ایرانیان از همان آغاز تولد عیسی مسیح با او هم صدا بوده اند
آغاز #مسیحیت در ایران
آنچه می خوانید بخش کوچکی از تاریخ ایران بزرگمان است که به قلم توانای استاد #سعید #نفیسی و مقاله ای گرد آمده، بدست حسام مرتضوی نگاشته شده است.
در آغاز به بخش کوتاهی از کتاب مسیحیت در ایران تا صدر اسلام نوشته: استاد سعید نفیسی، اشاره خواهیم داشت که در آن با عباراتی زیبا و تاریخی به چگونگی آغاز و انجام مسیحیت در ایران به اهتمام: عبدالکریم جربزه دار در دوره ای ازتاریخ پرفراز ونشیب ایران پرداخته است.
آنچه می خوانید بخش کوچکی از تاریخ ایران بزرگمان است که به قلم توانای استاد #سعید #نفیسی و مقاله ای گرد آمده، بدست حسام مرتضوی نگاشته شده است.
در آغاز به بخش کوتاهی از کتاب مسیحیت در ایران تا صدر اسلام نوشته: استاد سعید نفیسی، اشاره خواهیم داشت که در آن با عباراتی زیبا و تاریخی به چگونگی آغاز و انجام مسیحیت در ایران به اهتمام: عبدالکریم جربزه دار در دوره ای ازتاریخ پرفراز ونشیب ایران پرداخته است.
تا کسی در تاریخ کلیسا کنجکاوی نکرده باشد نمیتواند تصوری درست از انتشار مسیحیت در ایران بکند. ایران قطعا یکی از نخستین کشورهای جهان است که دین #مسیح را در خود راه داده است. در کتاب اعمال رسولان یکی از ارکان مهم انجیل در فصل دوم، درباره روز »پنطیکاست« یعنی روز حلول روح القدس در اعمال رسولان از آیه 11 -1
چنین آمده است:
"چون روز پنطیکاست فرا رسید، همه یکدل و یک جهت در یکجا بودند. آنگاه، ناگاه از آسمان بانگی فرود آمد، چون بانگ بادی سرکش که می وزد و همه سرایی را که در آن نشسته بودند پر کرد و زبانهایی جدا از یکدیگر دیدند که مانند آتش بود و بر روی هریک از ایشان فرود آمد و همه از روح القدس پر شدند. بنابر آنکه روح ایشان را به سخن گفتن وامی داشت، به گفتگو در زبانهای مختلف آغاز کردند. در آن هنگام در اورشلیم یهودیانی بودند که از خدا می ترسیدند و از همه مللی بودند که در زیر آسمانند. پس چون این بانگ پراکنده شد، گروهی از مردم گرد آمدند و بسیار در شگفت شدند که هر یک از ایشان می شنید که آنها به زبان وی سخن می گویند و همه بیخود شده و در شگفت بودند و به یکدیگر می گفتند: این کسانی که سخن می گویند آیا همه جلیلی نیستند؟ پس چگونه می شنویم هر یک به زبان کشوری سخن می گوید که ما در آن به جهان آمده ایم؟ پارتها، مادها، عیلامیان، کسانی که در بین النهرین، یهودیه، کاپادوکیه، پنطوس و آسیا هستند و فریجیه و پمفلیه و مصر و نواحی لیبیا که نزدیک قیروان است و کسانی که از روم آمده اند، چه یهود و چه جدیدان و مردم اقریطس و تازیان، می شنویم که آنها به زبانهای ما از کبریای خدا سخن می گویند.«این قسمت از کتاب اعمال رسولان را به دو گونه میتوان توجیه کرد: یکی آنکه نخستین گروندگان به مسیح در آغاز رسالتش مردمی از نژادهای مختلف بوده اند که پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی سه طایفه از مردمی که در ایران قدیم می زیسته اند، در میانشان بوده اند. توجیه دیگر این است که مسیحیت در آغاز انتشار خود در کشور پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی ایران، راه یافته است. هر یک از این دو توجیه را که بپذیریم، نتیجه این می شود که ایرانیان که پارتها و مادها و عیلامیان باشند از نخستین مردمی بوده اند که دین مسیح را پذیرفته اند. ولادت مسیح مصادف بوده است با سلطنت فرهاد پنجم از شاهنشاهان اشکانی که از یک سال پیش از میلاد تا سال ششم میلادی سلطنت کرده است. اشکانیان مانند هخامنشیان پادشاهانی آزادمنش و آزادی دوست بوده اند.دانشمندان تاریخ در این نکته مهم اختلاف ندارند که آزادی ادیان و مذاهب و عقاید و آداب و رسوم ارمغانی است که ایرانیان به جهان آورده اند. پیش از هخامنشیان پادشاهان کلده و آشور با ملل مغلوب و زیردستان خود با کمال بیدادگری و زورگویی رفتار می کردند و مللی را که شکست می دادند مجبور می کردند به آداب و رسوم و اخلاق و عادات آنها بگروند و دین و زبانشان را بپذیرند و هیچگونه استقلال فردی و آزادی شخصی به کسی نمی دادند.
هخامنشیان نخستین شاهنشاهانی بودند که این سد را در هم شکستند و این اصول را در هم نوردیدند و ملل مغلوب را آزاد و مختار گذاشتند و منتهای احترام و عنایت را به عقاید آنها کردند، چنانکه یگانه نقشی که بر سنگ از کورش بزرگ مانده جامه راهبان مصری را در بر دارد و به حال عبادت کاهنان مصری ایستاده است و در کتیبه بابل اعلان آزادی و استقلال همه ادیان را داده است. شاهنشاهان دیگر ایران که به مصر میرفتند در عبادت و مراسم دینی مردم آن سرزمین حاضر می شدند و به عبادتگاهها و بتکده های آنها می رفتند و جامه کاهنان را می پوشیدند و با آنها دعا می خواندند.
پس از این نوشته زیبا خواندن مقاله آقای حسام مرتضوی منتشر شده در مجله کلمه به شماره ٤٣ می تواند شما عزیزان را در شرحی کوتاه با چگونگی وقایع همزمان با پیدایش آیین سراسر محبت مسیحیت در ایران که همزمان با تولد دردانه جهان عیسی مسیح اتفاق افتاده است، آشنا کند.
در این سری مقالات، به بررسی تاریخ کلیسای ایران میپردازیم. ممکن است اینگونه تصور کنیم که مسیحیت هیچگونه ارتباط تاریخی با ایران نداشته است ولی بررسی این مقالات موجب خواهد شد که به این ارتباط دیرینه بیشتر پی ببریم و مسیحیت را یک آیین کاملا جدید و بیگانه برای ایرانیان ندانیم. در این شماره بیشتر به چگونگی آغاز مسیحیت در ایران میپردازیم و مروری بر عوامل مهم این حرکت مذهبی خواهیم داشت.
آغاز مسیحیت در ایران
اولین سوال در رابطه با تاریخ مسیحیت در کلیسای ایران موضوع قدمت آن است. کلیسا در ایران از چه زمانی بهطور جدی آغاز گشت؟ باید اذعان نمود که پاسخ به این سوال چندان ساده نیست چرا که بیشتر اطلاعات در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد. گزارشهایی که از ورود مسیحیت به ایران در دست است بیشتر بر اساس روایات و احادیثی استوار است که نمیتوان آن را مدارک موثقی در این خصوص دانست. #عیسی مسیح در زمان فرهاد پنجم (فرهادک) که از پادشاهان سلسله اشکانیان (پارت) بود بهدنیا آمد و بههرحال باید شروع مسیحیت در ایران را به قدمت حکومت اشکانیان در ایران دانست. برای بررسی شروع کلیسا در ایران باید به این روایات بهطور اجمالی اشاره نمود.
در کتاب اعمال رسولان باب دوم واقعه پنطیکاست و ریزش روحالقدس توسط لوقا بهرشته تحریر درآمده است. چون این ایام خود عید پنطیکاست یا پنجاهه نام داشت موقعیت مناسبی برای گردهمآیی یهودیان زیادی بود که از سراسر نقاط جهان برای مراسم مذهبی به اورشلیم آمده بودند. در باب دوم از کتاب اعمال رسولان آیه ۹ از اقوامی بهنام "پارتیان و مادیان و عیلامیان" نام برده شده است که به اقوامی که در ایران آن روز سکونت داشتند اشاره میکند. به احتمال زیاد این یهودیان در واقعه پنطیکاست به مسیح ایمان آوردند و در بازگشت به وطن خود در مورد مسیح بشارت دادهاند.
لابور محقق فرانسوی معتقد است که چون کتاب اعمال رسولان در حدود سال ۷۰ میلادی نوشته شده نشاندهنده این است که مسیحیان ساکن در امپراطوری روم (مغرب زمین) در آن زمان قطعا با جوامع مسیحی سرزمینهای دوردست مشرقزمین آشنایی داشتهاند. او نتیجه میگیرد که در سالهای ۷۰ تا ۸۰ میلادی مسیحیت در بخش بینالنهرین واقع در شرق امپراطوری روم که تحت سیطره امپراطوری اشکانی بود، رواج داشته است.
کتاب اعمال توما
باید این نکته را نیز اشاره کنیم که این رسم در #کلیساها متداول بوده که هر کلیسایی منشا خود را به افراد مهم که در راس آنان رسولان مسیح قرار داشتند منتسب کنند. این نکته باعث اقتدار و اعتبار کلیسا میشد. کلیسای ایران نیز از این قانون برکنار نمانده و سعی شده که شروع آن را به یکی از شاگردان مسیح بهنام توما منسوب کنند که در راه خود به هندوستان از ایران نیز عبور کرده و کلیسا را بهدست شاگردان خود سپرده است. یکی از قدیمیترین روایات در تاریخ کلیسا این است که تومای رسول، #انجیل را به هندوستان آورد. کتاب اعمال توما جزو کتب مجهولالاصل میباشد که بهعنوان قدیمیترین شرح یک روایت کلیسایی در آسیا، در ماورای مرزهای امپراطوری روم باقی مانده است.
این کتاب، توما را بهعنوان رسول آسیا ترسیم میکند و توسعه کلیسا به شرق را به سفرهای بشارتی تومای رسول مرتبط میداند. اما این کتاب با تاریخ کلیسای ایران چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟ در این کتاب شهر اِدِسا واقع در شمال بینالنهرین مرکز فعالیتهای بشارتی توما ذکر شده است. در برخی از اسناد هم مذکور است که کلیسای شهر سلوکیه تیسفون نیز بهدست تومای رسول بنیاد شده است. طبق سنن و احادیث دیگر، توما پس از تاسیس این کلیساها به هندوستان رفت و مسیحیت را در آنجا رواج داد.
روایت دیگری از یکی از تاریخنویسان معروف کلیسا بهنام یوزبیوس نقل شده است که شخصی بهنام آبگار پنجم که پادشاه ادسا بوده است نامهای به عیسی مسیح مینویسد و او را دعوت میکند که به شهر او برود. مسیح نیز قول میدهد که پس از صعودش به آسمان، یکی از شاگردانش را نزد او بفرستد. به همین دلیل تومای رسول یکی از شاگردان خود بهنام ادای (تدی) را که یکی از هفتاد تن ذکر شده در لوقا ۱۰:۱ میباشد به دربار پادشاه میفرستد. در اثر خدمات ادای آبگار و بسیاری از اهالی ادسا به مسیحیت گرویده و بدین صورت مسیحیت در بخش غربی امپراطوری اشکانی رواج یافت و از آنجا به داخل فلات ایران و در میان اقوام آریایی نفوذ نمود. (با مراجعه به نقشه جغرافیایی در صفحۀ پیش بهتر میتوانید این اتفاقات را دنبال کنید. در این نقشه امپراطوری اشکانی با نام امپراطوری پارت مشخص شده است که هر دو یکی است چون سلسله اشکانیان از پارتیان بوجود آمد که یکی از قومهای آریایینژاد بود).
روایات دیگر حاکی از این است که ادای شخصا یا بهوسیله شاگردانش آگای و ماری در شهر آربلا (اربیل) کلیسای نیرومندی بنا نهاد.
با بررسیهایی که در این زمینه بهعمل آمده به این نتیجه میرسیم که تعیین تاریخ دقیق و چگونگی ورود مسیحیت به ایران امری است مشکل و تا حدودی غیرممکن. ولی در این که از دوره حکومت اشکانیان در ایران یعنی در قرون اول و دوم مسیحیت به ایران رسیده است شکی نیست.
با مطالعۀ تاریخ ایران میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که در آن مقطع تاریخی موانع چندانی برای ورود مسیحیت به ایران وجود نداشته است. در زمان اشکانیان هیچ نشانهای از فشارهای مذهبی گزارش نشده است. بهنظر میآید که عدم تنگنظریهای دینی و آزادی مذهبی در سراسر امپراطوری رواج داشت و پادشاهان این سلسله برای اداره امپراطوری عظیم خود سیاست مسامحه و تحمل را که امپراطوری هخامنشیان ابداع نمودند بر سرکوب و آزار و اذیت ترجیح میدادند. در آن زمان حکومت در ایران بهصورت ملوکالطوایفی (پراکندهشاهی) اداره میشد؛ آسانگیری در عقاید، تا حدی لازمه همزیستی در این نوع حکومتهای ملوکالطوایفی بود.
گسترش مسیحیت در فلات ایران
آیا عواملی وجود دارد که در گسترش مسیحیت در شرق و بالاخص ایران تاثیر مثبتی داشته باشد؟ این اعتقاد دور از حقیقت نیست که عامل نه چندان مثبتی چون جفا نیز به شروع و توسعه مسیحیت در ایران کمک شایانی نموده است.
ایران در مجاورت امپراطوری روم قرار داشت و احتمال این هست که مسیحیانی که از آزار و اذیت رومیان فرار میکردند، به قسمت شرق امپراطوری که زیر سلطۀ حکومت ایران بود پناه میبردند.
بر پایۀ فرمان بزرگ مسیح مبنی بر بشارت انجیل، مسیحیان اولیه دارای غیرت بشارتی نیرومندی بودند که باعث میشد از هر موقعیتی برای اشاعه مسیحیت استفاده کنند. همچنان که جفای حکومت روم بر مسیحیان ساکن اورشلیم باعث شد که آنان از تجمع در این شهر خودداری نموده راهی مناطق دیگر گردند.
وجود جوامع یهودی از زمان اسارت بابل در بینالنهرین، به گسترش مسیحیت در این نواحی کمک نموده است. در قرن اول هدف بشارت مسیحیان، یهودیان بودند. این یهودیان نیز در نقاط زیادی از جهان آن زمان پراکنده شده بودند. تاریخ گزارش میدهد که تعداد یهودیان پراکنده در مشرقزمین بیشتر از مغربزمین بوده است.
زبان رایج در بینالنهرین زبان سریانی/آرامی بود. این زبانی بود که رسولان و شاگردان مسیح با آن سخن میگفتند. نزدیکی زبان و فرهنگ هم عامل مهمی در گسترش پیام مسیحیت در این جوامع بوده است.
طبق روایات و نیز بر اساس یافتههای تاریخی و باستانشناسی میتوان با قاطعیت گفت که مسیحیت در دوره اشکانیان در کردستان، گیلان، ارمنستان، شمال افغانستان، سواحل خلیج فارس، آسیای مرکزی و در میان قبایل ترک و مغول در هندوستان و احتمالاً چین رواج یافته است.
متفکرین مسیحی
در کلیساهایی که در قلمرو اشکانیان بهظهور رسیدند چهرههای برجستهای نیز وجود داشتهاند که خدمات زیادی به مسیحیت نمودند که از آن جمله میتوان به شخصیت مهمی چون تاتیان اشاره نمود. او از شاگردان ژوستین شهید بود و پس از تحصیل الهیات به محلی نزدیک شهر آربل آمد و یک مدرسه الهیات را تأسیس و سرپرستی نمود.
از کارهای بسیار مهم تاتیان نگارش انجیلی بود که به دیاتسرون معروف است. تاتیان متوجه شده بود که کتابهای زیادی در رابطه با زندگی عیسی مسیح در آن زمان انتشار یافته است و لذا تصمیم گرفت انجیلی واحد بر اساس محتوای چهار انجیل تهیه نماید. این انجیل چون به زبان سریانی نوشته شده بود، همۀ مسیحیان بینالنهرین میتوانستند بهراحتی از آن استفاده کنند. این کتاب در قرن سیزدهم میلادی به فارسی ترجمه شد و در نیمۀ دوم قرن بیستم نیز این ترجمۀ فارسی قدیمی به فارسی امروزی برگردانیده شد و بهنام فروغ بیپایان منتشر گردید.
از افراد مهم دیگر در این دوره باید به شخصی چون باردیسان نیز اشاره کرد که تحصیلات زیادی داشت. باردیسان بهسبب دانش و علاقه زیاد به مسیحیت به منصب شماسی منصوب گردید و از رهبران کلیسای اشکانی شد. از باردیسان کتابی بهنام "گفت و گویی در باب سرنوشت" بهجا مانده است که اثری الهیاتی است. عقاید الهیاتی او در عاقبت چون با عقاید فلسفی یونان و ستارهشناسی و عقاید زرتشتیان آمیخته بوده بهنظر بسیار عجیب و غریب میآمد. گفته میشود که باردیسان به همین سبب از کلیسا اخراج و تعالیم او منحرف اعلام گردید.
از یافتههای مهم در این دوره هم کتابی است بهنام "مناجات سلیمان" که در سال ۱۹۰۹ کشف گردید که به زبان سریانی نوشته شده است. این سرودنامه بهنظر محققین متعلق به اواخر قرن اول میلادی است و لذا میتوان گفت که قدیمیترین سرودنامه کلیسایی است که امروزه در دست داریم.
نتیجهگیری:
بهعنوان نتیجهگیری میتوان گفت که با اینکه بیشتر دانش ما بر اساس روایات و احادیث است، بدون شک در دو قرن اول میلادی مسیحیت در مناطق سریانینشین امپراطوری اشکانی گسترش بسیار زیادی داشته است، اما از میزان گسترش آن در میان اقوام آریایی اطلاع دقیقی در دست نداریم. فقط میتوانیم بگوییم که بهعلت ترکیب جمعیت، فرهنگ و سواد، عامل زبان و عقاید مذهبی و فلسفی و همچنین شرایط جغرافیایی، مسیحیت در میان اقوام آریایینژاد همچون مناطق سریانینشین رواج گستردهای نداشته است. بیشترین اطلاعات موثق در مورد این مناطق به دوره پادشاهی ساسانیان مربوط است.
چنین آمده است:
"چون روز پنطیکاست فرا رسید، همه یکدل و یک جهت در یکجا بودند. آنگاه، ناگاه از آسمان بانگی فرود آمد، چون بانگ بادی سرکش که می وزد و همه سرایی را که در آن نشسته بودند پر کرد و زبانهایی جدا از یکدیگر دیدند که مانند آتش بود و بر روی هریک از ایشان فرود آمد و همه از روح القدس پر شدند. بنابر آنکه روح ایشان را به سخن گفتن وامی داشت، به گفتگو در زبانهای مختلف آغاز کردند. در آن هنگام در اورشلیم یهودیانی بودند که از خدا می ترسیدند و از همه مللی بودند که در زیر آسمانند. پس چون این بانگ پراکنده شد، گروهی از مردم گرد آمدند و بسیار در شگفت شدند که هر یک از ایشان می شنید که آنها به زبان وی سخن می گویند و همه بیخود شده و در شگفت بودند و به یکدیگر می گفتند: این کسانی که سخن می گویند آیا همه جلیلی نیستند؟ پس چگونه می شنویم هر یک به زبان کشوری سخن می گوید که ما در آن به جهان آمده ایم؟ پارتها، مادها، عیلامیان، کسانی که در بین النهرین، یهودیه، کاپادوکیه، پنطوس و آسیا هستند و فریجیه و پمفلیه و مصر و نواحی لیبیا که نزدیک قیروان است و کسانی که از روم آمده اند، چه یهود و چه جدیدان و مردم اقریطس و تازیان، می شنویم که آنها به زبانهای ما از کبریای خدا سخن می گویند.«این قسمت از کتاب اعمال رسولان را به دو گونه میتوان توجیه کرد: یکی آنکه نخستین گروندگان به مسیح در آغاز رسالتش مردمی از نژادهای مختلف بوده اند که پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی سه طایفه از مردمی که در ایران قدیم می زیسته اند، در میانشان بوده اند. توجیه دیگر این است که مسیحیت در آغاز انتشار خود در کشور پارتها و مادها و عیلامیان؛ یعنی ایران، راه یافته است. هر یک از این دو توجیه را که بپذیریم، نتیجه این می شود که ایرانیان که پارتها و مادها و عیلامیان باشند از نخستین مردمی بوده اند که دین مسیح را پذیرفته اند. ولادت مسیح مصادف بوده است با سلطنت فرهاد پنجم از شاهنشاهان اشکانی که از یک سال پیش از میلاد تا سال ششم میلادی سلطنت کرده است. اشکانیان مانند هخامنشیان پادشاهانی آزادمنش و آزادی دوست بوده اند.دانشمندان تاریخ در این نکته مهم اختلاف ندارند که آزادی ادیان و مذاهب و عقاید و آداب و رسوم ارمغانی است که ایرانیان به جهان آورده اند. پیش از هخامنشیان پادشاهان کلده و آشور با ملل مغلوب و زیردستان خود با کمال بیدادگری و زورگویی رفتار می کردند و مللی را که شکست می دادند مجبور می کردند به آداب و رسوم و اخلاق و عادات آنها بگروند و دین و زبانشان را بپذیرند و هیچگونه استقلال فردی و آزادی شخصی به کسی نمی دادند.
هخامنشیان نخستین شاهنشاهانی بودند که این سد را در هم شکستند و این اصول را در هم نوردیدند و ملل مغلوب را آزاد و مختار گذاشتند و منتهای احترام و عنایت را به عقاید آنها کردند، چنانکه یگانه نقشی که بر سنگ از کورش بزرگ مانده جامه راهبان مصری را در بر دارد و به حال عبادت کاهنان مصری ایستاده است و در کتیبه بابل اعلان آزادی و استقلال همه ادیان را داده است. شاهنشاهان دیگر ایران که به مصر میرفتند در عبادت و مراسم دینی مردم آن سرزمین حاضر می شدند و به عبادتگاهها و بتکده های آنها می رفتند و جامه کاهنان را می پوشیدند و با آنها دعا می خواندند.
پس از این نوشته زیبا خواندن مقاله آقای حسام مرتضوی منتشر شده در مجله کلمه به شماره ٤٣ می تواند شما عزیزان را در شرحی کوتاه با چگونگی وقایع همزمان با پیدایش آیین سراسر محبت مسیحیت در ایران که همزمان با تولد دردانه جهان عیسی مسیح اتفاق افتاده است، آشنا کند.
در این سری مقالات، به بررسی تاریخ کلیسای ایران میپردازیم. ممکن است اینگونه تصور کنیم که مسیحیت هیچگونه ارتباط تاریخی با ایران نداشته است ولی بررسی این مقالات موجب خواهد شد که به این ارتباط دیرینه بیشتر پی ببریم و مسیحیت را یک آیین کاملا جدید و بیگانه برای ایرانیان ندانیم. در این شماره بیشتر به چگونگی آغاز مسیحیت در ایران میپردازیم و مروری بر عوامل مهم این حرکت مذهبی خواهیم داشت.
آغاز مسیحیت در ایران
اولین سوال در رابطه با تاریخ مسیحیت در کلیسای ایران موضوع قدمت آن است. کلیسا در ایران از چه زمانی بهطور جدی آغاز گشت؟ باید اذعان نمود که پاسخ به این سوال چندان ساده نیست چرا که بیشتر اطلاعات در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد. گزارشهایی که از ورود مسیحیت به ایران در دست است بیشتر بر اساس روایات و احادیثی استوار است که نمیتوان آن را مدارک موثقی در این خصوص دانست. #عیسی مسیح در زمان فرهاد پنجم (فرهادک) که از پادشاهان سلسله اشکانیان (پارت) بود بهدنیا آمد و بههرحال باید شروع مسیحیت در ایران را به قدمت حکومت اشکانیان در ایران دانست. برای بررسی شروع کلیسا در ایران باید به این روایات بهطور اجمالی اشاره نمود.
در کتاب اعمال رسولان باب دوم واقعه پنطیکاست و ریزش روحالقدس توسط لوقا بهرشته تحریر درآمده است. چون این ایام خود عید پنطیکاست یا پنجاهه نام داشت موقعیت مناسبی برای گردهمآیی یهودیان زیادی بود که از سراسر نقاط جهان برای مراسم مذهبی به اورشلیم آمده بودند. در باب دوم از کتاب اعمال رسولان آیه ۹ از اقوامی بهنام "پارتیان و مادیان و عیلامیان" نام برده شده است که به اقوامی که در ایران آن روز سکونت داشتند اشاره میکند. به احتمال زیاد این یهودیان در واقعه پنطیکاست به مسیح ایمان آوردند و در بازگشت به وطن خود در مورد مسیح بشارت دادهاند.
لابور محقق فرانسوی معتقد است که چون کتاب اعمال رسولان در حدود سال ۷۰ میلادی نوشته شده نشاندهنده این است که مسیحیان ساکن در امپراطوری روم (مغرب زمین) در آن زمان قطعا با جوامع مسیحی سرزمینهای دوردست مشرقزمین آشنایی داشتهاند. او نتیجه میگیرد که در سالهای ۷۰ تا ۸۰ میلادی مسیحیت در بخش بینالنهرین واقع در شرق امپراطوری روم که تحت سیطره امپراطوری اشکانی بود، رواج داشته است.
کتاب اعمال توما
باید این نکته را نیز اشاره کنیم که این رسم در #کلیساها متداول بوده که هر کلیسایی منشا خود را به افراد مهم که در راس آنان رسولان مسیح قرار داشتند منتسب کنند. این نکته باعث اقتدار و اعتبار کلیسا میشد. کلیسای ایران نیز از این قانون برکنار نمانده و سعی شده که شروع آن را به یکی از شاگردان مسیح بهنام توما منسوب کنند که در راه خود به هندوستان از ایران نیز عبور کرده و کلیسا را بهدست شاگردان خود سپرده است. یکی از قدیمیترین روایات در تاریخ کلیسا این است که تومای رسول، #انجیل را به هندوستان آورد. کتاب اعمال توما جزو کتب مجهولالاصل میباشد که بهعنوان قدیمیترین شرح یک روایت کلیسایی در آسیا، در ماورای مرزهای امپراطوری روم باقی مانده است.
این کتاب، توما را بهعنوان رسول آسیا ترسیم میکند و توسعه کلیسا به شرق را به سفرهای بشارتی تومای رسول مرتبط میداند. اما این کتاب با تاریخ کلیسای ایران چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟ در این کتاب شهر اِدِسا واقع در شمال بینالنهرین مرکز فعالیتهای بشارتی توما ذکر شده است. در برخی از اسناد هم مذکور است که کلیسای شهر سلوکیه تیسفون نیز بهدست تومای رسول بنیاد شده است. طبق سنن و احادیث دیگر، توما پس از تاسیس این کلیساها به هندوستان رفت و مسیحیت را در آنجا رواج داد.
روایت دیگری از یکی از تاریخنویسان معروف کلیسا بهنام یوزبیوس نقل شده است که شخصی بهنام آبگار پنجم که پادشاه ادسا بوده است نامهای به عیسی مسیح مینویسد و او را دعوت میکند که به شهر او برود. مسیح نیز قول میدهد که پس از صعودش به آسمان، یکی از شاگردانش را نزد او بفرستد. به همین دلیل تومای رسول یکی از شاگردان خود بهنام ادای (تدی) را که یکی از هفتاد تن ذکر شده در لوقا ۱۰:۱ میباشد به دربار پادشاه میفرستد. در اثر خدمات ادای آبگار و بسیاری از اهالی ادسا به مسیحیت گرویده و بدین صورت مسیحیت در بخش غربی امپراطوری اشکانی رواج یافت و از آنجا به داخل فلات ایران و در میان اقوام آریایی نفوذ نمود. (با مراجعه به نقشه جغرافیایی در صفحۀ پیش بهتر میتوانید این اتفاقات را دنبال کنید. در این نقشه امپراطوری اشکانی با نام امپراطوری پارت مشخص شده است که هر دو یکی است چون سلسله اشکانیان از پارتیان بوجود آمد که یکی از قومهای آریایینژاد بود).
روایات دیگر حاکی از این است که ادای شخصا یا بهوسیله شاگردانش آگای و ماری در شهر آربلا (اربیل) کلیسای نیرومندی بنا نهاد.
با بررسیهایی که در این زمینه بهعمل آمده به این نتیجه میرسیم که تعیین تاریخ دقیق و چگونگی ورود مسیحیت به ایران امری است مشکل و تا حدودی غیرممکن. ولی در این که از دوره حکومت اشکانیان در ایران یعنی در قرون اول و دوم مسیحیت به ایران رسیده است شکی نیست.
با مطالعۀ تاریخ ایران میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که در آن مقطع تاریخی موانع چندانی برای ورود مسیحیت به ایران وجود نداشته است. در زمان اشکانیان هیچ نشانهای از فشارهای مذهبی گزارش نشده است. بهنظر میآید که عدم تنگنظریهای دینی و آزادی مذهبی در سراسر امپراطوری رواج داشت و پادشاهان این سلسله برای اداره امپراطوری عظیم خود سیاست مسامحه و تحمل را که امپراطوری هخامنشیان ابداع نمودند بر سرکوب و آزار و اذیت ترجیح میدادند. در آن زمان حکومت در ایران بهصورت ملوکالطوایفی (پراکندهشاهی) اداره میشد؛ آسانگیری در عقاید، تا حدی لازمه همزیستی در این نوع حکومتهای ملوکالطوایفی بود.
گسترش مسیحیت در فلات ایران
آیا عواملی وجود دارد که در گسترش مسیحیت در شرق و بالاخص ایران تاثیر مثبتی داشته باشد؟ این اعتقاد دور از حقیقت نیست که عامل نه چندان مثبتی چون جفا نیز به شروع و توسعه مسیحیت در ایران کمک شایانی نموده است.
ایران در مجاورت امپراطوری روم قرار داشت و احتمال این هست که مسیحیانی که از آزار و اذیت رومیان فرار میکردند، به قسمت شرق امپراطوری که زیر سلطۀ حکومت ایران بود پناه میبردند.
بر پایۀ فرمان بزرگ مسیح مبنی بر بشارت انجیل، مسیحیان اولیه دارای غیرت بشارتی نیرومندی بودند که باعث میشد از هر موقعیتی برای اشاعه مسیحیت استفاده کنند. همچنان که جفای حکومت روم بر مسیحیان ساکن اورشلیم باعث شد که آنان از تجمع در این شهر خودداری نموده راهی مناطق دیگر گردند.
وجود جوامع یهودی از زمان اسارت بابل در بینالنهرین، به گسترش مسیحیت در این نواحی کمک نموده است. در قرن اول هدف بشارت مسیحیان، یهودیان بودند. این یهودیان نیز در نقاط زیادی از جهان آن زمان پراکنده شده بودند. تاریخ گزارش میدهد که تعداد یهودیان پراکنده در مشرقزمین بیشتر از مغربزمین بوده است.
زبان رایج در بینالنهرین زبان سریانی/آرامی بود. این زبانی بود که رسولان و شاگردان مسیح با آن سخن میگفتند. نزدیکی زبان و فرهنگ هم عامل مهمی در گسترش پیام مسیحیت در این جوامع بوده است.
طبق روایات و نیز بر اساس یافتههای تاریخی و باستانشناسی میتوان با قاطعیت گفت که مسیحیت در دوره اشکانیان در کردستان، گیلان، ارمنستان، شمال افغانستان، سواحل خلیج فارس، آسیای مرکزی و در میان قبایل ترک و مغول در هندوستان و احتمالاً چین رواج یافته است.
متفکرین مسیحی
در کلیساهایی که در قلمرو اشکانیان بهظهور رسیدند چهرههای برجستهای نیز وجود داشتهاند که خدمات زیادی به مسیحیت نمودند که از آن جمله میتوان به شخصیت مهمی چون تاتیان اشاره نمود. او از شاگردان ژوستین شهید بود و پس از تحصیل الهیات به محلی نزدیک شهر آربل آمد و یک مدرسه الهیات را تأسیس و سرپرستی نمود.
از کارهای بسیار مهم تاتیان نگارش انجیلی بود که به دیاتسرون معروف است. تاتیان متوجه شده بود که کتابهای زیادی در رابطه با زندگی عیسی مسیح در آن زمان انتشار یافته است و لذا تصمیم گرفت انجیلی واحد بر اساس محتوای چهار انجیل تهیه نماید. این انجیل چون به زبان سریانی نوشته شده بود، همۀ مسیحیان بینالنهرین میتوانستند بهراحتی از آن استفاده کنند. این کتاب در قرن سیزدهم میلادی به فارسی ترجمه شد و در نیمۀ دوم قرن بیستم نیز این ترجمۀ فارسی قدیمی به فارسی امروزی برگردانیده شد و بهنام فروغ بیپایان منتشر گردید.
از افراد مهم دیگر در این دوره باید به شخصی چون باردیسان نیز اشاره کرد که تحصیلات زیادی داشت. باردیسان بهسبب دانش و علاقه زیاد به مسیحیت به منصب شماسی منصوب گردید و از رهبران کلیسای اشکانی شد. از باردیسان کتابی بهنام "گفت و گویی در باب سرنوشت" بهجا مانده است که اثری الهیاتی است. عقاید الهیاتی او در عاقبت چون با عقاید فلسفی یونان و ستارهشناسی و عقاید زرتشتیان آمیخته بوده بهنظر بسیار عجیب و غریب میآمد. گفته میشود که باردیسان به همین سبب از کلیسا اخراج و تعالیم او منحرف اعلام گردید.
از یافتههای مهم در این دوره هم کتابی است بهنام "مناجات سلیمان" که در سال ۱۹۰۹ کشف گردید که به زبان سریانی نوشته شده است. این سرودنامه بهنظر محققین متعلق به اواخر قرن اول میلادی است و لذا میتوان گفت که قدیمیترین سرودنامه کلیسایی است که امروزه در دست داریم.
نتیجهگیری:
بهعنوان نتیجهگیری میتوان گفت که با اینکه بیشتر دانش ما بر اساس روایات و احادیث است، بدون شک در دو قرن اول میلادی مسیحیت در مناطق سریانینشین امپراطوری اشکانی گسترش بسیار زیادی داشته است، اما از میزان گسترش آن در میان اقوام آریایی اطلاع دقیقی در دست نداریم. فقط میتوانیم بگوییم که بهعلت ترکیب جمعیت، فرهنگ و سواد، عامل زبان و عقاید مذهبی و فلسفی و همچنین شرایط جغرافیایی، مسیحیت در میان اقوام آریایینژاد همچون مناطق سریانینشین رواج گستردهای نداشته است. بیشترین اطلاعات موثق در مورد این مناطق به دوره پادشاهی ساسانیان مربوط است.
توضیح عکس :ازاولین انجیل های دست نویس به فارسی
منابع استفاده شده:
تاریخ مسیحیت در آسیا: ساموئل هیومافت لینک دانلود کتاب پایین
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=51427
لینک دانلود کتاب بالا
مسیحیت در ایران: سعید نفیسی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.shahre-ketab.com/component/medialibrary/?task=view&id=218&catid=5&Itemid=0
علل انحطاط مسیحیت در مشرقزمین: دهقانی تفتی لینک نبود
سرگذشت مسیحیت در ایرانزمین: آرمان رشدی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.kalameh.com/usr/articles/article_1256/history%20of%20christianity%20in%20iran%20web.pdf
مسیح و مسیحیت نزد ایرانیان: دهقانی تفتی لینک نبود
تاریخ کلیسای مسیح در ایران: زرین بهروش لینک دانلود کتاب پایین
http://negahidigar.org/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%B3/
تاریخ مسیحیت در آسیا: ساموئل هیومافت لینک دانلود کتاب پایین
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=51427
لینک دانلود کتاب بالا
مسیحیت در ایران: سعید نفیسی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.shahre-ketab.com/component/medialibrary/?task=view&id=218&catid=5&Itemid=0
علل انحطاط مسیحیت در مشرقزمین: دهقانی تفتی لینک نبود
سرگذشت مسیحیت در ایرانزمین: آرمان رشدی لینک دانلود کتاب پایین
http://www.kalameh.com/usr/articles/article_1256/history%20of%20christianity%20in%20iran%20web.pdf
مسیح و مسیحیت نزد ایرانیان: دهقانی تفتی لینک نبود
تاریخ کلیسای مسیح در ایران: زرین بهروش لینک دانلود کتاب پایین
http://negahidigar.org/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%B3/
.jpg)
No comments:
Post a Comment