Sunday, 21 October 2018

مزامیر درجات درس اول

با یاری خداوندم عیسی مسیح چراغ روشنی را که به من داده اند بر راه دیگران قرار می دهم



مزامیر درجات درس یکم 1


توسط معلم در مسیح کشیش نیما رضیانی


مزامیر درجات شرح مزمورهای 120 تا 134 است که راه 


رسیدن به حضور امن خدا و چالشهای آن را در بر می گیرد



درس : مزامیر درجات جلسه اول

این درس بسیار مفید است و در راستای پلان خداست در پلان خدا ما هدف از خلقت را دیدیم و چگونگی رسید به این هدف  را هم خواهیم دید.

باید بدانیم که این درست نیست اگر فکر کنیم ، ما نجات گرفتیم و تمام بلکه باید فکر کرد که ما چرا نجات گرفتیم چرا نام #مسیحی بر ما نهاده اند و قرار هست چه کاری انجام بدهیم.

هدف از نجات چیست؟  هدف رسیدن به صورت و شباهت و سلطنت خداست و تا ما تبدیل نشویم و تغییر نکنیم به این صورت و شباهت نخواهیم رسید.

ما بایستی هر روزه در دعا باشیم باید در اعتراف باشیم باید در کلام باشیم و بخوانیم این کلام را.

ما نمی توانیم نجات را بگیریم و با همان خلق و خوی قبلی زندگی کنیم و به صورت و شباهت خدا در بیاییم.

زیرا هر کس بر اساس وجدان و درون خودش می داند که در این تغییر و تبدیل قرار دارد یا نه.

پولس رسول در این مورد می گوید گمان نمی کنم آن را به دست آورده باشم و دارم خود را می کشم.

یعنی اگر پولس با آن عظمت نمی تواند بگوید که به سلطنت و عظمت خدا رسیده پس ما چه می توانیم بگوییم .

ایمانداری که در اول راه شروع می کند باید تا پایان راه ایمانی خود مراحل بسیاری را  طی کند می تواند  این حرکت را در پلان خدا ببیند و ما طی حدود 8 ماه ماه این درس را در بیان شخصیت مطرح کرده ایم.

اما اکنون 

مزامیر درجات: مزامیر دل مشغولی های مقدسین خدا باخداست که حدود 150 تا هستند و با تم و موزیک گفته شده اند که با غم و شادی و با حس و حال این مقدسین چون داود بیان شده اند و بعضی جاها از قوم گفته اند و دل مشغولی این عزیزان را بیان کرده اند.

در ابتدا با همین روال که گفته شد پیش می رود و هر مزموری منظور خاص خودش را دارد ولی از مزمور 120 تا آخر مزمور 134 ما یک هماهنگی خاص می‌بینیم و در این مزامیر ما یک پیوستگی و یک ارتباطی را با یک منظور خاص را می بینیم که هدفی را دنبال می کند و به دلیل اینکه نام داوود در این مزامیر تا 122 گفته شده پس باید نوشته داود باشند و از آنجا که در این 134 مزمور یک درجات و پله هایی دیده میشود  به مزامیر درجات معروف هستند. و برای مزامیر 120 تا 134 مفسرین یک سری تئوری را مطرح می کنند.

1 کاهنان که برای پرستش در معبد جمع می شدند هنگام رفتن به سطح بالای معبد و حین طی کردن پله ها به سمت بالا باید یکی از  این مزامیر را می خواندند

2 یهودیان از هر جای جهان می بایستی در سال 3 بار به اورشلیم بازمی گشتند، در اعیاد #فسح و خیمه ها و عید نوبر یا #پنطیکاست.

نکته :هر جا در مزامیر کلمه اورشلیم آمد یعنی محل حضور خدا (امنیت خدا)

یعنی یک ایماندار از یک جایی و از یک مسیری شروع می کند تا برسد به محل حضور خدا. در طول این مسیر زائران و ایمانداران و این مزمور نویسان که از تمام نقاط جهان بودند به سمت اورشلیم می آمدند و در طول کل این مسیر مزامیر را می خواندند. و این بیانگر زندگی یک ایماندار مسیحی به سوی خداوند است. یعنی مزامیر خواندن، نشانه این است که که ایماندار یک مسیر خاصی را طی خواهد کرد و ما از مزمور 120 تا مزمور 130  مسیری خاص را به سوی محل حضور خدا را می بینیم یعنی از شروع ایمان تا رسیدن به پله آخر یعنی محل حضور خدا.

مزمور 120 آیه 1 در هنگام سختی به حضور خداوند دعا کردم و او دعایم را مستجاب فرمود.

در ابتدای مزمور 120 از درخواست کمک و دعا در تنگی می گوید و از یک فشاری در ابتدای ایمان خبر می دهد.

زائر از بیابان شروع کرده و به سمت اورشلیم حرکت میکند

نکته: درس مربوط به ایماندارانی است که نجات را دارند و از هدف ( حضور خدا)خیلی دور هستند.

و می خوانیم که نزد خداوند اعتراف کردم و ....

اینجا ما باید هر کدام نام خود را در جای شخص گوینده مزمور قرار دهیم مثلا مهرداد نزد خدا اعتراف کرد.

پس در این ابتدای زندگی روحانی ایماندار تنگی و فشار و حقارت و ضعف بسیاری را حس می کند و اصلا از شرایط راضی نیست. و مرتب داره اعتراض می کنه و مرتب داره تقاضا می کنه که حرکت کنه و کلافه است و دلش می خواد حرکت کنه به سمت اورشلیم ولی در تنگی است و نمی تواند حرکت کند.

این درست زمانی است که ایمانداران زندگی ایمانی خودشون را شروع می کنند و تنگی و فشار را درون خودش حس می کند . 

این درس برای ایمانداری است که نجات را گرفته ولی در حال شروع حرکت به سمت امن خدا هستند. 

خداوند می گوید خوشا به حال آنان که از ضعف خود آگاه هستند. 

آن ایمانداری که خود را در قوت می بیند باید به این شک کند که در راه اصلی قرار دارد یا نه.

به نوعی می توان گفت کسی که در حال خدمت است اگر دریافت که وضعیت داغونی دارد می تواند بگوید در راه اصلی و درست قرار دارد.

ما در ابتدای این مزمور می بینیم که داود با آن عظمت و قدرت درونی  که دارد اولین چیزی که می گوید این است :خدا من از وضعیت خودم ناراضی هستم.

ایماندار مخصوصا خادمان اولین چیزی که بایستی اعتراف کنند این است که بگویند این واقعیت است که در فقر روحی هستند و مسکین هستند و حالشان خوب نیست.

#کلیسا های غرب امروزه فقط به ایماندار تلقین می کنند که شما سلامت هستید شما در قدرت هستید شما می توانید اما حقیقت این است که تمام مردان خدا و مقدسین در تمام مدت زندگی از سلامتی فکر و روح و جسم و ... برخوردار نبودند ولی با قدرت سلطنت خدا را می خواستند و یعقوب نمونه بارز این نوع ایماندار است.

یعقوب کسی است که در همه چیز ضعف داشت به جز اینکه تمام هدفش رسیدن به سلطنت خدا بود.

ایماندار ابتدا نجات را می گیرد و بعد خدا با #روح القدس شروع به تغییر و تبدیل او می کند و خدا با لطف خودش و با نجات این شخص را روی پله اول حرکت به سمت اورشلیم قرار می دهد و این استارت کار است و ایماندار باید بداند که شروع راه است و باید پله ها و درجاتی را طی کند تا به سمت اورشلیم حرکت کند و به آن برسد.

نکته:ایماندار باید در هنگام طی این مسیر مرتب این وضعیت ضعف و ناتوانی خود را حس کند.

ایمانداری که خود را خوب و قوی می بیند رشد ندارد و به نوعی از حرکت به سمت اورشلیم باز مانده است و در حال درجا زدن است برای همین است که ما می‌بینیم برخی خادمان سال های سال در حال موعظه مشابه و یکسان و تکراری هستند.

در مرحله بعد در مزمور می‌بینیم که مزمور می گوید خدا به داد من برس یعنی ایماندار باید با اعتراف به وضع نابسامان و بد خودش از خدا درخواست کمک کند و ایمانداری که در خدمت قرار دارد باید این مورد  را مثل بقیه اعلام کند و ما می‌بینیم داود با آن عظمتش این کار را انجام داده است.

پس پله اول در ایمان احساس تنگی و فریاد برآوردن از این تنگی و فشار و سختی است.

از تنگی و سختی تا خدمت به مسیح پلان خدا برای طی درجات ایمان است.

مزمور 120  آیه 2خداوندا، مرا از شر مردم دروغگو و از زبان حیله‌گران نجات بده.

اینجا داود مشکل اصلی خودش را اینطور بیان می کند خدایا دل من راست نیست نه با خدا صادقم نه با مردم صادقم و نه با خودم و دلم با زبانم یکی نیست.

و این زبان می تواند زخم بزند می تواند ویرانگر باشد زبان از زیادتی دل خبر بدهد . و ما آنچه در دل داریم می تواند باعث ویرانگری باشد

نکته : نسخه کیم جینز یا کتاب مقدس به عبری می توانند منابع خوبی برای #انجیل باشند زیرا هر ترجمه ای درست نیست.

اشعیاء باب 6 ایه 3 تا 7 هم بر این تایید دارد

یعنی اشعیا اولین مشکلش اینه که دلش و زبانش یکی نیست و صادق نیست و حتی می گوید قوم من هم همین مشکل را دارند.

ما ایمانداران هم مستثنا نیستیم ایماندارانی که دل و زبان یکی ندارند بسیارند و حتی شده ایماندار از همه چیز و حتی از خدا شاکی است اما در پرستش حال خوب و رضایت را می خواند و در واقع دل و زبان یکی

ندارد.

و داود هم همین را میگوید که دلش صاف نیست

خواندن یعقوب باب 3 توصیه می شود واگر کامل خوانده بشه دقیقا نشانگر همین وضع است.

برای رسیدن به اورشلیم و سلطنت خدا ما ملزم هستیم این دو پله و بعد پله های بعدی را طی کنیم و اگر به ترتیب این مدارج را طی نکنیم به پله و درجه بعدی نخواهیم رسید.

پله اول :اعلام نارضایتی از وضع خود

پله دوم : اعتراف به دورنگی دل و زبان

این یعنی روبرو شدن با وضعیت خود و ما در کلام این  را به خوبی می بینیم. در جاییکه پطرس با قدرت از وضعیت خود می گوید و وضع بد خودش را نمی بیند و به #عیسی می گوید من به دنبال تو می آیم و ما می بینیم که چطور خدا پطرس را به خودش روبرو کرد تا جاییکه پطرس اعتراف کرد به وضع داغون خودش و پس از این اعتراف خدا برکتی مضاعف به او داد که از برترین شاگردان شد.

نکته در مورد بابل : بابل یعنی خود و 267 بار کلمه بابل در کتاب مقدس امده و ما می‌بینیم که در کتاب مقدس خدا از تشکیل بابل به عنوان یک واقعه ناپسند یاد می کند زیرا شیطان هم با گفتن کلمه خود و نگفتن کلمه خدا بابل را بنا می کند .

پس ضعف خود را گفتن و فروتن شدن و از خود گذشتن جز اولین پله های این حرکت به سوی خدا و اورشلیم است.

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...