Thursday, 28 March 2019

روابط جنسی نامشروع

#کتاب_لاویان_فصل_هجدهم

عنوان: روابط جنسی نامشروع
1خداوند به موسی گفت:
2«بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: من یهوه خدای شما هستم.
3به شیوۀ سرزمین مصر که در آن ساکن بودید رفتار مکنید، و نه به شیوۀ سرزمین کنعان که شما را بدان‌جا می‌برم. بر طبق فرایض آنان گام مزنید.
 4از قوانین من پیروی کنید و فرایض مرا نگاه داشته، در آنها گام بردارید. من یهوه خدای شما هستم.
 5پس فرایض و قوانین مرا نگاه دارید؛ انسانی که اینها را به عمل آورَد، به واسطۀ آنها حیات خواهد داشت: من یهوه هستم!
6«هیچ‌یک از شما نباید به اَحَدی از محارمِ خود نزدیکی کند و عریانی او را آشکار سازد. من یهوه هستم.
7عریانی پدرت را که عریانیِ مادر توست آشکار مکن. او مادر توست؛ عریانی‌اش را آشکار مکن.
 8عریانیِ زن پدرت را آشکار مکن؛ آن، عریانیِ پدر توست.
9عریانی خواهرت را آشکار مکن، خواه دختر پدرت باشد و خواه دختر مادرت، خواه در خانه به دنیا آمده باشد و خواه در بیرون.
10عریانی دخترِ پسرت یا دخترِ دخترت را آشکار مکن، زیرا عریانی ایشان عریانی خودِ توست.
11عریانی دختر زن پدرت را که از پدر تو زاده شده است آشکار مکن، زیرا که او خواهر توست.
 12عریانی خواهر پدرت را آشکار مکن؛ او خویشِ نزدیک پدر توست.
13عریانی خواهرِ مادرت را آشکار مکن، زیرا او خویشِ نزدیک مادر توست.
 14عریانی برادرِ پدرت را آشکار مکن، یعنی به زنش نزدیکی منما؛ او به منزلۀ عمۀ توست.
 15عریانی عروس خود را آشکار مکن. او زن پسر توست و نباید عریانی‌اش را آشکار کنی.
16عریانی زن برادرت را آشکار مکن؛ آن، عریانی برادر توست.
17عریانیِ زنی را با عریانی دخترش آشکار مکن. دخترِ پسر او یا دختر دخترش را مگیر و عریانی‌شان را آشکار مکن؛ آنان خویشِ یکدیگرند، و این فجور است.
18خواهرِ زن خود را مگیر تا هَووی او شود، و عریانی‌اش را مادامی که زنت زنده است، آشکار مکن.
19«با زنی در زمان نجاستِ قاعدگی‌اش نزدیکی منما و عریانی‌اش را آشکار مکن.
20با زن همسایه‌ات همبستر مشو، و خود را با او نجس مساز.
 21هیچ‌یک از فرزندان خود را در آتش به مولِک‏ (18‏:21 ”مولِک“ نام یکی از بتهای کنعانیان است؛ همچنین در بقیۀ کتاب.) تقدیم مکن و با این کار نام خدای خویش را بی‌حرمت مساز: من یهوه هستم.
 22با مرد همچون زن همبستر مشو. این کراهت‌آور است. 23با هیچ حیوانی نزدیکی مکن و خود را با آن نجس مساز. هیچ زنی خود را در اختیار حیوانی قرار ندهد تا با آن نزدیکی کند. این انحراف جنسی است.
24«با هیچ کدام از اینها خود را نجس مسازید، زیرا اقوامی که آنها را از پیش روی شما بیرون می‌رانم با همین‌ها نجس شدند.
25زمین نیز نجس شده است، و من آن را به سبب تقصیراتش مجازات کرده‌ام، و زمین ساکنان خود را قی کرده است.
26اما شما باید فرایض و قوانین مرا نگاه دارید و مرتکب هیچ‌یک از این اعمال کراهت‌آور نشوید، خواه بومی و خواه غریبی که در میان شما مسکن گزیده است.
 27زیرا مردم این سرزمین که پیش از شما بودند، همۀ این اعمال کراهت‌آور را به جا آوردند، و زمین نجس شد.
28مبادا زمینْ شما را نیز قی کند اگر آن را نجس سازید، چنانکه قومِ پیش از شما را قی کرد.
29زیرا هر که یکی از این اعمال کراهت‌آور را انجام دهد، کسانی که چنین کنند باید از میان قوم خود منقطع شوند.
30پس حکم مرا نگاه داشته، هیچ‌یک از این رسوم کراهت‌آور را که پیش از شما به جا آورده می‌شد انجام ندهید، و خود را به آنها نجس مسازید: من یهوه خدای شما هستم.»

چه چیزی از همه مهمتر است ؟

نهايت امر! چه چيزى از همه مهتر است؟

فيليپيان ٤: ٨؛ “در پایان، ای برادران، هرآنچه راست است، هرآنچه والاست، هرآنچه درست است، هرآنچه پاک است، هرآنچه دوست‌داشتنی و هرآنچه ستودنی است، بدان بیندیشید. اگر چیزی عالی است و شایان ستایش، در آن تأمل کنید.”

آرى عزيزانم، بسيار اهميت دارد كه ما چه چيزى را وارد قلب خود ميكنيم. ايمان صحيح، ما را بسوى صحيح زيستن هدايت ميكند و برعكس ايمان غلط داشتن ما را بسوى زندگى راهبرى ميكند. از اينجهت بسيار اهميت دارد كه ما به چه چيزى ايمان داريم و يا به چه چيزى اجازه ميدهيم تا وارد قلب شود.

كلام خدا ميگويد كه به ما فرمان ميدهد كه بايد از قلب خود نگاهبانى كنيم. چرا كه آنچه را كه ما اجازه ميدهيم تا در ما ريشه بدواند همان در زندگى ما خود را نشان خواهد داد.

 اگر در پى اين هستيد كه در حوزه اى از زندگيتان موفقعيت را تجربه كنيد، خوب بينديشيد كه باور شما در آن رابطه چگونه ميباشد!

از خداوند بخواهيد تا اگر خطايى در آن زمينه وجود دارد كه شما از آن بى خبريد به شما نشان دهد. از او بخواهيد تا به شما كمك كند تا آنرا با حقيقت كلام خدا خود تغيير دهد.

عزيزانم، قلب خود را از هرآنچه پاک و راست پر كنيد. كلام خدا را در وسط قلب خود و در رأس أفكار خود قرار دهيد. آنها براى شما حيات و براى جان و كل بدنتان سلامتى خواهد بود.

در چيزهاى عالى و شايان ستايشى كه خداوند در زندگى و اطراف شما و اطرافيان شما قرار داده است تأمل كنيد.

مثبت ها را ببينيد و سپس مثبت فكر خواهيد كرد. زندگى خود و ديگران را مانند خدا ببينيد مانند خدا رفتار خواهيد كرد. اين نهايت مسيحى بودن ميباشد. و از همه مهمتر مسيح سرمشق بگيريد.
از خود بپرسيد اگر مسيح جاى من بود چه ميكرد؟

وعده خداوند

~ احساس ميكنيد فشارهاى زندگى شما را آزار ميدهند؟

* خداوند در اشعيا ٤٦: ٤، اين وعده را به شما ميدهد:
“حتی تا به پیری‌‌تان من اویم، و تا به سپید‌‌مویی‌‌ حملتان خواهم کرد. شما را من آفریده‌ام و حملتان نیز خواهم کرد؛ آری، من شما را حمل کرده، رهایی خواهم داد.”

مسح

#مسحى كه در #زندگى تان مي باشد، شما را در معرض #حمله قرار ميدهد!!!
به آن حمله، بعنوان #مشكل نگاه نكنيد، بلكه همچون تأييدى! ادامه دهيد و خسته خاطر نشويد؛ چون خدا شما را ترك نخواهد كرد.

پرستش

‎خدا را بسبب نيكوئى هاى او پرستش كنيد.  “هَلِلویاه! خداوند را سپاس گویید زیرا که او نیکوست و محبتش تا ابدالآباد است.”

‎وقتى در قلب خود ايمان داريد كه خداوند همه چيز را براى نيكوئى و خيريت شما با هم بكار ميبرد، به آسانى پرستش از وجودتان جارى ميشود. ‎زمانيكه باور داريد خداوند بعنوان پدرى مهربان نسبت به شرايط دشوار شما بى تفاوت نيست، بلكه در كنارتان خواهد ايستاد تا شرايط تان تغيير كند، خواهيد توانست كه دستان خود را برافرازيد و شكرگزار او باشيد. ‎وقتى شما خدا را ميپرستيد، و نسبت به نيكوئى او اعتماد داريد و او را محبت ميكنيد، خوشنود ميشود. ‎خدا نيكوست و تمام نقشه ها و مقاصد او براى شما به خيريت ميباشد. ‎زمانى پيروزى بر موقعيت هاى دشوار شما واقع ميگردد كه تكيه بر درك خودتان را رد ميكنيد. زمانى كه شما با تمام وجود خود به خدا اعتماد ميكنيد، بدون شك و ترديد كه او وعده هاى خود را عملى خواهد ساخت تا اينكه شما را با نيكوئى خود سير گرداند، پيروزى را تجربه خواهيد كرد. ‎مزمور ٦٥ : ٤؛ “خوشا به حال آنان که تو برمی‌گزینی و نزدیک می‌آوری تا در صحنهای تو ساکن شوند. از نیکویی خانۀ تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت معبد تو.” ‎- پرستش، يك جريان طبيعى ايمان حقيقى به محبت خدا ميباشد. ‎- پرستش، نشان دهنده احترام شما به خدا ميباشد. ‎- پرستش، به دنيا نشان ميدهد كه شما به خدا اعتماد داريد و پدر آسمانى خودتان را محبت ميكنيد.
‎- پرستش، اتكا شما به وفادارى و تعهد خدا را نسبت به خودتان تصديق ميكند.

 ‎- پرستش، از احساسات شما در برابر روح تلخ نااميدى محافظت ميكند.

 ‎- پرستش، مكاشفه محبت و رحمت خدا را نسبت به شما تازه ميكند. ‎- پرستش، شما را با بدون در نظر گرفتن موقعيتى كه هم اكنون از آن عبور ميكنيد بر نيكوئى خدا متمركز نگاه ميدارد، همين حالا دستان خود را برافراشته خدا را پرستش كنيد.

Friday, 22 March 2019

پرستش

‎تفكرات و سخنان الهى؛ بيست و پنجم ژانويه ۲۰۱۹ ‎

عنوان: خدا را بسبب نيكوئى هاى او پرستش كنيد. ‎سراينده مزمور ١٠٦ در آيه اول ميگويد؛ “هَلِلویاه! خداوند را سپاس گویید زیرا که او نیکوست و محبتش تا ابدالآباد است.”

‎وقتى در قلب خود ايمان داريد كه خداوند همه چيز را براى نيكوئى و خيريت شما با هم بكار ميبرد، به آسانى پرستش از وجودتان جارى ميشود. ‎زمانيكه باور داريد خداوند بعنوان پدرى مهربان نسبت به شرايط دشوار شما بى تفاوت نيست، بلكه در كنارتان خواهد ايستاد تا شرايط تان تغيير كند، خواهيد توانست كه دستان خود را برافرازيد و شكرگزار او باشيد. ‎وقتى شما خدا را ميپرستيد، و نسبت به نيكوئى او اعتماد داريد و او را محبت ميكنيد، خوشنود ميشود. ‎خدا نيكوست و تمام نقشه ها و مقاصد او براى شما به خيريت ميباشد. ‎زمانى پيروزى بر موقعيت هاى دشوار شما واقع ميگردد كه تكيه بر درك خودتان را رد ميكنيد. زمانى كه شما با تمام وجود خود به خدا اعتماد ميكنيد، بدون شك و ترديد كه او وعده هاى خود را عملى خواهد ساخت تا اينكه شما را با نيكوئى خود سير گرداند، پيروزى را تجربه خواهيد كرد. ‎مزمور ٦٥ : ٤؛ “خوشا به حال آنان که تو برمی‌گزینی و نزدیک می‌آوری تا در صحنهای تو ساکن شوند. از نیکویی خانۀ تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت معبد تو.” ‎- پرستش، يك جريان طبيعى ايمان حقيقى به محبت خدا ميباشد. ‎- پرستش، نشان دهنده احترام شما به خدا ميباشد. ‎- پرستش، به دنيا نشان ميدهد كه شما به خدا اعتماد داريد و پدر آسمانى خودتان را محبت ميكنيد.
‎- پرستش، اتكا شما به وفادارى و تعهد خدا را نسبت به خودتان تصديق ميكند.

 ‎- پرستش، از احساسات شما در برابر روح تلخ نااميدى محافظت ميكند.

 ‎- پرستش، مكاشفه محبت و رحمت خدا را نسبت به شما تازه ميكند. ‎- پرستش، شما را با بدون در نظر گرفتن موقعيتى كه هم اكنون از آن عبور ميكنيد بر نيكوئى خدا متمركز نگاه ميدارد، همين حالا دستان خود را برافراشته خدا را پرستش كنيد.

كشيش الناتان باغستانى

کفر

#کتاب_لاویان_فصل_بیست_وچهارم

مجازات کفر
10روزی پسر زنی اسرائیلی که پدرش مصری بود، به میان بنی‌اسرائیل بیرون رفت، و میان پسرِ زنِ اسرائیلی و مردی اسرائیلی نزاعی در اردوگاه درگرفت.
11پسری که مادرش اسرائیلی بود ناسزاگویان، نام مقدس‏ (24‏:11 در اصل عبری، واژۀ ”مقدس“ نیامده است؛ همچنین در آیۀ 16.) را کفر گفت؛ پس او را نزد موسی آوردند. مادر او شِلومیت نام داشت، دخترِ دِبْری از قبیلۀ دان.
12پس او را در حبس گذاشتند، تا کلام خداوند بر آنان معلوم گردد.
13آنگاه خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
14«آن کس را که ناسزا گفته است از اردوگاه بیرون ببر، و همۀ کسانی که شنیدند بر سر وی دست بگذارند، و تمام جماعت او را سنگسار کنند.
15بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: هر که خدای خود را ناسزا گوید، باید متحمل گناه خود شود.
16هر که نام خداوند را کفر گوید باید حتماً کشته شود؛ تمام جماعت باید او را سنگسار کنند. هرگاه کسی نام مقدس را کفر گوید باید کشته شود، خواه غریب و خواه بومی.
17«هر که جانِ انسانی را بگیرد، باید حتماً کشته شود.
18هر که جان چارپایی را بگیرد، باید عوض دهد: جان در عوض جان.
19اگر کسی به همسایۀ خود آسیب رسانَد، با وی همان شود که خود کرده است:
20شکستگی به عوض شکستگی، چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان؛ به همان‌گونه که به آن شخص آسیب رسانیده است، باید به او رسانیده شود.
21هر که چارپایی را بکشد باید برای آن عوض دهد، و هر که انسانی را بکشد باید کشته شود.
22برای غریب و بومی، شما را یک قانون باشد، زیرا من یهوه خدای شما هستم.»
23آنگاه موسی با بنی‌اسرائیل سخن گفت، و آنان شخصی را که ناسزا گفته بود از اردوگاه بیرون برده، به سنگ سنگسار کردند. پس بنی‌اسرائیل چنانکه خداوند به موسی فرمان داده بود، عمل نمودند.

نان مقدس

#کتاب_لاویان_فصل_بیست_وچهارم

عنوان
نان مقدس
5«آرد مرغوب برگیر و دوازده قرص نان از آن بپز؛ برای هر قرص، دو دهم ایفَه‏24‏:5 یک ”ایفَه“ تقریباً معادل ۲۲ لیتر است. آرد باشد.
6آنها را در دو ردیف شش‌تایی بر میز طلای ناب به حضور خداوند قرار بده.
7بر هر ردیف، کُندرِ ناب بگذار، تا به همراهِ نان، به عنوان یادگاری و هدیۀ اختصاصی به خداوند تقدیم شود.
 8هارون باید آن را هر روز شَبّات، پیوسته در حضور خداوند بچیند؛ این عهدی ابدی از جانبِ بنی‌اسرائیل است،
 9و از آنِ هارون و پسرانش خواهد بود تا آن را در مکانی مقدس بخورند، زیرا از میان هدایای اختصاصی خداوند، برای او بسیار مقدس خواهد بود؛ این است فریضه‌ای ابدی.»

مجازات

شکر خداوند

خدایا شکر برای بودنت
 شکر برای برکت ها و نعمت هات...
خدایا شکرت
 که همیشه حواست به من هست و
عاشقانه دوستم داری...
و زندگی رو بهم هدیه دادی...

خدایا شکر
برای روابط قشنگ و سالم و پایداری که دارم...
 برای کار و درآمدم...
برای سلامتی و شادابیم

خدایا سپاسگزارم#
برای حال خوبم....
برای قوانین هوشمندی
که در عالَم کار میکنند

خدایا مرسی
که با هرخواسته ای که به خیریت من است
 همسو میشی...

مرسی
 که منو در مسیر آرزوها و اهدافم قرار دادی

              خدایا شکرت....
         مرسی که خالق و محبوب منی

اطاعت از خداوند

#کتاب_لاویان_فصل_بیست_وششم

عنوان: پاداش اطاعت
1«برای خود بت مسازید و تمثالِ تراشیده و ستون بر پا مکنید و تندیس سنگی در سرزمین خود مگذارید تا به آن سَجده کنید، زیرا من یهوه خدای شما هستم.
2شَبّاتهای مرا نگاه دارید و قُدس مرا حرمت نهید: من یهوه هستم.
3«اگر در فرایض من گام بردارید و فرمانهای مرا نگاه داشته، آنها را به جا آورید،
4آنگاه بارانتان را در موسمش خواهم فرستاد، و زمین محصول خود را خواهد داد، و درختان صحرا میوۀ خود را خواهند آورد.
5خرمن‌کوبیِ شما تا انگورچینی ادامه خواهد یافت، و انگورچینیِ شما تا بذرافشانی. نان خود را سیر خواهید خورد، و در زمین خود در امنیت ساکن خواهید بود.
6من به زمین صلح و سلامت خواهم بخشید؛ خواهید خفت و کسی شما را نخواهد ترسانید. حیوانات موذی را از زمین بر خواهم داشت، و شمشیر از سرزمین شما گذر نخواهد کرد.
 7دشمنان خود را تعقیب خواهید کرد و آنان در برابر شما به شمشیر خواهند افتاد.
8پنج تن از شما صد نفر را تعقیب خواهند کرد، صد نفر از شما ده هزار تن را خواهند راند، و دشمنانتان در برابر شما به شمشیر خواهند افتاد.
9به شما روی خواهم کرد و شما را بارور و کثیر گردانیده، عهدِ خود را با شما استوار خواهم ساخت.
 10هنوز مشغول خوردن ذخایر انبار خواهید بود که باید کهنه را دور بریزید تا برای محصولِ نو جا باز شود.
11من مسکن خود را در میان شما بر پا خواهم کرد، و جانم از شما کراهت نخواهد داشت.
 12در میان شما گام خواهم زد و خدای شما خواهم بود، و شما قوم من خواهید بود.
 13من یهوه خدای شما هستم، که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا بردۀ ایشان نباشید. من بندهای یوغ شما را شکستم تا راست‌قامت گام بردارید.
مجازات نافرمانی
14«اما اگر به من گوش فرا ندهید و همۀ این فرمانها را به جا نیاورید،
15اگر فرایض مرا رد کرده، از قوانین من کراهت داشته باشید، آن‌گونه که فرمانهای مرا به جا نیاورید بلکه عهد مرا بشکنید،
16آنگاه من نیز با شما چنین خواهم کرد: وحشت و بیماریِ جانکاه و تبی را که چشمان را تلف و جان را نحیف سازد بر شما مأمور خواهم ساخت. بذر خود را بیهوده خواهید کاشت، زیرا دشمنانتان آن را خواهند خورد.
 17روی خود را بر ضد شما خواهم گردانید، و در برابر دشمنانتان شکست خواهید خورد؛ آنان که از شما نفرت دارند بر شما حکم خواهند راند، و خواهید گریخت بی‌آنکه کسی در تعقیبتان باشد.
18و اگر با وجود این همه، به من گوش فرا ندهید، آنگاه شما را به سبب گناهانتان هفت چندان تأدیب خواهم کرد.
 19فخرِ قدرت شما را در هم خواهم شکست، و آسمانِ شما را مانند آهن و زمینتان را مانند مس خواهم کرد.
20و نیروی شما به بطالت صرف خواهد شد، زیرا زمینتان محصول خود را نخواهد داد، و درختان زمین، میوۀ خود را نخواهند آورد.
21«اگر همچنان به خلاف من گام بردارید و به من گوش فرا ندهید، به فراخور گناهانتان شما را هفت چندان به بلا دچار خواهم کرد.
22وحوش صحرا را بر شما گسیل خواهم داشت تا داغ فرزندانتان را بر دل شما بگذارند و چارپایانتان را از بین ببرند و از شمار شما بکاهند، آن‌سان که راههای شما متروک گردد.
23«و اگر با این همه از من تأدیب نپذیرید بلکه به خلاف من گام بردارید،
24آنگاه من نیز به خلاف شما گام بر خواهم داشت، و من خودْ شما را به سبب گناهانتان هفت چندان خواهم زد.
25بر شما شمشیری خواهم آورد تا انتقام عهد مرا بگیرد. و چون به شهرهای خود گِرد آیید، بلا در میان شما خواهم فرستاد، و به دست دشمن سپرده خواهید شد.
26چون نان را که حیات شما بدان بسته است از شما بگیرم، (‏26‏:26 در عبری: «عصای نان شما را بشکنم».) ده زن نانِ شما را در یک تنور خواهند پخت، و جیرۀ نان شما را به وزن به شما خواهند داد؛ و خواهید خورد، اما سیر نخواهید شد.
27«اگر با وجود این همه، به من گوش فرا ندهید بلکه به خلاف من گام بردارید،
28آنگاه من نیز با خشم به خلاف شما گام خواهم زد، و من خودْ شما را به سبب گناهانتان هفت چندان تأدیب خواهم کرد.
29گوشتِ تن پسران، و گوشت تن دخترانتان را خواهید خورد.
30مکانهای بلند شما را ویران خواهم کرد و مذبحهای بخورتان را قطع خواهم نمود، و اجساد شما را بر جسد بتهای بی‌ارزشتان خواهم افکند؛ و جان من از شما کراهت خواهد داشت.
31شهرهای شما را ویران و عبادتگاه‌هایتان را متروکه خواهم ساخت، و رایحۀ خوشایند شما را نخواهم بویید.
 32من خودْ زمین را ویران خواهم کرد، آن‌سان که دشمنان شما که در آن ساکنند متحیر خواهند شد.
 33شما را در میان قومها پراکنده خواهم ساخت، و از پی‌تان شمشیر خواهم کشید. زمین شما متروکه خواهد بود و شهرهایتان، ویرانه.
34«آنگاه زمین در تمام مدتی که متروک است و شما در سرزمین دشمنان خود به سر می‌برید، از شَبّاتهای خود لذت خواهد برد. پس زمین فراغت خواهد یافت و از شَبّاتهای خود لذت خواهد برد.

خداوند ما عیسی مسیح

زیرا وقتی ما دربارهٔ قدرت خداوند ما #عیسی #مسیح و آمدن او سخن گفتیم به افسانه‌هایی كه با مهارت ساخته شده‌اند متوسّل نشدیم، زیرا ما با چشمان خود بزرگی ملكوتی او را دیده‌ایم. وقتی خدای پدر به او افتخار و جلال داد، ما در آنجا حاضر بودیم و آن زمان كه از جلال خداوندی، صدایی به او رسید كه می‌گفت: «این است پسر عزیز من، از او خشنودم.» ما آنجا بودیم. آری، ما وقتی با او بر روی كوه مقدّس بودیم این صدای آسمانی را شنیدیم.
دوم پطرس 1:16 - 18

Sunday, 17 March 2019

تصمیم گیری

دعاي كتاب‌مقدّسي شما در هنگام تصميم‌گيري
كتاب امثال سليمان 6و3:5 خداوندا، من با تمام قلبم اعتماد مي‌كنم و تنها به آن‌چه كه درك مي‌كنم، تكيه نخواهم كرد. در تمام راه‌هايم، به تو اتّكا خواهم نمود، چون تو مرا به راهي كه بايد بروم، هدايت خواهي نمود.
كتاب مزامير 32:8 براي اشتياق تو به هدايت و تعليم من به راه راستي كه بايد بروم _براي اشتياق تو به مشورت دادن و مراقبت تو براي من، از تو سپاسگذارم.
كتاب مزامير 25:9 دل خود را به درگاه تو فروتن مي‌سازم كه مرا هدايت فرمايي و راه خود را به من بياموزي.
رسالۀ يعقوب 1:5 هنگامي كه به حكمت، نياز دارم؛ آن‌را از تو خواهم طلبيد. سپاس‌گذارم كه مرا به‌خاطر درخواستم، نكوهش نمي‌كني، بلكه مي‌خواهي مرا حكيم سازي.
كتاب امثال سليمان 16:9 خوش‌حالم كه حتّي آن‌گاه كه براي آينده‌ام برنامه‌ريزي مي‌كنم، تو گام‌هاي مرا تعيين مي‌فرمايي.
كتاب مزامير 40:8 آه اي خدا، حقيقتاً براي ارادۀ تو اشتياق دارم. سپاس‌گذار توام كه راستي خود را در دل من نهادي!
انجيل يوحنّا 16:13 خودم را تسليم روح راستي تو مي‌كنم كه مرا به جميع راستي‌ها هدايت مي‌فرمايد.
انجيل متّي 6:10 دعا مي‌كنم تا هر‌آن‌چه ارادۀ نيكوي تو در آسمان براي من است، بر زمين نيز در زندگي من به‌انجام برسد.
رساله‌ي اوّل پولس به قرنتيان 10:31 و خداوندا، باشد كه هر‌آن‌چه كه انجام مي‌دهم، تنها و تنها براي جلال تو باشد...
در نام عيسي دعا مي‌كنم. آمين.                                                     

ویلیام فرانکلین گراهام



ویلیام فرانکلین گراهام (به انگلیسی: William Franklin "Billy" Graham, Jr.) (زاده ۷ نوامبر ۱۹۱۸ – درگذشت ۲۱ فوریه ۲۰۱۸) کشیش کلیسای انجیلی (Evangelican) که پس از مواعظ متعددی که از سال ۱۹۴۹ در رادیو و تلویزیون و بکمک و حمایت اصحاب رسانه ایراد نمود، شهرت و توجه عمومی را بخود جلب نمود. وی مشاور روحانی چند رئیس‌جمهور آمریکا بوده و بخصوص با دوایت آیزنهاور و ریچارد نیکسون روابط بسیار نزدیک داشت. در ۱۹۵۷ همراه مارتین لوتر کینگ، موعظه مشترکی را در نیویورک اجرا کردند.

گراهام از امکانات وسیع وسائل ارتباط جمعی بهره می‌گیرد و بیش از ۳ میلون از طرفداران او به دعوت او برای مبارزه برای مسیحیت و پذیرش عیسی مسیح بعنوان منجی عالم، جواب مثبت دادند. در سال ۲۰۰۸ تعداد مخاطبان موعظه‌های رادیو و تلویزیونی و خیابانی او را که در طول عمرش ارائه داد، بیش از ۲ میلیارد نفر تخمین زده‌اند. گراهام بارها در فهرست مؤسسه گالوپ از تحسین برانگیزترین مردان و زنان بوده‌است. از سال ۱۹۵۵ نام او ۵۵ در این لیست تکرار شده‌است.

اعیاد مقدس

#کتاب_امثال_سلیمان_فصل_بیست_وسوم

عنوان: اعیاد مقدس
1خداوند به موسی گفت:
2«بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: اینهاست اعیاد خداوند که باید آنها را به عنوان محفل مقدّس اعلام کنید؛ اینهاست اعیادِ من:

شَبّات
3«شش روز باید کار کرد، اما روز هفتم شَبّاتِ آسایش، یعنی محفل مقدّس است؛ هیچ کار مکنید. این در هر کجا که ساکن باشید، شَبّات برای خداوند است.

عید پِسَخ
4«اینهاست اعیاد خداوند، یعنی محفلهای مقدّسی که باید آنها را در موعدشان اعلام کنید:
5در ماه اوّل، روز چهاردهمِ ماه، هنگام عصر، پِسَخ برای خداوند است.

عید فطیر
6«روزِ پانزدهم همان ماه، عید فطیر برای خداوند است؛ هفت روز نانِ بی‌خمیرمایه بخورید.
7روز اوّل، محفل مقدّس داشته باشید، و هیچ کار مکنید.
8هفت روز، هدایای اختصاصی به خداوند تقدیم کنید. روز هفتم، محفل مقدّس است؛ هیچ کار مکنید.»

عید نوبرها
9خداوند به موسی گفت:
10«بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: چون به زمینی که من آن را به شما می‌دهم داخل شدید و محصول آن را درو کردید، بافه‌ای از نوبر محصول خود نزد کاهن بیاورید.
11کاهن بافه را به جهت پذیرفته شدن شما، در حضور خداوند تکان دهد؛ آن را فردای شَبّات تکان دهد.
12روزی که بافه را تکان می‌دهید، برۀ نرینۀ یک ساله و بی‌عیبی به عنوان قربانی تمام‌سوز به خداوند تقدیم کنید.
13هدیۀ آردیِ آن دو دهم ایفَه‏ (23‏:13 یک ”ایفَه“ تقریباً معادل ۲۲ لیتر است؛ همچنین در بقیۀ باب.) آرد مرغوب آمیخته به روغن باشد، هدیه‌ای اختصاصی برای خداوند به عنوان رایحۀ خوشایند، و هدیۀ ریختنی آن، یک چهارم هین (‏23‏:13 یک ”هین“ تقریباً معادل ‏۵‏/۳ لیتر است.) شراب.
14تا این روز نباید نان یا غلۀ برشته یا تازه بخورید، تا اینکه هدیۀ خدایتان را تقدیم کنید: این است فریضۀ ابدی در همۀ نسلهایتان، هر جا که ساکن باشید.

عید هفته‌ها
15«از فردای آن شَبّات، یعنی از آن روز که بافۀ تکان‌دادنی را آوردید، هفت هفتۀ کامل برای خود بشمارید.
16پنجاه روز تا فردای هفتمین شَبّات بشمارید؛ آنگاه هدیه‌ای از غلۀ تازه به خداوند تقدیم کنید.
17از مکانهای سکونت خود دو قرص نانِ تکان‌دادنی به عنوان نوبر برای خداوند بیاورید که از دو دهم ایفَه آرد مرغوب تهیه شده و با خمیرمایه پخته شده باشند.
18همراهِ نان، هفت برۀ نرینۀ یک ساله و بی‌عیب، یک گوسالۀ نر و دو قوچ تقدیم کنید؛ آنها را با هدایای آردی و ریختنی‌شان، به عنوان قربانی تمام‌سوز به خداوند تقدیم نمایید. این است هدیه‌ای اختصاصی و رایحۀ خوشایند برای خداوند.
19نیز یک بز نر به عنوان قربانی گناه و دو برۀ نرینۀ یک ساله به عنوان قربانی رفاقت تقدیم کنید.
20کاهن، اینها یعنی آن دو بره را به همراه نان نوبر به عنوان هدیۀ تکان‌دادنی به حضور خداوند تکان دهد. آنها به جهت کاهن برای خداوند مقدسند.
21در همان روز، ندا در دهید و برای شما محفل مقدّس باشد؛ هیچ کار مکنید. این است فریضۀ ابدی در همۀ نسلهایتان، هر جا که ساکن باشید.
22«چون محصول زمین خود را درو می‌کنید، تا به گوشه‌های مزرعه را به تمامی درو مکنید و خوشه‌های بر جا ماندۀ محصول خود را برمچینید. آنها را برای فقیران و غریبان واگذارید: من یهوه خدای شما هستم.»

عید شیپورها
23خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
24«بنی‌اسرائیل را بگو: اوّلین روز از ماه هفتم، روز فراغت برای شما خواهد بود، محفلی مقدّس که با نواختن شیپور گرامی داشته خواهد شد.
25هیچ کار مکنید و هدیۀ اختصاصی به خداوند تقدیم نمایید.»

روز کفّاره
26خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
27«دهمین روز از این ماه هفتم، روز کفّاره است. این برای شما محفل مقدّس باشد. جانهای خود را رنجور سازید، و هدیۀ اختصاصی به خداوند تقدیم کنید.
28در این روز هیچ کار مکنید، زیرا روز کفّاره است، تا در حضور یهوه خدایتان برای شما کفّاره به جا آورده شود.
29زیرا هر که در این روز جانِ خویش را رنجور نسازد، از میان قوم خود منقطع خواهد شد.
30و هر که در این روز کار کند، من آن شخص را از میان قومش هلاک خواهم ساخت.
31هیچ کار مکنید؛ این است فریضۀ ابدی در همۀ نسلهایتان، هر جا که ساکن باشید.
32این برای شما شَبّاتِ فراغت خواهد بود، پس جانهای خود را رنجور سازید. در شامگاهِ روز نهم ماه، از شامگاه تا شامگاه، شَبّاتِ خود را نگاه دارید.»

Thursday, 14 March 2019

سال شبات

#کتاب_لاویان_فصل_بیست_وپنجم

عنوان: سال شَبّات
1خداوند در کوه سینا به موسی گفت:
2«بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: چون به زمینی که من به شما می‌دهم داخل شدید، آن زمین باید برای خداوند شَبّات نگاه دارد.
3شش سال مزرعۀ خود را بکارید، و شش سال تاکستان خود را هَرَس کنید و محصولش را گرد آورید؛
4اما سال هفتم، شَبّاتِ فراغت برای زمین باشد، یعنی شَبّات برای خداوند. مزرعۀ خود را مکارید و تاکستانتان را هَرَس مکنید.
 5آنچه را خودروی است از مزرعۀ خود درو مکنید، و انگورِ تاکِ هَرَس نشدۀ خویش را مچینید. این سال، سالِ فراغت برای زمین باشد.
 6محصول شَبّاتِ زمین، برای شما خوراک خواهد بود، یعنی خوراک شما، خوراکِ غلامان و کنیزانتان، خوراکِ خدمتکار روزمزدتان، و خوراکِ غریبی که با شما ساکن است؛
7نیز خوراکِ چارپایانتان و خوراکِ وحوشی که در زمین شما باشند: همۀ محصولِ آن به جهتِ خوراک خواهد بود.

سال یوبیل
8«برای خود هفت شَبّات از سالها بشمارید، یعنی هفت هفت سال، و این هفت شَبّات از سالها، برای شما چهل و نُه سال خواهد بود.
9آنگاه در روز دهم از ماه هفتم، به صدای بلند کَرِنا بنوازید؛ در روز کفّاره در سرتاسر سرزمینتان کَرِنا بنوازید.
10سال پنجاهم را تقدیس کنید و در سرتاسر زمین، برای همۀ ساکنانش به آزادی اعلام نمایید. این برای شما یوبیل باشد، و هر یک از شما به مِلک خود و نزد طایفۀ خویش بازگردد.
11سال پنجاهم برای شما سال یوبیل باشد. در آن نه زراعت کنید، نه آنچه را که خودروی است درو کنید، و نه انگور تاکهای هرس نشده را بچینید.
12زیرا یوبیل است و باید برای شما مقدس باشد؛ فقط می‌توانید از محصولِ مزرعه بخورید.
13«در این سال یوبیل، هر یک از شما باید به مِلک خود بازگردد.
14اگر زمینی به همسایۀ خود می‌فروشید یا زمینی از همسایۀ خود می‌خرید، بر یکدیگر بی‌انصافی روا مدارید.
15با در نظر گرفتن شمار سالهای گذشته از یوبیل به همسایۀ خود بپردازید، و او نیز بر حسب شمار سالهای محصول به شما بفروشد.
16اگر سالها بسیار باشد، بر بها بیفزایید، و اگر سالها اندک باشد، از بها بِکاهید، زیرا آنچه به شما می‌فروشد تعداد محصول است.
17بر یکدیگر بی‌انصافی روا مدارید، بلکه از خدای خود بترسید؛ زیرا من #یهوه خدای شما هستم.
18«پس فرایض مرا به جا آورید و قوانین مرا نگاه داشته، به آنها عمل کنید تا در زمین در امنیت ساکن شوید.
 19آنگاه زمین ثمر خود را خواهد داد، و شما سیر خواهید خورد و در زمین در امنیت خواهید زیست.
20اگر بگویید: ”پس در سال هفتم چه بخوریم، زیرا نه می‌توانیم بکاریم و نه می‌توانیم محصول خود را گرد آوریم؟“
21من در سال ششم برکت خود را بر شما امر خواهم کرد، و محصول زمین برای سه سال کافی خواهد بود.
22چون در سال هشتم می‌کارید، از محصول کهنه تا سال نهم بخورید؛ یعنی تا محصول برسد، از کهنه بخورید.

بازخرید املاک
23«زمین را نمی‌توان برای همیشه فروخت، زیرا زمین از آنِ من است، و شما نزد من غریب و میهمان هستید.
24در تمام زمینِ مِلک شما، امکان بازخریدِ زمین فراهم باشد.
25«اگر برادرت فقیر شود و قسمتی از مِلک خود را بفروشد، باید ولیّ یعنی نزدیکترین خویشِ او بیاید و آنچه را که برادرش فروخته است، بازخرید کند.
26اگر کسی ولیّ‌ای نداشته باشد، اما وضع خود او بهتر شود و از عهدۀ بازخرید آن برآید،
 27باید سالهایی را که از فروش آن گذشته بشمارد، و مابه‌التفاوت را به شخصی که زمین را از او خریده بود بپردازد؛ آنگاه می‌تواند به مِلک خود بازگردد.
28اما اگر یارای باز پس گرفتن آن نداشته باشد، آنگاه آنچه فروخته است تا سال یوبیل نزد خریدار باقی خواهد ماند. و در یوبیل، آزاد خواهد شد، و او خواهد توانست به مِلک خود بازگردد.
29«اگر کسی خانۀ مسکونی در شهر حصاردار بفروشد، تا یک سال پس از فروش، حقِ بازخرید آن را خواهد داشت؛ او تا یک سال حق بازخرید دارد.
30اگر تا یک سالِ تمام آن را بازخرید نکرد، خانۀ مسکونی واقع در شهرِ حصاردار به‌طور دائم و نسل اندر نسل از آنِ خریدار خواهد بود، و در سال یوبیل آزاد نخواهد شد.
31اما خانه‌های روستاها که حصار گرد خود ندارند، جزو مزارع شمرده خواهند شد. آنها را می‌توان بازخرید کرد، و باید در سال یوبیل آزاد گردند.
32و اما در خصوص شهرهای لاویان، آنان می‌توانند خانه‌های واقع در شهرهای متعلق به خود را هر زمان بازخرید کنند.
 33هرآنچه از مایملک لاویان قابل بازخرید باشد، یعنی خانۀ فروخته شده در شهرهای متعلق به ایشان، در سال یوبیل آزاد خواهد شد؛ زیرا خانه‌های واقع در شهرهای لاویان، مایملک ایشان در میان بنی‌اسرائیل است.
34اما چراگاههای حومۀ شهرهای لاویان نباید فروخته شود، زیرا مِلک ابدی ایشان است.

Saturday, 9 March 2019

(در زمان ورود عیسی مسیح به اورشلیم) کسانی که پیشاپیش او می‌رفتند و آنان که از پس او می‌آمدند، فریاد‌کنان می‌گفتند: هوشيعانا! خجسته باد او که به نام خداوند ميآيد! خجسته باد پادشاهي پدر ما داوود که فراميرسد! هوشيعانا در عرش برين! مرقس 11: 9-10 ترجمه هزاره نو (واژۀ آرامی ”#هوشیعانا“ در آیه 9 یعنی «استدعا داریم نجات بده». اما بعدها از این واژه برای حمد و ستایش استفاده می‌کردند. همچنین در آیۀ 10 به معنی « مبارک است آن که به نام #خداوند می‌آید»)

هللویا

لغت #هَلِلویا که به عبري به این شکل نوشته میشه הַֽ לְ לוּ־יָֽ הּ براي
اولین بار در مزمور 104 آیه 35 اومده. این لغت تشکیل شده از
دو لغت عبري «הַֽ לְ לוּ » «هَلِلو» و «יָֽ הּ » «یاه». لغت «یاه»
مخخف نثري نام خدا یعنی یَهُ وَه هست. «הַֽ לְ לוּ» «هَلِلو» فعل
امر هست که از فعل הָ לַל(halal (گرفته شده. و הָ לַל(halal(
یعنی تمجید کردن، ستایش کردن.
بنابراین הַֽ לְ לוּ־יָֽ הּ هَلِلویا یعنی #یهوه رو تمجید کنید یا یهوه رو
ستایش کنید.

Tuesday, 5 March 2019

سطری چند از کتاب امثال سلیمان

#کتاب_امثال_سلیمان_فصل_بیست_ودوم

1نیکنامی از ثروتِ عظیم برتر است؛ و محبوبیت از سیم و زر، بهتر.
2غنی و فقیر در این اشتراک دارند: خداوند آفرینندۀ هر دوی آنهاست.
3عاقل، خطر را می‌بیند و پنهان می‌شود، ساده‌لوح پیش می‌رود و تاوانش را می‌دهد!
4ثمرۀ فروتنی و ترس خداوند، ثروت است و عزّت و حیات!
5در راه کج‌روان، خارها و دامهاست، اما آن که مراقب جان خویش باشد، از آنها در امان می‌ماند.
6جوان را در رفتن به راهی که درخور اوست تربیت کن، که تا پیری هم از آن منحرف نخواهد شد.
7غنی بر فقیر حکومت می‌کند، و بدهکار بندۀ طلبکار است.
8آن که ظلم می‌کارد، بلا می‌دِرَوَد، و چوب خشمش می‌شکند.
9شخص گشاده‌دست خود نیز مبارک خواهد بود، چراکه از نان خود به بینوایان می‌دهد.
10تمسخرگر را بیرون کن که نزاع نیز خاموش خواهد شد؛ مشاجره و رسوایی پایان خواهد پذیرفت.
11آن که دوستدار پاکی دل و لطافت زبان است، از دوستی پادشاه برخوردار خواهد بود.
12چشمان خداوند معرفت را پاس می‌دارد، او سخن خیانت‌پیشگان را باطل می‌سازد.
13کاهل در خانه می‌ماند و می‌گوید: «شیری بیرون در کمین است!» یا «در خیابان به قتل خواهم رسید!»
14دهان زن بیگانه گودال عمیق است؛ آن که خداوند بر او غضبناک باشد، در آن خواهد افتاد.
15حماقت در دل جوان لانه کرده است، اما چوب تأدیب آن را از او دور می‌کند.
16آن که بر بینوایان ظلم کند تا بر مال خویش بیفزایدو یا به ثروتمندان ببخشد، تنها به ناداری گرفتار آید.

گفته‌های حکیمان
17گوش خود فرا داشته، سخن حکیمان را بشنو؛ و به تعلیم من دل بسپار،
18چراکه دلپسند است نگاه داشتن آنها در درونت و آماده داشتن آنها بر لبانت.
19امروز این را به تو آموختم، آری به تو، تا بر خداوند توکل کنی.
20آیا سی مَثَل برایت ننگاشتم، (‏22‏:20 یا: «آیا چیزهای ارزنده برایت ننگاشتم».) از مشورت و معرفت،
21تا کلام حقیقی و مطمئن را بر تو معلوم دارم، تا بتوانی کلمات حقیقی را نزد فرستندگان خود باز بری؟
22بینوایان را چون ضعیفند، تاراج مکن و ستمدیدگان را در محکمه لگدمال منما،
23زیرا خداوند به دفاع از حقِ آنها بر خواهد خاست و جان غارتگرانِ آنها را غارت خواهد کرد.
24با مرد تندخو دوستی مکن، و با آن که زود به خشم آید، دمساز مشو،
25مبادا راههای او را بیاموزی و جان خویش را به دام در افکنی.
26از آنان مباش که دست می‌دهند و ضامن بدهکار می‌شوند؛
27اگر توان پرداخت نداشته باشی، بسترت را نیز از زیرت برمی‌گیرند.
28حدود دیرین را که پدرانت قرار داده‌اند، جابه‌جا مکن.
29مردی را که در کارش چیره‌دست است، می‌بینی؟ او در خدمت پادشاهان خواهد بود و نه در خدمت عوام.

روند معیوب عدم حضور بانوان در استادیوم ها

به ناگاه امروز دیدم که درخت همسایه غرق شکوفه شده، درنگی کردم و شرمناک پرسیدم از خودم : چرا پنجره زودتر نگشوده ای که شاهد شکفتنش باشی ؟ حکایت روند معیوب عدم حضور بانوان در استادیوم ها که همچنان ادامه دارد.
مساله ای سهل که در ذهن عوام بسیار پیچیده جلوه اش می دهند. عدم صدور مجوز برای حضور بانوان که بساط مجلس سبزی پاک کردن کبری خانم و صغری خانم را جور میکند، از دیدگاه های مختلفی بررسی شده است، غافل از اینکه تنها در یک عرصه قابل توجیه است ، و آن هم عرصه سیاسی است .
طرح مساٸل کوچک به واقع ما را از مساٸل کلان باز می دارد. بهتر نیست انرژی خود را صرف مساٸل حیاتی تری کنیم ؟ در جایی که مساٸل مهم تری در حوزه های بانوان از قبیل بیمه زنان خانه دار و تاکید مقام رهبری بر خانه داری تحت عنوان یک شغل و ... وجود دارد ، روا نیست قلم بر سر مساٸل خرد برانیم.
همگی ما به طور مکرر خوانده ایم که دفاع از حق ورود بانوان به استادیوم ها از دهه هشتاد بارها و بارها مطرح شده است و مسٸولان تا آنجا که توانسته اند در این خصوص سکوت کرده اند ، تا جایی که خانم نماینده اصول گرا در مجلس آن را موضوعی بی اهمیت تلقی می کند.
تا زمانی که در خصوص اجرای قانون ، اعمال سلیقه می شود ، بهتر نیست از طرح مکرر مساٸل خرد پرهیز کرده و کوس رسوایی ایرانمان را در جامعه بین الملل کمتر بزنیم ؟
بنده بر این باورم که مساله حضور بانوان در جامعه ایران زوایای تاریک زیادی دارد. مقالات با طول و عرض و عنوان های مختلف چه جایگاهی در بهبود شرایط مساعد برای حضور بانوان در جامعه ایجاد کرده اند ؟
در ایران اسلامی من بانوان کماکان به عقد در می آیند، طلاق داده می شوند، متعلقه ی دیگری خطاب می شوند و هزاران درد پنهان دیگر . آنقدر درگیر گلدان مصنوعی داخل اتاقم شده ام که به ناگاه امروز دیدم که درخت همسایه غرق شکوفه شده، درنگی کردم و شرمناک پرسیدم از خودم : چرا پنجره را زودتر نگشوده ای که شاهد شکفتنش باشی ..

برتری مسیحیت بر اسلام

شواهدی که بین تمام ادیان دنیوی وجود دارد، ادیانی همانند اسلام، زرتشت، بودا، یهودیت وسایر ادیان آن است که پیروانشان نسبت به اعتقادات و عقایدی که دارند، تعصب و اعتقاد خاصی دارند. در این زمینه کلام خدا در رومیان باب 10 اینگونه میگوید: ((من میدانم که آنان در دل خود چه غیرت و احترامی برای خدا دارند)). این درباره تمام پیروان مذاهب صادق است و آنان برای این غیرت و احترام حاضرند هر کاری برای خدا انجام دهند. به همین دلیل با تمام توان سعی میکنند قوانین و مقررات مذهبی را مو به مو رعایت کنند. اسلام همانند سایر مذاهب دیگر شریعت را به پیروانش معرفی میکند. شریعت به پیروانش میگوید که چه کارهایی باید انجام دهند و چه کارهایی انجام ندهند. شریعت در همه امور اجتماعی، سیاسی، مذهبی و ... مو به مو تعیین تکلیف میکند.این شریعت نه فقط در اسلام بلکه در سایر مذاهب نیز مصداق دارد. به عنوان مثال زرتشت به پیروان خود می آموزد که پندار نیک ، کردار نیکو گفتار نیک داشته باشند و پیروان این مذاهب با احترام و غیرت خاصی این فرامین را اجرا میکنند فقط به خاطر یک دلیل و آن احترام و غیرت نسبت به خداست. آنان به راستی خدا را دوست دارند و میخواهند او را راضی و خشنود نگه دارند و به او نزدیک شوند.اما کلام خدا در رومیان 10:2 میگوید: ((اما این غیرت و احترام از روی درک و شناخت صحیح نیست)). پس آنان با تمام تلاشی که برای رعایت کردن شریعت میکنند، مسیری که در آن به سوی خدا میروند اشتباه است. شریعت دو ایراد عمده دارد: 1- شریعت به ما قوانین مختلف میدهد و از ما انتظار دارد آنها را مو به مو اجرا کنیم در حالیکه هیچ کس نمیتواند شریعت را کامل اجرا کند. در همین زمینه در رومیان باب 10 میبینیم ((درباره بیگناه حساب آمدن و آمرزش از راه شریعت، موسی فرمود که شخص در صورتی ممکن است بخشیده شود و بیگناه به حساب آید که بتواند کاملا خوب باشد، و در سراسر زندگی اش در مقابل وسوسه ها مقاومت کند و حتی یکبار هم گناه نکند)). 2- شریعت به ما یاد میدهد چگونه از گناه دوری کنیم و پاک بمانیم ولی هنگامی که گناه کردیم چه باید بکنیم. شریعت قادر نیست برای گناهان ما چاره ای بیندیشد و راهی پیدا کند که آنها را پاک کنیم، به همین دلیل به راه های غیر انسانی رجوع میکند. به عنوان مثال هرکسی که دزدی کند باید دستانش قطع شود  و یا مجازات زنا سنگسار است. ولی با اجرای این قبیل اعمال گناه پاک نمیشود و اصل گناه پابرجاست و شریعت قادر به پاک کردن این گناه نیست. یعقوب در باب 2 آیه 10 و 11 میگوید: ((کسی که همه احکام خدا را مو به مو اجرا کند، ولی در یک امر کوچک مرتکب اشتباه شود به اندازه کسی مقصر است که همه احکام خدا را زیر پا گذاشته است. زیرا همان خدایی که گفت زنا نکنید، این را نیز گفت که قتل نکنید پس اگر زنا نکنید اما مرتکب قتل شوید به هر حال از حکم خدا سرپیچی کرده اید و در برابر او مقصر میباشید)). اما مسیحیت متفاوت است. مذهب روشی انسانی است برای رسیدن به خدا. مذهب و دین سعی انسان است برای راضی نگه داشتن خداوند در حالیکه مسیحیت یک دین نیست و روش آن با مذاهب دیگر متفاوت است. مذهب تلاش انسان برای رسیدن به خداست در حالیکه مسیحیت تلاش خداست برای بازیافت انسان. خدا به خوبی میداند که هیچ انسانی نمیتواند که استانداردهای خدا را رعایت کند و تمام قوانین خدا را اجرا کند. خدا با علم به این موضوع با نقشه ای زیرکانه راه حلی پیش روی ما گذاشت. خداوند به روی زمین آمد و جسم انسانی به خود گرفت تا درد ها و مشکلات و افکار ما را درک کند و از ان مهمتر آمد تا داوطلبانه به خاطر گناهان انسان مصلوب شود و خونش ریخته شود تا با ریخته شدن این خون بهای گناهان انسان پرداخته شود و به این وسیله راهی برای انسان ها ایجاد شود تا به سوی او بازگشت کنند. تنها خدا میتوانست بهای گناهان انسان را بپردازد چرا که تنها وجود خدا عاری از هرگونه گناه است. پس مسیح خدای زنده است و او چهره خدای نادیدنیست.

پرسش و پاسخ

با تشكر از عزيزى كه اين سؤال را مطرح كردند.

❓ پرسش:
با سلام خدمت کشیش باغستانی عزیزم برادربزرگوار امروز در تلگرام این مطلب رو دیدم برام سوال پیش آمد چندی است در جلسات کلیسای خانگی شرکت می کنم، شبانمان در تعالیمش به می گوید اگر دستگیر شدید بگيد مسیحی نیستید و فقط آمده اید راجع به مسیحیت تحقیق کنید می خواستم بدانم این انکار مسیح نیست ودروغ به شمار نمی رود از تعالیم شما سپاسگزارم

🔴 پاسخ:
اگر كسى حقيقتاً به مسيح بعنوان نجات دهنده و خداوند خود ايمان آورده باشد هرگز منكر ايمان خود و خداوند نخواهد شد.
مسيح در انجيل يوحنا فصل ٨ آيه ٤٤ ميفرمايد؛
“شما به پدرتان ابلیس تعلّق دارید و در پی انجام خواسته‌های اویید. او از آغاز قاتل بود و با حقیقت نسبتی نداشت، زیرا هیچ حقیقتی در او نیست. هر گاه دروغ می‌گوید، از ذات خود می‌گوید؛ <<چرا که دروغگو و پدر همۀ دروغهاست>>."

و در انجيل متى فصل ١٠ آيه ٣٣ ميفرمايد؛ “امّا هر که مرا نزد مردم انکار کند، من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است، او را انکار خواهم کرد.”
  🤷🏻‍♂️ دروغ، بيان نكردن حقيقت است.

با احترام؛ كشيش الناتان باغستانى

مردمان نجس

#کتاب_اعداد_فصل_پنجم

عنوان: مردمان نجس
1خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
2«بنی‌اسرائیل را فرمان ده که هر جذامی‏ (5‏:2 واژۀ عبری لزوماً به معنی جذام نیست و برای انواع بیماریهای پوستی به کار می‌رود؛ همچنین در بقیۀ کتاب.) را و هر که را که عضو تناسلی‌اش جریان دائمی دارد، و نیز هر کس را که از تماس با مرده نجس شده است، از اردو بیرون کنند.
3ایشان را خواه مرد خواه زن بیرون کنید و بیرون از اردوگاه برانید تا اردوی خود یعنی جایی را که من در میانشان ساکنم، نجس نسازند.»
4پس بنی‌اسرائیل چنین کردند و آنان را از اردو بیرون راندند. بنی‌اسرائیل مطابق آنچه خداوند به #موسی گفته بود، عمل کردند.

اعتراف و قربانی جبران
5خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
6«بنی‌اسرائیل را بگو: هرگاه مرد یا زنی یکی از گناهانی را مرتکب شود که انسان با آنها به خداوند خیانت می‌ورزد، و تقصیرکار گردد،
7باید به گناهی که مرتکب شده، اعتراف کند و برای جبران تقصیر خود خسارت کامل پرداخته، یک پنجم نیز بر آن بیافزاید و به کسی که به وی خطا ورزیده، بدهد.
8اما اگر آن شخص بمیرد و‏ (5‏:8 در عبری واژه‌های ”بمیرد و“ وجود ندارد.) ولیّ‌ای نداشته باشد که خسارت به او پرداخت شود، در این صورت، آن را برای خداوند به کاهن بپردازد، علاوه بر قوچِ کفّاره که با آن برای خطاکار کفّاره به جا آورده می‌شود.
 9هر هدیه از تمامی چیزهای مقدس که بنی‌اسرائیل برای کاهن می‌آورند، از آنِ او خواهد بود.
10تمامی چیزهای مقدسِ شخص از آنِ خودش خواهد بود، اما هر چه به کاهن بدهد، از آنِ کاهن خواهد بود.»

خیانت زن شوهردار
11و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
12«بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: اگر زنِ کسی از او برگشته، به وی خیانت ورزد،
13و مردی دیگر با او همبستر شود، و این از چشمان شوهرش مخفی بماند و نجاستش آشکار نگردد، و نیز اگر شاهدی بر ضد او نباشد و در حین عمل گرفتار نشود،
14و اگر روح غیرت بر شوهر آید و بر زنش که خود را نجس ساخته، غیرت ورزد و یا اگر روح غیرت بر شوهر آید و با اینکه زنش خود را نجس نساخته، بر او غیرت ورزد،
15آنگاه آن مرد زن خود را نزد کاهن بَرَد و به جهت او یک‌دهم ایفَه‏ (5‏:15 یک ”ایفَه“ تقریباً معادل ۲۲ لیتر است.) آردِ جو بیاورد. و روغن بر آن نریزد و کُندُر بر آن نگذارد زیرا که هدیۀ آردی به جهت غیرت است، یعنی هدیۀ آردیِ یادآوری، که یادآور تقصیر است.
16«آنگاه کاهن آن زن را نزدیک آورده، در حضور خداوند بر پا دارد. 17و کاهن آب مقدّس را در ظرفی سفالین بردارد و قدری از غبار کف مسکن را برگرفته، بر آب بگذارد.
18و کاهن زن را در حضور خداوند بر پا داشته، موی سر زن را باز کند و هدیۀ یادآوری را که هدیۀ آردی به جهت غیرت است، در دستان او قرار دهد. و در دست کاهن، آب تلخ لعنت باشد.
19سپس کاهن زن را وادارد تا سوگند خورَد، و به زن بگوید: ”اگر مردی با تو همبستر نشده است، و اگر در مدتی که زیر اقتدار شوهرت بوده‌ای، از او به نجاست برنگشته‌ای، از این آب تلخِ لعنت، مصون باش.
 20اما اگر در مدتی که زیر اقتدار شوهرت بوده‌ای، از او برگشته و خود را نجس کرده باشی، و مردی غیر از شوهرت، با تو همبستر شده باشد“
21- در اینجا کاهن زن را وادارد تا سوگندِ لعنت بخورد و به زن بگوید: - ”خداوند با نحیف کردن ران و متورم ساختن رَحِمَت (‏5‏:21 منظور از ”نحیف کردن ران و متورم ساختن رَحِم“، عدم توانایی زایش است.) تو را در میان قومت به لعنت و ناسزا بدل سازد.
 22و این آبِ لعنت به شکم تو داخل شده، رَحِمت را متورم و رانت را نحیف سازد.“ و آن زن بگوید: ”آمین، آمین.“
23«سپس کاهن این لعنتها را در طوماری بنویسد و آنها را در آبِ تلخ حل کند،
24و آب تلخِ لعنت را به زن بنوشاند. و آب لعنت، در او داخل شده، سبب تلخی خواهد شد.
25و کاهن هدیۀ آردی غیرت را از دست زن بگیرد و هدیۀ آردی را به حضور خداوند تکان داده، نزد مذبح بیاورَد.
26سپس کاهن مشتی از هدیۀ آردی را به عنوان قسمت یادگاری آن برگیرد و بر مذبح بسوزاند، و آنگاه آب را به زن بنوشاند.
27و چون آب را به او نوشانید، اگر زن خود را نجس ساخته و به شوهر خویش خیانت ورزیده باشد، آبِ لعنت در او داخل شده، سبب تلخی خواهد شد، و رَحِم او متورم و رانش نحیف خواهد گشت، و آن زن در میان قوم خود به لعنت بَدَل خواهد گردید.
 28اما اگر زن خود را نجس نساخته و طاهر باشد، آنگاه مصون‏ (5‏:28 واژۀ عبری می‌تواند به معنی ”مبرا“ نیز باشد.) بوده، فرزندان خواهد زایید.
29«این است قانون غیرت، وقتی زنی که زیر اقتدار شوهرش است، برگشته، خود را نجس سازد،
30یا هنگامی که روح غیرت بر مردی بیاید و بر زنش غیرت ورزد. کاهن زن را در حضور خداوند بر پا دارد و تمامی این قانون را دربارۀ او اجرا کند.
 31پس آن مرد از گناه مبرا خواهد بود، اما زن متحمل جزای تقصیر خود خواهد شد.»

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...