15- 16).
"موسی گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در (پناه) رحمت خود در آور" (سوره اعراف آیه 151)

 
#داود 

داود پادشاه توبه کرد و خدا به او هشدار داد که از هوس ها دوری گزیند (سوره ص آیات 24- 25) چرا داود پادشاه توبه کرد؟ سلیمان پسر داود بود. مادر سلیمان چه کسی بود؟

 
سلیمان

خدا سلیمان را آزمایش کرد و او توبه کرد (سوره ص آیات 34- 35)

 
یونس

یونس از خدا نااطاعتی کرد و با کشتی گریخت. دریا طوفانی شد. ملوانان قرعه انداختند که به نام یونس درآمد. پس او را به دریا انداختند و ماهی بزرگ او را بلعید. یونس در شکم ماهی توبه کرد (سوره صافات آیات 139- 142)

پیامبر اسلام
 
او به پیام فرشته شک کرد: "از آنچه به تو نازل کرده ایم، در تردیدی. پس از تردید کنندگان مباش. از کسانی که آیات ما را دروغ پنداشتند مباش که از زیان کاران خواهی بود" (سوره یونس آیات 94- 95).

الله به پیامبر گفت:" پس بدان هیچ معبودی جز خدا نیست و برای گناه خویش آمرزش جوی" (سوره محمد آیه 19)

سوال مسیحیان آن است که اگر پیامبر اسلام کامل و خویشتندار بود، چرا مجرد نماند و یا به جای زنان، یک زن انتخاب نکرد؟
قرآن گزارش می دهد که الله پیامبر اسلام را از داشتن زنان بیشتر منع کرد:"ای رسول، بعد از این دیگر عقد هیچ زنی بر تو حلال نیست و نه مبدل کردن این زنان به زنان دیگر، هر چند از حسن او به شگفت آیی و بسیار در نظرت زیبا آید" (سوره احزاب آیه 52).

اما نگرش قرآن درباره مسیح چیست؟

 
قرآن هیچ گونه نقطه ضعفی در مسیح مشاهده نمی کند. او تنها شخص در تاریخ جهان است که کامل و بی عیب است. در سوره آل عمران آیه 45 می گوید که مسیح چه در زمین و چه در آسمان برترین است. سوره نساء آیه 159 می گوید که همه باید قبل از مرگ به مسیح ایمان بیاورند. 

مسیح معجزات زیادی کرد. بیماران را شفا داد و مردگان را نیز زنده کرد. مسیح هرگز جنگ نکرد و هیچکس را نکشت. او مجرد بود. او هرگز گناه نکرد. مسیح از رهبران یهود پرسید:"کدامیک از شما می تواند حتی یک گناه به من نسبت دهد؟" (یوحنا فصل 8 آیه 46). مسیح دشمنانش را بخشید و جان خود را برای نجات بشر از قلمرو گناه فدیه کرد. به یاد آورید تقویم اصلی جهان، میلادی است. کتاب مقدس تعلیم می دهد که مسیح خداوند است و جهان را آفرید.

خوشبختانه کتاب مقدس به نقاط ضعف رسولان و پیامبران اشاره کرده است تا از آن ها بت نسازیم، بلکه تمرکز ما بر خداوند باشد. به یاد داشته باشیم: انسان حاصل هدف خدا و برای هدف خدا به دنیا آمده است. کتاب مقدس، نقاط ضعف پیامبران را مخفی نکرده، بلکه آن را با صداقت بیان نموده است، چرا که آنان انسان های مافوق طبیعی نبوده اند. پولس رسول چنین نوشت: "ما ضعیف هستیم، لیکن با قوت خدا زیست خواهیم کرد" (دوم قرنتیان فصل 13 آیه 5). هر گاه احساس ضعف می کنیم، خدا دارد به ما یادآوری می کند که به او متکی باشیم و توکل نماییم.
پنج. اگر خدا عده ای را کاملا مقدس می آفرید، این پرسش برای مردم مطرح می شد که چرا خدا تفاوت و تبعیض قائل شده است؟ چرا من باید برای دست یابی به پاکی و قدوسیت، سعی و تلاش کنم تا مقبول خدا واقع شوم، در حالی که دیگری کاملا مقدس و کامل آفریده شده؟
خداوند از ما فقط انتظار ندارد کامل و بی عیب باشیم. هیچکدام از شخصیت های کتاب مقدس به جز مسیح کامل نبودند. اگر بی عیب بودن لازمه دوستی با خدا می بود، در این صورت ما هیچگاه نمی توانستیم دوستان خدا شویم. خوشبختانه به جهت فیض خدا، عیسی مسیح دوست گناهکاران می باشد (متی فصل 11 آیه 19).
به یاد داشته باشید: اگر سایرین فقط نقاط قوت شما را ببینند، خواهند گفت: "خوش بحالش، ولی حیف که من هیچ وقت نخواهم توانست، چنین کارهایی را انجام دهم." ولی وقتی اجازه دهید که آن ها ملاحظه کنند که خدا شما را با وجود ضعف های تان به کار می گیرد، آن ها تشویق خواهند شد که این گونه بیندیشند: "خدا می تواند مرا هم به کار بگیرد".

Wednesday, 22 August 2018

مرقس و لوقا شاهد زندگی مسیح نبوده اند. چرا اناجیل آن ها توسط کلیسا پذیرفته شد؟






نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ



آنچه مسلم است متی و یوحنا از شاگردان #مسیح بودند، اما مرقس و لوقا جزء حواریون نبوده اند. چرا اناجیل مرقس و لوقا توسط کلیسا پذیرفته شد؟
یک. در قرن های اول و دوم میلادی مسیحیان اولیه به تعالیم و گزارش های مرقس و لوقا اعتقاد و اعتماد داشتند. مرقس دستیار پطرس بود و خاطرات پطرس با مسیح را به رشته تحریر درآورد. پاپیاس (از رهبران #کلیسا در قرن دوم میلادی) چنین اظهارنظر کرد:"بدون شک انجیل مرقس با همکاری پطرس نوشته شده. حتی تا مدت ها ایمانداران اولیه، انجیل مرقس را "انجیل پطرس" می نامیدند".
انجیل مرقس شامل 16 فصل و کوتاه تر از اناجیل دیگر است: متی (28 فصل)، لوقا (24 فصل) و یوحنا (21 فصل).
آیه آغازین #انجیل مرقس چنین است:"انجیل عیسی #مسیح، فرزند خدا، چنین آغاز می شود:" (فصل 1 آیه 1). از آن جا که مرقس، انجیل خود را برای مسیحیان ساکن روم نوشت، سعی او بر این بود که ثابت کند عیسی پسر خدا است، زیرا در آن جا خدایان زیادی مورد پرستش بودند.
نخستین آیه نشان می دهد که انجیل مرقس مشکوک نیست و با تعالیم رسولان و کلیساهای اولیه کاملا مطابقت دارد. هم چنین با گزارش مورخان قرن اول میلادی مانند یوسفوس، تاسیتوس، پلینی، فلاویوس، تالوس، لوسیان، فلگون... تضاد نداشت که نوشتند در قرن اول، مردم از همه اقشار شهر و روستا، زن و مرد، برده و آزاد، مسیح را همچون خدا پرستش می کردند. انجیل مرقس نخستین انجیلی است که حدود 55 میلادی نوشته شد.
دو. لوقا نیز همکار پولس بود. او با نگارش کتاب اعمال رسولان (حدود 63 میلادی) ثابت کرد که ارتباط نزدیکی با شاگردان مسیح داشته است. هم چنین لوقا در شورای کلیسای اورشلیم حضور داشت (اعمال رسولان فصل 15). شاگردان مسیح و همکاران پولس نظیر تیموتاوس و تیطس و نیز اعضای کلیساهایی که پولس تاسیس کرده بود، انجیل لوقا و اعمال رسولان را رد نکردند. دو کتاب لوقا فورا پذیرفته شد و به عنوان منابع موثق تکثیر گردید.
 
لوقا این فرصت را داشت تا با مریم (مادر عیسی) نیز گفتگو کند. جزئیات تولد مسیح و گفتگوی عیسی با علمای یهودی در سن دوازده سالگی، از دیدگاه مریم نوشته شده است (لوقا فصل های 1- 2).
انجیل لوقا در حدود 60 میلادی نوشته شد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" (مهران پورپشنگ) در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

Monday, 20 August 2018

شفا

مفهوم روحادرس شفا و آزادی توسط معلم کلام" نیما رضیانی"




ما انسانها در زندگی های خود با یک سری اعتقادات و باورهای نادرست رشد می کنیم. هنگامیکه وارد ایمان مسیحی می شویم ممکن است خیلی از آنها را با خود در زندگی جدید یدک بکشیم، ما در ایمان هستیم ولی در خیلی از مسائل شفا حاصل نشده است. ایماندار باید شفای الهی را دریافت کند، اگر شفای روحانی دراو جاری نشود به مشکل برخواهد خورد، البته اینجا منظور شفای جسم نیست بلکه شفای الهی می باشد  آمین که شفای جسم هم می آید ولی هدف خدا شفای روح ما می باشد.

در کلام خیلی به این موضوع اهمیت داده شده است در چهار #انجیل 3774 آیه داریم که 484 آیه درباره شفا می باشد این خود نشان دهندۀ اهمیت این موضوع است . در کتاب مقدس شفا دو مفهوم کلی دارد، یکی شفای جسمانی و درونی ودیگری زنده ساختن و سالم گردانیدن است . در مسیحیت هدف اصلی شفا رهایی انسان از رنج نیست بلکه آزاد ساختن فرد از گناه است. مسیحیت به این معنا نیست که وقتی شخص دعوت الهی را دریافت می کند وعیسی را می پذیرد در زندگی هیچ مشکلی نخواهد داشت، ایماندار در نام مسیح شفای روحانی را دریافت می کند که خدا را بطور کامل بشناسد و او را خدمت کند. 
در این مقوله شفای روح مهمتر از شفای جسم است . مهمترین #شفاها با روح ما انسانها سروکار دارد، مثل شفای روابط، شفای عقل، شفای درون ،که از همه مهمتر شفای درون است، زیرا اگر ما از درون شفا را نداشته باشیم روح القدس در ما کار نمی کند. در این مورد ما با خدا همکاری کرده و اجازه می دهیم که او در ما داخل شده و در روح ما کارکند و شفای درون حاصل گردد.

مواردی که احتیاج به شفای درون دارند چند دسته می باشند:

1-اتفاقاتی که در این جهان گناه آلود از کنترل وانتخاب ما خارج بوده است: مثل بیماریهای ارثی، طلاق، شما با قدرت نام مسیح می توانید مانع موارد این چنینی شوید.

2-زخم هایی که از دیگران برما وارد می شود: زخم ها و ناراحتی هایی که از دوستان، فامیل، کلیسا، همکاران وغیره به ما رسیده باشد، دل زخم دیده احتیاج به شفای الهی دارد.

3-پیامدهای گناهان شخصی: برخی از مشکلات زندگی به دلیل اشتباه خود ما می باشد، مانند کسی که به دلیل بی بندو باری ایدز می گیرد یا به دلیل رابطه نامشروع سقط جنین می کند. سقط و ایدز هر دو نتیجه و پیامد گناه خودِ شخص می باشد.

4-انتخاب های نادرست: با انتخاب نادرست در زندگی روح افراد زخمی می شود، کسیکه سریع عاشق شده و ممکن است در یک سال این اتفاق چندین بار برایش پیش بیاید احتیاج به شفا دارد.

5-افراد دو شخصیتی: کسانیکه نمی توانند درست تصمیم بگیرند ومرتب از این شاخه به آن شاخه می پرند (یعقوب1: 5-8  شخص یعقوب نمونۀ کامل یک انسان دوشخصیتی است) اینچنین اشخاصی با اولین بحران در زندگی به این سوال می رسند که شاید انتخاب عیسی درست نبوده است ( پطرس به همین دلیل در شب جتسیمانی سه بار خداوند را انکار نمود) 
6-کسانیکه اعتقاد به خرافات دارند: کسانیکه حتی بعد از ایمان مسیحی هنوز به سراغ فال ورق ، قهوه و غیره می روند این اشخاص احتیاج به شفا دارند.

امروزه برخی از کلیساها شفا را باور نداشته و اعتقاد دارند که این موضوع مختص زمان عیسی مسیح بوده است آنها با اعلم کردن یک آیه در متی 24:24 این لطف خداوندی را نادیده می گیرند، آنها می گویند چون انبیای کذبه و دروغین خواهند آمد شاید ما با این کار راه را برای آنها باز کنیم و این شفا از خداوند نباشد پس بی خیال این موضوع می شوند. اما عیسی هر لحظه می خواهد که ما را برکت دهد.

برای دفع شدن این موارد و جاری شدن شفا باید به زانو افتاده و از خداوند درخواست نماییم که این مشکل را از ما دور کند، اعتراف می تواند با خود شفا بیاورد، اگر رفتاری ناپایدار دارید زانو زده و به خدا بگویید من مثل پطرس هستم، ضعف هایم را تو بپوشان. اعتراف ما نوعی اعلام نارضایتی از وضعیت موجود به خدا می باشد که من از داشتن این ضعف ها در زندگیم ناراضی هستم و تو مرا شفا بده. عیسی مسیح می خواهد ما را برکت دهد، او می خواهد ما در همه چیز تغییر کنیم ولی گاهی انسانها به شرایط حاضر خود عادت کرده اند و ترک کردن آن برایشان ناخوشایند است ولی خدای ما با احترامی که به شخصیت انسان می گذارد، می خواهد از خودِ شخص طلب شفا را بخواهد در( یوحنا5: 1-9 ) شفای شخص کور را می خوانیم که با اینکه عیسی می دانست او چه نیاز دارد ولی از او پرسید چه َمی خواهی برایت انجام دهم؟ 

#مسیحیت عوض کردن یک باور مذهبی نیست، مسیحیت به این معنا نیست که مشکلات ما تمام شده و فارغ از هر ناراحتی زندگی می کنیم ، مسیحیت یک باور سازندگی می باشد، سازندگی فکر، سازندگی روح ، سازندگی احساسات و در نهایت سازندگی جسم. این باور از درون ما را تغییر می دهد و به واقع انسانی جدید می سازد.َ 

 

جمعه نیک. جمعه الصلیب

#جمعه نیک یا جمعه الصلیب

 



روز عید #پسح فرا رسید (این عید روزی بود که قوم یهود با هدایت موسی از اسارت مصر آزاد شدند و به سوی سرزمین موعود حرکت کردند.)عیسی به شاگردانش فرمود که شام مخصوص عید را در طبقه دوم خانه ای برپا کنند این  شام  که در اصل آخرین شام عیسی بر روی زمین شد.

هنگام شام #عیسی نانی را برداشت و آنرا تکه کرد وبین شاگردانش تقسیم نمود وگفت:" هر کدام یک تکه از این نان بخورید چون این نان بدن من است که در راه شما فدا می شود." (نان سمبلی از بدن #مسیح بود که در راه نجات ما برروی صلیب با نیزه پاره شد) و سپس پیاله ای شراب به آنها داد و گفت:" این نشان دهنده پیمان تازه خداست که با خون من مهرمی شود خونی که برای نجات شما ریخته می شود."(شراب سمبلی از خون مسیح برای نجات انسانها بر روی صلیب بود.) لوقا22: 20

یکی از شاگردان عیسی به نام "یهودا اسخریوطی"که روح خود را تسلیم شیطان کرده بود درصدد تسلیم عیسی به دشمنانش بود و از انجاییکه عیسی صددرصد در روح خدا بود، با روح خدا از خیانت اسخریوطی آگاه بود و به شاگردانش گفت که امشب یکی از شما به من خیانت خواهد کرد.

بعد از پایان شام #عیسی مسیح و شاگردان راهی باغی به نام جتسیمانی شدند و یهودا ازاین فرصت استفاده کرده ، به نزد سران قوم یهود رفت و مکان عیسی را به آنها اطلاع داد و در قبال سی سکه نقره به عیسی مسیح خیانت کرد.

در باغ جتسیمانی،عیسی به اندازه پرتاب یک سنگ دورتر ازشاگردان در حضور خدای پدر زانو زده و اینطوردعا کرد:"ای پدر اگرخواست توست، این پیاله رنج و زحمت را از مقابل من بردار، اما در این مورد می خواهم اراده تو باشد نه خواست من ."(لوقا22: 42) در همین زمان اسخریوطی با سران قوم یهود از راه رسیدند و یهودا جلو رفته و صورت مسیح را بوسید واینگونه یهودیان در تاریکی شب توانستند عیسی را تشخیص دهند، سپس او را دستگیرکرده و به خانه کاهن اعظم بردند .

همین که روز آغازشد شورای یهودیان عیسی را احضار کرده و از او پرسیدند تو که هستی؟ آیا تو مسیح موعود هستی؟ عیسی جواب داد:" اگر هم بگویم که هستم شما باور نمی کنید و اجازه نخواهید داد که از خود دفاع کنم اما زمانی خواهد رسید که من در آسمان بر تخت سلطنت خواهم نشست."(لوقا23: 69) پس سران یهود اعتراض کردند و او راکافر خواندند و تسلیم پیلاطوس ، فرماندار رومی یهودیه نمودند تا او را به صلیب بکشد.

پیلاطوس نهایت سعی خود را کرد که آنها را از این تصمیم منصرف کند ولی همه یکصدا فریاد می زدند:" مصلوبش کن" پس پیلاطوس عیسی را به سربازان رومی سپرد تا با او همان کنند که مردم می خواستند چون می ترسید مبادا شورش کنند.سربازان او را شلاق زده ، تاجی ازخار بر سرش نهادند ، آب دهان برسرش می انداختند و او را مسخره کرده ،می گفتند: پادشاه یهود را ببینید. سپس #صلیبی بر دوشش گذاشته و او را تا محلی به نام" جلجتا" بردند تا همراه دوجنایتکاربه صلیب کشیده شود.

یکی از آن دو جنایتکار در آخرین لحظات گفت:"ای عیسی ،وقتی ملکوت خود را آغاز کردی مرا هم به یاد بیاور." عیسی جواب داد:" خاطرجمع باش که تو همین امروز با من در بهشت خواهی بود."( توبه در آخرین لحظات و رحمت عظیم خداوند) لوقا23: 42-43 خوشا بحال این فرد که توانست در آخرین لحظه عمر خود نجات را داشته باشد ولی آیا ما می دانیم زمان ما چه وقت است؟
عیسی  زجر وعذاب بسیاری  روی صلیب تحمل می کرد اما به خداگفت:"ای پدر ببخش این مردم را، زیرا نمی دانند چه می کنند." عیسی که خود خدا بود این درخواست را از که می کرد؟این بزرگترین درس گذشت و بخشش و محبت برای ما انسانها و ایمانداران مسیحی می تواند باشد که درسخت ترین شرایط زندگی بتوانیم دعا کنیم و ببخشیم. سپس نگاهی به آسمان انداخت و گفت :" ای پدر روح خود را در دست تو قرار می دهم ""تمام شد"" این را گفت و جان سپرد ( منظور مسیح از "تمام شد" ماموریت او بر روی زمین و پرداخت فدیه گناهان انسان بود) بعد از گفتن این جمله در حالیکه ظهر بود ، ناگهان تاریکی همه جا را فرا گرفت و نور خورشید از تابیدن ایستاد . افسر رومی که مامور اجرای حکم بود با دیدن این صحنه خدارا ستایش کرد و گفت:"این مرد حقیقتا بی گناه بود."

آنگاه شخصی به نام یوسف اهل رامه نزد پیلاطوس رفت و اجازه خواست تا جسد عیسی را دفن کند . او جسد عیسی را در کفن پیچید ودر قبر که شبیه غارکوچکی بود گذاشت.زنانی که شاهد این اتفاقات بودند دنبال یوسف رفتند و محل قبر و اینکه جسد در آنجا گذاشته شد را دیدند.

تمام این اتفاقات در روز جمعه بود که امروز به جمعه الصلیب؛جمعه نیک یا جمعه بلند از آن یاد می شود روزی که عیسی مسیح برای نجات انسانها بر روی صلیب بار تمام گناهان ما را به دوش گرفت تا از اسارت گناه و مجازات آن که همان مرگ است نجات یابیم . 
خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد. و یگانه فرزند خداوند در جلجتا در همان مکانی که قرار بود ابراهیم تنها پسرش اسحاق را قربانی کند با خواست خود به قربانگاه رفت و قربانی گناهان ما شد.

شام آخر خداوند را بیاد داشته باشیم و حرمت خون مسیح را که برای بخشش گناهان ما ریخته شد پاس بداریم.  قدر خود و نجاتی را که داریم را بدانیم که به بهایی گزاف خریداری شده ایم . به بهای جان عیسی پسر خدا. 

Saturday, 18 August 2018

هدایت های روح القدس




جلسۀ اول هدایت #روح القدس توسط معلم کلام "نیما رضیانی"

و خدا گفت:" انسان را بصورت ما وموافق شبیه ما بسازیم."(پیدایش1: 26) خدا در این آیه از فعل جمع استفاده می کند. این مساله که مسیحیان به سه خدا باور داشته باشند احمقانه به نظر می رسد ولی مهم است بدانید که خدا در خلقت در ذات خود تنها نبود؛ بلکه خدایی واحد با سه شخصیت از ابتدای خلقت وجود داشت ؛خدای خالق که آفریننده بود، عیسی مسیح، خدای پسر که نجات دهنده بود و روح القدس که بعد از صعود عیسی مسیح به نزد خدای پدر بعنوان هدایت گر نزد انسانها فرستاده شد که هر ایماندار بعد از نجات آن را دریافت می کند و همواره بعنوان هدایت گر با ایماندار خواهد بود که اگر به او اجازۀ کار کردن داده شود، در تمام مراحل زندگی همانند مشاوری با ما باقی می ماند.

اما هدایت روح القدس به چه معناست و ما چه نیازی داریم که به وسیلۀ او هدایت شویم؟ این امکان وجود دارد که انسانها در زندگی به موقعیت هایی برخورد کنند که تشخیص راه درست دشوار شود واحتیاج به یک مشاور مطمئن وجود داشته باشد. درکلام خدا روح القدس به عنوان هدایت کننده معرفی شده است . خدا بسیار مایل است که انسانها با هدایت روح او زندگی کنند ، این مساله برای رهبران روحانی دارای اهمیت بیشتری می باشد که با هدایت روح تعلیم دهند تا جماعت و انسانهایی که از آنها تعلیم می گیرند روحانی شوند.

امروزه اکثر هدایت ها جسمانی می باشد واز نفس سرچشمه می گیرد، روح خدا عطیۀ نبوت می دهد که برای بنای کلیساست، اما چه بسا افرادی که ادعای هدایت شدن و هدایت کردن دارند ولی به دنبال نفسانیت خود پیش می روند وپیشگویی را با نبوت کردن و هدایت روح خدا اشتباه می کنند، کاملا باید مراقب باشیم چه چیزی را از چه کسانی می شنویم؛ بین هدایت درست و نادرست و تاریکی و نور به اندازه تار مویی فاصله است؛ فهمیدن و تشخیص این موضوع که راهنمایی کار روح القدس است یا نه؛ از موارد بسیار مهم می باشد، خدا آیتم های متفاوتی را برای تشخیص جسمانی یا روحانی بودن هدایت ها معرفی می کند:

1-کلام خدا: ( کتاب تثنیه4: 5-6 ).این آیه به صراحت بیان می کند که کلام خدا اولین وسیلۀ تشخیص هدایت درست است. خیلی اوقات ما میگوییم که دعا می کنیم ولی جواب نمی گیریم، دلیل این می باشد که کلام را درست نخوانده ایم. 31101 آیه در کلام می باشد و هرآنچه برای زندگی پیروزمند لازم داریم در همین آیات موجود است که اگر درست خوانده شوند در بحران ها روح القدس آن را به یادمان می آورد زیرا ایمانداری که تعلیم گرفته به کلام استناد می کند، وقتی کلام را درست و پیوسته و با تامل می خوانید خدا در مشکلات با یادآوری آیه ها با ما حرف می زند. اینکه چه کلامی و از چه کسی شنیده می شود بسیار مهم است( مزمور119: 128) صحبتی که گفته می شود یا خوابی که دیده می شود باید مطابق با کلام باشد، اگر تناقضی در دل احساس کردید از طرف مقابل که مدعی هدایت است بخواهید مکتوب است آن موضوع را، به شما نشان دهد. کلام خدا همواره مانند چراغ راه زندگی برای هر ایماندار است(مزمور115: 105).

2- دومین راهـی که بفهمیم آیا این روح القـدس است که ما را هدایت می کـند صداقــت ایمانــدار اسـت. بر اساس ( امثال11: 3) صداقت شخص هدایت گر به عنوان یک ایماندار بسیار مهم است شما در روابط و مسایل خود چقدر با دیگران صادق هستید؟ آیا همنوعان خود را همانطور که در ظاهر ادعا می کنید دوست دارید؟ در مسایل مالی و خدمتی و غیره خود با دیگران صادق هستید؟ کسیکه صادق نیست نباید انتظار هدایت داشته باشد، پس بایستی روی صداقت بایستید حتی اگر همه برخلاف آن باشند. ایوب در باب27 آیۀ 3-6 می گوید با چیزی که قلبم می گوید درست نیست، موافقت نخواهم کرد، و شما هم به عنوان ایماندار کاری را که قلبتان رد می کند انجام ندهید، زیرا وقتی که شما روح القدس را دارید مثل یک آلارم کار می کند. امروز مردم با توجه به موقعیت های خود هر کاری می کنند، کسیکه در زندگی صادق باشد دنیا او را رد می کند ولی خودِ شخص در آرامش خواهد بود. اگر صداقت راهنمای ایماندار باشد، هر چند که انسان ضعیفی هم باشد ولی روح القدس او را هدایت می دهد، در کتاب مقدس مردان خدا ( چون داود) را می بینیم که اشتباه بسیار کردند ولی همواره درصداقت ایستادند. اطمینان داشته باشید هر گاه به صداقت پشت کنید، بازندۀ اصلی خود هستید.

3-سومین مشخصۀ هدایت روح القدس "آرامش خدا " است( کولسیان3: 15) وقتی در ذهن سوالی دارید، اجازه دهید خدا با کلام در آرامش با ذهن شما صحبت کند،خیلی سوالات به سراغ شما می آید که ممکن است در کلام نباشد، اجازه دهید در آرامش کامل روح خدا آن را برایتان باز کند، اگر می خواهید بدانید هدایتی که می گیرید از جانب روح القدس است باید ببینید از آرامی خدا پر هستید یا نه. به شرایط نگاه نکنید، ممکن است همه چیز خوب باشد و در دل شما آشوب به پا باشد یا برعکس همه چیز خراب باشد ولی شما احساس آرامش بیش از حد می کنید ؛ یکی از روشهای تشخیص هدایت دل شما می باشد زیرا تشویش و نگرانی در روح  القدس نیست.(امثال3: 17) تصمیمات زیادی در زندگی می گیرید، ببنید که با آنها آرامش دارید یا نه. اگر در مسیر درست راه خدا باشید آرامش دارید.

4- چهارمین مشخصه، مشورت است ( امثال20: 18/ امثال24: 6) قبل از انجام کاری با افراد مطمئن مشورت کنید ممکن است جواب خدا را از دهان یکی از آنها بشنوید، مشورت به معنای قبول کردن اظهار نظر دیگران نیست چون شما خود مسئول کار خود می باشید، شما مشورت ها را می گیرید و آن ها را با کلام مطابقت داده، دعا کرده، شکرگزاری می کنید و اگر مطابق با کلام بود، آنها را به کار گیرید. البته مشاور هر کسی نباید باشد بهتر است یک خادم پرحکمت باشد.

با رعایت این موارد می توانید حضور روح القدس و هدایت هر لحظۀ او را در زندگی خود احساس کنید، با خواندن کلام؛ جرات پیدا می کنید که روی صداقت بایستید ، به آرامش خود اهمیت داده و به حفظ آن تاکید داشته باشید و برای شنیدن صدای روح خدا با انسانهای قابل اعتماد و حکیم مشورت کنید.

 
 

عید پاک. عید قیام

عید پاک ؛ عید قیام



 عید پاک برخلاف معنای واژه خود کلمه "پاک"ربطی به پاکی و تمیزی ندارد و در ترجمه فرانسوی عید قیام است . ریشه اش از کلمه عبری (paskha) لاتین "پاسخا" مهمترین عید یهودیان است که در شب عید پاک مصر را ترک کردند و از طریق دریای سرخ به صحرای"سینا" و سپس کشور "غنا" رفتند. با اینکه مراسم #عید "پاک" به یهودیان اختصاص داشت اما بعدها با به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح در جمعه #صلیب و رستاخیزش سه روز بعد به بزرگترین عید #مسیحیان تبدیل گشت.





هفته "فصح" با روز یکشنبه نخل شروع می شود،در آخرین یکشنبه پیش از عید فصح عیسی در حالی پیروزمندانه وارد اورشلیم می شود که شاخه ای از نخل در دست داشت و شاگردان وپیروان او مسیر حرکتش را با شاخه های درختان فرش می کردند، او شام عید "پسح " رابا شاگردان خود می خورد . در همان شب توسط یکی از شاگردان خود به نام #یهودا اسخریوطی که روح خود را تسلیم شیطان کرده بود تحویل بزرگان قوم یهود می گردد آنها عیسی  را تحویل پیلاطوس حاکم وقت می دهند و بخاطر کفری که کرده بود خواستار به صلیب کشیدن عیسی می شوند سربازان رومی پس از وارد آوردن اقسام توهین ها و سختی های فراوان بر فراز تپه"جلجتا" ، او را مصلوب کرده که سه روز پس از مرگش قیام می کند .

(لوقا24: 1-7)
روز یکشنبه، صبح خیلی زود،زنها دارو و عطرهایی را که تهیه کرده بودند با خود برداشته به سر قبر رفتند وقتی به آنجا رسیدند، دیدند سنگ بزرگی که جلو دهانه قبر بود به کناری غلطانیده  شده است. پس وارد قبر شدند . اما جسد خداوند در آنجا نبود! ایشان مات و مبهوت ایستاده دراین فکر بودند که چه برسر جسد آمده است . آنگاه دو مرد با لباسهایی درخشان و خیره کننده در مقابل ایشان ظاهر شدند و به آنان گفتند:"چرا در بین مردگان به دنبال شخص زنده می گردید؟ عیسی اینجا نیست ! او زنده شده است ! بیاد آورید سخنانی را که در جلیل به شما گفت که می بایست به دست مردم گناهکارتسلیم شده ، کشته شود وروز سوم برخیزد!







همزمان شدن عید پسح که درآن یهودیان، بره پسح را به شکرانه خروج از مصر قربانی میکردند چون خون قربانی برسر درخانه ها باعث رهایی آنان گردیده بود، با یکی شدن رستاخیز عیسی بی ارتباط نمی تواند باشد ،در واقع صلیب و قیام مسیح نیز خون بره خدا، سبب رهایی و رستگاری قوم جدید خدا شد. مسیحیان نخستین که هنوز در جامعه ای یهودی می زیستند، جشن رستاخیز خداوند را با مراسم عید"پسح" هر سال برگزار می کردند که در سال 325 میلادی و بعد ازاینکه تعداد ایمانداران به عیسی مسیح زیاد شدند، عید پسح از عید قیام جدا شد وبا اتفاقات مسیحی همراه گشت. قیام عیسی ثابت می کند که تمام گفته های او درست بوده است و او به درستی که مسیح موعود است.

 برای ما مسیحیان برخاستن او از مرگ آغازگر خلقت تازه است زیرا خدا در پی آن است که همه آفرینش خود را از نو احیا کند و با نجاتی که با پسر خود فرستاد این امکان را به همه انسانها داد که در این راه با او همراه شوند.عیسی  با  رستاخیزپس از مرگش ، ثابت نمود که خداست. قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، با شروع بهار جشن گرفته می شود. ،جشن باشکوهی  که درآغاز بهار و درست زمانی که طول روز و شب برابر می شود و طبیعت رو به گرما می رود برگزار می گردد.یعنی در اولین یکشنبه این یک ماه بعد از دیدن ماه کامل، مراسم عید پاک را به جا می آورند . به همین دلیل است که برخلاف مراسم کریسمس تاریخ برگزاری آن متغیر می باشد و نحوه برگزاری آن نیز در کشورها متفاوت می باشد.



به عنوان مثال در سوئد همه وسایل  اعم از پرده و رو تختی تا گلها و پرهای مخصوص این جشن اکثرا زرد می باشد و از آنجایی که سوئدها برای هر چیزی هفته ها زودتر به پیشواز می روند فروشگاه ها رنگ و روی متفاوتی به خود می گیرند .گل مخصوص این عید که به سوئدی "پسک" نام دارد نرگس می باشد که از چند هفته قبل در گلدان هایی با پرهای رنگی نصب می کنند . 

برگزاری  این مراسم و جشن ها برای این است که ایمانداران به مسیح باور دارند که عیسی همان مسیح موعود است و همان گونه که تمام پیشگویی هایی که در مورد مرگ و رستاخیز خود کرده بود به حقیقت پیوست ، بازگشت او نیز نزدیک است و می توانند چشم انتظار سلطنت او باشند . مرگ و رستاخیز او به همگان ثابت کرد که پادشاه پادشاهان، خداوندمان عیسی مسیح است که سلطنت جهان برازنده اوست و چشم انتظار سلطنتی از او هستیم که عدالت در آن برقرار خواهد بود ما باید با اطمینان بازگشت مسیح را انتظار بکشیم . همیشه گوش به زنگ برگشت او باشیم گرچه دو هزار سال از این سخن عیسی می گذرد اما از صحت آن هنوز کاسته نشده است او باز خواهد گشت و ما باید هشیار باشم وبه وظایفی که خداوند بر ما در این دوره محول کرده درست عمل کنیم.

Friday, 17 August 2018

پنطیکاست

پنطیکاست و شراره های آتش روح القدس

 


پنطیکاست یک کلمه یونانی است و برای هر مسیحی یادآور شراره های آتش روح القدس براولین ایمانداران عهد جدید ( شاگردان عیسی مسیح) در عید پنجاهه می باشد.
عید پنجاهه از فردای روز عید پسح آغاز می شد و در پنجاهمین روزبعد از پسح، یهودیان نوبر غله خود را همراه با قربانی برای شکرگزاری از برکت خداوند به خدا تقدیم می کردند و به مناسبت برداشت محصول خود جشن می گرفتند. این عید یکی از بزرگترین عید های یهودی بود و به این مناسبت یهودیان از تمام نقاط به منظور برپایی این جشن به اورشلیم می آمدند و در این مراسم شرکت می کردند.
 عیسی مسیح در روز "پسح" مصلوب شد و سه روز بعد از مرگ رستاخیز کرد . او پیش از رنج صلیب وعده داد که روح القدس را بفرستد (یوحنا14: 16-17) او در غروب روز قیام، خود را به شاگردان نشان داد و چهل روز بین آنها زندگی کرد عیسی در این مدت کلیدهایی که توسط آنها درهای ملکوت خدارا برای مردم می گشود به شاگردان آموزش داد وقبل از صعود نزد خدای پدر، به آنها وعده آمدن روح القدس را داد که این اتفاق در روز پنطیکاست ،ده روز پس از صعود عیسی مسیح به آسمان و نشستن در دست راست خدای پدر طبق وعده ای که بارها  داده بود، به وقوع پیوست.

 او روح خود را همچون شراره های آتش با صدایی همانند وزیدن باد شدید بر تمام ایماندارانِ آن زمان فرو ریخت. روح القدس ابتدا بر حدود 120 نفر از شاگردان اولیه #عیسی ریزش کرده و در آنان ساکن شد، گرچه همه آن افراد ایمان دار بودند ولی نتوانسته بودند روح القدس را قبل از آن دریافت کنند زیرا عیسی هنوز جلال نیافته بود.(یوحنا7: 39) ولی پس از قیام، صعود وجلوسش بر تخت پادشاهی ، شاگردان اولین کسانی بودند که روح القدس در آنها سکنی گزید.(یوحنا14: 16-17) بعد از شنیدن صدا مردم سراسیمه به آن محل آمدند و با کمال تعجب دیدند که شاگردان به زبانهای آنان صحبت می کنند.(در کتاب اعمال رسولان 2 کاملا این رویداد توضیح داده شده است ). با قدرتی که پطروس بعد از ریزش روح القدس از خداوند دریافت کرده بود موعظه ای کرد و همان روز حدود سه هزار نفر به عیسی مسیح ایمان آوردند و روح القدس را دریافت کردند.

 اما سوالی که پیش می آید این است که چرا باید این اتفاق می افتاد و این واقعه چه تاثیری در برقراری ملکوت آسمان دارد؟ تمام اتفاقاتی که در عهدجدید شاهد آن هستیم ریشه در عهد عتیق دارند و  توسط انبیا نبوت شده بودند . چنانچه در (حزقیال36: 25-18 / یوئیل2: 28-32 ) و در کتاب (اشعیا32: 15 ) آمده است :" خدا روحش را بر قوم خود فرو خواهد ریخت و همانگونه که باران بر زمین خشک و بی آب می بارد و بیابان را به بوستان و جنگل تبدیل می کند، روح خدا نیز بر مردم ریخته و برکات را بر آنها جاری خواهد ساخت."
 در #عهدجدید ابتدا نجات و سپس واقعه پنطیکاست همه لعنتهایی که در #عهدعتیق به سبب نافرمانی  بر انسان ها وارد شده بود  را از بین برد.انسانها در عهدعتیق به سوی تمرد کشیده شدند و شامل لعنت خداوند گردیدند.
پنطیکاست در اصل ابطال لعنت برج بابل است (پیدایش11: 6-7) هنگامی که همه بشر یک قوم بودند و با یک زبان مشترک سخن می گفتند، در کثرت قدرت گرفتند و بنابراین آنها دچار منیت شدند پس خداوند زبانشان را تقسیم نمود تا آنها را از هدفشان دور کند و آنها را در سطح زمین پراکنده ساخت .

اما واقعه پنطیکاست نقشه خدا بود برای همه قومها که به واسطه روح القدس یک قوم شوند و یک هدف مشخص داشته باشند که این هدف همان بشارت انجیل است و زبان مشترکی که بتوانند انجیل را به تمام دنیا برسانند و آن زبان محبت می باشد همانطور که پولس گفت:" خدا این مسئولیت را به ما سپرده تا پیغام این آشتی را به دیگران نیز برسانیم ، ما سفیران مسیح هستیم خدا به وسیله ما با شما سخن می گوید.(دوم قرنتیان5:18-20)" و بزرگترین عطیه این روز به  زبانهایِ غیر  دعا کردن می باشد که اولین بار شاگردان مسیح آن را دریافت نمودند. در این روز، روح خدا با بشر عهد تازه بست و دوباره انسان با خدا پیوند خورد.

عهد عتیق جدایی انسان از خدا و عهد جدید و پنطیکاست آشتی خداوند با انسان می باشد که این افتخاری بس عظیم برای هر ایماندار می تواند باشد.
امروزه پنطیکاست برای ایمانداران "تحول در زندگی" است. اگر باور داشته باشیم که عیسی قربانی گناهان ما بر روی صلیب است، عهد جدید خدا شامل حال ما نیز می شود. زمانیکه ما به عیسی مسیح ایمان می آوریم #روح القدس را دریافت می کنیم او به ما توانایی می بخشد و ما وارد خانواده الهی می گردیم، حال این بستگی به ما دارد که به چه اندازه خود را تسلیم او کنیم و اجازه دهیم که وجود ما را کنترل کند و قدرت غلبه بر گناهان را به ما بدهد.

روح القدس یک نیروی غیرشخصی نیست بلکه شخصیت دارد و او خودِ خداست (اعمال رسولان5: 3-4) او شخصیت سوم تثلیث می باشد و نماینده #عیسی #مسیح برروی زمین (یوحنا15: 26) و با قرار گرفتن بر ایمانداران آن اعمالی راانجام می دهد که اگر عیسی بود انجام می داد. پس ما ایمانداران با دریافت روح القدس وظیفه ای بس عظیم بر دوش داریم همانطور که عیسی به شاگردانش گفت :" بروید و همه امتها را شاگرد من سازید."(متی28: 19) بنابراین هدف از عطای روح القدس، اعلام خبر خوش انجیل به انسانهاست.
همواره در فیض #مسیح جاودان باشید.

Wednesday, 15 August 2018

مشارکت ایمانداران


چرا یک #ایماندار بر خلاف تفکر بعضی ها نمیتواند تنها باشد و تنها در ایمان رشد کند؟! چرا خدا ما را خوانده تا با همدیگر مشارکت داشته باشیم؟ 

ایمانداران بعد از اینکه به مسیح ایمان می آورند از دنیا جدا می شوند  تفکرات، آرزوها و روش زندگی آنها متفاوت از دنیا می گردد.در این میان دنیا و #شیطان نیز بیکار نمی مانند و تلاش می کنند به هر روشی  که شده او را به  سوی خود برگردانند. وقتی ایمانداری تنها باشد افکار دنیا بیشتر به او حمله ور می گردد و ناامیدی ها و غم ها و افکار منفی بیشتر از امید به خدا و مبارزه کردن و ایستادن در ایمان عمل کرده و متاسفانه در خیلی موارد غلبه پیدا می کنند یک ایماندار تنها ، شکست را به راحتی قبول میکند و ممکن است از ایمان ساقط شده و یا بسیار ضعیف گرددد.
 ایمانداران برای اینکه جلوی این خطر بزرگ را بگیرند لازم است در مشارکت با یکدیگر کوشا باشند. در #کلیسا ها حضور داشته باشند، از هر بهانه ای برای با هم بودن و دعا کردن و برکت دادن و برکت گرفتن استفاده کنند، اگر محل کار و یا محل زندگی ما خواهر، برادران ایماندار به یکدیگر نزدیک است کافی است تنها چند دقیقه در روز  دو به دو یا سه به سه با هم مشارکت کوتاه داشته باشیم و دعا کنیم و آیاتی از کلام خدا برای تقویت و دلگرمی هم بگوییم وخستگی های خود را اعتراف کنیم و متحدا برای یکدیگردر دعا باشم.

شاید بعضی ها متوجه نشده اند؛ حملات شیطان زمانی بیشتر میشود که مشارکت آنها در آمدن به کلیسا و جمع ایمانداران کم می شود. از جدل های خانوادگی و مریضی های مرموز تا بی برکتی در کار و تصادفات...

کلام خدا میگوید: از مشارکت با یکدیگر غافل نشوید(عبرانیان باب 10 ایه 25)یا باز میگوید: پیوسته ایمانداران در معبد و خانه های یکدیگر بودند و با یکدیگر نان میشکستند و مجدد می گوید: ایمانداران پیوسته در دعا و تعلیم کلام و مشارکت نان با یکدیگر متحد بودند. حتی اگر کمی الهیاتی تر بگویم خود #عیسی #مسیح با خدای پدر و #روح القدس در مشارکت مدام بودند و هستند.(#تثلیث)

 با هم بودن را جدی بگیرید. به هیچ عنوان به بهانه های ابتدایی جلسات کلیسایی را لغو نکنید، شاید جمع شما کوچک و موعظه ها جالب نباشد و یا سرود ها تکراری باشد،  اینها زیاد مهم نیستند؛ خداوند در همان مشارکت کوچک نیز با شما حرف میزند. با هر بهانه ای برادران و خواهران خود را در دعا  و کلام تشویق کنید و از تشویق و دعای آنها برکت بگیرید.

بهترین روش برای عزیزانی که امکان رفتن به کلیسا ندارند و یا در کشورهایی زندگی می کنند که کلیساها اجازه فعالیت ندارند؛( مانند کشور ایران) مشارکت های مجازی و ماهواره ای است.
خدا را با هم بپرستیم، با هم بار های سنگین زندگی را حمل کنیم وهمدیگر را در جنگ های روحانی که داریم تقویت کنیم تا با هم پیروز شویم.

 ما خوانده شده ایم تا ابد با هم و با خداوند مشاکت داشته باشیم....امین

 

تاک




#عیسی #مسیح در یوحنا باب 15 میگوید: من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. هر شاخه ای  در من که میوه نیاورد آن را دور می سازد و هر چه میوه آورد آنرا پاک میکند تا بیشتر میوه دهد.

شما  در این داستان سه شخصیت را میتوانید ببینید... اول ،پدر آسمانی که باغبان است و دوم خود عیسی مسیح که تاک حقیقی است و سوم ایمانداران و خادمین که شاخه های فرعی تاک هستند...

اینجا مسیح در پس شخصیت های این داستان نقش خودش ورابطه زنده و هرروزه خود را با شاگردان و ایمانداران و خدای پدر به عنوان باغبان نشان میدهد.
در این داستان هدف مسیح  بازگو کردن رابطه همیشگی و زنده ما با اوست و اینکه این رابطه، در آوردن ثمر در زندگی ما بسیار حیاتی و مهم میباشد. در این رابطه ما هر لحظه از مسیح تغذیه میشویم...

هر ایمانداری باید در زندگی روحانی خود ثمر  بیاورد و مفید باشد و اگر ایمانداری ثمر نیاورد این پیام را میرساند که به مسیح نچسبیده است.

و مهمترین درس دیگر این است که ثمر و میوه ما از  منبع خود مسیح  مستقیم به وجود می اید و یک ایماندار هیچ منبع دیگری جز مسیح برای ثمردهی ندارد و به جز مسیح هر روش و منبعی باعث خشک شدن و مردن شاخه میگردد.

شما به عنوان یک ایماندار به چه چیزی چسبیده اید؟! ایا ثمر میاورید؟! ایا ثمر شما ریشه در خود مسیح دارد؟!

در هر شرایطی تنها به مسیح و کلام خدا بچسبید تا ثمر بیاورید و کار خدای پدر را در زندگی خود محدود نکنید.

 

Tuesday, 14 August 2018

هفتمین معجزه مسیح


قسمت هفتم : مرگ ایلعازر و زنده شدن او توسط عیسی مسیح ، پس از چهار روز

 در انجیل یوحنا باب یازدهم ، شاهکار عظیم دیگری را از معجزات عیسی مسیح خداوند می بینیم . ایلعازر برادر مریم و مرتا بود؛ ایشان در بیت‌عَنْیا که در سه کیلومتری اورشلیم واقع شده بود، می‌زیستند. هنگامی که ایلعازر بیمار شد ، خواهرانش نزد عیسی فرستادند که در آن سوی رود اردن، در حدود سی کیلومتری دورتر اقامت داشت (یوحنا ۱۰: ۴۰). فرستادگان به عیسی گفتند: «آن که او را دوست می‌داری مریض است». عیسی ایلعازر و خواهرانش را به خوبی می‌شناخت و محبت زیادی نسبت به ایشان داشت . عیسی فرمود: «این مرض تا به موت نیست»، یعنی ایلعازر سرانجام زنده خواهد ماند. بیماری ایلعازر برای آن بود که خدا و پسرش عیسی جلال یابند (یوحنا ۹: ۳). حتی هنگامی که عیسی این حرف را می‌زد، می‌دانست که ایلعازر مرده است . ایلعازر درست بعد از روانه شدن پیکها درگذشته بود. عیسی از آنجا که می‌دانست ایلعازر مرده است، بلافاصله عزیمت نکرد، بلکه دو روز توقف نمود. وی می‌دانست که ایلعازر را زنده خواهد کرد؛ لذا دو روز یا چهار روز دیرتر، تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کرد. او آنقدر منتظر شد تا موقع مناسب برای رفتن فرا رسد. بیت‌عَنْیا در نزدیکی اورشلیم در ایالت یهودیه واقع شده بود، جایی که پیشوایان دینی یهود چندین بار سعی کردند که عیسی را بکشند (یوحنا ۸: ۵۹؛ ۱۰: ۳۱، ۳۹). شاگردانش می‌دانستند که بازگشت به یهودیه بس خطرناک است.


 عیسی فرمود: «آیا ساعت‌های روز دوازده نیست»؟ در دوران عهد جدید، هیچ کس ساعت نداشت. روز، دوازده ساعت بطول می‌انجامید (در ماههای زمستان «دوازده ساعت» کوتاه تر است). بنابراین عیسی در اینجا می‌گوید که در روز تنها دوازده ساعت وجود دارد که طی آن انسان می‌تواند کار کند و بی آنکه بلغزد، راه رود. در این دوازده ساعت وی می‌تواند براحتی نور این جهان یعنی خورشید را ببیند. بنابراین انسان باید تا فرصت باقی است، کار کند (یوحنا ۹: ۴). زندگی یک انسان شبیه به دوازده ساعت روز است. وی باید پیش از مرگ کارش را به پایان رساند. با وجود اینکه رفتن به یهودیه مخاطره آمیز بود، عیسی می‌بایست تا زمانی که هنوز بر روی زمین بود، یعنی مادامیکه روز بود، کار را در آنجا به انجام می‌رساند. «یک یا دو ساعت از روز» در زندگی او باقی مانده بود و پیشوایان دینی یهود تا زمانی که کار او به کمال نرسیده باشد، نمی‌توانستند او را بکشند.  برای انسان راه رفتن در شب دشوار است زیرا که نوری نیست. این امر دارای مفهومی روحانی است. مادامی که مسیح با ما است، نور روحانی وجود دارد. لیکن هرگاه که بدون مسیح راه رویم، نوری در ما یعنی در جان ما وجود ندارد. شخصی که نور مسیح را در جان خود ندارد، مطمئنا لغزش خواهد خورد (یوحنا ۸: ۱۲؛ ۱۲: ۳۵).
  
عیسی به شاگردانش فرمود که ایلعازر در خواب است. منظورش این بود که ایلعازر مرده است. اغلب در کتاب مقدس در خواب بودن به معنی «مُردن» است (اعمال رسولان ۷: ۶۰؛ اول قرنتیان ۱۵: ۲۰؛ اول تسالونیکیان ۴: ۱۳-۱۵). برای ایمانداران مسیح، مرگ همانند خواب است. مسیحیان محو و نابود نخواهند شد؛ ایشان بزودی در آسمان بیدار خواهند شد. شاگردان که نمی‌دانستند ایلعازر مُرده است، پنداشتند که منظور عیسی فقط این است که ایلعازر در خواب آرام است، و در اینصورت شفا خواهد یافت. آنگاه عیسی به شاگردانش آشکارا فرمود که ایلعازر مرده است. وی این امر را به گونه‌ای مافوق طبیعی می‌دانست و کسی به او نگفته بود. سپس افزود: «... برای شما خشنود هستم که در آنجا نبودم تا ایمان آرید». اگر عیسی آنجا می‌بود، ایلعازر را پیش از آنکه بمیرد شفا می‌داد و این معجزه‌ای کم اهمیت تر می‌بود. لیکن زنده کردن یک مرده، خصوصا چهار روز بعد از مرگ ، معجزه‌ای بزرگ بود. چنین معجزه‌ای ایمان شاگردان را افزوده، تقویت می‌کرد (لوقا ۱۷: ۵). توما ملقب به توام، یکی از آن دوازده شاگرد (مرقس ۳: ۱۸)، سایر شاگردان را ترغیب کرد تا همراه عیسی به یهودیه بروند «تا با او بمیرند». توما آماده بود تا برای عیسی بمیرد. بقیه شاگردان نیز چنین بودند. لیکن در آخر، هنگامی که عیسی دستگیر شد، آنان همگی گریختند (مرقس ۱۴: ۵۰). ایمان شاگردان ضعیف بود.

عیسی خواهران ایلعازر را تسلی می‌دهد 


هنگامی که عیسی به خانۀ ایلعازر رسید، وی چهار روز بود که مُرده بود. یک روز طول کشیده بود تا پیکها نزد عیسی برسند و عیسی نیز دو روز توقف کرد. سپس یک روز طول کشید تا عیسی به بیت‌عَنْیا برسد.  بسیاری از دوستان یهودی خانواده آمده بودند تا مریم و مرتا را تسلی دهند. اما مرتا با شنیدن خبر آمدن عیسی، مریم و دوستان یهودی خود را ترک کرد و به استقبال او شتافت. مرتا عیسی را به خاطر اینکه دیر آمده بود، سرزنش نکرد؛ فقط گفت که اگر زودتر آمده بود، برادرش نمی‌مُرد. شاید مرتا نشنیده بود که عیسی قادر است که از راه دور نیز بیماران را شفا دهد (متی ۸: ۵-۱۳؛ مرقس ۷: ۲۴-۳۰). سپس مرتا ابراز کرد که ایمان دارد به اینکه خدا هر چه را که عیسی از او طلب کند، بدو می‌بخشد. شاید وی بدین امر اشاره می‌کرد که عیسی قادر بود برادر مرده‌‌اش را زنده کند. لیکن بعدا هنگامی که عیسی واقعا رفت تا ایلعازر را زنده کند، مرتا فکر نمی‌کرد که این امر امکان پذیر باشد . مرتا نیز مانند شاگردان، نوعی ایمان داشت؛ لیکن هنگامی که ایمانش در عمل مورد آزمایش قرار گرفت، دچار ضعف شد. آنگاه عیسی به مرتا فرمود که ایلعازر بر خواهد خاست. مرتا فکر کرد که منظور او این است که ایلعازر در پایان جهان، در روز آخر یعنی به هنگام قیامت همه مردگان، زنده خواهد شد (یوحنا ۵: ۲۸-۲۹؛ اعمال ۲۴: ۱۵).  لیکن عیسی تنها در مورد انقضای عالم صحبت نمی‌کرد. وی حتی در این جهان قدرت زنده کردن مرده را برای مرتا و ایلعازر به همراه می‌آورد. من قیامت و حیات هستم. عیسی، قیامت برای بدن ما و حیات جاودانی برای روح و جان ما را به ارمغان می‌آورد. عیسی نه تنها حیات می‌بخشد، بلکه خود حیات است. در او حیات بود (یوحنا ۱: ۴؛ ۵: ۲۶). آن حیات، حیاتی جاودانی است، حیاتی روحانی. شخص برای دریافت چنین حیات روحانی، باید ابتدا بمیرد و آنگاه زنده شده، از نو مولود گردد. ابتدا باید برای زندگی گناه آلود گذشته بمیریم، آنگاه قیامت و بعد حیات می‌آید (یوحنا ۳: ۳؛ ۱۲: ۲۴؛ رومیان ۶: ۳-۵).


عیسی برای نشان دادن اینکه قدرت بخشیدن حیات روحانی نوینی را دارد، به ایلعازر حیات جسمانی نوینی عطا کرد؛ او برای اینکه نشان دهد که می‌تواند انسان را از موت روحانی به حیات روحانی بازگرداند، ایلعازر را از موت جسمانی به حیات جسمانی باز گرداند. سپس عیسی به مرتا فرمود که هر که به او ایمان آورد، اگر مُرده باشد، زنده گردد. بدن ایماندار می‌میرد، لیکن جان و روحش نمی‌میرد. مرگ جسمانی فقط دروازۀ حیات جاودانی است. لزومی ندارد که ایماندار از مرگ بهراسد. مرگ نمی‌تواند به جان ما زیان رساند. هر که روحا زنده باشد و به مسیح ایمان آورد، هرگز نخواهد مُرد (یوحنا ۳: ۱۵؛ ۸: ۵۱ و تفسیر آنها مشاهده شود). این فقط نوعی اندیشه یا نظریه نمی‌باشد، بلکه حقیقتی است که باید به آن ایمان داشت و به آن عمل نمود. حیات جاودانی تنها از طریق ایمان می‌آید. عیسی از مرتا پرسید: «آیا این را باور می‌کنی»؟ مرتا ایمان داشت. وی مخصوصا به مسیح ایمان داشت و باور داشت که وی به راستی #مسیحای موعود، پسر خدا و نجات دهندۀ جهان است. اعتقاد به کمتر از این کافی نیست و باعث نجات ما نخواهد شد.
  
سپس #مریم بیرون رفت تا از عیسی استقبال کند. وی نیز همان حرفی را تکرار کرد که مرتا به عیسی زده بود . هنگامی که عیسی، اندوه مریم و دوستان یهودی‌‌اش را دید، در روح خود عمیقا مکدر شد، یعنی در روح انسانی و در دل خود. وی مضطرب گشت. معلوم نیست که عیسی به چه دلیل مکدر و مضطرب گردید. وی می‌رفت تا ایلعازر را زنده کند؛ بنابراین دلیلی نداشت که در خود احساس اندوه کند. برخی بر این باورند که وی از بی ایمانی یهودیانی که همراه مریم بودند خشمگین شده بود. دیگران می‌گویند که علت اضطراب او بدین خاطر بود که می‌دانست بعد از زنده کردن ایلعازر رهبران یهود خیلی زود او را دستگیر کرده، اعدامش خواهند کرد. با اینحال شاید وی فقط با دیدن اندوهی که مریم و مرتا مدت چهار روز تحمل کرده بودند، مضطرب گشت. عیسی بگریست . عیسی نیز انسانی مانند ما بود و دچار اندوه می‌شد. یهودیان درک نکردند که چرا عیسی می‌گرید و پنداشتند که به خاطر مرگ ایلعازر بود که نمی‌تواند برای آن کاری بکند. یهودیان از خود می‌پرسیدند که: «چرا عیسی نتوانست مانع از مردن ایلعازر شود. پس قدرت او چه شده بود؟ او که مرد کور را شفا داده بود (#یوحنا ۹: ۶-۷)، چرا نتوانست به ایلعازر کمک کند»؟

عیسی ایلعازر را زنده می‌کند


هنگامی که مرتا دید که عیسی قصد دارد ایلعازر را زنده کند، ایمانش دچار تزلزل شد و به او گفت: «نمی دانی که چهار روز از مرگ او گذشته است»؟ عیسی با ملایمت، مرتا را به خاطر فقدان ایمان سرزنش کرد. وی ایمان داشت که عیسی پسر خدا است (آیۀ ۲۷) و خدا به او هر چه را که بطلبد خواهد داد (آیۀ ۲۲). عیسی همانطور که به شاگردانش گفته بود، به او نیز فرمود که جلال خدا را خواهد دید (آیۀ ۴). کاش که ایمان او دچار لغزش نمی‌شد! توجه داشته باشید که برای اینکه مرتا جلال خدا را ببیند، ایمان ضروری بود. کسانی که ایمان نداشتند، فقط شاهد معجزه‌ای بودند: زنده شدن یک مُرده. اما مؤمنین مفهوم معجزه را می‌دیدند یعنی جلال خدا را. عیسی می‌دانست که خدا به تقاضایش پاسخ داده، ایلعازر را زنده خواهد کرد. بنابراین وی ابتدا خدا را شکر کرد که سخن وی را شنیده است. عیسی حتی پیش از دریافت پاسخ به دعایش می‌دانست که آن را بدست آورده است (اول یوحنا ۵: ۱۴-۱۵). #عیسی با آواز بلند ندا کرده، خدا را شکر نمود، طوری که مردمی که در آن اطراف ایستاده بودند بشنوند. وی می‌خواست که ایشان بدانند که به واسطه قدرت خدا است که ایلعازر را زنده می‌کند. لازم بود که مردم بدانند که عیسی از خود کاری نمی‌کند (یوحنا ۵: ۱۹). وی از سوی خدا فرستاده شده بود تا کارهای خدا را انجام دهد. شعبده بازان معمولی همواره سعی دارند که قدرت خود را به رخ دیگران بکشند تا مورد تمجید و ستایش مردم قرار بگیرند. اما عیسی همواره خواهان آن بود که فقط خدا تمجید شود و جلال یابد. آنگاه #عیسی ندا در داده، ایلعازر را خواند؛ و او از قبر بیرون آمد. وی در نوارهای پارچه‌ای پیچیده شده بود. رسم یهودیان بر این بود که مرده را پیش از تدفین، در پارچه (کفن به صورت نوار بلند) بپیچند (یوحنا ۱۹: ۴۰). پاهای ایلعازر به صورت جداگانه پیچیده شده بود، لذا وی می‌توانست راه رود. می‌بایست منظرۀ خارق العاده‌ای بوده باشد! چگونه انسان می‌توانست بعد از دیدن چنین معجزه ای، به عیسی ایمان نیاورد؟ هنگامی که دل انسانها سخت شده باشد، حتی #معجزات نیز نظر ایشان را تغییر نمی‌دهد.

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...