اين #دعا را با من تكرار كنيد؛
اى #روح القدس متشكرم كه به من بعنوان يك فرزند خدا كه توسط فيض او و خون #مسيح بازخريد شده ام، كسى كه وارث خدا ميباشد مينگرى. متشكرم براى تمام چيزهاى نيكوئى كه در نظر دارى تا در زندگى ام به انجام رسانى! آنها بهترين هستند و من در قلب خود را براى دريافت آنها ميگشايم. در نام #مسيح زنده. آمين
Thursday, 28 February 2019
عیسی
- عیسی تنها قادر است پاسخ دعاهای ما را بدهد نه شخص# دیگری...
- عیسی یکی از راههای رسیدن به خدا نیست، عیسی خود راه است
- با ایمان از عیسی پاسخ دعای خود را بطلبید
زمان ۰۴: ۰۳
- عیسی یکی از راههای رسیدن به خدا نیست، عیسی خود راه است
- با ایمان از عیسی پاسخ دعای خود را بطلبید
زمان ۰۴: ۰۳
عیسی از انبیا برتر است
تفكرات_و_سخنان_الهی
عنوان: #عيسى از انبياء برتر است.
در رساله به عبرانيان فصل ١ آيات ١ و ٢ مي خوانيم؛ “خدا در زمان قدیم، در اوقات بسیار و به راههای مختلف به وسیلهٔ انبیا با نیاکان ما تكلّم فرمود، ولی در این روزهای آخر به وسیلهٔ پسر خود با ما سخن گفته است. خدا این پسر را وارث کلّ كاینات گردانیده و به وسیلهٔ او همهٔ عالم هستی را آفریده است.”
اين يك حقيقت مسلم است كه هر كدام از انبياء كسانى بودند كه مستقيماً از خود خداوند الهام يافته بودند. و البته كه همه آنها خادمين تسليم شده خدا بودند. اما با وجود اينكه اغلب آنها بخاطر رسالت خود جانشان را دادند اما خدمتشان جزيى و كامل نبود. هر كدام از آنها بخشى از مكاشفه خدا را اعلان كردند.
باب ١١: ١٣؛ "اینان همه در ایمان درگذشتند، در حالی که وعدهها را هنوز نیافته بودند، بلکه فقط آنها را از دور دیده و خوشامد گفته بودند. ایشان تصدیق کردند که بر زمین، بیگانه و غریبند.”
جالب إينجاست كه برخلاف تصور عقائد قديمى اغلب ما فارسى زبانان، هيچكدام ادعا نكردند كه كامل هستند و يا تمام مكاشفات خدا را ميدانند. آنها فقط مردمان عادى بودند كه تسليم خدا شدند. يعقوب ٥: ١٧؛ “ایلیا انسانی بود همچون ما، امّا چون با تمام وجود دعا کرد که باران نبارد، سه سال و نیم باران بر زمین نبارید؛”
آنها به طرق مختلفى با مردم زمان خود ارتباط برقرار كردند؛ از جمله؛ شريعت، پيشگوئى ها و يا گاهاً تاريخ! گاهى شفاهى و گاهى هم نوشتارى. گاهى بوسيله رويا، خوابها، نشانه ها، يا اعمال نبوتى. اما هركدام از خدمات آنها سير تكاملى و پيش رونده اى داشت. و همديگر را كامل ميكردند. خداوند هرگز در انتخاب آنها اشتباه نكرد. اما از آنها خود نيز نياز به نجات دهنده داشتند، درباره آمدن #مسيح موعود نبوت كردند و انتظار ديدن او را داشتند.
حقايق ذكر شده هر كدام دلالت بر اين دارد كه عيسى، همان مكاشفه خدا بود كه او براى نجات بشر مقرر كرده بود. براى اينكه بشر نجات يابد به شخصى بالاتر و برتر از انبياء نياز داشت و عيسى مسيح همان "آينده" بود.
مسيح در انجيل متى فصل ١١ آيات ٢ الى ٦، به قاصدان يحيى ميفرمايد؛ “وقتی یحیی در زندان از كارهای مسیح باخبر شد، دو نفر از شاگردان خود را نزد او فرستاده پرسید: «آیا تو همان شخصی هستی كه قرار است بیاید، یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم؟» عیسی در جواب گفت: «بروید و هر آنچه را كه میبینید و میشنوید به یحیی بگویید: كوران بینایی خود را باز مییابند، لنگان به راه میافتند و جذامیان پاک میگردند، كران شنوا و مردگان زنده میشوند و به بینوایان بشارت داده میشود. خوشا به حال کسیکه در مورد من شک نكند.»”
آرى عزيزانم، عيسى مسيح پسر خدا، سخن و خود خداست. نهايت و غايت راه نجات بشر. كسى كه برتر است از انبياء، برتر از هر قدرتى، مرگ مسيح بر روى صليب براى كفاره گناهان بشر نشاندهنده برترى اوست، او مكاشفه خداى ناديده است.
آيا به او بعنوان خداوند و نجات دهنده خود ايمان داريد؟
عنوان: #عيسى از انبياء برتر است.
در رساله به عبرانيان فصل ١ آيات ١ و ٢ مي خوانيم؛ “خدا در زمان قدیم، در اوقات بسیار و به راههای مختلف به وسیلهٔ انبیا با نیاکان ما تكلّم فرمود، ولی در این روزهای آخر به وسیلهٔ پسر خود با ما سخن گفته است. خدا این پسر را وارث کلّ كاینات گردانیده و به وسیلهٔ او همهٔ عالم هستی را آفریده است.”
اين يك حقيقت مسلم است كه هر كدام از انبياء كسانى بودند كه مستقيماً از خود خداوند الهام يافته بودند. و البته كه همه آنها خادمين تسليم شده خدا بودند. اما با وجود اينكه اغلب آنها بخاطر رسالت خود جانشان را دادند اما خدمتشان جزيى و كامل نبود. هر كدام از آنها بخشى از مكاشفه خدا را اعلان كردند.
باب ١١: ١٣؛ "اینان همه در ایمان درگذشتند، در حالی که وعدهها را هنوز نیافته بودند، بلکه فقط آنها را از دور دیده و خوشامد گفته بودند. ایشان تصدیق کردند که بر زمین، بیگانه و غریبند.”
جالب إينجاست كه برخلاف تصور عقائد قديمى اغلب ما فارسى زبانان، هيچكدام ادعا نكردند كه كامل هستند و يا تمام مكاشفات خدا را ميدانند. آنها فقط مردمان عادى بودند كه تسليم خدا شدند. يعقوب ٥: ١٧؛ “ایلیا انسانی بود همچون ما، امّا چون با تمام وجود دعا کرد که باران نبارد، سه سال و نیم باران بر زمین نبارید؛”
آنها به طرق مختلفى با مردم زمان خود ارتباط برقرار كردند؛ از جمله؛ شريعت، پيشگوئى ها و يا گاهاً تاريخ! گاهى شفاهى و گاهى هم نوشتارى. گاهى بوسيله رويا، خوابها، نشانه ها، يا اعمال نبوتى. اما هركدام از خدمات آنها سير تكاملى و پيش رونده اى داشت. و همديگر را كامل ميكردند. خداوند هرگز در انتخاب آنها اشتباه نكرد. اما از آنها خود نيز نياز به نجات دهنده داشتند، درباره آمدن #مسيح موعود نبوت كردند و انتظار ديدن او را داشتند.
حقايق ذكر شده هر كدام دلالت بر اين دارد كه عيسى، همان مكاشفه خدا بود كه او براى نجات بشر مقرر كرده بود. براى اينكه بشر نجات يابد به شخصى بالاتر و برتر از انبياء نياز داشت و عيسى مسيح همان "آينده" بود.
مسيح در انجيل متى فصل ١١ آيات ٢ الى ٦، به قاصدان يحيى ميفرمايد؛ “وقتی یحیی در زندان از كارهای مسیح باخبر شد، دو نفر از شاگردان خود را نزد او فرستاده پرسید: «آیا تو همان شخصی هستی كه قرار است بیاید، یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم؟» عیسی در جواب گفت: «بروید و هر آنچه را كه میبینید و میشنوید به یحیی بگویید: كوران بینایی خود را باز مییابند، لنگان به راه میافتند و جذامیان پاک میگردند، كران شنوا و مردگان زنده میشوند و به بینوایان بشارت داده میشود. خوشا به حال کسیکه در مورد من شک نكند.»”
آرى عزيزانم، عيسى مسيح پسر خدا، سخن و خود خداست. نهايت و غايت راه نجات بشر. كسى كه برتر است از انبياء، برتر از هر قدرتى، مرگ مسيح بر روى صليب براى كفاره گناهان بشر نشاندهنده برترى اوست، او مكاشفه خداى ناديده است.
آيا به او بعنوان خداوند و نجات دهنده خود ايمان داريد؟
Monday, 25 February 2019
گوشت بلدرچین
خوردن گوشت بِلدرچین
31آنگاه بادی از جانب خداوند وزیده، بِلدرچینها را از دریا برآورد و آنها را به اندازۀ دو ذِراع (11:31 در عبری: ”اِمّا“.) یک اِمّا تقریباً معادل ۴۵ سانتیمتر است؛ همچنین در بقیۀ کتاب. بالاتر از زمین و در حدود یک روز راه به این جانب و یک روز راه به جانب دیگر، بر اطراف اردوگاه فرو ریخت.
32و قوم برخاسته، تمام آن روز و تمام آن شب و نیز تمام روز بعد بِلدرچین جمع کردند. هیچکس کمتر از ده حومِر (11:32 یک ”حومِر“ تقریباً معادل ۲۲۰ لیتر است.) جمع نکرد. آنگاه آنها را در تمامی اطراف اردوگاه برای خود گستردند.
33اما گوشت هنوز زیر دندانهایشان بود و جویده نشده بود که خشم خداوند بر قوم افروخته شد و خداوند ایشان را به بلای بسیار سخت زد.
34پس آن مکان را قِبروت هَتّاوَه (11:34 یعنی: ”گورستان هوسها“؛ همچنین در باب ۳۳.) نامیدند، زیرا قومی را که حریص شده بودند، در آنجا دفن کردند.
35و قوم از قِبروت هَتّاوَه به حَضیروت کوچ کردند و در حَضیروت ماندند.
31آنگاه بادی از جانب خداوند وزیده، بِلدرچینها را از دریا برآورد و آنها را به اندازۀ دو ذِراع (11:31 در عبری: ”اِمّا“.) یک اِمّا تقریباً معادل ۴۵ سانتیمتر است؛ همچنین در بقیۀ کتاب. بالاتر از زمین و در حدود یک روز راه به این جانب و یک روز راه به جانب دیگر، بر اطراف اردوگاه فرو ریخت.
32و قوم برخاسته، تمام آن روز و تمام آن شب و نیز تمام روز بعد بِلدرچین جمع کردند. هیچکس کمتر از ده حومِر (11:32 یک ”حومِر“ تقریباً معادل ۲۲۰ لیتر است.) جمع نکرد. آنگاه آنها را در تمامی اطراف اردوگاه برای خود گستردند.
33اما گوشت هنوز زیر دندانهایشان بود و جویده نشده بود که خشم خداوند بر قوم افروخته شد و خداوند ایشان را به بلای بسیار سخت زد.
34پس آن مکان را قِبروت هَتّاوَه (11:34 یعنی: ”گورستان هوسها“؛ همچنین در باب ۳۳.) نامیدند، زیرا قومی را که حریص شده بودند، در آنجا دفن کردند.
35و قوم از قِبروت هَتّاوَه به حَضیروت کوچ کردند و در حَضیروت ماندند.
تفکرات الهی
تفكرات و سخنان الهى
عنوان: پرورش افكار پيروزمند #مسيح در عِوَض توجه به موقعيت هاى دشوار زندگى خود
سليمان حكيم در كتاب خود فصل ٢٣ آيه ٧ ميفرمايد؛ “زیرا چنانکه در دل خود فکر میکند خود اوهمچنان است...."
طبق آيه بالا، طريقى كه شما به خود نگاه ميكنيد تعيين كننده آنچه ميباشد كه خواهيد بود! زندگى فعلى شما، حقيقتاً بازتاب آنچه چيزى است كه در گذشته درباره خود فكر ميكرده ايد.
وقتى شما به افكار خود درمورد طرد شدگى پر و بال ميدهيد، اجازه ميدهيد تصاوير درماندگى ها، افكارتان را تسخير كنند، خود را آماده ميكنيد تا اين چيزها در شما تحقق يابند. به تمام نكات منفى كه فكر ميكنيد، اتفاق خواهند افتاد.
بعبارتى ديگر، وقتى تفكرتان همگام با كلام خدا ميباشد، يعنى آنچه خدا درباره شما ميگويد، برنامه هاى كامل او در زندگى تان انجام خواهند شد. براى كنترل افكار خود به پشت كار نياز داريد، مخصوصاً وقتى افكار شما براى سالهاى سال در مسير خاصى پرورش يافته و به آن طريق عادت كرده ايد. اما شما با قوت روح خدا قادر به تبديل آن هستيد.
كلام خدا در رساله دوم قرنتيان فصل ١٠ آيات ٤ و ٥ ميفرمايد؛
“چرا که اسلحۀ جنگ ما دنیوی نیست، بلکه به نیروی الهی قادر به انهدام دژهاست. ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران میکنیم و هر اندیشهای را به اطاعت از #مسیح اسیر میسازیم.”
همانطور كه شما وقت ميگذاريد و به وعده هاى خدا درباره موفقعيت و پيروزى تفكر ميكنيد، شما شروع كرده، همچون برنده عمل ميكنيد. و وقتى ادامه داده، آنطورى به خود نگاه ميكنيد كه خدا به شما مى نگرد، بدون توجه به شرايط موجود در زندگيتان، موفقعيت و جلال خدا نمايان ميشوند.
عزيزانم، پس هم اكنون با من همصدا و يكدل شده اعلان كنيد؛ من همان هستم كه خداوند ميگويد هستى! من يك برنده هستم. من به قوت روح خدا در تصميمات و كارهايمان موفق هستم. من با مسيح در تمام حوزه هاى زندگيم موفق هستم. من به فيض خدا قادرم تا در هر سختى و آزمايشى كه با آن روبرو هستم با قوت بايستم. من هم اكنون تصميم ميگيرم و به ضد هر تصوير غلطى كه بر خلاف حقيقت كلام خدا درباره خود دارم در نام مسيح زنده نهيب زده آنرا دور ميكنم و پيروزى او را بر هر وضعيت و سختى زندگى خودم اعلان ميكنم. آمين
عنوان: پرورش افكار پيروزمند #مسيح در عِوَض توجه به موقعيت هاى دشوار زندگى خود
سليمان حكيم در كتاب خود فصل ٢٣ آيه ٧ ميفرمايد؛ “زیرا چنانکه در دل خود فکر میکند خود اوهمچنان است...."
طبق آيه بالا، طريقى كه شما به خود نگاه ميكنيد تعيين كننده آنچه ميباشد كه خواهيد بود! زندگى فعلى شما، حقيقتاً بازتاب آنچه چيزى است كه در گذشته درباره خود فكر ميكرده ايد.
وقتى شما به افكار خود درمورد طرد شدگى پر و بال ميدهيد، اجازه ميدهيد تصاوير درماندگى ها، افكارتان را تسخير كنند، خود را آماده ميكنيد تا اين چيزها در شما تحقق يابند. به تمام نكات منفى كه فكر ميكنيد، اتفاق خواهند افتاد.
بعبارتى ديگر، وقتى تفكرتان همگام با كلام خدا ميباشد، يعنى آنچه خدا درباره شما ميگويد، برنامه هاى كامل او در زندگى تان انجام خواهند شد. براى كنترل افكار خود به پشت كار نياز داريد، مخصوصاً وقتى افكار شما براى سالهاى سال در مسير خاصى پرورش يافته و به آن طريق عادت كرده ايد. اما شما با قوت روح خدا قادر به تبديل آن هستيد.
كلام خدا در رساله دوم قرنتيان فصل ١٠ آيات ٤ و ٥ ميفرمايد؛
“چرا که اسلحۀ جنگ ما دنیوی نیست، بلکه به نیروی الهی قادر به انهدام دژهاست. ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران میکنیم و هر اندیشهای را به اطاعت از #مسیح اسیر میسازیم.”
همانطور كه شما وقت ميگذاريد و به وعده هاى خدا درباره موفقعيت و پيروزى تفكر ميكنيد، شما شروع كرده، همچون برنده عمل ميكنيد. و وقتى ادامه داده، آنطورى به خود نگاه ميكنيد كه خدا به شما مى نگرد، بدون توجه به شرايط موجود در زندگيتان، موفقعيت و جلال خدا نمايان ميشوند.
عزيزانم، پس هم اكنون با من همصدا و يكدل شده اعلان كنيد؛ من همان هستم كه خداوند ميگويد هستى! من يك برنده هستم. من به قوت روح خدا در تصميمات و كارهايمان موفق هستم. من با مسيح در تمام حوزه هاى زندگيم موفق هستم. من به فيض خدا قادرم تا در هر سختى و آزمايشى كه با آن روبرو هستم با قوت بايستم. من هم اكنون تصميم ميگيرم و به ضد هر تصوير غلطى كه بر خلاف حقيقت كلام خدا درباره خود دارم در نام مسيح زنده نهيب زده آنرا دور ميكنم و پيروزى او را بر هر وضعيت و سختى زندگى خودم اعلان ميكنم. آمين
نیایش
ای تنها معنی عشق...
ای پناه اشک های روان از شوق
فقط تو
امید دل های لرزیده از عشقی...
ای مهربان ترین یار...
شکوه لبخندت معجزه می کند !
و
آغوش امن و پرمهرت
تنها دلیل آرامش است !
نگاه عاشقانه ات را
از پلک های پرخواهشم برندار
و
مرا ببر به حریم زیبای حضورت
ای محبوب جاودانه ی من
" خدا "
ای پناه اشک های روان از شوق
فقط تو
امید دل های لرزیده از عشقی...
ای مهربان ترین یار...
شکوه لبخندت معجزه می کند !
و
آغوش امن و پرمهرت
تنها دلیل آرامش است !
نگاه عاشقانه ات را
از پلک های پرخواهشم برندار
و
مرا ببر به حریم زیبای حضورت
ای محبوب جاودانه ی من
" خدا "
Thursday, 21 February 2019
سخنی با شما به بهانه روز عشق
✍🏻 ... سخنی با شما به بهانه روز ولنتاین
در حالی که بسیاری هستند در چنین روزی؛ #ولنتاین روز #عشاق را جشن میگیرد، افراد و زوجینی نیز هستند که به دلایل مختلف ازدواج شان بهم خورده و هم اکنون دلشکسته هستند. شاید از خود و یا خدا میپرسند؛ چرا من؟! و یا فریاد میزنند خدایا کمکم کن!
قبل از هر چیزی باید بدانیم که کتابمقدس میفرماید؛ خدا “عشق” (محبت) است. بیایید به این دروغ نهیب بزنیم که مقصر این تراژدی ها در زندگی شما خدا میباشد. او نه فقط بانی دردهای شما نیست، بلکه او مشتاق است تا دردها و غمهای شما خاتمه یافته، خوشبخت و شادمان باشید.
روز گذشته مدام این آیه با من بود که در رساله افسسیان فصل سوم آیات چهارده و پانزده، پولس رسول میگوید؛ “از این سبب، زانو میزنم نزد آن پدر، که از او هر خانواده ای در آسمان و بر زمین مسمی میشود... ”
باری عزیزان، بیایید نزد پدر خود خدا زانو زده برای خانواده های از هم پاشیده شده، زنان و یا شوهران دردمند و دلشکسته، کودکان زخمی و بسیاری دیگر از مردم خودمان، شفاعت و دعا کنیم.
اگر شما دوست من، جزو این افراد هستید این دعا را با من تکرار کنید و با ایمان از خدا بخواهید تا شرایط شما را تبدیل کند و قلب تان را شفا بخشد؛
ای پدر آسمانی، با آنچه که قلب مرا شکسته و تمام دردهایم نزد تو می آیم و از تو میطلبم وارد زندگی من شده و شرایطم را تبدیل کنی. زخمهایم را شفا ده و قلبی نو به من عطا کن. ازدواج و خانواده مرا احیا کن! عشقی تازه و الهی عطا کن. از “من” شروع کن! تا نام تو جلال یابد.
در نام #مسیح دعا کردم
آمین
باشد امروز آرامش خداوند تجربه کنید.
دوستدار شما
در حالی که بسیاری هستند در چنین روزی؛ #ولنتاین روز #عشاق را جشن میگیرد، افراد و زوجینی نیز هستند که به دلایل مختلف ازدواج شان بهم خورده و هم اکنون دلشکسته هستند. شاید از خود و یا خدا میپرسند؛ چرا من؟! و یا فریاد میزنند خدایا کمکم کن!
قبل از هر چیزی باید بدانیم که کتابمقدس میفرماید؛ خدا “عشق” (محبت) است. بیایید به این دروغ نهیب بزنیم که مقصر این تراژدی ها در زندگی شما خدا میباشد. او نه فقط بانی دردهای شما نیست، بلکه او مشتاق است تا دردها و غمهای شما خاتمه یافته، خوشبخت و شادمان باشید.
روز گذشته مدام این آیه با من بود که در رساله افسسیان فصل سوم آیات چهارده و پانزده، پولس رسول میگوید؛ “از این سبب، زانو میزنم نزد آن پدر، که از او هر خانواده ای در آسمان و بر زمین مسمی میشود... ”
باری عزیزان، بیایید نزد پدر خود خدا زانو زده برای خانواده های از هم پاشیده شده، زنان و یا شوهران دردمند و دلشکسته، کودکان زخمی و بسیاری دیگر از مردم خودمان، شفاعت و دعا کنیم.
اگر شما دوست من، جزو این افراد هستید این دعا را با من تکرار کنید و با ایمان از خدا بخواهید تا شرایط شما را تبدیل کند و قلب تان را شفا بخشد؛
ای پدر آسمانی، با آنچه که قلب مرا شکسته و تمام دردهایم نزد تو می آیم و از تو میطلبم وارد زندگی من شده و شرایطم را تبدیل کنی. زخمهایم را شفا ده و قلبی نو به من عطا کن. ازدواج و خانواده مرا احیا کن! عشقی تازه و الهی عطا کن. از “من” شروع کن! تا نام تو جلال یابد.
در نام #مسیح دعا کردم
آمین
باشد امروز آرامش خداوند تجربه کنید.
دوستدار شما
اعداد فصل 12
#کتاب_اعداد_فصل_دوازدهم
عنوان: مخالفت #مریم و هارون
1مریم و هارون به سبب زن حبشی که موسی گرفته بود، بر ضد او سخن گفتند، زیرا او زنی حبشی اختیار کرده بود.
2آنان گفتند: «آیا براستی خداوند تنها به واسطۀ موسی سخن گفته است؟ آیا به واسطۀ ما نیز سخن نگفته؟» و خداوند این را شنید.
3حال، موسی مردی بسیار حلیم بود، بیش از تمامی مردمان روی زمین.
4در دم، خداوند به موسی و هارون و مریم گفت: «شما هر سه نزد خیمۀ ملاقات بیرون آیید.» پس آنان هر سه بیرون آمدند.
5آنگاه خداوند در ستونی از ابر نزول کرده، به دَرِ خیمه ایستاد و هارون و مریم را فرا خواند و ایشان هر دو پیش آمدند.
6و او گفت: «سخنان مرا بشنوید: اگر نبیای در میان شما باشد، من که خداوندم، خود را در رؤیا بدو میشناسانم و در خواب با وی سخن میگویم.
7اما با خدمتگزارم موسی چنین نمیکنم؛ او در همۀ خانۀ من امین است.
8با او رو به رو سخن میگویم، آشکارا و نه با رمزها؛ و او شمایل خداوند را نظاره میکند. پس چرا از سخن گفتن بر ضد خدمتگزارم موسی نترسیدید؟»
9آنگاه خشم خداوند بر ایشان برافروخته شد، و او آنجا را ترک کرد.
10چون ابر از فراز خیمه برفت، اینک مریم از جذام همچون برف سفید شده بود! و هارون به سوی مریم نگریست، و اینک او جذامی بود.
11پس به موسی گفت: «ای سرورم، تمنا اینکه گناهی را که از سرِ حماقت مرتکب شدهایم، بر ما محسوب مدار.
12مگذار مریم همچون طفل سقط شدهای باشد که چون از رَحِم مادرش بیرون میآید، نصف بدنش خورده شده است.»
13آنگاه موسی نزد خداوند فریاد برآورده، گفت: «خدایا، تمنا دارم او را شفا دهی.»
14اما خداوند به موسی گفت: «اگر پدرش بر صورت او آبِ دهان میانداخت، آیا تا هفت روز خجل نمیبود؟ بگو هفت روز بیرون از اردوگاه بماند، و پس از آن باز به درون آید.»
15پس مریم هفت روز بیرون از اردوگاه ماند، و قوم تا بازگردانیده شدن وی، کوچ نکردند.
16پس از آن، قوم از حَضیروت کوچ کرده، در صحرای فاران اردو زدند.
عنوان: مخالفت #مریم و هارون
1مریم و هارون به سبب زن حبشی که موسی گرفته بود، بر ضد او سخن گفتند، زیرا او زنی حبشی اختیار کرده بود.
2آنان گفتند: «آیا براستی خداوند تنها به واسطۀ موسی سخن گفته است؟ آیا به واسطۀ ما نیز سخن نگفته؟» و خداوند این را شنید.
3حال، موسی مردی بسیار حلیم بود، بیش از تمامی مردمان روی زمین.
4در دم، خداوند به موسی و هارون و مریم گفت: «شما هر سه نزد خیمۀ ملاقات بیرون آیید.» پس آنان هر سه بیرون آمدند.
5آنگاه خداوند در ستونی از ابر نزول کرده، به دَرِ خیمه ایستاد و هارون و مریم را فرا خواند و ایشان هر دو پیش آمدند.
6و او گفت: «سخنان مرا بشنوید: اگر نبیای در میان شما باشد، من که خداوندم، خود را در رؤیا بدو میشناسانم و در خواب با وی سخن میگویم.
7اما با خدمتگزارم موسی چنین نمیکنم؛ او در همۀ خانۀ من امین است.
8با او رو به رو سخن میگویم، آشکارا و نه با رمزها؛ و او شمایل خداوند را نظاره میکند. پس چرا از سخن گفتن بر ضد خدمتگزارم موسی نترسیدید؟»
9آنگاه خشم خداوند بر ایشان برافروخته شد، و او آنجا را ترک کرد.
10چون ابر از فراز خیمه برفت، اینک مریم از جذام همچون برف سفید شده بود! و هارون به سوی مریم نگریست، و اینک او جذامی بود.
11پس به موسی گفت: «ای سرورم، تمنا اینکه گناهی را که از سرِ حماقت مرتکب شدهایم، بر ما محسوب مدار.
12مگذار مریم همچون طفل سقط شدهای باشد که چون از رَحِم مادرش بیرون میآید، نصف بدنش خورده شده است.»
13آنگاه موسی نزد خداوند فریاد برآورده، گفت: «خدایا، تمنا دارم او را شفا دهی.»
14اما خداوند به موسی گفت: «اگر پدرش بر صورت او آبِ دهان میانداخت، آیا تا هفت روز خجل نمیبود؟ بگو هفت روز بیرون از اردوگاه بماند، و پس از آن باز به درون آید.»
15پس مریم هفت روز بیرون از اردوگاه ماند، و قوم تا بازگردانیده شدن وی، کوچ نکردند.
16پس از آن، قوم از حَضیروت کوچ کرده، در صحرای فاران اردو زدند.
مسیح
تفكرات و سخنان الهى
عنوان: پرورش افكار پيروزمند مسيح در عِوَض توجه به موقعيت هاى دشوار زندگى خود
سليمان حكيم در كتاب خود فصل ٢٣ آيه ٧ ميفرمايد؛ “زیرا چنانکه در دل خود فکر میکند خود اوهمچنان است...."
طبق آيه بالا، طريقى كه شما به خود نگاه ميكنيد تعيين كننده آنچه ميباشد كه خواهيد بود! زندگى فعلى شما، حقيقتاً بازتاب آنچه چيزى است كه در گذشته درباره خود فكر ميكرده ايد.
وقتى شما به افكار خود درمورد طرد شدگى پر و بال ميدهيد، اجازه ميدهيد تصاوير درماندگى ها، افكارتان را تسخير كنند، خود را آماده ميكنيد تا اين چيزها در شما تحقق يابند. به تمام نكات منفى كه فكر ميكنيد، اتفاق خواهند افتاد.
بعبارتى ديگر، وقتى تفكرتان همگام با كلام خدا ميباشد، يعنى آنچه خدا درباره شما ميگويد، برنامه هاى كامل او در زندگى تان انجام خواهند شد. براى كنترل افكار خود به پشت كار نياز داريد، مخصوصاً وقتى افكار شما براى سالهاى سال در مسير خاصى پرورش يافته و به آن طريق عادت كرده ايد. اما شما با قوت روح خدا قادر به تبديل آن هستيد.
كلام خدا در رساله دوم قرنتيان فصل ١٠ آيات ٤ و ٥ ميفرمايد؛
“چرا که اسلحۀ جنگ ما دنیوی نیست، بلکه به نیروی الهی قادر به انهدام دژهاست. ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران میکنیم و هر اندیشهای را به اطاعت از مسیح اسیر میسازیم.”
همانطور كه شما وقت ميگذاريد و به وعده هاى خدا درباره موفقعيت و پيروزى تفكر ميكنيد، شما شروع كرده، همچون برنده عمل ميكنيد. و وقتى ادامه داده، آنطورى به خود نگاه ميكنيد كه خدا به شما مى نگرد، بدون توجه به شرايط موجود در زندگيتان، موفقعيت و جلال خدا نمايان ميشوند.
عزيزانم، پس هم اكنون با من همصدا و يكدل شده اعلان كنيد؛ من همان هستم كه خداوند ميگويد هستى! من يك برنده هستم. من به قوت روح خدا در تصميمات و كارهايمان موفق هستم. من با مسيح در تمام حوزه هاى زندگيم موفق هستم. من به فيض خدا قادرم تا در هر سختى و آزمايشى كه با آن روبرو هستم با قوت بايستم. من هم اكنون تصميم ميگيرم و به ضد هر تصوير غلطى كه بر خلاف حقيقت كلام خدا درباره خود دارم در نام #مسيح زنده نهيب زده آنرا دور ميكنم و پيروزى او را بر هر وضعيت و سختى زندگى خودم اعلان ميكنم. آمين
عنوان: پرورش افكار پيروزمند مسيح در عِوَض توجه به موقعيت هاى دشوار زندگى خود
سليمان حكيم در كتاب خود فصل ٢٣ آيه ٧ ميفرمايد؛ “زیرا چنانکه در دل خود فکر میکند خود اوهمچنان است...."
طبق آيه بالا، طريقى كه شما به خود نگاه ميكنيد تعيين كننده آنچه ميباشد كه خواهيد بود! زندگى فعلى شما، حقيقتاً بازتاب آنچه چيزى است كه در گذشته درباره خود فكر ميكرده ايد.
وقتى شما به افكار خود درمورد طرد شدگى پر و بال ميدهيد، اجازه ميدهيد تصاوير درماندگى ها، افكارتان را تسخير كنند، خود را آماده ميكنيد تا اين چيزها در شما تحقق يابند. به تمام نكات منفى كه فكر ميكنيد، اتفاق خواهند افتاد.
بعبارتى ديگر، وقتى تفكرتان همگام با كلام خدا ميباشد، يعنى آنچه خدا درباره شما ميگويد، برنامه هاى كامل او در زندگى تان انجام خواهند شد. براى كنترل افكار خود به پشت كار نياز داريد، مخصوصاً وقتى افكار شما براى سالهاى سال در مسير خاصى پرورش يافته و به آن طريق عادت كرده ايد. اما شما با قوت روح خدا قادر به تبديل آن هستيد.
كلام خدا در رساله دوم قرنتيان فصل ١٠ آيات ٤ و ٥ ميفرمايد؛
“چرا که اسلحۀ جنگ ما دنیوی نیست، بلکه به نیروی الهی قادر به انهدام دژهاست. ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران میکنیم و هر اندیشهای را به اطاعت از مسیح اسیر میسازیم.”
همانطور كه شما وقت ميگذاريد و به وعده هاى خدا درباره موفقعيت و پيروزى تفكر ميكنيد، شما شروع كرده، همچون برنده عمل ميكنيد. و وقتى ادامه داده، آنطورى به خود نگاه ميكنيد كه خدا به شما مى نگرد، بدون توجه به شرايط موجود در زندگيتان، موفقعيت و جلال خدا نمايان ميشوند.
عزيزانم، پس هم اكنون با من همصدا و يكدل شده اعلان كنيد؛ من همان هستم كه خداوند ميگويد هستى! من يك برنده هستم. من به قوت روح خدا در تصميمات و كارهايمان موفق هستم. من با مسيح در تمام حوزه هاى زندگيم موفق هستم. من به فيض خدا قادرم تا در هر سختى و آزمايشى كه با آن روبرو هستم با قوت بايستم. من هم اكنون تصميم ميگيرم و به ضد هر تصوير غلطى كه بر خلاف حقيقت كلام خدا درباره خود دارم در نام #مسيح زنده نهيب زده آنرا دور ميكنم و پيروزى او را بر هر وضعيت و سختى زندگى خودم اعلان ميكنم. آمين
Monday, 18 February 2019
از کتاب امثال سلیمان
#کتاب_امثال_سلیمان_فصل_بیست_وهفتم
1دربارۀ فردا فخر مکن، زیرا نمیدانی روز چه خواهد زایید.
2بگذار دیگری تو را بستاید، نه دهان خودت؛ غریبهای، نه زبان خودت.
3سنگ، سنگین است و ریگ، گران، اما تحریک به دست نادان، از هر دو سنگینتر است!27:3 یا: «اما خشم نادان از هر دو سنگینتر است».
4خشم، خانمانسوز است و غضب، سیلآسا، اما کیست که در برابر حسد تاب آورد؟
5توبیخِ آشکار، بِه از محبت پنهان.
6زخمی هم که از دوست رسد وفادار است، اما به صد بوسۀ دشمن هم نتوان اعتماد کرد.
7شکمِ سیر از شانِ عسل کراهت دارد، اما برای شکم گرسنه، هر تلخی هم شیرین است!
8مردی که از خانهاش آواره شود، پرندهای را مانَد که از لانهاش آواره شده باشد.
9عطر و بوی خوش، دل را شاد میسازد، مشورت خالص، به دوستی شیرینی میبخشد.
10دوست خود و دوست پدر خود را ترک مکن، و به هنگام مصیبت به خانۀ برادرت مرو؛ همسایۀ نزدیک بِه از برادر دور است.
11پسرم، حکیم باش، و دل مرا شاد کن؛ آنگاه ملامتکنندگان خود را پاسخ توانم داد.
12عاقل، خطر را میبیند و پنهان میشود، اما سادهلوح پیش میرود و تاوانش را میدهد!
13جامۀ کسی را که ضامن غریبه میشود، بگیر! لباس کسی را که برای زن بیگانه ضمانت میکند، گرو نگاه دار.
14آن که صبح زود همسایۀ خود را به صدای بلند برکت دهد، به منزلۀ لعنت محسوب میشود.
15چکیدنِ پیوستۀ آب در روز بارانی و زن ستیزهجو مشابهاند؛
16بازداشتن او همچون بازداشتن باد است، یا گرفتن روغن با دست.
17آهن آهن را تیز میکند، مرد، مرد را.
18آن که از درخت انجیری نگهداری کند، از میوهاش خواهد خورد؛ و آن که از سَرور خود مراقبت نماید، عزّت خواهد یافت.
19آب، چهرۀ انسان را منعکس میکند، دل انسان، خودِ او را!
20هاویه (27:20 به معنی ”جهان مردگان“ است.) و اَبَدون (27:20 به معنی ”مکان نابودی“ است.) سیریناپذیرند، نیز چنین است چشمان آدمی.
21بوته برای نقره و کوره برای طلاست، ستایش نیز برای آزمایش آدمی!
22اگر احمق را چون گندم نیز در هاون بکوبی، حماقتش را از او دور نخواهی کرد!
23از وضع گلههایت نیک آگاه باش از رمههایت بهدقّت مراقبت کن؛
24زیرا ثروت ابدی نیست، و نه حتی تاج و تخت، باقی از نسلی به نسل دیگر.
25پس چون علفها را بزنند و علفِ تازه بروید، و علوفۀ تپهها جمع گردد،
26برهها جامۀ تو خواهند شد و بزها بهای زمینت.
27شیر بزها برای خوراک تو کافی خواهد بود، و برای خوراک خانواده و معیشت کنیزانت.
1دربارۀ فردا فخر مکن، زیرا نمیدانی روز چه خواهد زایید.
2بگذار دیگری تو را بستاید، نه دهان خودت؛ غریبهای، نه زبان خودت.
3سنگ، سنگین است و ریگ، گران، اما تحریک به دست نادان، از هر دو سنگینتر است!27:3 یا: «اما خشم نادان از هر دو سنگینتر است».
4خشم، خانمانسوز است و غضب، سیلآسا، اما کیست که در برابر حسد تاب آورد؟
5توبیخِ آشکار، بِه از محبت پنهان.
6زخمی هم که از دوست رسد وفادار است، اما به صد بوسۀ دشمن هم نتوان اعتماد کرد.
7شکمِ سیر از شانِ عسل کراهت دارد، اما برای شکم گرسنه، هر تلخی هم شیرین است!
8مردی که از خانهاش آواره شود، پرندهای را مانَد که از لانهاش آواره شده باشد.
9عطر و بوی خوش، دل را شاد میسازد، مشورت خالص، به دوستی شیرینی میبخشد.
10دوست خود و دوست پدر خود را ترک مکن، و به هنگام مصیبت به خانۀ برادرت مرو؛ همسایۀ نزدیک بِه از برادر دور است.
11پسرم، حکیم باش، و دل مرا شاد کن؛ آنگاه ملامتکنندگان خود را پاسخ توانم داد.
12عاقل، خطر را میبیند و پنهان میشود، اما سادهلوح پیش میرود و تاوانش را میدهد!
13جامۀ کسی را که ضامن غریبه میشود، بگیر! لباس کسی را که برای زن بیگانه ضمانت میکند، گرو نگاه دار.
14آن که صبح زود همسایۀ خود را به صدای بلند برکت دهد، به منزلۀ لعنت محسوب میشود.
15چکیدنِ پیوستۀ آب در روز بارانی و زن ستیزهجو مشابهاند؛
16بازداشتن او همچون بازداشتن باد است، یا گرفتن روغن با دست.
17آهن آهن را تیز میکند، مرد، مرد را.
18آن که از درخت انجیری نگهداری کند، از میوهاش خواهد خورد؛ و آن که از سَرور خود مراقبت نماید، عزّت خواهد یافت.
19آب، چهرۀ انسان را منعکس میکند، دل انسان، خودِ او را!
20هاویه (27:20 به معنی ”جهان مردگان“ است.) و اَبَدون (27:20 به معنی ”مکان نابودی“ است.) سیریناپذیرند، نیز چنین است چشمان آدمی.
21بوته برای نقره و کوره برای طلاست، ستایش نیز برای آزمایش آدمی!
22اگر احمق را چون گندم نیز در هاون بکوبی، حماقتش را از او دور نخواهی کرد!
23از وضع گلههایت نیک آگاه باش از رمههایت بهدقّت مراقبت کن؛
24زیرا ثروت ابدی نیست، و نه حتی تاج و تخت، باقی از نسلی به نسل دیگر.
25پس چون علفها را بزنند و علفِ تازه بروید، و علوفۀ تپهها جمع گردد،
26برهها جامۀ تو خواهند شد و بزها بهای زمینت.
27شیر بزها برای خوراک تو کافی خواهد بود، و برای خوراک خانواده و معیشت کنیزانت.
نیایش
مزمور ۹ آیات ۱ الی ۱۰
“ای #خداوند، با تمام وجود تو را میستايم و از كارهای شگفتانگيز تو سخن میرانم. تو شادی و خوشی من هستی و من در وصف تو، ای خدای متعال، میسرايم. دشمنانم عقبنشينی كرده، در حضور تو بر زمين خواهند افتاد و هلاک خواهند شد، زيرا تو ای داور عادل بر مسند خود نشستهای و از حق من دفاع میكنی. تو قومهای شرور را محكوم و نابود كردهای و نام آنها را از صفحهٔ روزگار محو ساختهای. دشمنان ما را به کلی ريشهكن نمودهای و شهرهای آنها را ويران كردهای به طوری كه حتی نامی از آنها نيز باقی نمانده است. خداوند تا به ابد پادشاه است. او مسند داوری خود را برقرار كرده تا بر قومهای دنيا با عدل و انصاف داوری نمايد. خداوند پناهگاه رنجديدگان است و ايشان را در سختیها حفظ میكند. خداوندا، كسانی كه تو را میشناسند، به تو پناه میآورند زيرا تو هرگز طالبان خود را ترک نكردهای.”
“ای #خداوند، با تمام وجود تو را میستايم و از كارهای شگفتانگيز تو سخن میرانم. تو شادی و خوشی من هستی و من در وصف تو، ای خدای متعال، میسرايم. دشمنانم عقبنشينی كرده، در حضور تو بر زمين خواهند افتاد و هلاک خواهند شد، زيرا تو ای داور عادل بر مسند خود نشستهای و از حق من دفاع میكنی. تو قومهای شرور را محكوم و نابود كردهای و نام آنها را از صفحهٔ روزگار محو ساختهای. دشمنان ما را به کلی ريشهكن نمودهای و شهرهای آنها را ويران كردهای به طوری كه حتی نامی از آنها نيز باقی نمانده است. خداوند تا به ابد پادشاه است. او مسند داوری خود را برقرار كرده تا بر قومهای دنيا با عدل و انصاف داوری نمايد. خداوند پناهگاه رنجديدگان است و ايشان را در سختیها حفظ میكند. خداوندا، كسانی كه تو را میشناسند، به تو پناه میآورند زيرا تو هرگز طالبان خود را ترک نكردهای.”
Saturday, 16 February 2019
دعا برای ایران
اى خداوند وقت آن رسيده...
🙏🏻#دعاى شفاعتى براى #ايران؛
اى خداوند در نام قدوس مسيح زنده، با فروتنى به حضورت ميآيم و از تو ميطلبم بر ملت من رحم كنى. وقت آن رسيده كه شفقت كرده، حقارت را از ما بردارى. كه زن و مرد، خرد و بزرگ را بياد آورى.
اگر چه ما و اجداد ما به تو گناه ورزيده، با عبادت مردگان و قبور آنان، با بى حرمتى به نام أقدس تو كفر ورزيده ايم و حتى يكديگر را حقير ساخته از جلال تو قاصر شده ايم. اما وقت آن رسيده بر ما رحم كرده ايران را بياد آورى.
خداوندا، دعا ميكنم خانواده هاى نگران را بيادآورى، زنان رنج كشيده، مردانى كه نزد خانواده هاى خود شرمسار و كودكان و جوانان نااميد را بيادآورى، وقت آن رسيده بر ما رحم كنى.
خداوندا، اضطراب و نگرانى، ترس و افسردگى، گناه و ناپاكى، دزدى و زنا، اعتياد و بى رحمى، طلاق و تن فروشى، رياكارى، بى اعتمادى و دروغ را از مردم سرزمين من بردار. از شمال تا جنوب، از غرب تا شرق سرزمين من را بركت ده، وقت آن رسيده برحسب شفقت خود بر ما رحم كنى.
اى خداوند به روح پراكندگى در همه حوزه هاى اجتماعى-خانوادگى، اقتصادى و سرگردانى در كشورهاى غريب در نام مسيح زنده نهيب ميزنم. وقت آن رسيده بركت و آرامى را بر مردم بازگردانى.
به روح مذهب و تاريكى هاى آن، عزادارى در نام مسيح زنده نهيب ميزنم.
اى خداوند وقت آن رسيده كه خبر خوش را بر مردم سرزمين برگردانى.
در نام #مسيح دعا ميكنم. آمين
🙏🏻#دعاى شفاعتى براى #ايران؛
اى خداوند در نام قدوس مسيح زنده، با فروتنى به حضورت ميآيم و از تو ميطلبم بر ملت من رحم كنى. وقت آن رسيده كه شفقت كرده، حقارت را از ما بردارى. كه زن و مرد، خرد و بزرگ را بياد آورى.
اگر چه ما و اجداد ما به تو گناه ورزيده، با عبادت مردگان و قبور آنان، با بى حرمتى به نام أقدس تو كفر ورزيده ايم و حتى يكديگر را حقير ساخته از جلال تو قاصر شده ايم. اما وقت آن رسيده بر ما رحم كرده ايران را بياد آورى.
خداوندا، دعا ميكنم خانواده هاى نگران را بيادآورى، زنان رنج كشيده، مردانى كه نزد خانواده هاى خود شرمسار و كودكان و جوانان نااميد را بيادآورى، وقت آن رسيده بر ما رحم كنى.
خداوندا، اضطراب و نگرانى، ترس و افسردگى، گناه و ناپاكى، دزدى و زنا، اعتياد و بى رحمى، طلاق و تن فروشى، رياكارى، بى اعتمادى و دروغ را از مردم سرزمين من بردار. از شمال تا جنوب، از غرب تا شرق سرزمين من را بركت ده، وقت آن رسيده برحسب شفقت خود بر ما رحم كنى.
اى خداوند به روح پراكندگى در همه حوزه هاى اجتماعى-خانوادگى، اقتصادى و سرگردانى در كشورهاى غريب در نام مسيح زنده نهيب ميزنم. وقت آن رسيده بركت و آرامى را بر مردم بازگردانى.
به روح مذهب و تاريكى هاى آن، عزادارى در نام مسيح زنده نهيب ميزنم.
اى خداوند وقت آن رسيده كه خبر خوش را بر مردم سرزمين برگردانى.
در نام #مسيح دعا ميكنم. آمين
نیایش
خوبِ من...
با تو
همه چیز در نهایتِ زیبایی ست.
هوای صبح و باغی پرگل...
و
خورشید با رگه های طلایی اش
که عشق می پاشد
به روی خلوتِ نیایشم....
حتی چای با عطر بهار نارنج
در فنجانی که گل هایش در عشق شکفته !
همه چیز مهیای عاشقی ست !
همان عشقی
که جهان را
در خود جای می دهد...
♡عشق الهی♡
و محبت بی قید و شرط تو....
ای #عیسی خدای من !
با تو
همه چیز در نهایتِ زیبایی ست.
هوای صبح و باغی پرگل...
و
خورشید با رگه های طلایی اش
که عشق می پاشد
به روی خلوتِ نیایشم....
حتی چای با عطر بهار نارنج
در فنجانی که گل هایش در عشق شکفته !
همه چیز مهیای عاشقی ست !
همان عشقی
که جهان را
در خود جای می دهد...
♡عشق الهی♡
و محبت بی قید و شرط تو....
ای #عیسی خدای من !
Wednesday, 13 February 2019
عید پسخ
#کتاب_اعداد_فصل_نهم
عنوان: عید #پِسَخ
1در نخستین ماه سال دوّم بعد از بیرون آمدن بنیاسرائیل از سرزمین مصر، خداوند موسی را در صحرای سینا خطاب کرده، گفت:
2«بنیاسرائیل را بگو که پِسَخ را در موعدش به جا آورند.
3روز چهاردهم این ماه، هنگام عصر، آن را در موعدش به جا آورید و بنا بر همۀ فرایض و قوانینش آن را نگاه دارید.»
4پس موسی بنیاسرائیل را گفت که پِسَخ را به جا آورند.
5آنان روز چهاردهم ماه نخست، وقت عصر، در صحرای سینا پِسَخ را به جا آوردند. بنیاسرائیل بر حسب هرآنچه خداوند به موسی فرمان داده بود، عمل کردند.
6اما بعضی اشخاص بودند که از جنازۀ آدمی نجس شده، نمیتوانستند پِسَخ را در آن روز به جا آورند. پس همان روز نزد موسی و هارون آمده،
7وی را گفتند: «ما از جنازۀ آدمی نجس شدهایم. ولی چرا از تقدیم هدیۀ خداوند در موعدش در میان بنیاسرائیل منع شویم؟»
8موسی ایشان را گفت: «منتظر بمانید تا آنچه را که خداوند در حق شما امر فرماید، بشنوم.»
9و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
10«بنیاسرائیل را بگو: اگر کسی از شما یا از نسل شما از جنازهای نجس شود یا در سفری دور باشد، کماکان میتواند پِسَخ را برای خداوند به جا آورد.
11در چهاردهمین روز ماه دوّم، وقت عصر، آن را به جا آورند؛ آن را همراه با نانِ بیخمیرمایه و سبزیهای تلخ بخورند.
12و چیزی از آن را تا صبح باقی نگذارند و از آن استخوانی نشکنند؛ پِسَخ را بر حسب تمامی فرایض آن به جا آورند.
13اما اگر کسی طاهر باشد و در سفر نیز نباشد ولی از انجام پِسَخ اِبا کند، باید از میان قوم خود منقطع شود زیرا هدیۀ خداوند را در موعدش تقدیم نکرده است؛ آن مرد متحمل گناه خود خواهد شد.
14و اگر غریبی در میان شما ساکن باشد و بخواهد پِسَخ را برای خداوند به جا آورد، بر حسب فرایض پِسَخ و قوانین آن عمل کند. شما را، خواه غریب خواه بومی، یک فریضه خواهد بود.»
ابر و آتش بر فراز مسکن
15در روزی که مسکن بر پا شد، ابرْ مسکن یعنی خیمۀ شهادت را پوشانید، و از شب تا صبح، همچون منظر آتش بر فراز مسکن بود.
16همواره چنین بود: ابر در روز آن را میپوشانید (9:16 بنا بر ترجمۀ یونانی هفتادتَنان، سریانی و والگیت؛ در جملۀ عبری، ”در روز“ وجود ندارد.) و منظر آتش در شب.
17هرگاه ابر از فراز خیمه برمیخاست، پس از آن بنیاسرائیل کوچ میکردند و هر جا که ابر ساکن میشد، آنجا بنیاسرائیل اردو میزدند.
18به فرمان خداوند بنی#اسرائیل کوچ میکردند، و به فرمان خداوند اردو میزدند. همۀ روزهایی که ابر بر فراز مسکن ساکن میبود، آنان اردو زده باقی میماندند.
19حتی هنگامی که ابر روزهای بسیار بر فراز مسکن میماند، بنیاسرائیل حکم خداوند را نگاه میداشتند و کوچ نمیکردند.
20گاه ابر روزهایی اندک بر فراز مسکن بود، و آنها به فرمان خداوند اردو زده باقی میماندند و به فرمان خداوند کوچ میکردند.
21و گاه ابر از شب تا صبح میماند. و چون صبح برمیخاست، آنان کوچ میکردند. خواه روز و خواه شب، هرگاه ابر برمیخاست، ایشان نیز کوچ میکردند.
22خواه دو روز، خواه یک ماه و خواه مدتی طولانیتر، هر قدر ابر بر فراز مسکن ساکن باقی میماند، بنیاسرائیل اردو زده باقی میماندند و کوچ نمیکردند، اما چون برمیخاست، کوچ میکردند.
23به فرمان خداوند اردو میزدند، و به فرمان خداوند کوچ میکردند. آنان حکم خداوند را بنا بر آنچه خداوند به واسطۀ موسی فرمان میداد، نگاه میداشتند#.
عنوان: عید #پِسَخ
1در نخستین ماه سال دوّم بعد از بیرون آمدن بنیاسرائیل از سرزمین مصر، خداوند موسی را در صحرای سینا خطاب کرده، گفت:
2«بنیاسرائیل را بگو که پِسَخ را در موعدش به جا آورند.
3روز چهاردهم این ماه، هنگام عصر، آن را در موعدش به جا آورید و بنا بر همۀ فرایض و قوانینش آن را نگاه دارید.»
4پس موسی بنیاسرائیل را گفت که پِسَخ را به جا آورند.
5آنان روز چهاردهم ماه نخست، وقت عصر، در صحرای سینا پِسَخ را به جا آوردند. بنیاسرائیل بر حسب هرآنچه خداوند به موسی فرمان داده بود، عمل کردند.
6اما بعضی اشخاص بودند که از جنازۀ آدمی نجس شده، نمیتوانستند پِسَخ را در آن روز به جا آورند. پس همان روز نزد موسی و هارون آمده،
7وی را گفتند: «ما از جنازۀ آدمی نجس شدهایم. ولی چرا از تقدیم هدیۀ خداوند در موعدش در میان بنیاسرائیل منع شویم؟»
8موسی ایشان را گفت: «منتظر بمانید تا آنچه را که خداوند در حق شما امر فرماید، بشنوم.»
9و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
10«بنیاسرائیل را بگو: اگر کسی از شما یا از نسل شما از جنازهای نجس شود یا در سفری دور باشد، کماکان میتواند پِسَخ را برای خداوند به جا آورد.
11در چهاردهمین روز ماه دوّم، وقت عصر، آن را به جا آورند؛ آن را همراه با نانِ بیخمیرمایه و سبزیهای تلخ بخورند.
12و چیزی از آن را تا صبح باقی نگذارند و از آن استخوانی نشکنند؛ پِسَخ را بر حسب تمامی فرایض آن به جا آورند.
13اما اگر کسی طاهر باشد و در سفر نیز نباشد ولی از انجام پِسَخ اِبا کند، باید از میان قوم خود منقطع شود زیرا هدیۀ خداوند را در موعدش تقدیم نکرده است؛ آن مرد متحمل گناه خود خواهد شد.
14و اگر غریبی در میان شما ساکن باشد و بخواهد پِسَخ را برای خداوند به جا آورد، بر حسب فرایض پِسَخ و قوانین آن عمل کند. شما را، خواه غریب خواه بومی، یک فریضه خواهد بود.»
ابر و آتش بر فراز مسکن
15در روزی که مسکن بر پا شد، ابرْ مسکن یعنی خیمۀ شهادت را پوشانید، و از شب تا صبح، همچون منظر آتش بر فراز مسکن بود.
16همواره چنین بود: ابر در روز آن را میپوشانید (9:16 بنا بر ترجمۀ یونانی هفتادتَنان، سریانی و والگیت؛ در جملۀ عبری، ”در روز“ وجود ندارد.) و منظر آتش در شب.
17هرگاه ابر از فراز خیمه برمیخاست، پس از آن بنیاسرائیل کوچ میکردند و هر جا که ابر ساکن میشد، آنجا بنیاسرائیل اردو میزدند.
18به فرمان خداوند بنی#اسرائیل کوچ میکردند، و به فرمان خداوند اردو میزدند. همۀ روزهایی که ابر بر فراز مسکن ساکن میبود، آنان اردو زده باقی میماندند.
19حتی هنگامی که ابر روزهای بسیار بر فراز مسکن میماند، بنیاسرائیل حکم خداوند را نگاه میداشتند و کوچ نمیکردند.
20گاه ابر روزهایی اندک بر فراز مسکن بود، و آنها به فرمان خداوند اردو زده باقی میماندند و به فرمان خداوند کوچ میکردند.
21و گاه ابر از شب تا صبح میماند. و چون صبح برمیخاست، آنان کوچ میکردند. خواه روز و خواه شب، هرگاه ابر برمیخاست، ایشان نیز کوچ میکردند.
22خواه دو روز، خواه یک ماه و خواه مدتی طولانیتر، هر قدر ابر بر فراز مسکن ساکن باقی میماند، بنیاسرائیل اردو زده باقی میماندند و کوچ نمیکردند، اما چون برمیخاست، کوچ میکردند.
23به فرمان خداوند اردو میزدند، و به فرمان خداوند کوچ میکردند. آنان حکم خداوند را بنا بر آنچه خداوند به واسطۀ موسی فرمان میداد، نگاه میداشتند#.
Tuesday, 12 February 2019
کامیابی
تفكرات و سخنان الهی
عنوان: براى كاميابى به مشورت خداوند برويد.
كلام خدا در مزمور ١: ١ و ٢ ميفرمايد؛ “خوشا به حال کسی که در مشورت شریران گام نزند و در راه گنهکاران نایستد و در محفل تمسخرگران ننشیند؛ بلکه رغبتش در شریعت خداوند باشد و شبانهروز در شریعت او تأمل کند.”
در آيات بالا سراينده تعليم ميدهد شيوه زندگى مومنى كه خود را عادت تا به مشورت خداوند برود سبب بركت وى خواهد شد.
او ادامه ميدهد؛ وقتى كه ايماندار در مشورت بى خدايان گام برميدارد و يا در راه گنهكاران بايستد و در محفل بنشيند بركت خدا تجربه نخواهد كرد.
اين بدينمعناست شخص بركت يافته به نصيحت هاى كسانى كه "متخصص" هستند و تنها به خود متكى ميباشند و خدا را احترام نميگذارند بسنده نخواهد كرد. و هرگز پيرو كسانى نخواهد بود كه براى موفقعيت خود با نقشه كشيدن در پى اين هستند كه ديگران را پائين بكشند. وى به جمع افراد منفى و بدبين شركت نخواهد كرد.
شخصى كه چنين كارهائى ميكند كسى است كه به خدااعتماد ندارد بلكه به انسان جايز الخطا! و در طريق هاى خدا تفكر نميكند بلكه طريقهاى اين دنياى گناهكار!
عزيزانم، اينگونه روش را انتخاب نكنيد. بلكه در عِوَض با تمام وجود شبانه روز با تفكر بر كلام خدا و راههاى او به #مسيح اعتماد كنيد. تنها كسى كه به فكر شماست تا جائى كه جان خود را برايتان فدا كرد و بعد از رفتن خود به آسمان شما را يتيم نگذاشت بلكه روح القدس آن مشاور اعظم و پاك را فرستاد، نجات دهنده اى كه هم اكنون در دست رأست خداى پدر براى ما شفاعت ميكند.
عيسى براى #كليساى خود غيرت دارد، فكرهاى پاك و بينظيرى را# براى وى دارد. آيا به او اعتماد ميكنيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است هم اكنون به مشورت او برويد.
عنوان: براى كاميابى به مشورت خداوند برويد.
كلام خدا در مزمور ١: ١ و ٢ ميفرمايد؛ “خوشا به حال کسی که در مشورت شریران گام نزند و در راه گنهکاران نایستد و در محفل تمسخرگران ننشیند؛ بلکه رغبتش در شریعت خداوند باشد و شبانهروز در شریعت او تأمل کند.”
در آيات بالا سراينده تعليم ميدهد شيوه زندگى مومنى كه خود را عادت تا به مشورت خداوند برود سبب بركت وى خواهد شد.
او ادامه ميدهد؛ وقتى كه ايماندار در مشورت بى خدايان گام برميدارد و يا در راه گنهكاران بايستد و در محفل بنشيند بركت خدا تجربه نخواهد كرد.
اين بدينمعناست شخص بركت يافته به نصيحت هاى كسانى كه "متخصص" هستند و تنها به خود متكى ميباشند و خدا را احترام نميگذارند بسنده نخواهد كرد. و هرگز پيرو كسانى نخواهد بود كه براى موفقعيت خود با نقشه كشيدن در پى اين هستند كه ديگران را پائين بكشند. وى به جمع افراد منفى و بدبين شركت نخواهد كرد.
شخصى كه چنين كارهائى ميكند كسى است كه به خدااعتماد ندارد بلكه به انسان جايز الخطا! و در طريق هاى خدا تفكر نميكند بلكه طريقهاى اين دنياى گناهكار!
عزيزانم، اينگونه روش را انتخاب نكنيد. بلكه در عِوَض با تمام وجود شبانه روز با تفكر بر كلام خدا و راههاى او به #مسيح اعتماد كنيد. تنها كسى كه به فكر شماست تا جائى كه جان خود را برايتان فدا كرد و بعد از رفتن خود به آسمان شما را يتيم نگذاشت بلكه روح القدس آن مشاور اعظم و پاك را فرستاد، نجات دهنده اى كه هم اكنون در دست رأست خداى پدر براى ما شفاعت ميكند.
عيسى براى #كليساى خود غيرت دارد، فكرهاى پاك و بينظيرى را# براى وى دارد. آيا به او اعتماد ميكنيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است هم اكنون به مشورت او برويد.
Monday, 11 February 2019
دستگیری از برادر فقیر
دستگیری از برادر فقیر
35«اگر برادرت فقیر شود و محتاج تو گردد، از او مانند غریب و میهمان دستگیری کن تا بتواند در جوار تو زندگی کند.
36از او رِبا و سود مَسِتان، بلکه از خدای خود بترس، تا برادرت بتواند در جوار تو زیست کند.
37نقد خود را به رِبا به او مده و نه خوراک خود را به سود.
38من #یهوه خدای شما هستم، که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا زمین کنعان را به شما ببخشم، و خدای شما باشم.
39«اگر برادرت نزد تو فقیر شود و خود را به تو بفروشد، او را به خدمت غلامی مگمار؛
40بلکه چون کارگرِ مزدبگیر و میهمان نزد تو باشد، و تا سال یوبیل نزد تو خدمت کند.
41آنگاه از نزد تو بیرون رود، او و فرزندانش، و نزد طایفۀ خود و به ملکِ پدران خویش بازگردد.
42زیرا آنان غلامان منند، که ایشان را از سرزمین مصر بیرون آوردم؛ پس نباید به غلامی فروخته شوند.
43بر او بیرحمانه حکم مَران، بلکه از خدای خود بترس.
44«و اما در خصوص غلامان و کنیزانتان، که به شما تعلق دارند، آنها باید از اقوام پیرامون شما باشند؛ از آنها میتوانید غلامان و کنیزان برای خود بخرید.
45نیز میتوانید از فرزندان بیگانگانی که نزد شما غربت گزیدهاند و از طایفههای آنها که نزد شما هستند و در سرزمین شما زاده شدهاند، غلامان و کنیزان بخرید؛ و آنان جزو اموال شما خواهند بود.
46میتوانید ایشان را پس از خود برای پسرانتان واگذارید تا دارائی موروثی باشند و آنها را تا ابد به غلامی بگیرید. اما در خصوص برادرانتان بنیاسرائیل، کسی نباید بر دیگری بیرحمانه حکم براند.
بازخرید شخص فقیر
47«اگر غریب یا میهمانی نزد شما دولتمند گردد، و برادرت نزد او فقیر شود و خود را به غریب یا میهمانی که نزد شماست و یا به یکی از طایفۀ آن غریب بفروشد،
48پس از فروخته شدن، حق بازخرید خواهد داشت. یکی از برادرانش میتواند او را بازخرید کند،
49یا عمو یا پسرعمویش میتواند او را بازخرید کند؛ یا خویشاوندی نزدیک از طایفهاش میتواند او را بازخرید کند؛ یا اگر خود دولتمند شود، میتواند خود را بازخرید کند.
50با خریدار خود از سالی که خود را به او فروخت تا سال یوبیل حساب کند، و بهای او بسته به شمار سالها باشد؛ با او باید بر حسب روزهای کار یک کارگر مزدبگیر حساب شود.
51اگر هنوز سالهای زیادی باقی مانده باشد، باید به همان اندازه مقداری از بهای فروش خود را جهت بازخریدِ خود بپردازد.
52و اگر سالهای کمی تا سال یوبیل باقی مانده باشد، باید به اندازۀ سالهای خدمتش حساب کرده، جهت بازخریدِ خود بپردازد.
53او باید با وی همچون کارگر مزدبگیری که سال به سال استخدام میشود رفتار کند؛ و نباید در نظر شما بیرحمانه بر وی حکم براند.
54اگر از این راهها بازخرید نشود، او و فرزندانش با وی باید در سال یوبیل آزاد گردند؛
55زیرا مَنَم آن که بنیاسرائیل غلام اویند. آنان غلامان منند، که ایشان را از سرزمین مصر بیرون آوردم: من یهوه خدای شما هستم.
Sunday, 10 February 2019
تعلیم غلط
#تعليم_غلط
يكى از سخنان غلط رائج كه امروز آنرا در صفحات اجتماعى مشاهده كردم اين بود؛ "سخت تَر از هر درد، نيافتن هم درد است"!!
عزيزانم، هر نوشته اينگونه تنها دروغ شرير است! حال توجه شما را به اين حقائق جلب ميكنم؛
كتابمقدس ميفرمايد#،
- "خدا پناه و قوّت ماست، و یاوری که در تنگیها (دردها) فوراً یافت میشود.”
مزمور ١:٤٦ NMV
- أمثال سليمان فصل ١٨ آيه ٢٤ ميگويد؛ دوستى (#مسيح) است كه از برادر چسبنده تَر است.
- عيسى مسيح در انجيل متى ١١: ٢٨ شما دوست عزيز را كه در چالش دردها هستيد خوانده دعوت ميكند؛ “بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید.”
بنابراين، اين دروغ شرير را رد كنيد كه ميگويد هيچكس به فكر تو نيست... تو تنهائى... تو هم دردى ندارى!...
هم اكنون با تمام دردهايتان نزد خدا برويد و با او سخن گوئيد. اجازه دهيد تا او بارها و دردهايتان را بردارد. بگذاريد او زخمهايتان را شفا بخشيد. به او اعتماد كنيد.
يكى از سخنان غلط رائج كه امروز آنرا در صفحات اجتماعى مشاهده كردم اين بود؛ "سخت تَر از هر درد، نيافتن هم درد است"!!
عزيزانم، هر نوشته اينگونه تنها دروغ شرير است! حال توجه شما را به اين حقائق جلب ميكنم؛
كتابمقدس ميفرمايد#،
- "خدا پناه و قوّت ماست، و یاوری که در تنگیها (دردها) فوراً یافت میشود.”
مزمور ١:٤٦ NMV
- أمثال سليمان فصل ١٨ آيه ٢٤ ميگويد؛ دوستى (#مسيح) است كه از برادر چسبنده تَر است.
- عيسى مسيح در انجيل متى ١١: ٢٨ شما دوست عزيز را كه در چالش دردها هستيد خوانده دعوت ميكند؛ “بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید.”
بنابراين، اين دروغ شرير را رد كنيد كه ميگويد هيچكس به فكر تو نيست... تو تنهائى... تو هم دردى ندارى!...
هم اكنون با تمام دردهايتان نزد خدا برويد و با او سخن گوئيد. اجازه دهيد تا او بارها و دردهايتان را بردارد. بگذاريد او زخمهايتان را شفا بخشيد. به او اعتماد كنيد.
Saturday, 9 February 2019
قانون نذیره
#کتاب_اعداد_فصل_ششم
عنوان: قانون نذیره
1خداوند #موسی را خطاب کرده، گفت:
2«بنیاسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: هرگاه مرد یا زنی نذر خاص، یعنی نذر نذیره (6:2 ”نذیره“ یعنی «کسی که بهطور خاص به خدا وقف شده باشد».) بکند، تا خود را وقف خداوند سازد،
3باید از شراب و دیگر مُسکِرات بپرهیزد و سرکۀ شراب و سرکۀ دیگر خَمرها را ننوشد، و هیچ آب انگور نیاشامد، و انگور تازه یا خشک نخورد.
4نیز در تمامی ایام وقف خود، از هرآنچه که از تاک انگور به دست آید، از هسته گرفته تا پوست، نخورد.
5«در همۀ ایام نذرِ وقفشدگی خود، تیغ بر سرش نیاید. و تا پایان روزهای وقف خود به خداوند، مقدّس باشد و گیسهای موی سرش را بلند کند.
6«در همۀ ایام وقف خود به خداوند، به مُردهای نزدیک نشود.
7نه برای پدر، نه برای مادر، و نه برای برادر یا خواهر خویش، چون بمیرند خویشتن را نجس نسازد زیرا نشانِ وقف خود به خدا را بر سر دارد.
8او در همۀ ایام وقف خود، برای #خداوند مقدس خواهد بود.
9«اگر به ناگاه کسی در جوار او بمیرد و او سر وقفشدۀ خود را نجس سازد، در روز طهارت خویش سر خود را بتراشد، یعنی در روز هفتم آن را بتراشد.
10سپس در روز هشتم دو قمری یا دو جوجه کبوتر، نزد کاهن به دَرِ خیمۀ ملاقات بیاورد.
11کاهن یکی را به عنوان قربانی گناه و دیگری را به عنوان قربانی تمامسوز تقدیم کرده، برای وی کفّاره کند، زیرا که به سبب مرده، گناه ورزیده است. و او در همان روز سر خود را تقدیس کند.
12همچنین خود را برای ایام نذیرگی خویش وقف خداوند نماید و یک برۀ نرینۀ یک ساله به جهت قربانی جبران بیاورد. اما روزهای پیشین او باطل میشود، زیرا وقف او نجس شده است.
13«این است قانون نذیره برای زمانی که ایام وقف او تمام شود: او را به دَرِ خیمۀ ملاقات بیاورند،
14و او هدیۀ خود را به خداوند تقدیم کند، یعنی یک برۀ نرینۀ یک سالۀ بیعیب به جهت قربانی تمامسوز، یک برۀ مادۀ یک سالۀ بیعیب به جهت قربانی گناه، و یک قوچ بیعیب به جهت قربانی رفاقت؛
15همچنین یک سبد قرص نانِ بیخمیرمایه از آرد مرغوبِ آمیخته به روغن، و گِردههای نازک بیخمیرمایه و آغشته به روغن، همراه با هدیۀ آردی و هدیۀ ریختنی آنها.
16«کاهن آنها را به حضور خداوند آورده، قربانی گناه و قربانی تمامسوز او را تقدیم کند،
17و قوچ را همراه با سبد نانِ بیخمیرمایه به عنوان قربانی رفاقت به خداوند تقدیم نماید. کاهن همچنین هدیۀ آردی و هدیۀ ریختنی او را تقدیم کند.
18«آنگاه نذیره سر وقفشدۀ خود را نزد درِ خیمۀ ملاقات بتراشد و موی سر وقفشدۀ خود را گرفته، بر آتشِ زیر قربانی رفاقت بگذارد.
19پس از آنکه نذیره سر وقفشدۀ خود را تراشید، کاهن سرشانۀ پختۀ قوچ را با یک قرص نانِ بیخمیرمایه از سبد و یک گِردۀ نازک بیخمیرمایه گرفته، بر کف دستهای نذیره بگذارد.
20و کاهن آنها را به عنوان هدیۀ تکاندادنی به حضور خداوند تکان دهد. آنها همراه با سینۀ هدیۀ تکان دادنی و رانِ افراشتنی، سهم مقدس کاهن خواهند بود. پس از آن، نذیره میتواند شراب بنوشد.
21«این است قانون نذیرهای که نذر کرده است تا برای وقف خود هدیهای به خداوند تقدیم کند. اگر دست او به بیش از این میرسد، باید آن را بر حسب آنچه نذر کرده است، علاوه بر قانون نذیره انجام دهد.»
برکت کاهنان
22خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
23«هارون و پسرانش را خطاب کرده، بگو: بدینگونه بنیاسرائیل را برکت دهید، و بدیشان بگویید:
24«خداوند تو را برکت دهد، و محافظت کند؛
25خداوند روی خود را بر تو تابان سازد و تو را فیض عنایت فرماید؛
26خداوند روی خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتی بخشد.
27«بدینگونه، آنان نام مرا بر بنیاسرائیل خواهند نهاد و من ایشان را برکت خواهم داد.»
عنوان: قانون نذیره
1خداوند #موسی را خطاب کرده، گفت:
2«بنیاسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: هرگاه مرد یا زنی نذر خاص، یعنی نذر نذیره (6:2 ”نذیره“ یعنی «کسی که بهطور خاص به خدا وقف شده باشد».) بکند، تا خود را وقف خداوند سازد،
3باید از شراب و دیگر مُسکِرات بپرهیزد و سرکۀ شراب و سرکۀ دیگر خَمرها را ننوشد، و هیچ آب انگور نیاشامد، و انگور تازه یا خشک نخورد.
4نیز در تمامی ایام وقف خود، از هرآنچه که از تاک انگور به دست آید، از هسته گرفته تا پوست، نخورد.
5«در همۀ ایام نذرِ وقفشدگی خود، تیغ بر سرش نیاید. و تا پایان روزهای وقف خود به خداوند، مقدّس باشد و گیسهای موی سرش را بلند کند.
6«در همۀ ایام وقف خود به خداوند، به مُردهای نزدیک نشود.
7نه برای پدر، نه برای مادر، و نه برای برادر یا خواهر خویش، چون بمیرند خویشتن را نجس نسازد زیرا نشانِ وقف خود به خدا را بر سر دارد.
8او در همۀ ایام وقف خود، برای #خداوند مقدس خواهد بود.
9«اگر به ناگاه کسی در جوار او بمیرد و او سر وقفشدۀ خود را نجس سازد، در روز طهارت خویش سر خود را بتراشد، یعنی در روز هفتم آن را بتراشد.
10سپس در روز هشتم دو قمری یا دو جوجه کبوتر، نزد کاهن به دَرِ خیمۀ ملاقات بیاورد.
11کاهن یکی را به عنوان قربانی گناه و دیگری را به عنوان قربانی تمامسوز تقدیم کرده، برای وی کفّاره کند، زیرا که به سبب مرده، گناه ورزیده است. و او در همان روز سر خود را تقدیس کند.
12همچنین خود را برای ایام نذیرگی خویش وقف خداوند نماید و یک برۀ نرینۀ یک ساله به جهت قربانی جبران بیاورد. اما روزهای پیشین او باطل میشود، زیرا وقف او نجس شده است.
13«این است قانون نذیره برای زمانی که ایام وقف او تمام شود: او را به دَرِ خیمۀ ملاقات بیاورند،
14و او هدیۀ خود را به خداوند تقدیم کند، یعنی یک برۀ نرینۀ یک سالۀ بیعیب به جهت قربانی تمامسوز، یک برۀ مادۀ یک سالۀ بیعیب به جهت قربانی گناه، و یک قوچ بیعیب به جهت قربانی رفاقت؛
15همچنین یک سبد قرص نانِ بیخمیرمایه از آرد مرغوبِ آمیخته به روغن، و گِردههای نازک بیخمیرمایه و آغشته به روغن، همراه با هدیۀ آردی و هدیۀ ریختنی آنها.
16«کاهن آنها را به حضور خداوند آورده، قربانی گناه و قربانی تمامسوز او را تقدیم کند،
17و قوچ را همراه با سبد نانِ بیخمیرمایه به عنوان قربانی رفاقت به خداوند تقدیم نماید. کاهن همچنین هدیۀ آردی و هدیۀ ریختنی او را تقدیم کند.
18«آنگاه نذیره سر وقفشدۀ خود را نزد درِ خیمۀ ملاقات بتراشد و موی سر وقفشدۀ خود را گرفته، بر آتشِ زیر قربانی رفاقت بگذارد.
19پس از آنکه نذیره سر وقفشدۀ خود را تراشید، کاهن سرشانۀ پختۀ قوچ را با یک قرص نانِ بیخمیرمایه از سبد و یک گِردۀ نازک بیخمیرمایه گرفته، بر کف دستهای نذیره بگذارد.
20و کاهن آنها را به عنوان هدیۀ تکاندادنی به حضور خداوند تکان دهد. آنها همراه با سینۀ هدیۀ تکان دادنی و رانِ افراشتنی، سهم مقدس کاهن خواهند بود. پس از آن، نذیره میتواند شراب بنوشد.
21«این است قانون نذیرهای که نذر کرده است تا برای وقف خود هدیهای به خداوند تقدیم کند. اگر دست او به بیش از این میرسد، باید آن را بر حسب آنچه نذر کرده است، علاوه بر قانون نذیره انجام دهد.»
برکت کاهنان
22خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
23«هارون و پسرانش را خطاب کرده، بگو: بدینگونه بنیاسرائیل را برکت دهید، و بدیشان بگویید:
24«خداوند تو را برکت دهد، و محافظت کند؛
25خداوند روی خود را بر تو تابان سازد و تو را فیض عنایت فرماید؛
26خداوند روی خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتی بخشد.
27«بدینگونه، آنان نام مرا بر بنیاسرائیل خواهند نهاد و من ایشان را برکت خواهم داد.»
Friday, 8 February 2019
بازداشت نوکیش مسیحی
نوکیش مسیحی اسماعیل مغربینژاد که از ۴۰ سال پیش به مسیحیت گرویده است، توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات در روز ۲۵ ژانویه ۲۰۱۹ (برابر با ۵ بهمن ۱۳۹۷) بازداشت شد.
این شهروند مسیحی که ۶۴ سال دارد به دلیل باور خود بارها از سوی نهادهای امنیتی حکومت ایران تحت فشار قرار گرفته بود. منابع آگاه نزدیک به اسماعیل مغربینژاد در گفتگوی با سازمان ماده ۱۸ گزارش دادند که حدود ۱۰ سال پس از گرویدن او به دین مسیحیت، “سوءقصدی به جان او صورت گرفت که نافرجام ماند و او نجات یافت”.
ماموران امنیتی پس از بازداشت اسماعیل مغربینژاد او را با خود به محل زندگیاش برده و پس از جستجو و تفتیش خانه، وسایل شخصی او مانند لپتاپ، تلفن همراه، کتابهای مسیحی و نوشتههای روزانه او را ضبط کرده و با خود بردند.
ماموران امنیتی مدعی شدند که حکم جلب به همراه دارند ولی درخواست اسماعیل مغربینژاد برای مشاهده آن را رد کردند. پس از بازداشت او خانواده این شهروند مسیحی تلاش کردند با مراجعه به نهادهای قضایی از محل بازداشتگاه و سرنوشت او اطلاعی به دست آورند. اما مقامات قضایی به خانواده او گفتند که اسماعیل مغربینژاد در هیچ یک از بازداشتگاههای آنها به سر نمیبرد و باید او را به عنوان یک شخص گمشده قلمداد کنند.
چندی بعد اسماعیل مغربینژاد با خانواده خود تماس گرفت و اعلام کرد که از محل نگهداری و همچنین اتهام خود بیخبر است.
همسر این نوکیش مسیحی به نام مهوش محمودیان نیز در سال ۱۹۹۹ میلادی به مسیحیت گرویده بود. اما هنگامی که خانم محمودیان در سال ۲۰۱۳ میلادی درگذشت، درخواست خانواده او برای دفن وی در گورستان مسیحیان نادیده گرفته شد و مقامات حکومت ایران این اجازه را به آنها ندادند. لازم به ذکر است که برای این منظور «آزاد مارشال» اسقف کلیسای انگلیکن یا اسقفی ایران نیز به همین منظور نامهای نوشته و در آن تایید کرده بود که همسر درگذشته اسماعیل مغربینژاد، یک مسیحی معتقد و از اعضای کلیسای اسقفی ایران بوده است که در این کلیسا آیین غسل تعمید و تایید را نیز انجام داده بود.
سرانجام، پیکر خانم محمودیان به گورستان مسلمانان برده شد و با حضور ماموران امنیتی و در حالی که تنها ۵ نفر از اعضای خانواده مهوش اجازه حضور یافتند مراسم خاکسپاری وی انجام شد.
در سالهای نخست گرویدن اسماعیل مغربینژاد به آیین مسیحیت، همسر او مهوش بارها مورد بازجویی قرار گرفته بود.
دو هفته پیش سازمان ماده ۱۸ گزارش سالانه خود را منتشر کرد. در این گزارش به موج تازه و بیسابقه فشار و دستگیری مسیحیان در دسامبر ۲۰۱۸ (برابر با آذر ماه ۹۷) نیز اشاره شده است. این روند فشارها همچنان ادامه دارد.
چندی پیش اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران درباره آزادیهای دینی در ایران با مخالفت و واکنشهای زیادی از سوی فعالان اجتماعی روبرو شد. پیشتر نیز دیگر مسئولان جمهوری اسلامی ادعا کردهاند که که اقلیتهای دینی به ویژه مسیحیان از آزادی کامل در کشور برخوردار هستند. ولی افزایش فشار بر مسیحیان ایران (مسیحیزادگان و نوکیشان)، رویکرد امنیتی و بازداشتهای خودسرانه، احکام سنگین زندان، محرومیت از تحصیل نوکیشان مسیحی، فشار بر خانوادههای مسیحیان فعال در خارج از کشور، و احکام تبعید که به تازهگی به احکام زندان افزوده شدهاند صحت این ادعاها را زیر سوال میبرند.
Thursday, 7 February 2019
چرا مسلمان نیستم ؟
چرا مسلمان نیستم ؟
چرا مسلمان نیستم عنوان سلسله مقالاتی است که در آن سعی کردم با شرحی نه چندان مفصل به چگونگی وچراهای این مساله بپردازم که واقعا چرا من #مسلمان نیستم.
امید آنکه با خواندن این مقاله آن دسته از عزیزانی که فرصتی نداشته اند تا به این مهم در زندگی خود بپردازندئ بتوانند این فرصت را بدست آورده و آنگاه با دیدی وسیع تر و در شرایطی مناسب به آنچه که ازگذشتگانو پدرانشان پذیرفته اند، بیندشند.
در این گفتار چند نکته اساسی در نظر گرفته شده که قابل تامل است.
1 – #محمد به عنوان آورنده #قران واسطه نزول آن یک انسان با هوش و خارق العاده در زمان خودش بوده است که در شرایطی نابرابر حتی نسبت به عموزاده های خودش ودر فقر و سختی بزرگ شده است.
2 – سفرهای محمد به سرزمین های دیگر او را شدیدا متاثرساخته در حالیکه از چگونگی این سفرهاو آموخته های او هیچ سند و نوشته تاریخی در دست نیست، چنانکه همه آنچه در باره او می خوانیم پس از چهل سالگی و اعلام نبوت توسط او می باشد.
3 - شاید بارزترین نکته ای که بر اساس کتب معتبر در این باره ثبت شده سفراو به شام در سن 13 سالگی به همراه عبدالمطلب ولی او می باشد.
4 – آنچه در باره وقایع قبل از به دنیا آمدن محمد نوشته شده براساس نوشته های اغراق آمیز بزرگان اسلام چون جریر طبری نه تنها سندیت تاریخی ندارد بلکه سنخیتی با پیامبر بودن او نیز ندارد، چنانکه طبری می گوید قبل از بدنیا آمدن محمد در مکه و مدینه شایع شد کسی بدنیا خواهد آمد که شرق و غرب به فرمان او خواهد بود وچهل زن در آن زمان باردار بودند.همگی این زنان فرزند خود را محمد نام نهادند تا شاید فرزندشان همان فرمانده شرق و غرب باشد. البته درخور تامل است که چنین آمار دقیقی از کجا گرفته شده و چنین واقعه ای چطور از خاطر عبدالمطلب که اورا بزرگ کرد نگذشت که حتی تا پایان عمر اسلام هم نیاورد
Wednesday, 6 February 2019
آغاز مسیحیت در ایران
ایرانیان از همان آغاز تولد عیسی مسیح با او هم صدا بوده اند
آغاز #مسیحیت در ایران
آنچه می خوانید بخش کوچکی از تاریخ ایران بزرگمان است که به قلم توانای استاد #سعید #نفیسی و مقاله ای گرد آمده، بدست حسام مرتضوی نگاشته شده است.
در آغاز به بخش کوتاهی از کتاب مسیحیت در ایران تا صدر اسلام نوشته: استاد سعید نفیسی، اشاره خواهیم داشت که در آن با عباراتی زیبا و تاریخی به چگونگی آغاز و انجام مسیحیت در ایران به اهتمام: عبدالکریم جربزه دار در دوره ای ازتاریخ پرفراز ونشیب ایران پرداخته است.
آنچه می خوانید بخش کوچکی از تاریخ ایران بزرگمان است که به قلم توانای استاد #سعید #نفیسی و مقاله ای گرد آمده، بدست حسام مرتضوی نگاشته شده است.
در آغاز به بخش کوتاهی از کتاب مسیحیت در ایران تا صدر اسلام نوشته: استاد سعید نفیسی، اشاره خواهیم داشت که در آن با عباراتی زیبا و تاریخی به چگونگی آغاز و انجام مسیحیت در ایران به اهتمام: عبدالکریم جربزه دار در دوره ای ازتاریخ پرفراز ونشیب ایران پرداخته است.
تا کسی در تاریخ کلیسا کنجکاوی نکرده باشد نمیتواند تصوری درست از انتشار مسیحیت در ایران بکند. ایران قطعا یکی از نخستین کشورهای جهان است که دین #مسیح را در خود راه داده است. در کتاب اعمال رسولان یکی از ارکان مهم انجیل در فصل دوم، درباره روز »پنطیکاست« یعنی روز حلول روح القدس در اعمال رسولان از آیه 11 -1
چنین آمده است:
"چون روز پنطیکاست فرا رسید، همه یکدل و یک جهت در یکجا بودند. آنگاه، ناگاه از آسمان بانگی فرود آمد، چون بانگ بادی سرکش که می وزد و همه سرایی را که در آن نشسته بودند پر کرد و زبانهایی جدا از یکدیگر دیدند که مانند آتش بود و بر روی هریک از ایشان فرود آمد و همه از روح القدس پر شدند. بنابر آنکه روح ایشان را به سخن گفتن وامی داشت، به گفتگو در زبانهای مختلف آغاز کردند. در آن هنگام در اورشلیم یهودیانی بودند که از خدا می ترسیدند و از همه مللی بودند که در زیر آسمانند. پس چون این بانگ پراکنده شد، گروهی از مردم گرد آمدند و بسیار در شگفت شدند که هر یک از ایشان می شنید که آنها به زبان وی سخن می گویند و همه بیخود شده و در شگفت بودند و به یکدیگر می گفتند: این کسانی که سخن می گویند آیا همه جلیلی نیستند؟ پس چگونه می شنویم هر یک به زبان کشوری سخن می گوید که ما در آن به جهان آمده ایم؟ پارتها، مادها، عیلامیان، کسانی که در بین النهرین، یهودیه، کاپادوکیه، پنطوس و آسیا هستند و فریجیه و پمفلیه و مصر و نواحی لیبیا که نزدیک قیروان است و کسانی که از روم آمده اند، چه یهود و چه جدیدان و مردم اقریطس و تازیان، می شنویم که آنها به زبانهای ما از کبریای خدا سخن می گویند.«این قسمت از کتاب اعمال رسولان را به دو گونه میتوان توجیه کرد: یکی آنکه نخستین گروندگان به مسیح در آغاز رسالتش مردمی از نژادهای مختلف بوده اند که پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی سه طایفه از مردمی که در ایران قدیم می زیسته اند، در میانشان بوده اند. توجیه دیگر این است که مسیحیت در آغاز انتشار خود در کشور پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی ایران، راه یافته است. هر یک از این دو توجیه را که بپذیریم، نتیجه این می شود که ایرانیان که پارتها و مادها و عیلامیان باشند از نخستین مردمی بوده اند که دین مسیح را پذیرفته اند. ولادت مسیح مصادف بوده است با سلطنت فرهاد پنجم از شاهنشاهان اشکانی که از یک سال پیش از میلاد تا سال ششم میلادی سلطنت کرده است. اشکانیان مانند هخامنشیان پادشاهانی آزادمنش و آزادی دوست بوده اند.دانشمندان تاریخ در این نکته مهم اختلاف ندارند که آزادی ادیان و مذاهب و عقاید و آداب و رسوم ارمغانی است که ایرانیان به جهان آورده اند. پیش از هخامنشیان پادشاهان کلده و آشور با ملل مغلوب و زیردستان خود با کمال بیدادگری و زورگویی رفتار می کردند و مللی را که شکست می دادند مجبور می کردند به آداب و رسوم و اخلاق و عادات آنها بگروند و دین و زبانشان را بپذیرند و هیچگونه استقلال فردی و آزادی شخصی به کسی نمی دادند.
هخامنشیان نخستین شاهنشاهانی بودند که این سد را در هم شکستند و این اصول را در هم نوردیدند و ملل مغلوب را آزاد و مختار گذاشتند و منتهای احترام و عنایت را به عقاید آنها کردند، چنانکه یگانه نقشی که بر سنگ از کورش بزرگ مانده جامه راهبان مصری را در بر دارد و به حال عبادت کاهنان مصری ایستاده است و در کتیبه بابل اعلان آزادی و استقلال همه ادیان را داده است. شاهنشاهان دیگر ایران که به مصر میرفتند در عبادت و مراسم دینی مردم آن سرزمین حاضر می شدند و به عبادتگاهها و بتکده های آنها می رفتند و جامه کاهنان را می پوشیدند و با آنها دعا می خواندند.
پس از این نوشته زیبا خواندن مقاله آقای حسام مرتضوی منتشر شده در مجله کلمه به شماره ٤٣ می تواند شما عزیزان را در شرحی کوتاه با چگونگی وقایع همزمان با پیدایش آیین سراسر محبت مسیحیت در ایران که همزمان با تولد دردانه جهان عیسی مسیح اتفاق افتاده است، آشنا کند.
در این سری مقالات، به بررسی تاریخ کلیسای ایران میپردازیم. ممکن است اینگونه تصور کنیم که مسیحیت هیچگونه ارتباط تاریخی با ایران نداشته است ولی بررسی این مقالات موجب خواهد شد که به این ارتباط دیرینه بیشتر پی ببریم و مسیحیت را یک آیین کاملا جدید و بیگانه برای ایرانیان ندانیم. در این شماره بیشتر به چگونگی آغاز مسیحیت در ایران میپردازیم و مروری بر عوامل مهم این حرکت مذهبی خواهیم داشت.
آغاز مسیحیت در ایران
اولین سوال در رابطه با تاریخ مسیحیت در کلیسای ایران موضوع قدمت آن است. کلیسا در ایران از چه زمانی بهطور جدی آغاز گشت؟ باید اذعان نمود که پاسخ به این سوال چندان ساده نیست چرا که بیشتر اطلاعات در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد. گزارشهایی که از ورود مسیحیت به ایران در دست است بیشتر بر اساس روایات و احادیثی استوار است که نمیتوان آن را مدارک موثقی در این خصوص دانست. #عیسی مسیح در زمان فرهاد پنجم (فرهادک) که از پادشاهان سلسله اشکانیان (پارت) بود بهدنیا آمد و بههرحال باید شروع مسیحیت در ایران را به قدمت حکومت اشکانیان در ایران دانست. برای بررسی شروع کلیسا در ایران باید به این روایات بهطور اجمالی اشاره نمود.
در کتاب اعمال رسولان باب دوم واقعه پنطیکاست و ریزش روحالقدس توسط لوقا بهرشته تحریر درآمده است. چون این ایام خود عید پنطیکاست یا پنجاهه نام داشت موقعیت مناسبی برای گردهمآیی یهودیان زیادی بود که از سراسر نقاط جهان برای مراسم مذهبی به اورشلیم آمده بودند. در باب دوم از کتاب اعمال رسولان آیه ۹ از اقوامی بهنام "پارتیان و مادیان و عیلامیان" نام برده شده است که به اقوامی که در ایران آن روز سکونت داشتند اشاره میکند. به احتمال زیاد این یهودیان در واقعه پنطیکاست به مسیح ایمان آوردند و در بازگشت به وطن خود در مورد مسیح بشارت دادهاند.
لابور محقق فرانسوی معتقد است که چون کتاب اعمال رسولان در حدود سال ۷۰ میلادی نوشته شده نشاندهنده این است که مسیحیان ساکن در امپراطوری روم (مغرب زمین) در آن زمان قطعا با جوامع مسیحی سرزمینهای دوردست مشرقزمین آشنایی داشتهاند. او نتیجه میگیرد که در سالهای ۷۰ تا ۸۰ میلادی مسیحیت در بخش بینالنهرین واقع در شرق امپراطوری روم که تحت سیطره امپراطوری اشکانی بود، رواج داشته است.
کتاب اعمال توما
باید این نکته را نیز اشاره کنیم که این رسم در #کلیساها متداول بوده که هر کلیسایی منشا خود را به افراد مهم که در راس آنان رسولان مسیح قرار داشتند منتسب کنند. این نکته باعث اقتدار و اعتبار کلیسا میشد. کلیسای ایران نیز از این قانون برکنار نمانده و سعی شده که شروع آن را به یکی از شاگردان مسیح بهنام توما منسوب کنند که در راه خود به هندوستان از ایران نیز عبور کرده و کلیسا را بهدست شاگردان خود سپرده است. یکی از قدیمیترین روایات در تاریخ کلیسا این است که تومای رسول، #انجیل را به هندوستان آورد. کتاب اعمال توما جزو کتب مجهولالاصل میباشد که بهعنوان قدیمیترین شرح یک روایت کلیسایی در آسیا، در ماورای مرزهای امپراطوری روم باقی مانده است.
این کتاب، توما را بهعنوان رسول آسیا ترسیم میکند و توسعه کلیسا به شرق را به سفرهای بشارتی تومای رسول مرتبط میداند. اما این کتاب با تاریخ کلیسای ایران چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟ در این کتاب شهر اِدِسا واقع در شمال بینالنهرین مرکز فعالیتهای بشارتی توما ذکر شده است. در برخی از اسناد هم مذکور است که کلیسای شهر سلوکیه تیسفون نیز بهدست تومای رسول بنیاد شده است. طبق سنن و احادیث دیگر، توما پس از تاسیس این کلیساها به هندوستان رفت و مسیحیت را در آنجا رواج داد.
روایت دیگری از یکی از تاریخنویسان معروف کلیسا بهنام یوزبیوس نقل شده است که شخصی بهنام آبگار پنجم که پادشاه ادسا بوده است نامهای به عیسی مسیح مینویسد و او را دعوت میکند که به شهر او برود. مسیح نیز قول میدهد که پس از صعودش به آسمان، یکی از شاگردانش را نزد او بفرستد. به همین دلیل تومای رسول یکی از شاگردان خود بهنام ادای (تدی) را که یکی از هفتاد تن ذکر شده در لوقا ۱۰:۱ میباشد به دربار پادشاه میفرستد. در اثر خدمات ادای آبگار و بسیاری از اهالی ادسا به مسیحیت گرویده و بدین صورت مسیحیت در بخش غربی امپراطوری اشکانی رواج یافت و از آنجا به داخل فلات ایران و در میان اقوام آریایی نفوذ نمود. (با مراجعه به نقشه جغرافیایی در صفحۀ پیش بهتر میتوانید این اتفاقات را دنبال کنید. در این نقشه امپراطوری اشکانی با نام امپراطوری پارت مشخص شده است که هر دو یکی است چون سلسله اشکانیان از پارتیان بوجود آمد که یکی از قومهای آریایینژاد بود).
روایات دیگر حاکی از این است که ادای شخصا یا بهوسیله شاگردانش آگای و ماری در شهر آربلا (اربیل) کلیسای نیرومندی بنا نهاد.
با بررسیهایی که در این زمینه بهعمل آمده به این نتیجه میرسیم که تعیین تاریخ دقیق و چگونگی ورود مسیحیت به ایران امری است مشکل و تا حدودی غیرممکن. ولی در این که از دوره حکومت اشکانیان در ایران یعنی در قرون اول و دوم مسیحیت به ایران رسیده است شکی نیست.
با مطالعۀ تاریخ ایران میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که در آن مقطع تاریخی موانع چندانی برای ورود مسیحیت به ایران وجود نداشته است. در زمان اشکانیان هیچ نشانهای از فشارهای مذهبی گزارش نشده است. بهنظر میآید که عدم تنگنظریهای دینی و آزادی مذهبی در سراسر امپراطوری رواج داشت و پادشاهان این سلسله برای اداره امپراطوری عظیم خود سیاست مسامحه و تحمل را که امپراطوری هخامنشیان ابداع نمودند بر سرکوب و آزار و اذیت ترجیح میدادند. در آن زمان حکومت در ایران بهصورت ملوکالطوایفی (پراکندهشاهی) اداره میشد؛ آسانگیری در عقاید، تا حدی لازمه همزیستی در این نوع حکومتهای ملوکالطوایفی بود.
گسترش مسیحیت در فلات ایران
آیا عواملی وجود دارد که در گسترش مسیحیت در شرق و بالاخص ایران تاثیر مثبتی داشته باشد؟ این اعتقاد دور از حقیقت نیست که عامل نه چندان مثبتی چون جفا نیز به شروع و توسعه مسیحیت در ایران کمک شایانی نموده است.
ایران در مجاورت امپراطوری روم قرار داشت و احتمال این هست که مسیحیانی که از آزار و اذیت رومیان فرار میکردند، به قسمت شرق امپراطوری که زیر سلطۀ حکومت ایران بود پناه میبردند.
بر پایۀ فرمان بزرگ مسیح مبنی بر بشارت انجیل، مسیحیان اولیه دارای غیرت بشارتی نیرومندی بودند که باعث میشد از هر موقعیتی برای اشاعه مسیحیت استفاده کنند. همچنان که جفای حکومت روم بر مسیحیان ساکن اورشلیم باعث شد که آنان از تجمع در این شهر خودداری نموده راهی مناطق دیگر گردند.
وجود جوامع یهودی از زمان اسارت بابل در بینالنهرین، به گسترش مسیحیت در این نواحی کمک نموده است. در قرن اول هدف بشارت مسیحیان، یهودیان بودند. این یهودیان نیز در نقاط زیادی از جهان آن زمان پراکنده شده بودند. تاریخ گزارش میدهد که تعداد یهودیان پراکنده در مشرقزمین بیشتر از مغربزمین بوده است.
زبان رایج در بینالنهرین زبان سریانی/آرامی بود. این زبانی بود که رسولان و شاگردان مسیح با آن سخن میگفتند. نزدیکی زبان و فرهنگ هم عامل مهمی در گسترش پیام مسیحیت در این جوامع بوده است.
طبق روایات و نیز بر اساس یافتههای تاریخی و باستانشناسی میتوان با قاطعیت گفت که مسیحیت در دوره اشکانیان در کردستان، گیلان، ارمنستان، شمال افغانستان، سواحل خلیج فارس، آسیای مرکزی و در میان قبایل ترک و مغول در هندوستان و احتمالاً چین رواج یافته است.
متفکرین مسیحی
در کلیساهایی که در قلمرو اشکانیان بهظهور رسیدند چهرههای برجستهای نیز وجود داشتهاند که خدمات زیادی به مسیحیت نمودند که از آن جمله میتوان به شخصیت مهمی چون تاتیان اشاره نمود. او از شاگردان ژوستین شهید بود و پس از تحصیل الهیات به محلی نزدیک شهر آربل آمد و یک مدرسه الهیات را تأسیس و سرپرستی نمود.
از کارهای بسیار مهم تاتیان نگارش انجیلی بود که به دیاتسرون معروف است. تاتیان متوجه شده بود که کتابهای زیادی در رابطه با زندگی عیسی مسیح در آن زمان انتشار یافته است و لذا تصمیم گرفت انجیلی واحد بر اساس محتوای چهار انجیل تهیه نماید. این انجیل چون به زبان سریانی نوشته شده بود، همۀ مسیحیان بینالنهرین میتوانستند بهراحتی از آن استفاده کنند. این کتاب در قرن سیزدهم میلادی به فارسی ترجمه شد و در نیمۀ دوم قرن بیستم نیز این ترجمۀ فارسی قدیمی به فارسی امروزی برگردانیده شد و بهنام فروغ بیپایان منتشر گردید.
از افراد مهم دیگر در این دوره باید به شخصی چون باردیسان نیز اشاره کرد که تحصیلات زیادی داشت. باردیسان بهسبب دانش و علاقه زیاد به مسیحیت به منصب شماسی منصوب گردید و از رهبران کلیسای اشکانی شد. از باردیسان کتابی بهنام "گفت و گویی در باب سرنوشت" بهجا مانده است که اثری الهیاتی است. عقاید الهیاتی او در عاقبت چون با عقاید فلسفی یونان و ستارهشناسی و عقاید زرتشتیان آمیخته بوده بهنظر بسیار عجیب و غریب میآمد. گفته میشود که باردیسان به همین سبب از کلیسا اخراج و تعالیم او منحرف اعلام گردید.
از یافتههای مهم در این دوره هم کتابی است بهنام "مناجات سلیمان" که در سال ۱۹۰۹ کشف گردید که به زبان سریانی نوشته شده است. این سرودنامه بهنظر محققین متعلق به اواخر قرن اول میلادی است و لذا میتوان گفت که قدیمیترین سرودنامه کلیسایی است که امروزه در دست داریم.
نتیجهگیری:
بهعنوان نتیجهگیری میتوان گفت که با اینکه بیشتر دانش ما بر اساس روایات و احادیث است، بدون شک در دو قرن اول میلادی مسیحیت در مناطق سریانینشین امپراطوری اشکانی گسترش بسیار زیادی داشته است، اما از میزان گسترش آن در میان اقوام آریایی اطلاع دقیقی در دست نداریم. فقط میتوانیم بگوییم که بهعلت ترکیب جمعیت، فرهنگ و سواد، عامل زبان و عقاید مذهبی و فلسفی و همچنین شرایط جغرافیایی، مسیحیت در میان اقوام آریایینژاد همچون مناطق سریانینشین رواج گستردهای نداشته است. بیشترین اطلاعات موثق در مورد این مناطق به دوره پادشاهی ساسانیان مربوط است.
چنین آمده است:
"چون روز پنطیکاست فرا رسید، همه یکدل و یک جهت در یکجا بودند. آنگاه، ناگاه از آسمان بانگی فرود آمد، چون بانگ بادی سرکش که می وزد و همه سرایی را که در آن نشسته بودند پر کرد و زبانهایی جدا از یکدیگر دیدند که مانند آتش بود و بر روی هریک از ایشان فرود آمد و همه از روح القدس پر شدند. بنابر آنکه روح ایشان را به سخن گفتن وامی داشت، به گفتگو در زبانهای مختلف آغاز کردند. در آن هنگام در اورشلیم یهودیانی بودند که از خدا می ترسیدند و از همه مللی بودند که در زیر آسمانند. پس چون این بانگ پراکنده شد، گروهی از مردم گرد آمدند و بسیار در شگفت شدند که هر یک از ایشان می شنید که آنها به زبان وی سخن می گویند و همه بیخود شده و در شگفت بودند و به یکدیگر می گفتند: این کسانی که سخن می گویند آیا همه جلیلی نیستند؟ پس چگونه می شنویم هر یک به زبان کشوری سخن می گوید که ما در آن به جهان آمده ایم؟ پارتها، مادها، عیلامیان، کسانی که در بین النهرین، یهودیه، کاپادوکیه، پنطوس و آسیا هستند و فریجیه و پمفلیه و مصر و نواحی لیبیا که نزدیک قیروان است و کسانی که از روم آمده اند، چه یهود و چه جدیدان و مردم اقریطس و تازیان، می شنویم که آنها به زبانهای ما از کبریای خدا سخن می گویند.«این قسمت از کتاب اعمال رسولان را به دو گونه میتوان توجیه کرد: یکی آنکه نخستین گروندگان به مسیح در آغاز رسالتش مردمی از نژادهای مختلف بوده اند که پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی سه طایفه از مردمی که در ایران قدیم می زیسته اند، در میانشان بوده اند. توجیه دیگر این است که مسیحیت در آغاز انتشار خود در کشور پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی ایران، راه یافته است. هر یک از این دو توجیه را که بپذیریم، نتیجه این می شود که ایرانیان که پارتها و مادها و عیلامیان باشند از نخستین مردمی بوده اند که دین مسیح را پذیرفته اند. ولادت مسیح مصادف بوده است با سلطنت فرهاد پنجم از شاهنشاهان اشکانی که از یک سال پیش از میلاد تا سال ششم میلادی سلطنت کرده است. اشکانیان مانند هخامنشیان پادشاهانی آزادمنش و آزادی دوست بوده اند.دانشمندان تاریخ در این نکته مهم اختلاف ندارند که آزادی ادیان و مذاهب و عقاید و آداب و رسوم ارمغانی است که ایرانیان به جهان آورده اند. پیش از هخامنشیان پادشاهان کلده و آشور با ملل مغلوب و زیردستان خود با کمال بیدادگری و زورگویی رفتار می کردند و مللی را که شکست می دادند مجبور می کردند به آداب و رسوم و اخلاق و عادات آنها بگروند و دین و زبانشان را بپذیرند و هیچگونه استقلال فردی و آزادی شخصی به کسی نمی دادند.
هخامنشیان نخستین شاهنشاهانی بودند که این سد را در هم شکستند و این اصول را در هم نوردیدند و ملل مغلوب را آزاد و مختار گذاشتند و منتهای احترام و عنایت را به عقاید آنها کردند، چنانکه یگانه نقشی که بر سنگ از کورش بزرگ مانده جامه راهبان مصری را در بر دارد و به حال عبادت کاهنان مصری ایستاده است و در کتیبه بابل اعلان آزادی و استقلال همه ادیان را داده است. شاهنشاهان دیگر ایران که به مصر میرفتند در عبادت و مراسم دینی مردم آن سرزمین حاضر می شدند و به عبادتگاهها و بتکده های آنها می رفتند و جامه کاهنان را می پوشیدند و با آنها دعا می خواندند.
پس از این نوشته زیبا خواندن مقاله آقای حسام مرتضوی منتشر شده در مجله کلمه به شماره ٤٣ می تواند شما عزیزان را در شرحی کوتاه با چگونگی وقایع همزمان با پیدایش آیین سراسر محبت مسیحیت در ایران که همزمان با تولد دردانه جهان عیسی مسیح اتفاق افتاده است، آشنا کند.
در این سری مقالات، به بررسی تاریخ کلیسای ایران میپردازیم. ممکن است اینگونه تصور کنیم که مسیحیت هیچگونه ارتباط تاریخی با ایران نداشته است ولی بررسی این مقالات موجب خواهد شد که به این ارتباط دیرینه بیشتر پی ببریم و مسیحیت را یک آیین کاملا جدید و بیگانه برای ایرانیان ندانیم. در این شماره بیشتر به چگونگی آغاز مسیحیت در ایران میپردازیم و مروری بر عوامل مهم این حرکت مذهبی خواهیم داشت.
آغاز مسیحیت در ایران
اولین سوال در رابطه با تاریخ مسیحیت در کلیسای ایران موضوع قدمت آن است. کلیسا در ایران از چه زمانی بهطور جدی آغاز گشت؟ باید اذعان نمود که پاسخ به این سوال چندان ساده نیست چرا که بیشتر اطلاعات در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد. گزارشهایی که از ورود مسیحیت به ایران در دست است بیشتر بر اساس روایات و احادیثی استوار است که نمیتوان آن را مدارک موثقی در این خصوص دانست. #عیسی مسیح در زمان فرهاد پنجم (فرهادک) که از پادشاهان سلسله اشکانیان (پارت) بود بهدنیا آمد و بههرحال باید شروع مسیحیت در ایران را به قدمت حکومت اشکانیان در ایران دانست. برای بررسی شروع کلیسا در ایران باید به این روایات بهطور اجمالی اشاره نمود.
در کتاب اعمال رسولان باب دوم واقعه پنطیکاست و ریزش روحالقدس توسط لوقا بهرشته تحریر درآمده است. چون این ایام خود عید پنطیکاست یا پنجاهه نام داشت موقعیت مناسبی برای گردهمآیی یهودیان زیادی بود که از سراسر نقاط جهان برای مراسم مذهبی به اورشلیم آمده بودند. در باب دوم از کتاب اعمال رسولان آیه ۹ از اقوامی بهنام "پارتیان و مادیان و عیلامیان" نام برده شده است که به اقوامی که در ایران آن روز سکونت داشتند اشاره میکند. به احتمال زیاد این یهودیان در واقعه پنطیکاست به مسیح ایمان آوردند و در بازگشت به وطن خود در مورد مسیح بشارت دادهاند.
لابور محقق فرانسوی معتقد است که چون کتاب اعمال رسولان در حدود سال ۷۰ میلادی نوشته شده نشاندهنده این است که مسیحیان ساکن در امپراطوری روم (مغرب زمین) در آن زمان قطعا با جوامع مسیحی سرزمینهای دوردست مشرقزمین آشنایی داشتهاند. او نتیجه میگیرد که در سالهای ۷۰ تا ۸۰ میلادی مسیحیت در بخش بینالنهرین واقع در شرق امپراطوری روم که تحت سیطره امپراطوری اشکانی بود، رواج داشته است.
کتاب اعمال توما
باید این نکته را نیز اشاره کنیم که این رسم در #کلیساها متداول بوده که هر کلیسایی منشا خود را به افراد مهم که در راس آنان رسولان مسیح قرار داشتند منتسب کنند. این نکته باعث اقتدار و اعتبار کلیسا میشد. کلیسای ایران نیز از این قانون برکنار نمانده و سعی شده که شروع آن را به یکی از شاگردان مسیح بهنام توما منسوب کنند که در راه خود به هندوستان از ایران نیز عبور کرده و کلیسا را بهدست شاگردان خود سپرده است. یکی از قدیمیترین روایات در تاریخ کلیسا این است که تومای رسول، #انجیل را به هندوستان آورد. کتاب اعمال توما جزو کتب مجهولالاصل میباشد که بهعنوان قدیمیترین شرح یک روایت کلیسایی در آسیا، در ماورای مرزهای امپراطوری روم باقی مانده است.
این کتاب، توما را بهعنوان رسول آسیا ترسیم میکند و توسعه کلیسا به شرق را به سفرهای بشارتی تومای رسول مرتبط میداند. اما این کتاب با تاریخ کلیسای ایران چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟ در این کتاب شهر اِدِسا واقع در شمال بینالنهرین مرکز فعالیتهای بشارتی توما ذکر شده است. در برخی از اسناد هم مذکور است که کلیسای شهر سلوکیه تیسفون نیز بهدست تومای رسول بنیاد شده است. طبق سنن و احادیث دیگر، توما پس از تاسیس این کلیساها به هندوستان رفت و مسیحیت را در آنجا رواج داد.
روایت دیگری از یکی از تاریخنویسان معروف کلیسا بهنام یوزبیوس نقل شده است که شخصی بهنام آبگار پنجم که پادشاه ادسا بوده است نامهای به عیسی مسیح مینویسد و او را دعوت میکند که به شهر او برود. مسیح نیز قول میدهد که پس از صعودش به آسمان، یکی از شاگردانش را نزد او بفرستد. به همین دلیل تومای رسول یکی از شاگردان خود بهنام ادای (تدی) را که یکی از هفتاد تن ذکر شده در لوقا ۱۰:۱ میباشد به دربار پادشاه میفرستد. در اثر خدمات ادای آبگار و بسیاری از اهالی ادسا به مسیحیت گرویده و بدین صورت مسیحیت در بخش غربی امپراطوری اشکانی رواج یافت و از آنجا به داخل فلات ایران و در میان اقوام آریایی نفوذ نمود. (با مراجعه به نقشه جغرافیایی در صفحۀ پیش بهتر میتوانید این اتفاقات را دنبال کنید. در این نقشه امپراطوری اشکانی با نام امپراطوری پارت مشخص شده است که هر دو یکی است چون سلسله اشکانیان از پارتیان بوجود آمد که یکی از قومهای آریایینژاد بود).
روایات دیگر حاکی از این است که ادای شخصا یا بهوسیله شاگردانش آگای و ماری در شهر آربلا (اربیل) کلیسای نیرومندی بنا نهاد.
با بررسیهایی که در این زمینه بهعمل آمده به این نتیجه میرسیم که تعیین تاریخ دقیق و چگونگی ورود مسیحیت به ایران امری است مشکل و تا حدودی غیرممکن. ولی در این که از دوره حکومت اشکانیان در ایران یعنی در قرون اول و دوم مسیحیت به ایران رسیده است شکی نیست.
با مطالعۀ تاریخ ایران میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که در آن مقطع تاریخی موانع چندانی برای ورود مسیحیت به ایران وجود نداشته است. در زمان اشکانیان هیچ نشانهای از فشارهای مذهبی گزارش نشده است. بهنظر میآید که عدم تنگنظریهای دینی و آزادی مذهبی در سراسر امپراطوری رواج داشت و پادشاهان این سلسله برای اداره امپراطوری عظیم خود سیاست مسامحه و تحمل را که امپراطوری هخامنشیان ابداع نمودند بر سرکوب و آزار و اذیت ترجیح میدادند. در آن زمان حکومت در ایران بهصورت ملوکالطوایفی (پراکندهشاهی) اداره میشد؛ آسانگیری در عقاید، تا حدی لازمه همزیستی در این نوع حکومتهای ملوکالطوایفی بود.
گسترش مسیحیت در فلات ایران
آیا عواملی وجود دارد که در گسترش مسیحیت در شرق و بالاخص ایران تاثیر مثبتی داشته باشد؟ این اعتقاد دور از حقیقت نیست که عامل نه چندان مثبتی چون جفا نیز به شروع و توسعه مسیحیت در ایران کمک شایانی نموده است.
ایران در مجاورت امپراطوری روم قرار داشت و احتمال این هست که مسیحیانی که از آزار و اذیت رومیان فرار میکردند، به قسمت شرق امپراطوری که زیر سلطۀ حکومت ایران بود پناه میبردند.
بر پایۀ فرمان بزرگ مسیح مبنی بر بشارت انجیل، مسیحیان اولیه دارای غیرت بشارتی نیرومندی بودند که باعث میشد از هر موقعیتی برای اشاعه مسیحیت استفاده کنند. همچنان که جفای حکومت روم بر مسیحیان ساکن اورشلیم باعث شد که آنان از تجمع در این شهر خودداری نموده راهی مناطق دیگر گردند.
وجود جوامع یهودی از زمان اسارت بابل در بینالنهرین، به گسترش مسیحیت در این نواحی کمک نموده است. در قرن اول هدف بشارت مسیحیان، یهودیان بودند. این یهودیان نیز در نقاط زیادی از جهان آن زمان پراکنده شده بودند. تاریخ گزارش میدهد که تعداد یهودیان پراکنده در مشرقزمین بیشتر از مغربزمین بوده است.
زبان رایج در بینالنهرین زبان سریانی/آرامی بود. این زبانی بود که رسولان و شاگردان مسیح با آن سخن میگفتند. نزدیکی زبان و فرهنگ هم عامل مهمی در گسترش پیام مسیحیت در این جوامع بوده است.
طبق روایات و نیز بر اساس یافتههای تاریخی و باستانشناسی میتوان با قاطعیت گفت که مسیحیت در دوره اشکانیان در کردستان، گیلان، ارمنستان، شمال افغانستان، سواحل خلیج فارس، آسیای مرکزی و در میان قبایل ترک و مغول در هندوستان و احتمالاً چین رواج یافته است.
متفکرین مسیحی
در کلیساهایی که در قلمرو اشکانیان بهظهور رسیدند چهرههای برجستهای نیز وجود داشتهاند که خدمات زیادی به مسیحیت نمودند که از آن جمله میتوان به شخصیت مهمی چون تاتیان اشاره نمود. او از شاگردان ژوستین شهید بود و پس از تحصیل الهیات به محلی نزدیک شهر آربل آمد و یک مدرسه الهیات را تأسیس و سرپرستی نمود.
از کارهای بسیار مهم تاتیان نگارش انجیلی بود که به دیاتسرون معروف است. تاتیان متوجه شده بود که کتابهای زیادی در رابطه با زندگی عیسی مسیح در آن زمان انتشار یافته است و لذا تصمیم گرفت انجیلی واحد بر اساس محتوای چهار انجیل تهیه نماید. این انجیل چون به زبان سریانی نوشته شده بود، همۀ مسیحیان بینالنهرین میتوانستند بهراحتی از آن استفاده کنند. این کتاب در قرن سیزدهم میلادی به فارسی ترجمه شد و در نیمۀ دوم قرن بیستم نیز این ترجمۀ فارسی قدیمی به فارسی امروزی برگردانیده شد و بهنام فروغ بیپایان منتشر گردید.
از افراد مهم دیگر در این دوره باید به شخصی چون باردیسان نیز اشاره کرد که تحصیلات زیادی داشت. باردیسان بهسبب دانش و علاقه زیاد به مسیحیت به منصب شماسی منصوب گردید و از رهبران کلیسای اشکانی شد. از باردیسان کتابی بهنام "گفت و گویی در باب سرنوشت" بهجا مانده است که اثری الهیاتی است. عقاید الهیاتی او در عاقبت چون با عقاید فلسفی یونان و ستارهشناسی و عقاید زرتشتیان آمیخته بوده بهنظر بسیار عجیب و غریب میآمد. گفته میشود که باردیسان به همین سبب از کلیسا اخراج و تعالیم او منحرف اعلام گردید.
از یافتههای مهم در این دوره هم کتابی است بهنام "مناجات سلیمان" که در سال ۱۹۰۹ کشف گردید که به زبان سریانی نوشته شده است. این سرودنامه بهنظر محققین متعلق به اواخر قرن اول میلادی است و لذا میتوان گفت که قدیمیترین سرودنامه کلیسایی است که امروزه در دست داریم.
نتیجهگیری:
بهعنوان نتیجهگیری میتوان گفت که با اینکه بیشتر دانش ما بر اساس روایات و احادیث است، بدون شک در دو قرن اول میلادی مسیحیت در مناطق سریانینشین امپراطوری اشکانی گسترش بسیار زیادی داشته است، اما از میزان گسترش آن در میان اقوام آریایی اطلاع دقیقی در دست نداریم. فقط میتوانیم بگوییم که بهعلت ترکیب جمعیت، فرهنگ و سواد، عامل زبان و عقاید مذهبی و فلسفی و همچنین شرایط جغرافیایی، مسیحیت در میان اقوام آریایینژاد همچون مناطق سریانینشین رواج گستردهای نداشته است. بیشترین اطلاعات موثق در مورد این مناطق به دوره پادشاهی ساسانیان مربوط است.
توضیح عکس :ازاولین انجیل های دست نویس به فارسی
منابع استفاده شده:
تاریخ مسیحیت در آسیا: ساموئل هیومافت لینک دانلود کتاب پایین
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=51427
لینک دانلود کتاب بالا
مسیحیت در ایران: سعید نفیسی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.shahre-ketab.com/component/medialibrary/?task=view&id=218&catid=5&Itemid=0
علل انحطاط مسیحیت در مشرقزمین: دهقانی تفتی لینک نبود
سرگذشت مسیحیت در ایرانزمین: آرمان رشدی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.kalameh.com/usr/articles/article_1256/history%20of%20christianity%20in%20iran%20web.pdf
مسیح و مسیحیت نزد ایرانیان: دهقانی تفتی لینک نبود
تاریخ کلیسای مسیح در ایران: زرین بهروش لینک دانلود کتاب پایین
http://negahidigar.org/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%B3/
تاریخ مسیحیت در آسیا: ساموئل هیومافت لینک دانلود کتاب پایین
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=51427
لینک دانلود کتاب بالا
مسیحیت در ایران: سعید نفیسی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.shahre-ketab.com/component/medialibrary/?task=view&id=218&catid=5&Itemid=0
علل انحطاط مسیحیت در مشرقزمین: دهقانی تفتی لینک نبود
سرگذشت مسیحیت در ایرانزمین: آرمان رشدی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.kalameh.com/usr/articles/article_1256/history%20of%20christianity%20in%20iran%20web.pdf
مسیح و مسیحیت نزد ایرانیان: دهقانی تفتی لینک نبود
تاریخ کلیسای مسیح در ایران: زرین بهروش لینک دانلود کتاب پایین
http://negahidigar.org/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%B3/
چگونه مسیحی شویم
ШАБЛОНЫ САЙТОВ ОНЛАЙН-МАГАЗИНЫ
ФАЙЛОВЫЕ МЕНЕДЖЕРЫ JOOMLAما ایمان داریم به یک خدا٬ پدر قادر مطلق٬ خالق آسمان و زمین و همه چیزهای دیدنی و نادیدنی ٬ و نیز ایمان داریم به یخداوند. عیسی مسیح ٬ پسر یگانه خدا٬ مولود از پدر پیش از خلقت جهان٬ نور از نور٬ خدای حقیقی از خدای حقیقی ٬ مولود و
ФАЙЛОВЫЕ МЕНЕДЖЕРЫ JOOMLAما ایمان داریم به یک خدا٬ پدر قادر مطلق٬ خالق آسمان و زمین و همه چیزهای دیدنی و نادیدنی ٬ و نیز ایمان داریم به یخداوند. عیسی مسیح ٬ پسر یگانه خدا٬ مولود از پدر پیش از خلقت جهان٬ نور از نور٬ خدای حقیقی از خدای حقیقی ٬ مولود و
نه خلق شده ٬ هم ذات با پدر. توسط او همه موجودات خلق شده٬ به خاطر ما انسانها و برای نجات ما٬ وی از آسمان نزول کرد
و از #روح القدس و #مریم باکره جسم گردید و انسان شد، در دوران حکمرانی پنطیوس پیلاطوس به خاطر ما مصلوب شد٬ رنج
کشید و دفن شد. و در روز سوم٬ بر حسب کتب مقدس٬ از مردگان قیام کرد و به آسمانها صعود نمود. وی بر دست راست پدر
نشسته است و مجددا با جلال ظهور خواهد کرد تا زندگان و مردگان را داوری کند.
ملکوت او را انتهایی نیست. و ایمان داریم به روح القدس٬ خداوند و حیات بخش صادر شده از پدر و از پسر. در کنار پدر و
پسر٬ او باید پرستیده و تجلیل شود.
او توسط انبیا سخن گفته است؛ و ایمان داریم به یک #کلیسای جامع که کلیسای رسولان است. برای آمرزش گناهان به یک تعمید
معترفیم. ما منتظر قیام مردگان و حیاتی که در جهان آینده خواهد آمد هستیم.
آمین
تاریخ مسیحیت در ایران 1
تاریخ مسیحیت در ایران قسمت 1
کلیسای جلفا اصفهان در سال ۱۸۲۰
مقدمه
ایران، قبل از #اسلام، دارای پیروانی از آیین #مسیحیت بوده و در تاریخ آمده است که پس از میلاد عیسیمسیح، تعدادی از ایرانیان همراه کاروان هدایا، به زیارت آن در اورشلیم، مشرف میشدند و بعد از ظهور اسلام هم پیروان دین مسیح بعضا در ایران در حوالی مناطق صعبالعبور و ییلاقی به همراه عدهای از یهودیان زیست میکردند. اولین گروه مسیحیان پروتستان (شاخة میسیونری مسیحیت)، در سال 1024 ش، در ایران حضور یافتند و اقدام به فعالیت کردند و علاوه بر تبلیغ مسیحیت و جذب ایرانیان به آیین مسیح اقدام به تأسیس مراکز خیریه مثل یتیمخانهها، مراکز نگهداری سالمندان، بیماران خاص و نابینایان کردند.
گروه دیگری از مسیحیان، در سال 1324، رسماً در ایران با نام خلیفهگری تهران و شمال اعلام موجودیت کردند و گسترة فعالیت جغرافیایی آنان شامل استانهای تهران، مرکزی، قزوین، زنجان، مازندران، گلستان و خراسان اعلام گردید و فعالیت میسیونری، در چهل سال گذشته، به صورت منظمتری ادامه یافت. در ابتدای انقلاب اسلامی، میسیونرهای خارجی، از کشور اخراج شدند و مدیریت #کلیساهای پروتستان با مدیریت رهبران مسیحی ایرانی و با هدایت میسیونرهای خارجی ادامه یافت.
تاریخ مسیحیت در ایران
هنگامی که راجع به تاریخ کلیسای ایران سخن به میان میاید گویی درباره موضوعی تاریک و مبهم از تاریخ ایران سخن می گوییم غالبا تصور اینست که مسیحیت هیچگاه ارتباطی به ایران نداشته و همیشه از آن بدور بوده است مگر در قرنهای 19 و 20 که این ایمان توسط میسیونرها وارد ایران شد . مطالعه این سری مطالب موجب خواهد شد که خواننده علاقه مند به این گوشه از تاریخ ایران پی ببرد که مسیحیت از بدو آغاز چه پیوند استواری با این مرز و بوم داشته و ایرانیان مسیحی در طول تاریخ چه بهای سنگینی برای ایمان خود پرداخته اند .در ضمن خواهیم کوشید علل جلوگیری ازرشد مسیحیت را در ایران و سایر سرزمینهای مشرق زمین کشف کنیم .
پیش از آنکه وارد بحث اصلی شویم روشن شدن یک نکته بسیار ضروری است لازم است که اصطلاح " تاریخ کلیسای ایران " دقیقا تعریف شود اولا ایران در کدام دوره ؟ ثانیا کدام کلیسا ؟
حدود و صغور ایران در دوران مختلف متغیر بوده است . همچنین کلیسا در ایران فقط محدود به مرزهای این سرزمین نبوده بلکه گستره آن تا به مغولستان و چین می رسیده است . به همین دلیل هرگاه به کلیسای ایران اشاره میکنیم الزاما کلیسای واقع در محدوده جغرافیایی امروز ایران نمیباشد .بعلاوه کلیسای ایران هیچگاه در تقسیم بندی متداول آیین های مسیحیت وارد نشد . معمولا مسیحیت به سه شاخه #کاتولیک #ارتودوکس و #پروتستان تقسیم میشود . اما نباید فراموش کرد که شاخه های فرعی دیگری نیز وجود داشته اندکه امروز به علت کمی تعداد رهروان آنها توجه چندانی به آنها نمی شود . از آن جمله میتوان به کلیساهای منوفیزیت قبطی کلیسای یعقوبی سوریه و کلیسای ارمنی و کلیساهای ملکیت لبنان سوریه مصر و ارمنستان اشاره کرد .
در این میان کلیسایی که ما تحت عنوان کلیسای ایران نام میبریم و زمانی شامل مسیحیان بین النهرین و فلات ایران و هندوستان و مغولستان و چین میشده گرچه کلیسای ایران در اواخر قرن پنجم عقاید نستوریوس را پذیرفت و نستوری شد اما از قرن چهارم به به بعد کلیسای ایران عملا از تحت نظارت کلیسای انطاکیه که کلیسای مادر برای کلیسای ایران بحساب میامد خارج شد .علت این تمایل به استقلال فشاری بود که از جانب حکومت ساسانیان بر کلیسا وارد میامد . حکومت ساسانیان همواره این سو ظن را نسبت به مسیحیان ایران داشت که ایشان به لحاظ اشتراک عقیده با دشمن ملی یعنی حکومت روم با آنها همکاری نمایند .
در این میان کلیسایی که ما تحت عنوان کلیسای ایران نام میبریم و زمانی شامل مسیحیان بین النهرین و فلات ایران و هندوستان و مغولستان و چین میشده گرچه کلیسای ایران در اواخر قرن پنجم عقاید نستوریوس را پذیرفت و نستوری شد اما از قرن چهارم به به بعد کلیسای ایران عملا از تحت نظارت کلیسای انطاکیه که کلیسای مادر برای کلیسای ایران بحساب میامد خارج شد .علت این تمایل به استقلال فشاری بود که از جانب حکومت ساسانیان بر کلیسا وارد میامد . حکومت ساسانیان همواره این سو ظن را نسبت به مسیحیان ایران داشت که ایشان به لحاظ اشتراک عقیده با دشمن ملی یعنی حکومت روم با آنها همکاری نمایند .
کلیسای ایران با تعریفی که از آن نمودیم متاسفانه خیلی کم مورد توجه محققین تاریخ کلیسا بوده است . شاید دلیل ضعف آن خصوصا در دوره بعد از هجوم ویرانگر و فرهنگ برانداز مغول بوده است .
بنا به مقالات منتشر شده در ماهنامه کلمه تاریخ کلیسای ایران با فراز و نشب های بسیاری روبرو بوده است.
پایان قسمت اول
پایان قسمت اول
دعا
دعا در مسیحیت
دعا در واقع به معنی گفتار مستقیم با خداوند بدون واسطه و به تعبیری گفتگوی رو در رو با خداوند است.
به عبارتی میتوان گفت دعای مسیحی نشستن در کنار خداوند وهمنشینی با او، هم صحبتی با او، گفتگوی بی واسطه و دل دادن وابرازعشق به خداوند و شنیدن صدای زیبای اوبا گوش جان است.
اینکه ما در دعاهای خود چه بگوییم، چگونه بگوییم و خواسته هایمان را چگونه بیان کنیم اهمیت بسیار دارد.
آنچه مسلم است این راز و نیاز و استجابت دعا برای ایمانداران مسیحی است و شرط اول دربرقراری این رابطه داشتن ایمان است به عیسی مسیح و پدر آسمانی و روح القدس که در کلام خدا بارها وبارها و در مورد هر کدام به روشنی سخن گفته شده است.
متی 21 – 22: شما هر چه در دعا بخواهید، خواهید یافت، به شرطی که ایمان داشته باشید.
دعای یک ایمان دار مسیحی به ویژه آن زمان که خواسته ای را با خدای خود در میان می گذارد و از خداوند درخواستی دارد لازم نیست با روش های من درآوردی و یا تکرار اصوات بیهوده و در زمان های معین شده و یا در مکان های خاص باشد.
اما این گفته به این معنی هم نیست که دعا در این آیین به روش های شخصی و باری به هر جهت است بلکه بر اساس کلام خداوند و مطابق با روش هایی است که در کتاب مقدس بارها به آن اشاره شده و عیسی مسیح نه تنها چگونه دعا کردن را به روشنی به شاگردان و ایمانداران آموزش داده است بلکه عملا با دعا کردن در شرایط گوناگون پیش آمده درزمان های متفاوت، خود چون استادی گرانقدربه این فریضه عالی پرداخته وعملا به گفتگو و ایجاد ارتباط با خداوند اشاره های روشن و واضح داشته است.
یوحنا 6 – 9: پس شما اینگونه دعا کنید.
ای پدر ما که در آسمانی، نام مقدس تو گرامی باد، ملکوت تو برقرار گردد، خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست بر زمین نیز اجرا شود، نان روزانه مارا امروز نیز به ما ارزانی دار، خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کرده اند می بخشیم، ما را از وسوسه ها دور نگاهدار و از شیطان حفظ فرما، زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست، آمین
در این آموزش عیسی به شاگردان و ایمانداران یک نکته ظریف و نقض وجود دارد. آن هم شروع دعا با سپاسگذاری و شکر نعمت های خداوند درآغاز دعاست، به گونه ای که می توان تعبیر کرد، در ابتدا این ما هستیم که می خواهیم چیزی را به خداوند تقدیم کنیم
یک ایماندار مسیحی خداوند را چون خزانه داری عالم نمی نگرد تا با خواسته های بسیارو کاسه خالی به نزد او برود و بخواهد و بخواهد و بگیرد و برخیزد. این یک رابطه خالصانه، صمیمی و عاشقانه است. آیا به در خانه معشوق دست خالی می رویم؟ آیا به خانه پدرکه این همه نعمت را به ما ارزانی داشته، دست خالی می رویم وحتی به سبب این نعمات از او قدر دانی نمی کنیم و مراتب شکر گزاری را بجا نمی آوریم ؟ به خانه دوست بی پیشکش و هدیه می توان رفت؟
برای سلامتی تنمان،سقف بالای سرمان،نانی که هر روز به ما می رسد، چشمی که می بیند،پایی که می رود، دستی که می ستاند، برای ایماندار بودن خودمان، شکر برای دوستی که هنگام بیماری به سراغمان می آید،همین هوای بسیاری که در آن نفس میکشیم، .... و هزاران و بلکه بیشمار نعمت دیگر که شکر گذاری می خواهند.
آری با کیسه و انبان پر برو و پس از آنکه هدایا را تقدیم کردی و دل دادی و دل ستاندی و آواز مستانه (سرود پرستش) خواندی در میهمانی خالق، کیسه و انبان خالی شده ات را پر کن، از آنچه بی دریغ و فراوان به تو داده می شود.
ازدیگر اصول بنیادین و مهم در دعای مسیحی آن است که هر آنچه را که می خواهید به نام عیسی مسیح از پدر آسمانی طلب کنید
یوحنا 16 – 23: دیگر از من چیزی نخواهید خواست، چون واقعا می توانید مستقیم نزد پدر بروید و به نام من هر چه می خواهید از او دریافت کنید.
ازدیگر ملزومات مهم و اساسی اجابت دعای ایماندار مسیحی این است که در مسیح باشد و برای مسیح باشد و در تمام مراحل زندگی خود در مسیح وکلام او بماند، به عبارتی پادشاهی عیسی مسیح هدف دائمی او در تمامی کارها وکردارش باشد.
یوحنا 15 – 16: شما من را برنگزیدید،من شما را برگزیدم و شما را فرستادم که بروید ودائم میوه های خوب بیاورید تا هر چه می خواهید، با بردن نام من، از پدرم خدا بگیرید.
آری به یاد داشته باشیم آنچه در مسیحیت به فراوانی پیدا می شود ومجانی به همه داده می شود، نجات است و آنچه را که می خواهید، با شرط ماندن در کلام خداوند و زیستن در کلام خداوند، آن هم به صورتی دائم و بی وقفه به دست می آید.
از نکات دیگری که در مورد دعا می توان به آن اشاره کرد ایمان در دعا می باشد بسیار اهمیت دارد که وقتی دعا می کنیم اطمینان قلبی داشته باشیم که اگر به نام عیسی مسیح در خواستی داشته باشیم اجابت می شود یعنی با قدرت و اطمینان آنچه را می خواهیم طلب کنیم.
ایماندار مسیحی آنچنان اطمینانی دارد به براورده شدن دعای خود که در همانجا پس از گفتن درخواست خود از پدر آسمانی به سبب انجام شدن خواسته اش از خداوند سپاسگزاری می کند.
بیاد داشته باشیم عیسی مسیح در بیشتر و حتی در تمامی شفا هایی که انجام می دهد به شخص شفایافته تاکید می کند "ایمانت تورا نجات داد."
لوقا 8 – 48 عیسی مسیح پس از شفای زنی که دوازده سال به خون ریزی مبتلا بود می فرماید: دخترم، ایمانت باعث شفایت شده است.
دیگر نکته قابل تامل در دعا اعتماد ما به خداوند است به معنای واقعی، یعنی اینکه اگر توکل کرده ای، اگر ایمان داری ، اگر به پادشاهی عیسی معتقدی باید آن را به عهده خدا بگذاری و پشیمان نشوی و به تدابیر انسانی رجوع نکنی و با قدرت و اعتماد از خداوند بخواهیم و به او بسپاریم.
باید بدانیم که حتی عیسی مسیح نیز در هیات انسانی خود در مقاطعی هنگام سپردن امور به الوهیت آسمانی دچار نگرانی شده است اما در نهایت با قوت و قدرت اداره امور را واگذار نمود. لوقا 22 - 39 دعای عیسی در کوه زیتون
سپس عیسی بیرون رفت و بنابه عادت، راهی کوه زیتون شد و شاگردانش نیز از پی او رفتند.چون به آن مکان رسیدند، به ایشان گفت: دعا کنید تا در آزمایش نیفتید.سپس به مسافت پرتاب سنگی از آنها کناره گرفت و زانو زده، چنین دعا کرد:ای پدر، اگر ارادۀ توست، این جام را از من دور کن؛ امّا نه خواست من، بلکه ارادۀ تو انجام شود.آنگاه فرشتهای از آسمان بر او ظاهر شد و او را تقویت کرد.پس چون در رنجی جانکاه بود، با جدیّتی بیشتر دعا کرد، و عرقش همچون قطرات خون بر زمین میچکید.چون از دعا برخاست و نزد شاگردان بازگشت، دید از فرط اندوه خفتهاند.به ایشان گفت: چرا در خوابید؟ برخیزید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید.
یکی دیگراز ویژگی های دعا در آیین پر محبت مسیحیت دعای دسته جمعی است و دعای جمعی به معنای آن است که چند نفر یکدل شوند با یک هدف به دعا بپردازند. باید بدانید هرگاه چند نفر با هم به دعا در یک مورد بپردازند بی شک دعایشان اجابت می یابد.
متی 18 – 19 این را نیز به شما می گویم که اگر دونفر از شما اینجا بر روی زمین در باره چیزی که از خدا می خواهید یکدل باشید،پدر آسمانی من آن را به شما خواهد داد.
متی 18 – 20 چون هر جا که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان آنها هستم.
اعمال رسولان 4 – 24 آنگاه تمام ایمانداران با هم دعا کرده ....... پس از این دعا خانه ای که در آن بودند، تکان خورد و همه از روح القدس پر شدند و پیغام خدا را با جرات به مردم رساندند.
ماندن در دعا از ارکان بنیادین دعای مسیحی است بدین معنا که پس از آنکه تمام شرایط دعا را به جا آوردی وچون یک فرزند محبوب خواسته خودت را با پدر آسمانی در میان گذاشتی بایستی با استقامت و تداوم در دعا بمانی و دری را که پدر روبروی تو گذاشته است بکوبی و بکوبی و منتظر بمانی و با چشم دل بنگری تا جواب خود را از پادشاه عالم بگیری.
لوقا 11 - 9،13 در دعا نیز باید چنین کرد. آنقدر دعا کنید تا جواب دعایتان داده شود. آنقدر جستجو کنید تا بیابید. آنقدر در بزنید تا باز شود. زیرا هر که درخواست کند بدست خواهد آورد، هر که جستجو کند خواهد یافت و هر که در بزند در به رویش باز خواهد شد. شما که پدر هستید اگر فرزندتان از شما نانی بخواهد آیا به او سنگ میدهید؟ یا اگر ماهی بخواهد آیا به او مار میدهید؟ یا اگر تخم مرغ بخواهد آیا به او عقرب میدهید؟ هرگز! پس اگر شما اشخاص گناهکار، میدانید که باید چیزهای خوب را به فرزندانتان بدهید چقدر بیشتر پدر آسمانی شما میداند که باید روحالقدس را به آنانی که از او درخواست میکنند ارزانی دارد.
ای فرزندان خداوند و ای برادران #عیسی #مسیح که #روح القدس را در خود جسته اید و یافته اید در دعا باشید با شکر گزاری و سرود خوان و شاد.
ای نجات یافتگان با صدای بلند و رسا اما با احترام دعا کنید.
با دیگر برادرانتان یکدل و یک رنگ به دعا بپردازید و همزمان که در در کلام زندگی می کنید با استعانت از همان کلام با پدر آسمانی گفتگو نمایید.
با چشم دل بیدار بمانید و منتظر جواب ودر دعایتان مداومت و پافشاری کنید.
با شکر گزاری از خداوندم عیسی مسیح و استعانت از درگاه پدر آسمانی "آمین"
Subscribe to:
Comments (Atom)
امثال ۱۶
#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند میآید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک مینماید، اما...
-
دعا در واقع به معنی گفتار مستقیم با خداوند بدون واسطه و به# تعبیری گفتگوی رو در رو با خداوند است. به عبارتی میتوان گفت #دعای #مسیحی نشس...
-
#دعای ایران ای پدر آسمانی ما،نام تو مقدس باد،در این لحظات در نام عیسی مسیح دعا میکنم که مردم ایران رو در استان ها و شهرها به یاد بیاری،ای خ...
-
با یاری خداوندم عیسی مسیح چراغ روشنی را که به من داده اند بر راه دیگران قرار می دهم مزامیر درجات درس یکم 1 توسط معلم در مسیح کشیش...

.jpg)

