Friday, 21 September 2018

اگر عیسی خدا بود، چگونه به خدا دعا می کرد؟



برای فهمیدن اینکه #عیسی بعنوان خدا بر روی زمین ، چگونه به پدرش در آسمان  دعا می کند و با او حرف می زند، باید به این درک برسیم که پدر و پسر قبل از اینکه خدا با لباس انسان و با نام عیسی  به زمین بیاید با هم  در رابطه ای ابدی بودند.

در( یوحنا 5: 19-27) ، بخصوص آیه 23 که عیسی تعلیم می دهد و می گوید:"پدر پسر را فرستاد . " عیسی وقتی در بیت لحم بدنیا آمد پسر خدا نشد. او همیشه در ابدیت پسر خدا بوده و هست و خواهد بود.

در (اشعیاء 9: 6 ) می خوانیم که "پسر بخشیده شد و فرزند بدنیا آمد."  عیسی همیشه یکی از سه شخصیت ، تثلیث می باشد که  همیشه وجود داشته است، خدای پدر، خدای پسر، و #روح القدس، نه سه خدا، بلکه یک خدا در سه شخصیت می باشند. عیسی تعلیم داد که او و پدر یک هستند (یوحنا 10: 30)، یعنی اینکه او و پدر از یک جنس هستند. پدر، پسر، و روح القدس سه شخصیت مساوی در یک خدا هستند. این سه همیشه باهم در ارتباط بوده و خواهند بود.

وقتی عیسی، پسر ابدی خدا بشکل انسان آمد، جلال آسمان را ترک کرد و صورت غلام بخود گرفت (فیلیپیان 2: 5-11). بعنوان "خدا-انسان"، وقتی از طرف شیطان وسوسه می شد یا از طرف مردم به
دروغ متهم می گردید، و اینکه در نهایت مردم او را رد و #مصلوب نمودند ، باید اطاعت از پدر را می آموخت (عبرانیان 5: 8). دعای او به پدر آسمانیش درخواست برای قدرت و حکمت بود (یوحنا 11: 41-42) و (مرقس 1: 35، 6: 46).
 دعای او نشان می داد که او چقدر به پدر وابسته بود تا بتواند نقشه نجات او را به انجام برساند. دعای او نشان می دهد که او تسلیم اراده پدر شد و بر #صلیب رفت و جریمه (گناه ) ما را پرداخت (متی 26: 31-46).

البته، او در بدن پرجلال از قبر قیام کرد، در حالیکه بخشش و حیات ابدی را برای آنهایی که از گناهانشان توبه می کنند و به او ایمان می آورند بدست آورد.
هیچ اشکالی ندارد که خدای پسر با خدای پدر صحبت کند. همانطور که گفته شد، آنها قبل از اینکه مسیح بصورت انسان به زمین بیاید با هم رابطه ابدی داشتند. این رابطه در اناجیل نشان داده شده است و ما می توانیم ببینیم چطور پسر خدا در انسانیت خود اراده پدر را انجام داد و در اینکار نجات را برای فرزندانش خرید (یوحنا 6: 38). ادامه اطاعت مسیح از پدر آسمانیش با دعاهایش قدرت و تمرکز پیدا می کرد. دعاهای او برای ما نمونه ایست که باید آنرا دنبال کنیم.

عیسی مسیح وقتی روی زمین بود و به پدرش در آسمان دعا می کرد، خدا بودنش کمتر نمیشد. او نشان می داد که حتی با وجود بی گناه بودنش، لازم بود که زندگی با دعاهای زنده داشته باشد تا اراده پدر را انجام دهد. دعا کردن عیسی به پدر نشانه رابطه اش در تثلیث بود و نمونه ای بود برای ما که باید از طریق دعا به خدا تکیه کنیم تا قدرت و حکمت مورد نیازمان را بدست آوریم.

 تمام گفتار و کارهای عیسی برای ما که در #مسیح زندگی میکنیم حامل درسی بزرگ می باشد . هنگامیکه بر روی صلیب به خدای پدر دعا می کند به نوعی می خواهد به ما درس دعا کردن و ارتباط با خداوند را بیاموزد .از آنجایی که مسیح، بعنوان خدا-انسان، احتیاج داشت زندگی پر از دعاهای زنده داشته باشد، پس پیروان او هم امروزه باید به همینگونه زندگی کنند. 

فکر میکنی خدا صدایت را نمیشنود ؟


در میان مقالاتی که چند روز گذشته خواندم به این مطلب جالب برخوردم  و دریافتم هرکدام از ما چقدر این روزا درگیر مسایلی هستیم که فکر میکنیم تنها مشکل ما می باشد دوست داشتم این مطلب را با دوستان عزیز به اشتراک بگذارم تا یاداوری باشد برای همه ما، که در سختترین شرایط خدا را با تمام وجود حس کنیم و ایمان داشته باشیم که او برای هر مشکلی راه حلی برازنده دارد. با تشکر از نویسنده این مطلب برادر "جلیل سپهر"

روزهایی هست که یک لحظه اش انگار یک عمر طول میکشد و تـو در وسط دریای بلاتکلیفی و کلاف سردرگمی با صدها سوال بی جواب دور خودت میچرخی و به خودت میگویی :
من دارم غــرق میشوم پس این خدا کجاست ؟ چرا صدای من را نمیشنود ؟ چرا شرایط مرا درک نمیکند ؟چرا از من رو برگردانیده ؟ و دیگر فریاد یا سکوت – خشم یا آرامی – انتقام یا بخشش – خنده و یا گریه هیچکدام جوابگوی احساسات بلاتکلیفت نیست .این یعنی بحران زندگی اما در خداوند راه علاجی برای بیرون آمدن از بحرانها وجود دارد.

به ” ده روز بحرانی ” در زندگی شاگردان مسیح بعد از صعودش توجه کنید . ده روزی که مسیح به آسمان رفته و روح القدوس هم هنوز بر آنها نیامده است و دقیقا هم نمیدانستند چه زمانی این انتظار بسر خواهد رسیذ . آنها در این ده روز بحرانی چند قدم زیبا برداشتند....

یک - با یک دلی دور همدیگر جمع شده با هم مصاحبت و مشارکت داشتند
دو - کارهاییکه مسیح برای آنها شخصا انجام داده بود را بیاد آوردند نه کار دشمنان را
سه - گذشته خود را مرور کرده و به میزان تغییر شخصیت و شرایطشان پی بردند
چهار- برای همه چیز با تمام دل شـکر گزاری و پرستش و اعتراف مثبت کردند .

ناگهان در روز دهم متوجه شدند دیگر انسانهای سر درگم قبلی نیستند بلکه دارای اقتدار و انرژی و انگیزه جدیدی برای ادامه رویای زندگی شان شده اند آنها به افرادی تبدیل شدند که در اعمال 17 : 6 میگوید " کسانیکه دنیا را بحرکت در آورده اند " به اینجا آمده اند.
.
در بحران اصلا تنها نمانید حتما دوستی پیدا کنید و با او صحبت کنید
در بحران حتما فعالیتهای اجتماعی و گروهی و جمعی را شروع کنید
در بحران متمرکز کار خدا در زندگی تان بشوید نه کارهای شرارت این دنیا
در بحران به تغییر شرایط و موفق شدن ایمان بیاورید و کلمه تغییر را از فکر و زبانتان نیندازید
در بحران برای همه دست آوردهایتان صادقانه شکر گزاری کنید و دائما ایمان و باور تان را اعتراف کنید و در برابر هر فکر منفی که به ذهنتان میرسد چندین بار با صدای بلند اعلام پیروزی کنید و خودتان را در جایگاه بعد از طوفان ببینید . شما بزودی به شخصی که دنیای خودش را بحرکت در میآورد تبدیل خواهید شد . 

هر آنچه یک ایماندار باید بداند




1هر ایمانداری باید بداند که #عیسی برای چه هدفی به این جهان آمد ؟ 
الف ؛ گناه را بردارد ( یوحنا 
۲۹:۱ و اول یوحنا ۵:۳ ) 
ب ؛ شیطان را تباه سازد ( عبرانیان 
۱۴:۲ )
ج ؛ موت را نیست کند ( دوم تیموتاوس 
۱۰:۱ )
د : گمشده را بجوید و نجات بخشد ( لوقا 
۱۹: ۱۰ )
ه : حیات جاودانی عطا کند ( یوحنا 
۶ : ۴۷ و یوحنا ۱۰:۱۰ )

2هر ایماندار باید بداند که در عیسی #مسیح هیچ گناهی نبود و نیست .
اول یوحنا 
۳: ۵ . یوحنا ۴۶:۸ .متی ۴:۲۷ ‌.یوحنا ۳۸:۱۸ .دوم قرنتیان ۲۱:۵ و اول پطرس ۱۹.۱۸:۱ و اول پطرس ۲۲:۲ )

3هر ایمانداری باید بداند که به چه  ایمان آورده است.
ایوب 
۱۵:۳۱ .ایوب ۱۹_۲۵:۲۷ ‌.دانیال. ۳_۱۵:۱۸ .دوم تیموتاوس ۱:۱۲)

4هر ایماندار باید بداند که خدا همه گناهان او را در مسیح از بین برده است . 
اشعیا 
۱: ۱۸ . مزمور ۱۰۳ : ۱۲. اشعیا ۳۸ : ۱۷. میکا ۷: ۱۹ اشعیا ۴۳: ۲۵ . اشعیا ۴۴ : ۲۲ . اول یوحنا ۱: ۷ و مکاشفه ۱: ۵ )

5هر ایمانداری باید بداند که به چه قیمتی خریده شده است . ( اول قرنتیان ۶: ۲۰ .اول قرنتیان ۷: ۲۳ . اول پطرس ۱: ۱۸،۱۹ و مکاشفه ۵: ۹ ) .

6هر ایماندار باید بداند که حیات جاودان دارد . 
یوحنا 
۳: ۳۶ . یوحنا ۵: ۲۳ . یوحنا ۶ : ۳۹_ ۴۰ و ۴۷ . یوحنا ۱۰: ۲۸ . اول ۱۴:۳. ۵: ۱۱_۱۲ و ۲۰ و فیلیپیان ۱: ۲۱ )

7هر ایماندار باید بداند که بدن او هیکل خدا ، مسیح و #روح القدس است . 
عبرانیان 
۳: ۶ ‌. یوحنا ۱۴ : ۲۰و ۲۳ . اول قرنتیان ۳: ۱۶_۱۷. ۶: ۱۹ . افسسیان ۲: ۲۱_۲۲و دوم قرنتیان ۶: ۱۴_ ۱۸ )
8هر ایماندار باید بداند که چگونه تولد تازه یاقته و خدا در او ساکن است ‌. 
یوحنا 
۱: ۱۳ . اول قرنتیان ۱۲: ۱۳ . غلاطیان ۴_۶ . افسسیان ۱: ۱۳ . تیطس ۳: ۵ و اول یوحنا ۴: ۱۳ )

9هر ایماندار باید دلیل شناخت و محبت کردن خدا را بداند . 
اول یوحنا 
۲: ۳_۷ . ۴: ۷ و ۲۰ ، ۲۱ . اول قرنتیان ۱۳: ۱_۸)

10هر ایماندار باید بداند که در زندگی زحمت خواهد کشید. 
فیلپیان 
۱: ۲۹ . مزمور ۳۴: ۱۹ ‌ یوحنا ۱۶: ۲۳ . دوم تیموتاوس ۳: ۱۲ . عبرانیان ۱۰: ۳۲_ ۳۴. دوم قرنتیان ۶: ۳_۵ ‌ اعمال رسولان ۱۴: ۲۲. دوم قرنتیان ۱: ۵ و رومیان ۸: ۱۷)

11هر ایماندار باید بداند که هیچ قدرتی نمی تواند او را از محبت خدا در مسیح جدا سازد . 
رومیان 
۸: ۳۵_ ۳۹ )

۱2هر ایماندار باید بداند که پادشاه است وبا مسیح سلطنت خواهد کرد.
(دوم تیمو تاموس 
۲: ۱۱_۱۲ .مکاشفه ۱ :۶ .۲: ۲۶_۲۷ .۵: ۱۰و۲۰: ۴و۶ )

13هر ایماندار باید بداند که او مامور گسترش ملکوت خداست . 
دوم قرنتیان ۵: ۱۸_ ۱۹ . متی ۲۸ : ۱۹_ ۲۰. مرقس ۱۶: ۱۵_ ۱۶ . یوحنا ۲۰ : ۲۱ )

۱4هر ایمانداری باید بداند روزی جلو مسند مسیح خواهد ایستاد . 
دوم قرنتیان 
۵: ۱۰. و اول پطرس ۴: ۱۷ )



۱5هر ایمانداری باید بداند که ابدیت را با مسیح سپری خواهد کرد . 
یوحنا 
۱۴: ۱_۳ . اول تسالونیکیان ۴: ۱۸. مکاشفه ۲۱: ۳ و ۲۲: ۳_ ۵ )

آخرین دعای مسیح





برای شرکت در مراسم عید #پسح عیسی وارد اورشلیم شد او حتی پیشگویی کرده بود که در این هفته به او خیانت شده و کشته خواهد شد . دو روز به  عید پسح مانده بود که سران و کاهنان قوم #یهود درصدد دستگیری مخفیانه #عیسی بودند تا با مخالفت هایی که با تعالیم او داشتند او را بکشند اما می دانستند این کار نباید در ایام عید باشد زیرا ممکن است که مردم شورش کنند



#عیسی که قرار بود طبق نقشه خداوند بزودی آخرین بره پسح باشد طبق سنت #یهود شام مخصوص عید را با شاگردانش در بالاخانه ای در اورشلیم خورد.آنها بعد از مراسم شام سرود مخصوص عید را خواندند که به احتمال بسیار باید(مزامیر 115تا 118 ) باشدسپس به سوی کوه زیتون رفتند در آنجا عیسی به شاگردانش هشدار داد که امشب همه شما مرا تنها می گذارید(متی26: 31) اما آنها این ادعای عیسی را انکار کردند و پطروس در جواب او گفت :" اگر همه شما را تنها بگذارند من از شما دور نخواهم شد."(متی26: 33) ولی او طبق پیشگویی عیسی همان شب سه بار عیسی #مسیح را انکار کرد.





پس از این عیسی آنها را برای دعا به بیشه ای برد، که "جتسیمانی" نام داشت . او از شاگردانش خواست تا دعا کنند که مغلوب وسوسه ها نشوند چون می دانست که آنها را ترک می کند و مقابله با این وسوسه ها به نیروی زیادی احتیاج دارد.



غم و اندوه شدیدی او را فرا گرفته بود. عیسی بخاطر دردی که قرار بود روی صلیب بکشد، بخاطر جدایی از پدر ، و مرگ در راه گناهان جهان ، در این غم فرو رفت . برنامه خداوند به جریا ن افتاده بود . اما او با طبیعت انسانی ، احساسات واقعی خود را ابراز می کرد (عبرانیان5: 7-9) اما نمی خواست بر خلاف اراده خداوند عمل کند او با گفتن جمله" پدر این جام رنج و عذاب را از مقابل من بردار" در واقع هدفش نافرمانی از خواست خدا نبود در واقع او با این گفته که "نه به خواهش من بلکه به خواست تو " اشتیاق خود رابرای انجام خواست خدا اعلام می کند "جام" همان پیاله رنج وعذابی بود که پسر بی گناه خدا با نوشیدن آن گناهان ما را بر خود گرفت . غم و درد آن لحظه عیسی برای مرگ نبود بلکه رنج و جدایی از پدر بر روی صلیب بود  برای این است که ما اکنون نجات را داریم او به هنگام دعا می دانست که برای انجام اراده پدر باید چه بهایی بپردازد .



آن شب برای عیسی شب سختی بود چون می دانست چه در پیش دارد و از طرفی دلیل مرگ وحشتناکش را هم می دانست ولی ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم . بیشتر وقتها دلیل اتفاقات و بحران های زندگیمان را نمی دانیم ولی آیا اینقدر قدرت داریم که بگوییم " نه به خواست من بلکه به اراده و خواست تواجرا شود" این اعتراف سنگینی در زندگی برای هر یک از ما می تواند باشد .

اعتماد در نقشه های خدا ،دعا و اینکه او در هر مرحله از زندگی نقشه ای برای ما دارد تنها راه رسیدن به رستگاری است . ایمان داشته باشید او بخاطر عذابی که روی صلیب به آن تن داد ، اکنون می تواند درد و رنج ما را درک کند ، اما این اعتماد کردن بها دارد .هر چیز ارزشمند ی بها یی سنگین دارد که بهتر است برای باارزشترینها استفاده شود همانند عیسی که در عذاب شدیدی قرار داشت ولی مایوس نشد.


  در عبرانیان می خوانیم :" پس اگر می خواهید در این مسابقه خسته و دلسرد نشوید به صبرو پایداری مسیح بیندیشید ، به او که از سوی گناهکاران مصیبت ها کشید. از این گذشته ،شما تاکنون علیه گناه و وسوسه های شیطان تا پای جان مقاومت نکرده اید."

خیانت یهودا




#یهودا مانند دیگر شاگردان ، توقع داشت که عیسی شورشی سیاسی را سازماندهی کند و امپراطوری روم را سرنگون سازد. یهودا که خزانه دار بود، مطمینا تصور می کرد که در حکومت جدید #عیسی مقام مهمی به او داده خواهد شد ( دیگر شاگردان هم این تصور را داشتند . مرقس10: 35-37) 

اما وقتی عیسی #مریم را بخاطر ریختن عطری که به اندازه حقوق یک سال یهودا ارزش داشت ، ستود، شاید او دریافت که  ملکوت عیسی روحانی است نه مادی یا سیاسی. اگر یهودا عیسی را پیروی می کرد، سودی برای او که طمع شدیدی برای پول داشت ، نمی شد. بنابراین ، در مقابل پول و جلب رضایت علمای مذهبی ، به عیسی خیانت کرد.

مقدار دقیق پولی که یهودا در ازای تحویل عیسی دریافت کرد یعنی سی سکه نقره، فقط در انجیل متی ثبت شده است . علمای مذهبی تصمیم گرفته بودند برای دستگیری عیسی تا بعد از عید پسح صبر کنند ، اما با پیشنهاد غیر منتظره یهودا، برنامه های خود را جلو انداختند.

آنان سی سکه نقره به او دادند. از آن هنگام ، او بدنبال فرصت مناسبی بود تا عیسی را به ایشان تسلیم کند.

مشکلات




#خداوند تغییر ناپذیر، جهان را آفرید و در آفرینش او همه ما انسانها شبیه هم آفریده شدیم با روحیات و انتظارات مشابه . به دلیل همین شباهت این امکان وجود دارد اتفاقی که برای قوم اسراییل رخ داد برای ما هم پیش بیاید با این تفاوت که آنها تجربه ای برای پشت سر گذاشتن آن اتفاقات نداشتند ولی ما امروزه یک تصویر داریم که با کمک آن زیر چتر برکت خداوند قرار گیریم و آن کلام خداست.

در (خروج16: 3) می خوانیم ،زمانیکه خداوند قوم اسرائیل را از اسارت مصرآزاد کرد و با هدایت #موسی آنها را به سمت سرزمین موعود رهسپار نمود، ایرادها و ناسپاسی های آنها شروع شد. آنان به موسی می گفتند:"کاش در مصر می ماندیم و همانجا می مردیم ولی در کنار دیگهای گوشت می نشستیم و هر چه می خواستیم می خوردیم اما در این بیابان از گرسنگی خواهیم مرد." ولی این اعتراض ها به موسی نبود بلکه نافرمانی و اعتراض به خواست خداوند بود. در مقابل این خواسته قوم، خدا به موسی فرمود:" حال از آسمان برای ایشان نان می فرستم،هر کس بخواهد می تواند بیرون برود و هرروز نان همان روز خود را بردارد.آنها را اینگونه آزمایش می کنم ببینم از دستوراتم پیروی می کنند یا نه. به قوم اسراییل بگو روزهای جمعه نان به اندازه دو روز جمع کنند."( خروج16: 4-5) دلیل جمع آوری دوبرابرنان در روز جمعه،وجود شنبه روز سبت بود که در آیین #یهود روز عبادت و استراحت و پرستش بوده است.( در پیدایش آمده است که خدا 6 روز جهان را آفرید و در روز هفتم استراحت کرد و اینگونه عدد 7 مقدس شمرده می شود.)

این نانها همانند کنجد ریز و طعم شیرین داشتند . خداوند به قوم دستور داد که نان را به اندازه مصرف روزانه خود جمع کنند(هر نفر یک عومر،"حدود دولیتر امروز") هر کسی که به این توصیه اهمیت نداده بود و بیشتر جمع کرده بود، چون صبح شد دیدند که نان او پر از کرم شده است.
وقتی خدا در بیابان می گوید :"نان امروزت را جمع کن" یعنی من در فکر فردای شما نیز هستم به من اعتماد کنید.او می گوید آرامش امروزتان را از من بگیرید، نان امروزتان را ازمن بگیرید و برای نیازهای روز بعدتان دوباره به سمت من بیایید و دریافت کنید.

اومی داند که ما اگر از نیازهایمان غنی شویم از یاد خداوند غافل می مانیم و اینجاست که در را برای #شیطان در زندگی مان باز می کنیم . خدا نمی خواهد هر روز در مقابل او کرنش کنیم بلکه خواست خدا معاشرت با انسانهاست . او محبت ما را می خواهد .
در دعای ربانی (متی6: 11) ما از خدا می خواهیم نان روزانه ما را به ما عطا فرما، نمی گوییم نان یکسال من یا برکت یکسال من رابده تا راحت باشم . خداوند می داند که اگر ما به دلیل نیازهای روزانه مان به سمت او نرویم به راههای دیگر کشیده می شویم. او دقیقا می داند چه می کند و برای هر کاری دلیل مناسبی دارد. خداوند عاشق ما انسانهاست و می خواهد برکات خود را در زندگی همه ما جاری کند.

خداوند در" آیه 4 " می گوید :" آنها را آزمایش می کنم " خدا از بدو آوردن قوم اسرائیل به بیابان آنها را آزمایش می کند تا ببیند  کسانی که شکافته شدن دریای سرخ را پیش روی خود دیدند ، کسانی که پسح را دیدند ولی خود نجات یافتند چقدر به خدا اطمینان دارند. امروزه این آزمایش ها در زندگی های ما نیز می آید.

زمانیکه در بحران های زندگی قرار می گیریم "چرا"های بسیاری به سراغ ما می آید وقتی آنها را به نزد خداوند می بریم به این معناست که به تو اعتماد نداریم. وقتی جواب دعاهایمان "نه" می آید، خود دست به کار می شویم سعی می کنیم با راه حلهای انسانی از پس مشکل خود بربیاییم ،لب به شکایت می گشاییم چون همیشه جواب دعا برای ما یعنی "بله". ولی نه هم خود یک جواب است ، خداوند می خواهد ما غیر از تحمل ، صبر هم داشته باشیم وبه جای متوسل شدن به انسانهای دیگربه او اعتماد کنیم . اگر گوشهایمان به صدای خدا آشنا شده باشد می شنویم که خداوند می گوید:" صبر کن، من تو را از چیزی محافظت می کنم ،به من اعتماد کن، تو فقط دل به ملکوت من ببند وبقیه کارهایت را به من واگذارکن."(متی6: 33)

خداوند قوم اسرائیل را 40 سال به دلیل ناسپاسی هایشان در صحرا چرخاند و در تمام این مدت نیازهای آنها را برطرف نمود. علت سرگردانی قوم اسرائیل نااطاعتی آنان بود. در کلام آمده است هنگامیکه این قوم مصر را ترک کردند تا به سرزمین موعود برسند 14 روز زمان لازم داشتند تا به مقصد برسند، اگر راضی بودند و اطاعت می کردند اما این سفر چهل سال طول کشید. برای این قوم خیلی سخت بود ولی خدا همیشه همراه آنان بود ولی امروزه هدایت گر ما روح القدس است .

ما به عنوان ایمانداران #مسیحی هنگامیکه از بند اسارت شیطان آزاد شدیم گاهی در بیابان زندگی روحانی قرار می گیریم ما باید این بیابان را طی کنیم تا به ملکوتی که عیسی مسیح به ما قول داده است برسیم. در ( یوحنا14:3) #عیسی می گوید:"نزد پدر من جا بسیار است .من می روم تا آنجا را برای شما آماده کنم وقتی همه چیز آماده شد بر می گردم و شما را خواهم برد تا جایی که من هستم شما نیز باشید."

 ما نیز باید این بیابان را پشت سر بگذاریم و در این مسیر به اندازه قوم اسراییل نیز غر می زنیم . گاهی فراموش می کنیم که خداوند نیازهای ما را برآورده می سازد ، فراموش می کنیم راههایی برای ما باز کرده است که حتی فکرش را هم نمی کردیم، انسانهایی سر راه ما قرار داده که خودمان نمی شناختیم . از خدا بخواهیم که قدرت درک و تحمل مشکلات را نیز خودش به ما بدهد.

خدا می گوید :"من نیازهای شما را می دانم ." پس بهتر است روش دعاهایمان را عوض کنیم .بگوییم :" خدایا! شکربرای روز جدید، شکر برای دیروزکه با برکت تو به پایان رسید به تو اعتماد دارم تو روزی امروزم را دادی، برای فردایم نیز به برکت تو اطمینان دارم .تو احتیاج امروز مرا می دانی چون محدودیت نداری."


خداوند ما آگاه است و زنده و از راه های مختلف برکت می دهد .در اوج رنجها محکم بایستید و ببنید خداوند به چه زیبایی در زندگی تان عمل می کند فقط کافیست اعتماد کنید.

میوه ممنوعه

میوه ممنوعه





درآغاز؛ هنگامی که خدا آسمانها و زمین را آفرید، زمین خالی و بی شکل بود، و روح خدا، روی توده های تاریک بخار حرکت می کرد(پیدایش1:1-2) قبل از اینکه #مسیح را در قلبهایمان بپذیریم، درون ما همانند این توده ها، بی فرم بود و هیچ شکلی نداشت .
وجود ما  کویرخشک و بی حاصلی بود که باران رحمتی نداشت. ما همانند مردگانی بودیم که بدون درک روحانی و روح زنده فقط می زیستیم. زمانیکه به مسیح بله گفتیم توده های درون ما با نورخدا شکل گرفت ، او با نور خود درون همه ما را روشن کرد(زندگی جاوید در اوست و این زندگی به تمام مردم نور می بخشد. او همان نوری است که در تاریکی می درخشد و تاریکی هرگز نمی تواند آن را خاموش کند. یوحنا1: 4-5) نور حیات که آمد دیگر تاریکی در ما قدرت ندارد و شیطان نیز قدرت خود را از دست می دهد تا زمانیکه ما او را با درهایی که باز می کنیم به زندگی هایمان دعوت کنیم.
 با آمدن مسیح در زندگی هایمان، باران #روح القدس از خارها و بوته های درون ما گلهایی زیبا می سازد .شاید ما استعدادهایی نهفته، همانند نوشتن ،موسیقی،شعرو... داشتیم ولی چون باران رحمت نداشتیم رشد نکرده بودند.خداوند استعداد را می دهد تا با باران روح القدس آنها بارور شوند و خصوصیات اخلاقی دیگر ما مثل غرور،آزار دیگران با کلمات ، خودبزرگ بینی و.... با تواضع تغییر پیدا کنند. هنگامیکه ما با قدرت خدا نور را گرفتیم در حفظ آن باید کوشا باشیم و با هدایت روح القدس و گرفتن اطلاعات از کشیشان و کسانی که روح خدا دارند این اخلاق را پرورش دهیم و در زندگی روحانی خود با خداوند مشارکت داشته باشیم.

درپیدایش می خوانیم خدا با آفرینش انسان ابراز خشنودی کرد و او را در رتبه بالاترین آفریده های خود قرار داد و همواره از معاشرت با انسان راضی بود . این بدان معناست که انسان، بهترین موهبت را از آفریننده خود گرفته بود ولی با یک نافرمانی در(پیدایش3) و خوردن میوه ممنوعه ، وارد گناه شد و اولین اتفاقی که برایش افتاد دیدن عیب خودش بود.حوا یک نافرمانی کرد و حتی به شوهر خود نیز از آن میوه داد.آدم نیز  مسئول کاری بود که خود انجام داده بود زیرا خداوند انسان را در اختیار کامل آفریده است . آن دو با نااطاعتی وارد گناه شدند از باغ عدن رانده شدند و زمین زیر لعنت قرار گرفت(پیدایش3: 17) لعنتی که در زندگی آدم و حوا وارد شد فاجعه بزرگی در زندگی آنان وارد آورد (پیدایش4: 7-8) وقتی آنها با مسئولیت خود گناه کردند، لعنت به نسل آنها وارد شد یکی از پسران کشته و یکی دربدر شد(پیدایش4: 12)

ولی سوال اینجاست که در آن باغ پر میوه چراشیطان همان میوه منع شده را انتخاب کرده بود؟ علت انگیزه شیطان و انداختن فاصله بین انسان و خدا بود که با تمام وجود می خواهد به آن برسد. او به خوبی می داند که خداوند منزه است و جایی که گناه باشد خدا نیست .بعد از گناهی که انجام شد بین آنها و خدا فاصله افتاد . ما امروزه بعنوان فرزندان خدا از این قاعده مستثنی نیستیم همه در یک حد هستیم و دشمن آدم و حوا ؛ دشمن ما نیز هست. امروز سرپیچی کردن از ده فرمان موسی ،که عیسی آن را در دو حکم خلاصه کرد، برای ما مسیحیان همان میوه ممنوعه است . 

دستوراتی که خداوند بر کوه سینا به موسی داد شامل ما نیز می شود که با انجام هر کدام از آنها دری برروی شیطان در زندگی باز می شود و لعنت وارد شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد .آدم و حوا اولین انسانهایی بودند که با خوردن میوه ممنوعه شامل این دوری و سرگردانی گردیدند ولی امروز ما با داشتن کلام و تجربیاتی که در آن نوشته شده است و هدایت روح القدس که استاد اصلی ما می باشد می توانیم به سمت این میوه های ممنوعه نرویم .برای موفق شدن در این راه، همواره در زندگی مراقب انسانهایی که درمسیر زندگی هایمان قرار می گیرند یا حرفهایی که می زنیم ، باشیم.
 ممکن است ما در طول روز ناخواسته و ندانسته درهایی به روی شیطان باز کرده باشیم زیرا او زیرکانه در صدد فرصت می باشد (هشیار باشید ،زیرا دشمن شما شیطان ،همچون شیری گرسنه، غران به هر سو می گردد تا طعمه ای بیابد و آن را ببلعد.اول پطروس5: 8)
 شیر گرسنه رحم ندارد و فقط به فکر سیر کردن خود می باشد . پس هوشیار باشید تنها شما نیستید که در شرایط سخت قرار دارید همه فرزندان خدا در شرایط  وسوسه ها قرار می گیرندولی می ایستند و در نام مسیح می جنگند . خداوند ما را خوانده است تا در جلالش شریک شویم .وقتی خدا برای چنین چیز عظیمی مارا در نظر گرفته است نباید به خاطر مسائل کوچک و زود گذر آنرا از دست بدهیم .


پس این دعای پایان هر روز یک ایماندار مسیحی می تواند باشد "خداوندا! اگر امروز ندانسته دری بر روی شیطان باز کردم همین الان ببند . خداوندا من برکت تو را در زندگیم می خواهم و روح تو را که در تمامیت آن جاری باشد . خداوندا فردا نیز مرا زیر چتر حمایت خود قرار بده و هرچیزی که از تو نیست از زندگی من و خانواده ام، به قدرت نام مسیح دور نگه دار." آمین

کلمات و جملات ممنوعه

زبان هر چند عضوی نرم و کوچک در بدن است ولی مهار کردن آن سختتر از دیگر اعضا می باشد. ما با زبان خود خدا را ستایش می کنیم و پدر را متبارک می خوانیم ولی با همین زبان به انسانهایی  که شبیه خدا آفریده شده اند لعنت می فرستیم.
ممکن است هر کدام از ما روزانه خواسته یا ناخواسته، کلماتی را بر زبان بیاوریم بدون اینکه از اثرات آن بر زندگی خود و اطرافیانمان آگاه باشیم .این کلمات ممکن است بیان گردند ،نوشته شوند یا دردرون خود ما ادا گردند.
 اینکه کلمات تا چه اندازه می توانند سازنده یا تخریب گر باشند در کتاب امثال به آنان بسیار اشاره شده است .( امثال15: 4/ امثال11: 9/ امثال12: 18/ امثال18: 21)

در (پیدایش1: 3) می خوانیم که "خداوند فرمود روشنایی بشود وشد." و در( پیدایش1: 9-10) خدا فرمود:" آبهای زیر آسمان یکجا جمع شوند تا خشکی پدید آید و چنین شد." این آیه ها نشان دهنده اقتدار در کلام خداست که خداوند " گفت وشد"

در ادامه (پیدایش1: 26 ) می خوانیم " سرانجام #خدا فرمود، انسان را شبیه خود بسازیم، تا برحیوانات زمین و ماهیان دریا و پرندگان آسمان فرمانروایی کند."
هنگامیکه این آیه ها کنار هم قرار می گیرند پی به عظمت خود بعنوان یکی از آفریده های خداوند و توانایی که به ما داده می بریم . از آنجاییکه ما شکل خدا هستیم این عطیه و برکت را نیز داریم که با کلمات چیزی یا کسی را برکت دهیم یا لعنت نماییم. هر کدام از داستانهای #کتاب مقدسمی تواند درس و تجربه ای زیبا برای ما  داشته باشد و ما با خواندن هر کدام از آنها پی به قدرت کلام خود خواهیم برد.
در عهد عتیق اولین جایی که راجع به ایلیا صحبت می شود در کتاب اول پادشاهان است. تا این قسمت کتاب هیچ توضیحی راجع به او داده نشده بود که ایلیا که بود، از کجا آمده بود و کجا زندگی می کرد. ایلیا نبی بود که به صورت یک انسان عادی نزد پادشاه اسرائیل می رود و می گوید:" به همان خدایی که خدمتش می کنم قسم که تا چند سال شبنم و باران بر زمین نخواهد آمد مگر اینکه من درخواست کنم."(اول پادشاهان17: 1) و در( باب18: 1-2 ) می خوانیم با کلامی که از دهان ایلیا بیرون آمد سه سال خشکسالی آن سرزمین را فرا گرفت. با خواندن این بخشهای کلام مقدس متوجه می شویم که فقط کلام خدا قدرت ندارد بلکه هر انسانی که با کلام خدا زندگی کند این اقتداررا پیدا میکند.

در عهد جدید زمانیکه #عیسی در (مرقس4: 39) به دریای طوفانی دستور می دهد" آرام شو" در ساعت باد از وزیدن می ایستد. خداوند با یک کلمه گفت نه ناله کرد و نه بر سر کوبید، او با قدرت کلام دستور به آرام بودن داد . خداوند این قدرت را به ما فرزندان خود نیز داده است. در( اعمال رسولان13: 9-11 ) می بینیم که پولس دستور به کورشدن الیما ی جادوگر داد و همان لحظه آن اتفاق افتاد. گاهی ما با زبان خود بر خود لعنت می فرستیم همانند پطروس که در حیاط خانه کاهن اعظم سه بار عیسی را انکار کرد و با دهان خود بر خودش لعنت فرستاد(متی26: 73) او به خاطر ترس و وحشت سه بار عیسی را انکار کرد ولی برای شیطان تفاوتی نداشت به چه دلیلی این کلام بر زبان او جاری شد و همان لحظه پطروس افتخار شاگردی عیسی را از دست داد ولی از آنجاییکه خدای ما خداوند بخشش و محبت است عیسی مسیح قبل از رفتن به نزد خدای پدر سه بار از پطروس پرسید که "آیا مرا دوست داری؟" پطروس هر سه بار جواب داد "بله خداوندم" (یوحنا21: 15) او با هریک بار تایید یکی از لعنتهایی که بر او وارد شده بود را از بین برد.

 ازآنجاییکه ما شبیه خداوند و از فرزندان او هستیم به قدرت نام مسیح می توانیم لعنتهایی که ندانسته با رفتارو کلام بر زندگی خود وارد کرده ایم را از بین ببریم . راه رهایی از آنها توبه، ابطال و جایگزینی می باشد. باید حرفی یا حرکتی را که انجام داده ایم به حضور خداوند ببریم و بگوییم خداوندا من ندانسته این کار را انجام داده ام طلب بخشش میکنم پدر.
ابطال: دعا میکنیم خداوند تاثیرات منفی این حرف یا کلمه من را از بین ببر .
جایگزینی: خدایا برکتت را در زندگی من جاری کن.
برکات و لعنتها هر دو متعلق به جهان نادیدنی هستند. برکات نتایج مفید به بار می آورند مثل: سرافرازی، سلامتی ، ثمرآوری، کامیابی مالی، وتاثیر لعنتها بر زندگی ها: سرافکندگی، بیماریهای فکری و بدنی،فقر، از هم پاشیدگی خانواده، افسردگی و ... می باشد.
گاهی جملات یا کلماتی که ادا می شوند نباید با کلمه لعنت آغاز شوند کلمات منفی که هرروز به زندگی خود وارد می کنیم راه را برای برکت خداوند می بندیم .مثل : من نمی تونم، من آخرش دیوانه میشم، خسته ام، من بچه دار نمیشم، من از پس مخارجم بر نمیایم، شانس منه و...در کل کلماتی که تنفر یا اوج ناسپاسی مارا بیان کنند.

روحیات ما با گفتن کلمات تغییر پیدا می کند، روحی که با گفتن کلمه ای در لحظه بر ما مستولی می شود بستگی به زبان ما دارد .روح مرگ انسان را به طرف خودکشی یا مرگ زود هنگام می کشاند . ما باید مراقب کلمات خود باشیم ما حتی حق نداریم به شیطان نیز لعنت بفرستیم چرا که او یکی از آفریده های خداست و زمانی فرشته مقرب خداوند بوده و او را خدمت می کرده است.

این دعای روزانه ما ایمانداران باشد که " خداوندا می خواهم مجرای برکتها باشم، کمکم کن سخنانم ، سخنان حیات باشند نه سخنان مرگ و لعنت."

محبت خدا

محبت خدا


زیرا #خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.
یوحنا3: 16


رحمت خدا


#خداوندا رحمت تو بر ما باد. چنانکه امیدوارم تو بوده ایم .
مزامیر33: 22




Thursday, 13 September 2018

تعمید

اهمیت و مفهوم #تعمید آب






 اهمیت تعمید
تعمید در نظر خداوندگارِ ما #عیسی #مسیح چنان اهمیت داشت که آن را در فرمانش به رسولان که به «مأموریت بزرگ» معروف است، گنجانید. او فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهید و به آنان تعلیم دهید که هر آنچه به شما فرمان داده‌ام، به‌جا آورند.» (متی ۲۸:‏۱۸-‏۲۰، ترجمۀ هزارۀ نو). به این ترتیب، فرمان مسیح شامل سه نکته است: شاگرد ساختن؛ تعمید دادن و تعلیم دادن. هر سۀ این نکات به یک اندازه اهمیت دارند. به بیانی دیگر، تعمید دادن به‌اندازۀ شاگرد ساختن و تعلیم دادن مهم است.

اما چرا تعمید اینچنین مهم است؟ پاسخ آن را در مرقس ۱۶‏:۱۵-‏‏۱۶ می‌یابیم. مسیح پیش از صعودش به آسمان، به رسولان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید. هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. اما هر که ایمان نیاوَرَد، محکوم خواهد شد.» طبق این آیات، تعمید در فرایند نجات نقش دارد. شرط نجات، همانا ایمان آوردن و تعمید گرفتن است.
در روز پنطیکاست، وقتی مردم با شنیدن سخنان پطرس رسول، دلریش گشتند و از او پرسیدند که چه باید بکنند، پطرس به ایشان اینچنین فرمود: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روح‌القدس را خواهید یافت.» (اعمال ۲:‏۳۸). راه حلی که پطرس رسول پیش پای مشتاقان می‌گذارد، شامل دو حکم است: توبه کردن و تعمید گرفتن. تازه در اینجا، تعمید راهی است برای آمرزش گناهان.
به این ترتیب، مشاهده می‌کنیم که تعمید اولاً فقط نشانه‌ای ظاهری و بی‌مفهوم نیست، و ثانیاً اختیاری نیست، زیرا بر اساس معنی روشن این آیات، در فرایند نجات شخص دخیل است.

مفهوم تعمید
مفهوم تعمید را پولس رسول در رسالۀ خود به رومیان تشریح کرده، می‌فرماید: «آیا نمی‌دانید همۀ ما که در مسیحْ عیسی تعمید یافتیم، در مرگ او تعمید یافتیم؟ پس با تعمید یافتن در مرگ، با او دفن شدیم تا همان‌گونه که مسیح به‌وسیلۀ جلال پدر، از مردگان برخیزانیده شد، ما نیز در زندگی نوینی گام برداریم.» (رومیان ۶:‏۳-‏۴). طبق این آیات، تعمید به معنی مردن با مسیح، دفن شدن با او، و برخاستن با او برای زندگی نوین می‌باشد. مردن با مسیح و زنده شدن با او، در تعمید صورت می‌گیرد، نه در چیز دیگری.
پولس رسول همین مفهوم را در جای دیگر نیز مطرح ساخته، می‌فرماید: «و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او زنده شدید.» (کولسیان ۲:‏۱۲).
آیۀ دیگری نیز هست که نقش غسل تعمید را در نجات و تولد تازه نشان می‌دهد. می‌فرماید: «ما را نه به‌سبب کارهای نیکویی که کرده بودیم، بلکه از رحمت خویش نجات بخشید، به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روح‌القدس است.» (تیتوس ۳:‏۵). طبق نظر پدران کلیسا، این غسل به همان تعمید اشاره دارد.
اما آیه‌ای که به شکلی بسیار روشن و مشخص، به نقش تعمید در نجات اشاره می‌کند، در رسالۀ اول پطرس یافت می‌شود. پطرس رسول به‌هنگام بحث در بارۀ طوفان نوح و با اشارۀ به آبهای این طوفان، می‌فرماید: «و آن آبْ نمونۀ تعمیدی است که اکنون نیز شما را نجات می‌بخشد، تعمیدی که نه زدودنِ آلودگی تن، بلکه تعهدِ وجدانی پاک است به خدا. این تعمید به‌واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح شما را نجات می‌بخشد.» (اول پطرس ۳:‏۲۱). طبق این آیه، مشاهده می‌کنیم که تعمید در فرایند نجات عمل می‌کند و بسیار ضروری است.
آنچه در تمام آیات فوق مشخص است، این است که در هیچ‌یک گفته نشده که تعمید یک نماد یا سمبول ظاهری است، سمبولی بدون هیچ اثری. آنچه مشخص است، این است که تعمید یک نشانۀ «اثربخش» است. یعنی اینکه خدا چنین مقرر فرموده که فیض نجات‌بخش خود را از طریق این عمل ظاهری به نوایمان منتقل سازد. بهترین توضیح این امر را در شفای نعمان، سردار سوری، مشاهده می‌کنیم. نعمان مبتلا به بَرَص بود. چون نزد الیشع آمد، الیشع به او گفت که هفت بار در رود اردن غسل بگیرد که شفا خواهد یافت. ماجرا را از فصل پنجم کتاب دوم پادشاهان می‌توانید بخوانید. شرط شفای نعمان همانا غسل گرفتن در رود اردن بود، نه هیچ راه دیگری. خدا مقرر فرموده بود که شفا را از طریق این عمل سمبولیک یا نمادین به نعمان عطا فرماید. در مسیحیت نیز تعمید همین نقش را دارد. تعمید که عملی نمادین است، وسیلۀ انتقال فیض نجات‌بخش خدا می‌باشد. نظر پدران کلیسا همواره چنین بوده، و امروزه نیز نظر کلیساهای ارتودکس، کاتولیک، انگلیکن، پرزبیتری، لوتری و متودیست همین است.

روش تعمید
در خصوص روش تعمید، باید به دو نکته اشاره کنیم. نخست فرمولی است که به‌هنگام تعمید بیان می‌شود، و دوم، چگونگی اجرای عملی تعمید است، یعنی اینکه آیا شخص باید در آب غوطه‌ور شود یا ریختن آب بر سر او کافی است.
در خصوص فرمول تعمید، باید گفت که کلیسا از همان آغاز، از فرمول تثلیثی استفاده کرده است. یعنی اینکه تعمید «به نام پدر، پسر و #روح‌القدس» صورت می‌گیرد. این امر به‌طور روشن در انجیل متی ۲۸:‏۱۹ از سوی خداوندگار ما، عیسی مسیح، مقرر شده است که فرمود: «پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهید.»
همانطور که گفتیم، کلیسا نیز از همان آغاز، از همین فرمول استفاده می‌کرده است. نوشته‌های پدران کلیسا نیز گواه بر این امر است. شاید یکی از قدیمی‌ترین آثار پدران کلیسا، کتابچه‌ای باشد به نام «دیداخه» یا «تعالیم دوازده رسول». این کتاب کوچک را شخصی ناشناس در اواخر قرن اول یا اوائل قرن دوم نوشته است و به فارسی نیز ترجمه شده است. در واقع، این کتابچه شاید در اواخر حیات یوحنای رسول نوشته شده باشد. وقتی در اواخر قرن چهارم، شورای پدران کلیسا اقدام به تثبیت کتب الهامی عهدجدید کرد، این کتابچه نیز نزدیک بود جزو کتب عهدجدید قرار گیرد، اما فقط به این دلیل که نویسنده‌اش ناشناس بود، این امر صورت نگرفت. همین امر گواه بر رواج این کتاب کوچک و اهمیت آن است. در این کتاب قدیمی نیز به‌روشنی ذکر شده که تعمید باید به نام تثلیث صورت گیرد.
اما در اواسط قرن بیستم، فرقۀ جدیدی به‌وجود آمد به نام «یگانه‌باوران» یا «فقط عیسی» که می‌گویند تعمید باید فقط «به نام عیسی» انجام شود، زیرا در کتاب اعمال رسولان آمده که رسولان، افراد را «به نام عیسی» تعمید می‌دادند. پاسخ به این ادعا را در مقالۀ دیگری در بارۀ شناخت این فرقه خواهیم داد، و خوانندگان عزیز را به مطالعۀ آن دعوت می‌کنیم. اما در اینجا کافی است بگوییم که منطور از «تعمید به نام عیسی» در کتاب اعمال رسولان، متمایز ساختن تعمید مسیحی از تعمید یحیی است، نه چیز دیگری.
اما در خصوص نکتۀ دوم، یعنی روش اجرای تعمید، باید بگوییم که در روزگار مسیح، افراد در آب فراوان فرو برده می‌شدند. این الگویی است که عهدجدید به ما ارائه می‌دهد. نکته‌ای که در اینجا باید متذکر شویم، این است که تعمید دادن و تعمید گرفتن یک «حکم صریح» است. تعمید امری اختیاری نیست. اما متأسفانه در عهدجدید، نحوۀ اجرای تعمید «حکم» نشده است، بلکه فقط الگویی داده شده است. سؤالی که پیش می‌آید، این است که اگر در جایی آبِ فراوان موجود نباشد، تکلیف چیست؟ برای مثال، آن سه هزار نفری که در روز پنطیکاست ایمان آوردند و به ایشان «حکم» شد که برای آمرزش گناهان تعمید بگیرند (اعمال ۲:‏۳۸)، در کجا تعمید گرفتند؟ آیا در حوض سیلوحا؟ نمی‌دانیم! فقط می‌دانیم که در اورشلیم و در حوالی آن، رودخانه‌ای وجود نداشت. نمونۀ دیگر، تعمید زندانبان فیلیپی و اعضای خانواده‌اش می‌باشد. کلام خدا می‌فرماید: «در همان ساعت از شب، زندانبان آنها را برداشته، زخمهایشان را شست، و بی‌درنگ او همۀ اهل خانه‌اش تعمید گرفتند.» (اعمال ۱۶:‏۳۳). آیا زندانبان فیلیپی آنقدر ثروتمند بود که در خانۀ خود استخر داشت؟ آیا در آن ساعت شب، پولس و سیلاس که زخمی بودند، ایشان را به رودخانه بردند و تعمید دادند؟ نمی‌دانیم!
اما یک چیز را با قطع و یقین می‌دانیم. آن اینکه از دیرباز در کلیسا مرسوم بود که اگر در جایی آب به‌اندازۀ کافی وجود نداشته باشد، سه بار بر سر داوطلب آب بریزند. این را باز از همان کتاب کوچک «دیداخه» می‌دانیم. در این کتابچه، در باب تعمید می‌گوید: «روش تعمید دادن این‌چنین است. پس از تکرار تمام آنچه گفته شد، ”به نام پسر و پسر و روح‌القدس“ در آب روان فرو ببرید. اگر آبِ روان در دسترس نبود، در آبِ معمولی فرو ببرید. این آب باید تا حد امکان سرد باشد؛ در غیر این صورت، گرم. اگر هیچ‌یک عملی نبود، آنگاه سه بار بر سر شخص آب بریزید، ”به نام پدر و پسر و روح‌القدس“. هم تعمیددهنده و هم تعمیدگیرنده باید پیش از تعمید، روزه بگیرند، همچنین بقیۀ افرادی که می‌توانند؛ اما باید به خودِ داوطلب گفته شود که یک یا دو روز قبل، روزه بگیرد.» به همین دلیل است که بسیاری از کلیساها، هنوز نیز داوطلب را با ریختن آب بر سر او تعمید می‌دهند.

تعمید نوزادان و خردسالان
در عهدجدید مستقیماً به تعمید نوزادان و خردسالان اشاره‌ای نشده است. دلیل این امر واضح است. در دورۀ رسولان، این یهودیانِ بزرگسال بودند که ایمان می‌آوردند که عیسای ناصری همان مسیح موعود است. در نتیجه، فقط به تعمید بزرگسالان اشاره شده است. اما در این خصوص، باید به چند نکته توجه کرد.
اولاً عهدجدید در بستر جامعه‌ای مردسالار نوشته شده است. در چنین جوامعی، هرگاه پدر یک خانواده تغییر دین و مسلک می‌داد، تمام خانواده نیز می‌بایست از او تبعیت کنند. در چنین شرایطی، بعید نیست که در روز پنطیکاست آن سه هزار نفر به‌همراه همسران و فرزندان خود تعمید گرفته باشند. البته، این فقط یک حدس است.
دوم، در کتاب اعمال رسولان به دو نفر اشاره شده که همراه با اهل خانه‌شان تعمید گرفتند. یکی خانمی بود به نام لیدیه (اعمال ۱۶:‏۱۵)، و دیگری همان زندانبان فیلیپی (اعمال ۱۶:‏۳۳). از آنجا که در آن دوره، نه کسی به فکر جلوگیری از بارداری بود و نه وسیله‌ای برای این کار وجود داشت، آیا نمی‌توان تصور کرد که در میان این «اهل خانه»، فرزندان خردسال نیز وجود داشته است؟
سوم، فراموش نکنیم که تا همین صد سال قبل، پیش از آنکه بهداشت و درمان رواج یابد، فرزند زیاد نعمت به‌شمار می‌آمد. علت این بود که اولاً فرزندان به امور خانواده کمک می‌کردند، ثانیاً تعداد زیادی از کودکانی که به دنیا می‌آمدند، در همان سنین پایین، در اثر بیماریهای ساده، از میان می‌رفتند. در نتیجه، همیشه در هر خانواده‌ای، فرزند خردسال نیز وجود داشت. از آنجا که طبق اعتقاد سنتی، تعمید وسیلۀ انتقال فیض خدا به‌حساب می‌آید، خانواده‌ها سریعاً نوزادان را تعمید می‌دادند تا اگر فوت کردند، از فیض خدا محروم نمانند. ما امروز این امور ساده را از یاد می‌بریم و تصور می‌کنیم که در زمان پولس رسول نیز، اشخاصی مانند لیدیه یا زندانبان فیلیپی، صاحب دو یا حداکثر سه فرزند بودند!
ذکر این نکات باعث می‌شود درک کنیم چرا در #کلیساهای سنتی، مانند کلیساهای ارتودکس، کاتولیک، لوتری، پرزبیتری، انگلیکن و متودیست، نوزادان و خردسالان را تعمید می‌دهند، گرچه به این امر به‌طور مستقیم در عهدجدید اشاره‌ای نشده است.

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...