گناه ما بدون جزا نیست
طبق کتابمقدس: مزد گناه مرگ (روحانی) است. نااطاعتی از قوانین خدا بدون جریمه نیست و این جریمه مرگ روحانی تا ابدالآباد و جدائی از حضور و محبت خدا میباشد.
.👇👇
Wednesday, 29 May 2019
ما گناهکار هستیم
اما اشکالی وجود دارد، ما گناهکار هستیم
در کتابمقدس آمده است: زیرا همه گناه کردند و هیچکس به آن کمال مطلوب و پر جلالی که خدا انتظار دارد، نرسیده است. با وجود اینکه فرق خوب و بد را میدانیم، باز هم خطا کاری میکنیم. چون خدا قدوس است برای همین هم از خدا حس بیگانگی میکنیم
چرا باید #مسیحی شوم؟
چرا باید #مسیحی شوم؟
انجیل میفرماید که خدا شما را دوست دارد
زیرا خدا مردم جهان را آنقدر محبت کرد که عیسی مسیح پسر یگانۀ خود را داد تا هرکه به ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد. خدا شما را دوست دارد و میخواهد شما را برکت بدهد و به شما زندگی وافر عطا نماید. عیسی مسیح چنین گفته است: من آمدهام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن بهفراوانی بهرهمند شوند. خدا میخواهد که شما در این دنیا زندگی وافر داشته باشید و در آن دنیا از حیات ابدی بهره مند گردید
مسیح جریمه مجازات شما را پرداخته است#
مسیح جریمه مجازات شما را پرداخته است#
در کتابمقدس آمده است: خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد. پس چقدر بیشتر، اکنون که توسط خون او پارسا شمرده شدهایم، بهواسطۀ او از غضب نجات خواهیم یافت. ما به واسطۀ خون وی رهایی یافتهایم، که این همان آمرزش گناهان است. با اینکه خود بی گناه بود، مسیح بر روی صلیب جرم مجازات همه گناهان شما را پرداخته است. شاید فکر میکنید که خدا زمانی شما را دوست خواهد داشت که کارهای ثواب انجام بدهید. اما کتابمقدس میگوید عیسی مسیح آنقدر شما را دوست داشت که حتی زمانی که از وی سرکشی میکردید برای شما مرد.
در کتابمقدس آمده است: خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد. پس چقدر بیشتر، اکنون که توسط خون او پارسا شمرده شدهایم، بهواسطۀ او از غضب نجات خواهیم یافت. ما به واسطۀ خون وی رهایی یافتهایم، که این همان آمرزش گناهان است. با اینکه خود بی گناه بود، مسیح بر روی صلیب جرم مجازات همه گناهان شما را پرداخته است. شاید فکر میکنید که خدا زمانی شما را دوست خواهد داشت که کارهای ثواب انجام بدهید. اما کتابمقدس میگوید عیسی مسیح آنقدر شما را دوست داشت که حتی زمانی که از وی سرکشی میکردید برای شما مرد.
رستگاری
رستگاری یک هدیه رایگان است
در کتابمقدس در این باره چنین نوشته شده است: به فیض و از راه ایمان نجات یافتهاید – و این از خودتان نیست، بلکه عطای خداست – و نه از اعمال، تا هیچ کس نتواند به خود ببالد. معنی فیض لطف و محبتی است که بستگی به لیاقت فرد ندارد. یعنی خدا به شما هدیه ای پیشکش میکند که قادر به کسب نیستید. بخش گناهان و حیات جاودان هدیه ای است رایگان هستند. شما لازم نیست (و نا قادر هستید) این هدیه را کسب کنید. فقط لازم است که با شادی بپذیرد و ایمان بیاورید که عیسی مسیح برای گناهان شما جان خود را فدا کرد.
در کتابمقدس در این باره چنین نوشته شده است: به فیض و از راه ایمان نجات یافتهاید – و این از خودتان نیست، بلکه عطای خداست – و نه از اعمال، تا هیچ کس نتواند به خود ببالد. معنی فیض لطف و محبتی است که بستگی به لیاقت فرد ندارد. یعنی خدا به شما هدیه ای پیشکش میکند که قادر به کسب نیستید. بخش گناهان و حیات جاودان هدیه ای است رایگان هستند. شما لازم نیست (و نا قادر هستید) این هدیه را کسب کنید. فقط لازم است که با شادی بپذیرد و ایمان بیاورید که عیسی مسیح برای گناهان شما جان خود را فدا کرد.
چگونه باید این هدیه را پذیرفت؟
چگونه باید این هدیه را پذیرفت؟
قدم اول: قبول کنید که یک گناهکار هستی و از احکام خدا سر پیچی کردید. «زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا کوتاه میآیند.
قدم دوم: به گناهان خود اعتراف کرده از خطاکاری دست بکشید. «اگر بگوییم بیگناهیم، خود را فریب دادهایم و راستی در ما نیست. ولی اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را میآمرزد و از هر نادرستی پاکمان میسازد. اگر بگوییم گناه نکردهایم، او را دروغگو جلوه میدهیم و کلام او در ما جایی ندارد.»
قدم سوم: به عیسی مسیح ایمان بیاورید. قبول کنید که خدا، عیسی مسیح یگانه فرزند روحانی خود را به عنوان یک انسان (جسم پوشیده) به این جهان فرستاد. مسیح به روی صلیب فدا شد و از مردگان قیام کرد. به خاطر ریختن خون این قربانی، آمرزش گناهان میسر شد و به خاطر پیروزی مسیح بر مرگ، حیات جاودان نیز امکان پذیر شد.
قدم اول: قبول کنید که یک گناهکار هستی و از احکام خدا سر پیچی کردید. «زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا کوتاه میآیند.
قدم دوم: به گناهان خود اعتراف کرده از خطاکاری دست بکشید. «اگر بگوییم بیگناهیم، خود را فریب دادهایم و راستی در ما نیست. ولی اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را میآمرزد و از هر نادرستی پاکمان میسازد. اگر بگوییم گناه نکردهایم، او را دروغگو جلوه میدهیم و کلام او در ما جایی ندارد.»
قدم سوم: به عیسی مسیح ایمان بیاورید. قبول کنید که خدا، عیسی مسیح یگانه فرزند روحانی خود را به عنوان یک انسان (جسم پوشیده) به این جهان فرستاد. مسیح به روی صلیب فدا شد و از مردگان قیام کرد. به خاطر ریختن خون این قربانی، آمرزش گناهان میسر شد و به خاطر پیروزی مسیح بر مرگ، حیات جاودان نیز امکان پذیر شد.
مسیح پشت در قلب شما ایستاده در را میکوبد#
مسیح پشت در قلب شما ایستاده در را میکوبد#
اینست دعوت عیسی مسیح: هان بر در ایستاده میکوبم. کسی اگر صدای مرا بشنود و در به رویم بگشاید، به درون خواهم آمد و با او همسفره خواهم شد و او با من. مسیح بر در قلب (احساسات، عاقل و اراده) شما ایستاده است. او را به زندگی خود دعوت کنید. مسیح منتظر شماست تا در زندگی خود او را بپذیرد.
اینست دعوت عیسی مسیح: هان بر در ایستاده میکوبم. کسی اگر صدای مرا بشنود و در به رویم بگشاید، به درون خواهم آمد و با او همسفره خواهم شد و او با من. مسیح بر در قلب (احساسات، عاقل و اراده) شما ایستاده است. او را به زندگی خود دعوت کنید. مسیح منتظر شماست تا در زندگی خود او را بپذیرد.
نجات
کلام خدا میفرماید، امروز روز #نجات است
پذیرش نجات به عنوان هدیه تنها راهی میباشد که شما میتواند نجات بیابید. از آنجا که این نجات رایگان است، امروز آن را به عنوان هدیه بپذیرد. چون امروز روز مرحمت و رستگاری میباشد، بخشش گناهان را به فردا موکول نکنید. در کتابمقدس چنین نوشته شده است: فریاد تو را زمانی که در رحمتم برویت باز بود، شنیدم. در روزی که موعد نجات بود، به کمک تو شتافتم. الان، همان زمانی است که در رحمت خدا به روی شما باز است. الان، همان روزی است که خدا حاضر است به کمک شما بشتابد.»
پذیرش نجات به عنوان هدیه تنها راهی میباشد که شما میتواند نجات بیابید. از آنجا که این نجات رایگان است، امروز آن را به عنوان هدیه بپذیرد. چون امروز روز مرحمت و رستگاری میباشد، بخشش گناهان را به فردا موکول نکنید. در کتابمقدس چنین نوشته شده است: فریاد تو را زمانی که در رحمتم برویت باز بود، شنیدم. در روزی که موعد نجات بود، به کمک تو شتافتم. الان، همان زمانی است که در رحمت خدا به روی شما باز است. الان، همان روزی است که خدا حاضر است به کمک شما بشتابد.»
چگونه میتوان دعوت عیسی #مسیح را دریافت کرد؟
چگونه میتوان دعوت عیسی #مسیح را دریافت کرد؟
اگر امروز به خداوند اقرار کنید که یک گناهکاری هستید و قادر به نجات خود نیستید و نیز ایمان بیاورید که خدا شما را دوست دارد و عیسی مسیح یگانه پسر روحانی خود را فرستاده است تا جریمه گناهان شما را بپردازد، و اگر گناهان خود را به او اعتراف کنید و با کمک وی از گناه دست بکشید، نجات خواهید یافت و حیات جاوید خواهید داشت
اگر امروز به خداوند اقرار کنید که یک گناهکاری هستید و قادر به نجات خود نیستید و نیز ایمان بیاورید که خدا شما را دوست دارد و عیسی مسیح یگانه پسر روحانی خود را فرستاده است تا جریمه گناهان شما را بپردازد، و اگر گناهان خود را به او اعتراف کنید و با کمک وی از گناه دست بکشید، نجات خواهید یافت و حیات جاوید خواهید داشت
مزامیر ۵۵
#کتاب_مزامیر_فصل_پنجاه_و_پنجم
عنوان: نگرانی خود را به خداوند بسپار، برای سالار سرایندگان: با همراهی سازهای زهی. قصیدۀ داوود.
1خدایا، به دعایم گوش فرا ده، و خود را از فریادِ التماسم پنهان مکن؛
2به من گوش بسپار و اجابتم فرما. در شکایت خود بیقرارم، و ناله برمیآورم،
3از آواز دشمن، و بیداد شریران؛ زیرا که رنجم میدهند و خشمگینانه بر من دشمنی میورزند.
4دل در سینهام به درد آمده، و رعب و وحشتِ مرگ بر من مستولی شده است.
5ترس و لرز مرا درگرفته، و دهشت بر من چیره گشته است!
6با خود گفتم: «کاش مرا بالهای کبوتر بود، تا پرواز کرده، میآسودم؛
7آری، به دوردستها میگریختم و در صحرا مأوا میگزیدم؛ سِلاه
8به سوی پناهگاهی میشتافتم، به دور از تندباد و توفان!»
9خداوندگارا، شریران را هلاک کن، و زبانشان را مشوش گردان، زیرا که در شهر خشونت و نزاع میبینم.
10روز و شب بر حصارهایش میگردند، و جنایت و شرارت در درون آن است.
11ویرانگری در میان آن غوغا میکند، و ظلم و تقلب از میدان آن دور نمیشود.
12زیرا دشمنِ من نیست که بر من طعنه میزند، وگرنه تاب میآوردم؛ و بدخواه من نیست که در برابرم قد برمیافرازد، وگرنه از او پنهان میشدم.
13بلکه تویی! مرد همتای من، یار خالص و دوست نزدیکم،
14که روزگاری با هم رفاقتی شیرین داشتیم، آنگاه که با انبوه جمعیت در خانۀ خدا گام میزدیم.
15مرگ بر ایشان ناگهان بیاید، و زنده به گور (55:15 یا ”هاویه“ یا ”مکان مردگان“.) فرو روند. زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میانشان است.
16اما من خدا را میخوانم، و خداوند مرا نجات میدهد.
17شبانگاه و بامداد و نیمروز شِکْوِه و ناله میکنم؛ و او صدایم را میشنود.
18جانم را از جنگی که بر من بر پا شده است به سلامتی فدیه میدهد؛ زیرا که بسیاری بر ضد منند.
19خدا، که از ازل جلوس فرموده است، خواهد شنید و خوارشان خواهد ساخت؛ سِلاه زیرا تغییر نمیکنند و ترسی از خدا ندارند.
20همقطار من دست خویش بر دوستان خود بلند کرده، و پیمان خود را شکسته است.
21زبانش چرب و نرم است، اما دلش خواهان جنگ است! سخنش از روغن ملایمتر است، لیکن شمشیری برهنه است.
22نگرانی (55:22 یا ”بار“ یا ”وضعیت“.) خود را به خداوند بسپار، که او تکیهگاه تو خواهد بود؛ او هرگز نخواهد گذاشت پارسایان جنبش خورند.
23تو خدایا، شریران را به گودال نابودی فرو خواهی آورد؛ مردمان خونریز و خیانتپیشه، حتی نیمِ عمر خود را نیز به سر نخواهند رسانید! اما من، بر تو توکل خواهم کرد.
عنوان: نگرانی خود را به خداوند بسپار، برای سالار سرایندگان: با همراهی سازهای زهی. قصیدۀ داوود.
1خدایا، به دعایم گوش فرا ده، و خود را از فریادِ التماسم پنهان مکن؛
2به من گوش بسپار و اجابتم فرما. در شکایت خود بیقرارم، و ناله برمیآورم،
3از آواز دشمن، و بیداد شریران؛ زیرا که رنجم میدهند و خشمگینانه بر من دشمنی میورزند.
4دل در سینهام به درد آمده، و رعب و وحشتِ مرگ بر من مستولی شده است.
5ترس و لرز مرا درگرفته، و دهشت بر من چیره گشته است!
6با خود گفتم: «کاش مرا بالهای کبوتر بود، تا پرواز کرده، میآسودم؛
7آری، به دوردستها میگریختم و در صحرا مأوا میگزیدم؛ سِلاه
8به سوی پناهگاهی میشتافتم، به دور از تندباد و توفان!»
9خداوندگارا، شریران را هلاک کن، و زبانشان را مشوش گردان، زیرا که در شهر خشونت و نزاع میبینم.
10روز و شب بر حصارهایش میگردند، و جنایت و شرارت در درون آن است.
11ویرانگری در میان آن غوغا میکند، و ظلم و تقلب از میدان آن دور نمیشود.
12زیرا دشمنِ من نیست که بر من طعنه میزند، وگرنه تاب میآوردم؛ و بدخواه من نیست که در برابرم قد برمیافرازد، وگرنه از او پنهان میشدم.
13بلکه تویی! مرد همتای من، یار خالص و دوست نزدیکم،
14که روزگاری با هم رفاقتی شیرین داشتیم، آنگاه که با انبوه جمعیت در خانۀ خدا گام میزدیم.
15مرگ بر ایشان ناگهان بیاید، و زنده به گور (55:15 یا ”هاویه“ یا ”مکان مردگان“.) فرو روند. زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میانشان است.
16اما من خدا را میخوانم، و خداوند مرا نجات میدهد.
17شبانگاه و بامداد و نیمروز شِکْوِه و ناله میکنم؛ و او صدایم را میشنود.
18جانم را از جنگی که بر من بر پا شده است به سلامتی فدیه میدهد؛ زیرا که بسیاری بر ضد منند.
19خدا، که از ازل جلوس فرموده است، خواهد شنید و خوارشان خواهد ساخت؛ سِلاه زیرا تغییر نمیکنند و ترسی از خدا ندارند.
20همقطار من دست خویش بر دوستان خود بلند کرده، و پیمان خود را شکسته است.
21زبانش چرب و نرم است، اما دلش خواهان جنگ است! سخنش از روغن ملایمتر است، لیکن شمشیری برهنه است.
22نگرانی (55:22 یا ”بار“ یا ”وضعیت“.) خود را به خداوند بسپار، که او تکیهگاه تو خواهد بود؛ او هرگز نخواهد گذاشت پارسایان جنبش خورند.
23تو خدایا، شریران را به گودال نابودی فرو خواهی آورد؛ مردمان خونریز و خیانتپیشه، حتی نیمِ عمر خود را نیز به سر نخواهند رسانید! اما من، بر تو توکل خواهم کرد.
مزامیر ۵۶
#کتاب_مزامیر_فصل_پنجاه_و_ششم
عنوان: بر خدا توکل خواهم کرد، برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’کبوتر بر درختان بلوط دوردست‘. مزمور داوود. غزل. آنگاه که فلسطینیان او را در جَت گرفتار کردند.
1خدایا، مرا فیض عطا فرما، زیرا انسان بر من پا میگذارد! (56:1 یا: «مرا سخت تعقیب میکند».) همۀ روز، مهاجمان بر من ستم روا میدارند.
2تمام روز، مخالفان مرا لگدمال میکنند، (56:2 یا: «مرا سخت تعقیب میکنند».) زیرا بسیاری متکبرانه با من میجنگند.
3آنگاه که ترسان شوم، بر تو توکل خواهم کرد.
4آری، بر خدا توکل خواهم کرد، بر خدایی که کلامش را میستایم. و ترسان نخواهم شد؛ انسان خاکی به من چه تواند کرد؟
5همۀ روز سخنان مرا تحریف میکنند، و همۀ تدبیرهایشان برای آزار من است.
6دسیسه میکنند، در کمین مینشینند، و گامهایم را میپایند، زیرا قصد جان من دارند!
7با این همه شرارت، آیا جان سالم به در خواهند برد؟ خدایا، در خشمِ خود قومها را سرنگون ساز!
8تو شمار آوارگیهایم را نگاه میداری، و اشکهایم را در مَشک خود مینهی! آیا آنها در دفترِ تو نیست؟
9پس آنگاه که یاری بخواهم، دشمنانم واپس خواهند نشست. این را نیک میدانم که (56:9 یا ”زیرا“.) خدا با من است.
10آری، بر خدا توکل میدارم، بر خدایی که کلامش را میستایم، بر خداوندی که کلامش را میستایم.
11و ترسان نخواهم شد؛ آدمی به من چه تواند کرد؟
12خدایا، نذرهایم را به تو باید ادا کنم؛ قربانیهای شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد.
13زیرا که تو خدایا، جانم را از مرگ رهانیدی، و پاهایم را از لغزش بازداشتی، تا در نور زندگی در حضور خدا سالک باشم.
عنوان: بر خدا توکل خواهم کرد، برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’کبوتر بر درختان بلوط دوردست‘. مزمور داوود. غزل. آنگاه که فلسطینیان او را در جَت گرفتار کردند.
1خدایا، مرا فیض عطا فرما، زیرا انسان بر من پا میگذارد! (56:1 یا: «مرا سخت تعقیب میکند».) همۀ روز، مهاجمان بر من ستم روا میدارند.
2تمام روز، مخالفان مرا لگدمال میکنند، (56:2 یا: «مرا سخت تعقیب میکنند».) زیرا بسیاری متکبرانه با من میجنگند.
3آنگاه که ترسان شوم، بر تو توکل خواهم کرد.
4آری، بر خدا توکل خواهم کرد، بر خدایی که کلامش را میستایم. و ترسان نخواهم شد؛ انسان خاکی به من چه تواند کرد؟
5همۀ روز سخنان مرا تحریف میکنند، و همۀ تدبیرهایشان برای آزار من است.
6دسیسه میکنند، در کمین مینشینند، و گامهایم را میپایند، زیرا قصد جان من دارند!
7با این همه شرارت، آیا جان سالم به در خواهند برد؟ خدایا، در خشمِ خود قومها را سرنگون ساز!
8تو شمار آوارگیهایم را نگاه میداری، و اشکهایم را در مَشک خود مینهی! آیا آنها در دفترِ تو نیست؟
9پس آنگاه که یاری بخواهم، دشمنانم واپس خواهند نشست. این را نیک میدانم که (56:9 یا ”زیرا“.) خدا با من است.
10آری، بر خدا توکل میدارم، بر خدایی که کلامش را میستایم، بر خداوندی که کلامش را میستایم.
11و ترسان نخواهم شد؛ آدمی به من چه تواند کرد؟
12خدایا، نذرهایم را به تو باید ادا کنم؛ قربانیهای شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد.
13زیرا که تو خدایا، جانم را از مرگ رهانیدی، و پاهایم را از لغزش بازداشتی، تا در نور زندگی در حضور خدا سالک باشم.
مزامیر ۵۷
#مزامیر_فصل_پنجاه_و_هفتم
عنوان: جلالت بر تمامی زمین باشد، برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’نابود مکن‘. مزمور داوود. غزل. آنگاه که داوود از چنگ شائول به غار گریخت.
1مرا فیض عطا فرما، خدایا، مرا فیض عطا فرما! زیرا جان من در تو پناه میجوید؛ زیر سایۀ بالهایت پناه میگیرم، تا این بلایا بگذرد.
2نزد خدای متعال فریاد برمیآورم، نزد خدایی که مقصودش را برای من به انجام میرساند.
3از آسمان فرستاده، مرا نجات خواهد داد؛ و آنان را که بر من پا میگذارند توبیخ خواهد کرد؛ سِلاه خدا محبت و وفاداری خود را خواهد فرستاد.
4جانم در میان شیران است، در میان آتشافروزان میخوابم؛ در میان آدمیانی که دندانهایشان نیزهها و تیرهاست، و زبانشان شمشیرِ برّان.
5خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!
6در برابر پاهایم دام گستردند، و جانم خم گردید! بر سر راهم چاه کندند، اما خود بدان فرو افتادند. سِلاه
7دل من مستحکم است، خدایا، دل من مستحکم است؛ سرود خواهم خواند و خواهم نواخت.
8ای جان من، بیدار شو! ای چنگ و بربط بیدار شوید! من سپیدهدم را بیدار خواهم کرد!
9خداوندگارا، تو را در میان ملتها خواهم ستود، و از بهر تو در میان طوایف خواهم سرایید.
10زیرا محبت تو عظیم است، تا به آسمانها، و وفاداریت تا به ابرها!
11خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!
عنوان: جلالت بر تمامی زمین باشد، برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’نابود مکن‘. مزمور داوود. غزل. آنگاه که داوود از چنگ شائول به غار گریخت.
1مرا فیض عطا فرما، خدایا، مرا فیض عطا فرما! زیرا جان من در تو پناه میجوید؛ زیر سایۀ بالهایت پناه میگیرم، تا این بلایا بگذرد.
2نزد خدای متعال فریاد برمیآورم، نزد خدایی که مقصودش را برای من به انجام میرساند.
3از آسمان فرستاده، مرا نجات خواهد داد؛ و آنان را که بر من پا میگذارند توبیخ خواهد کرد؛ سِلاه خدا محبت و وفاداری خود را خواهد فرستاد.
4جانم در میان شیران است، در میان آتشافروزان میخوابم؛ در میان آدمیانی که دندانهایشان نیزهها و تیرهاست، و زبانشان شمشیرِ برّان.
5خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!
6در برابر پاهایم دام گستردند، و جانم خم گردید! بر سر راهم چاه کندند، اما خود بدان فرو افتادند. سِلاه
7دل من مستحکم است، خدایا، دل من مستحکم است؛ سرود خواهم خواند و خواهم نواخت.
8ای جان من، بیدار شو! ای چنگ و بربط بیدار شوید! من سپیدهدم را بیدار خواهم کرد!
9خداوندگارا، تو را در میان ملتها خواهم ستود، و از بهر تو در میان طوایف خواهم سرایید.
10زیرا محبت تو عظیم است، تا به آسمانها، و وفاداریت تا به ابرها!
11خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!
Sunday, 19 May 2019
#کتاب_مزامیر_فصل_چهلم
#کتاب_مزامیر_فصل_چهلم
عنوان: یاور و رهانندۀ من، برای سالار سرایندگان. مزمور داوود.
1انتظارِ بسیار برای خداوند کشیدم، و به من مایل شده، فریادم را شنید.
2او مرا از چاه هلاکت برآورد و از گل و لای برکشید؛ و پاهایم را بر صخره نهاد و گامهایم را مستحکم فرمود.
3سرودی تازه در دهانم گذاشت، سرود ستایش خدایمان را. بسیاری این را دیده، خواهند ترسید و بر خداوند توکل خواهند کرد.
4خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد، و به متکبران روی نمیآورد، به کسانی که از پی دروغ گمراه میشوند.
5ای یهوه خدای من، تو کارهای شگفت خود را و تدبیرهای خویش را برای ما، بس کثیر گردانیدهای؛ کسی را با تو قیاس نتوان کرد. اگر بخواهم آنها را بازگویم و بیان کنم، بیش از حدِ شمار است.
6به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوشهای مرا گشودی؛ (40:6 در عبری: «گوشهای مرا سوراخ کردی».) قربانی تمامسوز و قربانیگناه را مطالبه نکردی.
7آنگاه گفتم: «اینک من میآیم! در طومار کتاب دربارهام نوشته شده است؛
8آرزویم، ای خدایم، انجام اراده توست؛ شریعت تو در دل من است.»
9در جماعت بزرگ به عدالت نجاتبخش تو بشارت دادهام؛ من لبان خویش بازنداشتهام، چنانکه تو میدانی ای خداوند.
10عدالت نجاتبخش تو را در دل خویش پنهان نداشتهام، بلکه از امانت و نجات تو سخن گفتهام و محبت و وفاداری تو را از جماعت بزرگ نپوشانیدهام.
11و اما تو خداوندا، رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت؛ محبت و وفاداری تو همواره مرا محافظت خواهد کرد.
12زیرا بلایای بیشمار مرا در میان گرفته است؛ تقصیراتم مرا احاطه کرده، که نمیتوانم دید؛ از شمار مویهای سرم فزونتر است، دل من ضعف به هم رسانده.40:12 در عبری: «دلم مرا وانهاده است».
13خداوندا، به لطف خویش رهاییام ده؛ خداوندا، به یاریم بشتاب.
14آنان که قصد گرفتن جان من دارند، جملگی سرافکنده و شرمسار گردند؛ آنان که تیرهروزی مرا آرزومندند واپس روند و رسوا شوند.
15آنان که بر من هَه هَه میگویند، از سرافکندگی حیران گردند.
16اما آنان که تو را میجویند همه در تو شادی کنند و به وجد آیند؛ آنان که نجات تو را دوست میدارند همواره بگویند: «خداوند بزرگ است!»
17و اما من، ستمدیده و نیازمندم، لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است. تو یاور و رهانندۀ منی؛ ای خدای من، تأخیر مکن.
عنوان: یاور و رهانندۀ من، برای سالار سرایندگان. مزمور داوود.
1انتظارِ بسیار برای خداوند کشیدم، و به من مایل شده، فریادم را شنید.
2او مرا از چاه هلاکت برآورد و از گل و لای برکشید؛ و پاهایم را بر صخره نهاد و گامهایم را مستحکم فرمود.
3سرودی تازه در دهانم گذاشت، سرود ستایش خدایمان را. بسیاری این را دیده، خواهند ترسید و بر خداوند توکل خواهند کرد.
4خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد، و به متکبران روی نمیآورد، به کسانی که از پی دروغ گمراه میشوند.
5ای یهوه خدای من، تو کارهای شگفت خود را و تدبیرهای خویش را برای ما، بس کثیر گردانیدهای؛ کسی را با تو قیاس نتوان کرد. اگر بخواهم آنها را بازگویم و بیان کنم، بیش از حدِ شمار است.
6به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوشهای مرا گشودی؛ (40:6 در عبری: «گوشهای مرا سوراخ کردی».) قربانی تمامسوز و قربانیگناه را مطالبه نکردی.
7آنگاه گفتم: «اینک من میآیم! در طومار کتاب دربارهام نوشته شده است؛
8آرزویم، ای خدایم، انجام اراده توست؛ شریعت تو در دل من است.»
9در جماعت بزرگ به عدالت نجاتبخش تو بشارت دادهام؛ من لبان خویش بازنداشتهام، چنانکه تو میدانی ای خداوند.
10عدالت نجاتبخش تو را در دل خویش پنهان نداشتهام، بلکه از امانت و نجات تو سخن گفتهام و محبت و وفاداری تو را از جماعت بزرگ نپوشانیدهام.
11و اما تو خداوندا، رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت؛ محبت و وفاداری تو همواره مرا محافظت خواهد کرد.
12زیرا بلایای بیشمار مرا در میان گرفته است؛ تقصیراتم مرا احاطه کرده، که نمیتوانم دید؛ از شمار مویهای سرم فزونتر است، دل من ضعف به هم رسانده.40:12 در عبری: «دلم مرا وانهاده است».
13خداوندا، به لطف خویش رهاییام ده؛ خداوندا، به یاریم بشتاب.
14آنان که قصد گرفتن جان من دارند، جملگی سرافکنده و شرمسار گردند؛ آنان که تیرهروزی مرا آرزومندند واپس روند و رسوا شوند.
15آنان که بر من هَه هَه میگویند، از سرافکندگی حیران گردند.
16اما آنان که تو را میجویند همه در تو شادی کنند و به وجد آیند؛ آنان که نجات تو را دوست میدارند همواره بگویند: «خداوند بزرگ است!»
17و اما من، ستمدیده و نیازمندم، لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است. تو یاور و رهانندۀ منی؛ ای خدای من، تأخیر مکن.
بخشایش برای شخص خطاکار
بخشایش برای شخص خطاکار
5امّا اگر کسی باعث اندوه شده، نه تنها مرا، بلکه - اگر نخواهم گزاف بگویم - تا حدی همۀ شما را اندوهگین ساخته است.
6تنبیهی که از سوی بیشتر شما بر او اِعمال شده، کافی است.
7اکنون دیگر باید او را ببخشید و دلداری دهید، مبادا اندوه بیش از حد، وی را از پا درآورد.
8بنابراین، از شما استدعا دارم او را از محبت خود مطمئن سازید.
9سببِ نوشتنم به شما نیز این بود که شما را بیازمایم و ببینم آیا در هر امری فرمانبردار هستید یا نه؟
10اگر شما کسی را ببخشید، من نیز او را میبخشم. و اگر کسی را بخشیدهام - البته اگر موردی برای بخشیدن وجود داشته است - در حضور مسیح و بهخاطر شما چنین کردهام،
11تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا از ترفندهای او بیخبر نیستیم.
5امّا اگر کسی باعث اندوه شده، نه تنها مرا، بلکه - اگر نخواهم گزاف بگویم - تا حدی همۀ شما را اندوهگین ساخته است.
6تنبیهی که از سوی بیشتر شما بر او اِعمال شده، کافی است.
7اکنون دیگر باید او را ببخشید و دلداری دهید، مبادا اندوه بیش از حد، وی را از پا درآورد.
8بنابراین، از شما استدعا دارم او را از محبت خود مطمئن سازید.
9سببِ نوشتنم به شما نیز این بود که شما را بیازمایم و ببینم آیا در هر امری فرمانبردار هستید یا نه؟
10اگر شما کسی را ببخشید، من نیز او را میبخشم. و اگر کسی را بخشیدهام - البته اگر موردی برای بخشیدن وجود داشته است - در حضور مسیح و بهخاطر شما چنین کردهام،
11تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا از ترفندهای او بیخبر نیستیم.
#رساله_دوم_قرنتیان_فصل_دوم
#رساله_دوم_قرنتیان_فصل_دوم
1پس، عزم جزم کردم که دیگر بار، دیداری اندوهبار با شما نداشته باشم.
2زیرا اگر شما را اندوهگین سازم، دیگر چه کسی میتواند موجب شادی من شود، جز شما که اندوهگینتان ساختهام؟
3من بدانگونه به شما نوشتم تا به هنگام آمدنم نزد شما، آنان که میباید مرا شادمان سازند، مایۀ اندوهم نشوند. چرا که به همۀ شما اطمینان داشتم که شادی من شادی همۀ شماست.
4زیرا با غم بسیار و دلی دردمند و چشمانی اشکبار به شما نوشتم، نه تا اندوهگینتان سازم، بلکه تا از عمق محبتم به خود آگاه شوید.
1پس، عزم جزم کردم که دیگر بار، دیداری اندوهبار با شما نداشته باشم.
2زیرا اگر شما را اندوهگین سازم، دیگر چه کسی میتواند موجب شادی من شود، جز شما که اندوهگینتان ساختهام؟
3من بدانگونه به شما نوشتم تا به هنگام آمدنم نزد شما، آنان که میباید مرا شادمان سازند، مایۀ اندوهم نشوند. چرا که به همۀ شما اطمینان داشتم که شادی من شادی همۀ شماست.
4زیرا با غم بسیار و دلی دردمند و چشمانی اشکبار به شما نوشتم، نه تا اندوهگینتان سازم، بلکه تا از عمق محبتم به خود آگاه شوید.
جلال عهد جدید
#رساله_دوم_قرنتیان_فصل_سوم
1آیا بار دیگر شروع به توصیه دربارۀ خود میکنیم؟ یا مانند بعضی، نیاز به ارائۀ توصیهنامه به شما یا گرفتن توصیهنامه از شما داریم؟
2شما خودْ توصیهنامۀ مایید، نامهای نگاشته بر دلهای ما که همگان میتوانند آن را بخوانند و بفهمند.
3شما نشان دادهاید که نامۀ مسیح هستید، ثمرۀ خدمت ما، و نگاشته نه با مرکّب، بلکه با روح خدای زنده، و نه بر لوح سنگی، بلکه بر لوح دلهای گوشتین.
4ما چنین اطمینانی به واسطۀ مسیح در حضور خدا داریم
. 5نه آنکه خود کفایت داشته باشیم تا چیزی را به حساب خود بگذاریم، بلکه کفایت ما از خداست.
6او ما را کفایت بخشیده که خدمتگزاران عهد جدید باشیم - عهدی که بر کار روح استوار است، نه بر آنچه نوشتهای بیش نیست. زیرا ’نوشته‘ (3:6 منظور نوشتۀ شریعت است که سند عهد قدیم بود.) میکُشد، لیکن روحْ حیات میبخشد.
جلال عهد جدید
7حال، اگر خدمتی که به مرگ میانجامید و بر حروفِ حک شده بر سنگ استوار بود، با جلال به ظهور رسید، به گونهای که بنیاسرائیل نمیتوانستند به سبب جلالِ چهرۀ موسی بر آن چشم بدوزند، هرچند آن جلال رو به زوال بود،
8چقدر بیشتر، خدمتی که به واسطۀ روح است با جلال خواهد بود.
9زیرا اگر خدمتی که به محکومیت میانجامید با جلال بود، چقدر بیشتر خدمتی که به پارساشمردگی میانجامد آکنده از جلال است.
10زیرا آنچه زمانی پرجلال بود، اکنون در قیاس با این جلالِ برتر، دیگر جلوهای ندارد.
11و اگر آنچه زوال میپذیرفت با جلال همراه بود، چقدر بیشتر آنچه باقی میمانَد با جلال همراه است.
12پس چون چنین امیدی داریم، با شهامتِ کامل سخن میگوییم؛
13نه مانند موسی که نقابی (3:13 یا ”حجابی“؛ همچنین در بقیۀ باب.) بر چهرۀ خود کشید تا بنیاسرائیل غایت (3:13 یا: «تمام شدن».) آنچه را که رو به زوال بود، نظاره نکنند.
14امّا ذهنهای ایشان تاریک شد زیرا تا به امروز همان نقاب به هنگام خواندن عهد عتیق باقی است و برداشته نشده، زیرا تنها در مسیح زایل میشود.
15حتی تا به امروز، هر گاه موسی را میخوانند، نقابی بر دل آنها برقرار میماند؛
16امّا هر گاه کسی (3:16 در اصل یونانی واژۀ ”کسی“ نیامده است و فعل «بازگشتن» میتواند به ”موسی“ و یا به ”دل“ قوم اسرائیل در آیۀ 14 برگردد.) برخی نیز این فعل را که در اصل مفرد است، به صورت جمع ترجمه میکنند: «اما هر گاه نزد خداوند بازمیگردند». نزد خداوند بازمیگردد، نقاب برداشته میشود.
17خداوند، روح است و هر جا روحِ خداوند باشد، آنجا آزادی است.
18و همۀ ما که با چهرۀ بینقاب، جلال خداوند را، چنانکه در آینهای، مینگریم،3:18 یا: «منعکس میکنیم». به صورت همان تصویر، از جلال به جلالی فزونتر دگرگون میشویم؛ و این از خداوند سرچشمه میگیرد که روح است.
1آیا بار دیگر شروع به توصیه دربارۀ خود میکنیم؟ یا مانند بعضی، نیاز به ارائۀ توصیهنامه به شما یا گرفتن توصیهنامه از شما داریم؟
2شما خودْ توصیهنامۀ مایید، نامهای نگاشته بر دلهای ما که همگان میتوانند آن را بخوانند و بفهمند.
3شما نشان دادهاید که نامۀ مسیح هستید، ثمرۀ خدمت ما، و نگاشته نه با مرکّب، بلکه با روح خدای زنده، و نه بر لوح سنگی، بلکه بر لوح دلهای گوشتین.
4ما چنین اطمینانی به واسطۀ مسیح در حضور خدا داریم
. 5نه آنکه خود کفایت داشته باشیم تا چیزی را به حساب خود بگذاریم، بلکه کفایت ما از خداست.
6او ما را کفایت بخشیده که خدمتگزاران عهد جدید باشیم - عهدی که بر کار روح استوار است، نه بر آنچه نوشتهای بیش نیست. زیرا ’نوشته‘ (3:6 منظور نوشتۀ شریعت است که سند عهد قدیم بود.) میکُشد، لیکن روحْ حیات میبخشد.
جلال عهد جدید
7حال، اگر خدمتی که به مرگ میانجامید و بر حروفِ حک شده بر سنگ استوار بود، با جلال به ظهور رسید، به گونهای که بنیاسرائیل نمیتوانستند به سبب جلالِ چهرۀ موسی بر آن چشم بدوزند، هرچند آن جلال رو به زوال بود،
8چقدر بیشتر، خدمتی که به واسطۀ روح است با جلال خواهد بود.
9زیرا اگر خدمتی که به محکومیت میانجامید با جلال بود، چقدر بیشتر خدمتی که به پارساشمردگی میانجامد آکنده از جلال است.
10زیرا آنچه زمانی پرجلال بود، اکنون در قیاس با این جلالِ برتر، دیگر جلوهای ندارد.
11و اگر آنچه زوال میپذیرفت با جلال همراه بود، چقدر بیشتر آنچه باقی میمانَد با جلال همراه است.
12پس چون چنین امیدی داریم، با شهامتِ کامل سخن میگوییم؛
13نه مانند موسی که نقابی (3:13 یا ”حجابی“؛ همچنین در بقیۀ باب.) بر چهرۀ خود کشید تا بنیاسرائیل غایت (3:13 یا: «تمام شدن».) آنچه را که رو به زوال بود، نظاره نکنند.
14امّا ذهنهای ایشان تاریک شد زیرا تا به امروز همان نقاب به هنگام خواندن عهد عتیق باقی است و برداشته نشده، زیرا تنها در مسیح زایل میشود.
15حتی تا به امروز، هر گاه موسی را میخوانند، نقابی بر دل آنها برقرار میماند؛
16امّا هر گاه کسی (3:16 در اصل یونانی واژۀ ”کسی“ نیامده است و فعل «بازگشتن» میتواند به ”موسی“ و یا به ”دل“ قوم اسرائیل در آیۀ 14 برگردد.) برخی نیز این فعل را که در اصل مفرد است، به صورت جمع ترجمه میکنند: «اما هر گاه نزد خداوند بازمیگردند». نزد خداوند بازمیگردد، نقاب برداشته میشود.
17خداوند، روح است و هر جا روحِ خداوند باشد، آنجا آزادی است.
18و همۀ ما که با چهرۀ بینقاب، جلال خداوند را، چنانکه در آینهای، مینگریم،3:18 یا: «منعکس میکنیم». به صورت همان تصویر، از جلال به جلالی فزونتر دگرگون میشویم؛ و این از خداوند سرچشمه میگیرد که روح است.
خدا پناه ماست
#کتاب_مزامیر_فصل_چهل_و_ششم
عنوان: خدا پناه ماست، برای سالار سرایندگان. مزمور پسران قورَح. در مایۀ عَلاموت.46:0 احتمالاً اصطلاحی در موسیقی بوده است. سرود.
1خدا پناه و قوّت ماست، و یاوری که در تنگیها فوراً یافت میشود.
2پس نخواهیم ترسید، اگرچه زمین متحرک شود، و کوهها به قعر دریا فرو افتند؛
3اگرچه آبهایش بخروشند و به جوشش درآیند و کوهها از تلاطم آن به لرزه افتند. سِلاه
4نهری هست که جویبارهایش شهر خدا را فرحناک میسازد، مسکن قدوس آن متعال را.
5خدا در میان آن است، پس جنبش نخواهد خورد؛ در سپیدهدم، خدا یاریاش خواهد کرد.
6قومها میشورند و حکومتها سرنگون میشوند؛ او آواز خود را میدهد و زمین میگدازد!
7یهوه خدای لشکرها با ماست؛ خدای یعقوب دژ بلند ماست! سِلاه
8بیایید کارهای خداوند را بنگرید؛ ببینید چه ویرانیها بر زمین پدید آورده است!
9او جنگها را تا کرانهای زمین پایان میبخشد؛ کمان را میشکند و نیزه را خُرد میکند و ارابهها را به آتش میسوزاند!
10«بازایستید و بدانید که من خدا هستم؛ در میان قومها متعال، و در جهان متعال هستم.»
11یهوه خدای لشکرها با ماست؛ خدای یعقوب دژ بلند ماست. سِلاه
عنوان: خدا پناه ماست، برای سالار سرایندگان. مزمور پسران قورَح. در مایۀ عَلاموت.46:0 احتمالاً اصطلاحی در موسیقی بوده است. سرود.
1خدا پناه و قوّت ماست، و یاوری که در تنگیها فوراً یافت میشود.
2پس نخواهیم ترسید، اگرچه زمین متحرک شود، و کوهها به قعر دریا فرو افتند؛
3اگرچه آبهایش بخروشند و به جوشش درآیند و کوهها از تلاطم آن به لرزه افتند. سِلاه
4نهری هست که جویبارهایش شهر خدا را فرحناک میسازد، مسکن قدوس آن متعال را.
5خدا در میان آن است، پس جنبش نخواهد خورد؛ در سپیدهدم، خدا یاریاش خواهد کرد.
6قومها میشورند و حکومتها سرنگون میشوند؛ او آواز خود را میدهد و زمین میگدازد!
7یهوه خدای لشکرها با ماست؛ خدای یعقوب دژ بلند ماست! سِلاه
8بیایید کارهای خداوند را بنگرید؛ ببینید چه ویرانیها بر زمین پدید آورده است!
9او جنگها را تا کرانهای زمین پایان میبخشد؛ کمان را میشکند و نیزه را خُرد میکند و ارابهها را به آتش میسوزاند!
10«بازایستید و بدانید که من خدا هستم؛ در میان قومها متعال، و در جهان متعال هستم.»
11یهوه خدای لشکرها با ماست؛ خدای یعقوب دژ بلند ماست. سِلاه
خدمت آشتی
خدمت آشتی
11پس چون معنی ترس خداوند را میدانیم، میکوشیم مردمان را مُجاب کنیم. آنچه هستیم بر خدا آشکار است و امیدوارم بر وجدان شما نیز آشکار باشد.
12نمیخواهیم باز شروع به توصیه دربارۀ خود کنیم، بلکه میخواهیم دلیلی به شما بدهیم که به ما فخر کنید، تا بتوانید پاسخ کسانی را بدهید که به ظاهر فخر میکنند، نه به آنچه در قلب است.
13اگر عقل از کف دادهایم، به خاطر خداست؛ و اگر عقل سلیم داریم، به خاطر شماست.
14زیرا محبت مسیح بر ما حکمفرماست، چون یقین داریم که یک تن به خاطر همه مرد، پس همه مردند.
15و به خاطر همه مرد تا زندگان دیگر نه برای خود، بلکه برای آن کس زیست کنند که به خاطرشان مرد و برخاست.
16بنابراین، از این پس دربارۀ هیچکس با معیارهای بشری (5:16 یا: ”معیارهای این دنیا“.) قضاوت نمیکنیم، و هرچند پیشتر دربارۀ مسیح اینگونه قضاوت میکردیم، اکنون دیگر چنین نیست.
17پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقتی تازه است. (5:17یا: «اگر کسی در مسیح باشد، این خلقتی تازه است».) چیزهای کهنه درگذشت؛ هان، همه چیز تازه شده است!
18اینها همه از خداست که به واسطۀ مسیح ما را با خود آشتی داده و خدمت آشتی را به ما سپرده است.
19به دیگر سخن، خدا در مسیح جهان را با خود آشتی میداد (5:19 یا: «خدا در مسیح بود و جهان را با خود آشتی میداد».) و گناهان مردم را به حسابشان نمیگذاشت، و پیام آشتی را به ما سپرد.
20پس سفیران مسیح هستیم، به گونهای که خدا از زبان ما شما را به آشتی میخوانَد. ما از جانب مسیح از شما استدعا میکنیم که با خدا آشتی کنید.
21او کسی را که گناه را نشناخت، در راه ما گناه ساخت، (5:21 یا: «قربانی گناه ساخت».) تا ما در وی پارساییِ خدا شویم.
11پس چون معنی ترس خداوند را میدانیم، میکوشیم مردمان را مُجاب کنیم. آنچه هستیم بر خدا آشکار است و امیدوارم بر وجدان شما نیز آشکار باشد.
12نمیخواهیم باز شروع به توصیه دربارۀ خود کنیم، بلکه میخواهیم دلیلی به شما بدهیم که به ما فخر کنید، تا بتوانید پاسخ کسانی را بدهید که به ظاهر فخر میکنند، نه به آنچه در قلب است.
13اگر عقل از کف دادهایم، به خاطر خداست؛ و اگر عقل سلیم داریم، به خاطر شماست.
14زیرا محبت مسیح بر ما حکمفرماست، چون یقین داریم که یک تن به خاطر همه مرد، پس همه مردند.
15و به خاطر همه مرد تا زندگان دیگر نه برای خود، بلکه برای آن کس زیست کنند که به خاطرشان مرد و برخاست.
16بنابراین، از این پس دربارۀ هیچکس با معیارهای بشری (5:16 یا: ”معیارهای این دنیا“.) قضاوت نمیکنیم، و هرچند پیشتر دربارۀ مسیح اینگونه قضاوت میکردیم، اکنون دیگر چنین نیست.
17پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقتی تازه است. (5:17یا: «اگر کسی در مسیح باشد، این خلقتی تازه است».) چیزهای کهنه درگذشت؛ هان، همه چیز تازه شده است!
18اینها همه از خداست که به واسطۀ مسیح ما را با خود آشتی داده و خدمت آشتی را به ما سپرده است.
19به دیگر سخن، خدا در مسیح جهان را با خود آشتی میداد (5:19 یا: «خدا در مسیح بود و جهان را با خود آشتی میداد».) و گناهان مردم را به حسابشان نمیگذاشت، و پیام آشتی را به ما سپرد.
20پس سفیران مسیح هستیم، به گونهای که خدا از زبان ما شما را به آشتی میخوانَد. ما از جانب مسیح از شما استدعا میکنیم که با خدا آشتی کنید.
21او کسی را که گناه را نشناخت، در راه ما گناه ساخت، (5:21 یا: «قربانی گناه ساخت».) تا ما در وی پارساییِ خدا شویم.
مسکن آسمانی ما
#رساله_دوم_قرنتیان_فصل_پنجم
عنوان: مسکن آسمانی ما
1اینک میدانیم هر گاه این خیمۀ زمینی که در آن سکونت داریم فرو ریزد، عمارتی از خدا داریم، خانهای ناساخته به دست و جاودانه در آسمان.
2و براستی که در این خیمه آه میکشیم، زیرا مشتاق آنیم که مسکن آسمانی خود را در بر کنیم، 3چرا که با در بر کردنش، عریان یافت نخواهیم شد.
4زیرا تا زمانی که در این خیمه هستیم با گرانباری آه میکشیم، چون نمیخواهیم جامه از تن به در کنیم، بلکه جامهای دیگر به تن کنیم، تا فانی غرقِ حیات شود.
5و خداست که ما را برای این مقصود آماده کرده و روح را همچون بیعانه به ما داده است.
6پس همواره دلگرمیم، هرچند میدانیم تا زمانی که در این بدن منزل داریم، از خداوند غریبیم،
7زیرا با ایمان زندگی میکنیم، نه با دیدار.
8آری، ما چنین دلگرمیم و ترجیح میدهیم از بدن غربت جسته، نزد خداوند منزل گیریم.
9پس خواه در بدن منزل داشته باشیم و خواه در غربت از آن به سر بریم، این را هدف قرار دادهایم که او را خشنود سازیم.
10زیرا همۀ ما باید در برابر مسند داوری مسیح حاضر شویم، تا هر کس بنا بر اعمال خوب یا بدی که در ایام سکونت در بدن خود کرده است، سزا یابد.
عنوان: مسکن آسمانی ما
1اینک میدانیم هر گاه این خیمۀ زمینی که در آن سکونت داریم فرو ریزد، عمارتی از خدا داریم، خانهای ناساخته به دست و جاودانه در آسمان.
2و براستی که در این خیمه آه میکشیم، زیرا مشتاق آنیم که مسکن آسمانی خود را در بر کنیم، 3چرا که با در بر کردنش، عریان یافت نخواهیم شد.
4زیرا تا زمانی که در این خیمه هستیم با گرانباری آه میکشیم، چون نمیخواهیم جامه از تن به در کنیم، بلکه جامهای دیگر به تن کنیم، تا فانی غرقِ حیات شود.
5و خداست که ما را برای این مقصود آماده کرده و روح را همچون بیعانه به ما داده است.
6پس همواره دلگرمیم، هرچند میدانیم تا زمانی که در این بدن منزل داریم، از خداوند غریبیم،
7زیرا با ایمان زندگی میکنیم، نه با دیدار.
8آری، ما چنین دلگرمیم و ترجیح میدهیم از بدن غربت جسته، نزد خداوند منزل گیریم.
9پس خواه در بدن منزل داشته باشیم و خواه در غربت از آن به سر بریم، این را هدف قرار دادهایم که او را خشنود سازیم.
10زیرا همۀ ما باید در برابر مسند داوری مسیح حاضر شویم، تا هر کس بنا بر اعمال خوب یا بدی که در ایام سکونت در بدن خود کرده است، سزا یابد.
پرهیز از همیوغ شدن با بیایمانان
پرهیز از همیوغ شدن با بیایمانان
14زیر یوغ ناموافق با بیایمانان مروید، زیرا پارسایی و شرارت را چه پیوندی است و نور و ظلمت را چه رفاقتی؟
15مسیح و (بِلیعال6:15 ”بِلیعال“ یکی از نامهای شیطان است.) را چه توافقی است و مؤمن و بیایمان را چه شباهتی؟
16و معبد خدا و بتها را چه سازگاری است؟ زیرا ما معبد خدای زندهایم. چنانکه خدا میگوید: «بین آنها سکونت خواهم گزید و در میانشان راه خواهم رفت، و من خدای ایشان خواهم بود و آنان قوم من خواهند بود.»لاویان 26:12؛ اِرمیا 32:38؛ حِزقیال 37:27.
17پس، خداوند میگوید: «از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید. هیچ چیز نجس را لمس مکنید و من شما را خواهم پذیرفت.»اِشعیا 52:11 و حِزقیال 20:34 و 41.
18«من شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود، خداوندِ قادر مطلق میگوید.»۲سموئیل 7:14.
14زیر یوغ ناموافق با بیایمانان مروید، زیرا پارسایی و شرارت را چه پیوندی است و نور و ظلمت را چه رفاقتی؟
15مسیح و (بِلیعال6:15 ”بِلیعال“ یکی از نامهای شیطان است.) را چه توافقی است و مؤمن و بیایمان را چه شباهتی؟
16و معبد خدا و بتها را چه سازگاری است؟ زیرا ما معبد خدای زندهایم. چنانکه خدا میگوید: «بین آنها سکونت خواهم گزید و در میانشان راه خواهم رفت، و من خدای ایشان خواهم بود و آنان قوم من خواهند بود.»لاویان 26:12؛ اِرمیا 32:38؛ حِزقیال 37:27.
17پس، خداوند میگوید: «از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید. هیچ چیز نجس را لمس مکنید و من شما را خواهم پذیرفت.»اِشعیا 52:11 و حِزقیال 20:34 و 41.
18«من شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود، خداوندِ قادر مطلق میگوید.»۲سموئیل 7:14.
مشقات پولس
#رساله_دوم_قرنتیان_فصل_ششم
1در مقام همکاران خدا، از شما استدعا داریم که فیض خدا را بیهوده نیافته باشید.
2زیرا خدا میگوید: «در زمان لطف خود، تو را اجابت کردم و در روز نجات، یاریات دادم.»اِشعیا 49:8. هان، اکنون زمان لطف خداست؛ هان، امروز روز نجات است.
مشقّات پولس
3ما در هیچ چیز سبب لغزش کسی نمیشویم، تا خدمتمان ملامت کرده نشود،
4بلکه در هر چیز شایستگی خود را نشان میدهیم، آنگونه که از خادمان خدا انتظار میرود: با بردباریِ بسیار در زحمات، در سختیها، در تنگناها،
5در تازیانهها، در زندانها، در هجوم خشمگین مردم، در کار سخت، در بیخوابی، و در گرسنگی؛
6با پاکی، با معرفت، با صبر، با مهربانی، با روحالقدس، با محبت بیریا،
7با راستگویی، با قدرت خدا، با اسلحۀ پارسایی به دست راست و چپ؛
8در عزّت و ذلّت، و بدنامی و نیکنامی. گویی گمراهکننده، امّا حقیقت را میگوییم؛
9گویی گمنام، امّا شناخته شدهایم؛ گویی در حال مرگ، امّا هنوز زندهایم؛ گویی دستخوش مجازات، امّا از پا درنیامدهایم؛
10گویی غمگین، امّا همواره شادمانیم؛ گویی فقیر، امّا بسیاری را دولتمند میسازیم؛ گویی بیچیز، امّا صاحب همه چیزیم.
11ای قرنتیان، ما بیپرده با شما سخن گفتیم و دل خود را بر شما گشودیم.
12ما محبت خود را از شما دریغ نمیداریم. شمایید که مِهر خود را از ما دریغ میکنید.
13با شما همچون فرزندانم سخن میگویم؛ شما نیز دل خود را بر ما بگشایید.
1در مقام همکاران خدا، از شما استدعا داریم که فیض خدا را بیهوده نیافته باشید.
2زیرا خدا میگوید: «در زمان لطف خود، تو را اجابت کردم و در روز نجات، یاریات دادم.»اِشعیا 49:8. هان، اکنون زمان لطف خداست؛ هان، امروز روز نجات است.
مشقّات پولس
3ما در هیچ چیز سبب لغزش کسی نمیشویم، تا خدمتمان ملامت کرده نشود،
4بلکه در هر چیز شایستگی خود را نشان میدهیم، آنگونه که از خادمان خدا انتظار میرود: با بردباریِ بسیار در زحمات، در سختیها، در تنگناها،
5در تازیانهها، در زندانها، در هجوم خشمگین مردم، در کار سخت، در بیخوابی، و در گرسنگی؛
6با پاکی، با معرفت، با صبر، با مهربانی، با روحالقدس، با محبت بیریا،
7با راستگویی، با قدرت خدا، با اسلحۀ پارسایی به دست راست و چپ؛
8در عزّت و ذلّت، و بدنامی و نیکنامی. گویی گمراهکننده، امّا حقیقت را میگوییم؛
9گویی گمنام، امّا شناخته شدهایم؛ گویی در حال مرگ، امّا هنوز زندهایم؛ گویی دستخوش مجازات، امّا از پا درنیامدهایم؛
10گویی غمگین، امّا همواره شادمانیم؛ گویی فقیر، امّا بسیاری را دولتمند میسازیم؛ گویی بیچیز، امّا صاحب همه چیزیم.
11ای قرنتیان، ما بیپرده با شما سخن گفتیم و دل خود را بر شما گشودیم.
12ما محبت خود را از شما دریغ نمیداریم. شمایید که مِهر خود را از ما دریغ میکنید.
13با شما همچون فرزندانم سخن میگویم؛ شما نیز دل خود را بر ما بگشایید.
پرسش و پاسخ
پرسش؛# ✍️...
کشیش باغستانی من هر چی از خدا دعا کردم، خواستم، هیچ جوابی بهم نمیده، هنوزم دوسش دارم ولی همه درهای زندگی به روم بسته شده، خدا صدای منو نمیشنوه چرا؟...
پاسخ؛#
ميتواند دلايل مختلفى وجود داشته باشد:
١) اگر گناهى در زندگى يك ايماندار وجود داشته باشه؛ همچون نبخشيدن، كينه، حسادت و....
.
٢) بى ايمانى نسبت به آنچه خداوند در كتابمقدس گفته است. .
٣) شايد آنچه از خدا ميخواهيد به نفع شما نباشد و از اينجهت او آن را به صلاح شما نميداند. .
٤) شايد هنوز وقت آن نرسيده! خدا زمان مناسب را ميداند.
.
٥) شايد بستگى روحانى در اين مورد خاص وجود داشته باشد كه در اين صورت بايد حتماً با كشيش خود مشورت كنيد تا براى شما دعا كند. .
اما در نهايت، بايد بخاطر داشته باشيد كه خدا هميشه در هر صورت شما را دوست دارد، هرگز به ضد شما نيست و بهترين را براى شما ميخواهد.
کشیش باغستانی من هر چی از خدا دعا کردم، خواستم، هیچ جوابی بهم نمیده، هنوزم دوسش دارم ولی همه درهای زندگی به روم بسته شده، خدا صدای منو نمیشنوه چرا؟...
پاسخ؛#
ميتواند دلايل مختلفى وجود داشته باشد:
١) اگر گناهى در زندگى يك ايماندار وجود داشته باشه؛ همچون نبخشيدن، كينه، حسادت و....
.
٢) بى ايمانى نسبت به آنچه خداوند در كتابمقدس گفته است. .
٣) شايد آنچه از خدا ميخواهيد به نفع شما نباشد و از اينجهت او آن را به صلاح شما نميداند. .
٤) شايد هنوز وقت آن نرسيده! خدا زمان مناسب را ميداند.
.
٥) شايد بستگى روحانى در اين مورد خاص وجود داشته باشد كه در اين صورت بايد حتماً با كشيش خود مشورت كنيد تا براى شما دعا كند. .
اما در نهايت، بايد بخاطر داشته باشيد كه خدا هميشه در هر صورت شما را دوست دارد، هرگز به ضد شما نيست و بهترين را براى شما ميخواهد.
ختنه در جلجال
#کتاب_یوشع_فصل_پنجم
عنوان: ختنه در جِلجال
1چون همۀ پادشاهان اَموری در غرب رود اردن، و همۀ پادشاهان کنعانی در سواحل دریا، شنیدند که خداوند آبهای اردن را پیش روی بنیاسرائیل خشکانید تا ما از آن بگذریم، دلهایشان گداخته شد و دیگر روحیهای برای مقابله با بنیاسرائیل در ایشان نماند!
2در آن هنگام، خداوند به یوشَع فرمود: «کاردها از سنگ چَخماق بساز و دیگر بار بنیاسرائیل را ختنه کن.»
3پس یوشَع کاردها از سنگ چخماق ساخت و بنیاسرائیل را در جِبعههاعَرَلوت ختنه کرد.
4او از آن رو چنین کرد که جملۀ مردان قوم که از مصر بیرون آمده بودند، یعنی همۀ مردان جنگی، پس از ترک مصر در طول راه در بیابان جان سپرده بودند.
5البته همۀ کسانی که از مصر بیرون آمدند، ختنه شده بودند، اما هیچیک از آنان که پس از ترک مصر در طول سفر در بیابان زاده شدند، ختنه نشده بود؛
6چراکه بنیاسرائیل چهل سال در بیابان راه میرفتند، تا سرانجام تمامی آن قوم، یعنی مردانی که در سن نبرد از مصر بیرون آمده بودند، درگذشتند، زیرا به صدای خداوند گوش نگرفته بودند. خداوند برای آنان سوگند یاد کرده بود که نخواهد گذاشت سرزمینی را که به پدرانشان سوگند خورده بود که به ما بدهد، ببینند؛ سرزمینی را که شیر و شهد در آن جاری است.
7اما به جای آنها، پسرانشان را برخیزانید و هماینان بودند که به دست یوشَع ختنه شدند؛ زیرا که نامختون بودند، از آن رو که در طول راه ختنه نشده بودند.
8چون ختنه کردن تمامی قوم به پایان رسید، در جاهای خود در اردوگاه ماندند تا بهبود یافتند.
9آنگاه خداوند به یوشَع گفت: «امروز ننگ مصر را از شما غلتانیدم.» به همین سبب، نام آن مکان تا به امروز جِلجال (5:9 ”جِلجال“ در عبری شباهت آوایی با ”غلتیدن“ دارد.) خوانده میشود.
10بنیاسرائیل عید پِسَخ را در شامگاه روز چهاردهم ماه، در حالی که در جِلجال واقع در دشت اَریحا اردو زده بودند، به جای آوردند.
11آنان درست یک روز پس از پِسَخ، از محصول زمین، یعنی از نانِ بیخمیرمایه و غَلۀ برشته، خوردند.
12و فردای روزی که قوم از محصول زمین خوردند، مَنّا قطع شد و بنیاسرائیل دیگر مَنّا نداشتند و در آن سال از محصول زمین کنعان میخوردند.
عنوان: ختنه در جِلجال
1چون همۀ پادشاهان اَموری در غرب رود اردن، و همۀ پادشاهان کنعانی در سواحل دریا، شنیدند که خداوند آبهای اردن را پیش روی بنیاسرائیل خشکانید تا ما از آن بگذریم، دلهایشان گداخته شد و دیگر روحیهای برای مقابله با بنیاسرائیل در ایشان نماند!
2در آن هنگام، خداوند به یوشَع فرمود: «کاردها از سنگ چَخماق بساز و دیگر بار بنیاسرائیل را ختنه کن.»
3پس یوشَع کاردها از سنگ چخماق ساخت و بنیاسرائیل را در جِبعههاعَرَلوت ختنه کرد.
4او از آن رو چنین کرد که جملۀ مردان قوم که از مصر بیرون آمده بودند، یعنی همۀ مردان جنگی، پس از ترک مصر در طول راه در بیابان جان سپرده بودند.
5البته همۀ کسانی که از مصر بیرون آمدند، ختنه شده بودند، اما هیچیک از آنان که پس از ترک مصر در طول سفر در بیابان زاده شدند، ختنه نشده بود؛
6چراکه بنیاسرائیل چهل سال در بیابان راه میرفتند، تا سرانجام تمامی آن قوم، یعنی مردانی که در سن نبرد از مصر بیرون آمده بودند، درگذشتند، زیرا به صدای خداوند گوش نگرفته بودند. خداوند برای آنان سوگند یاد کرده بود که نخواهد گذاشت سرزمینی را که به پدرانشان سوگند خورده بود که به ما بدهد، ببینند؛ سرزمینی را که شیر و شهد در آن جاری است.
7اما به جای آنها، پسرانشان را برخیزانید و هماینان بودند که به دست یوشَع ختنه شدند؛ زیرا که نامختون بودند، از آن رو که در طول راه ختنه نشده بودند.
8چون ختنه کردن تمامی قوم به پایان رسید، در جاهای خود در اردوگاه ماندند تا بهبود یافتند.
9آنگاه خداوند به یوشَع گفت: «امروز ننگ مصر را از شما غلتانیدم.» به همین سبب، نام آن مکان تا به امروز جِلجال (5:9 ”جِلجال“ در عبری شباهت آوایی با ”غلتیدن“ دارد.) خوانده میشود.
10بنیاسرائیل عید پِسَخ را در شامگاه روز چهاردهم ماه، در حالی که در جِلجال واقع در دشت اَریحا اردو زده بودند، به جای آوردند.
11آنان درست یک روز پس از پِسَخ، از محصول زمین، یعنی از نانِ بیخمیرمایه و غَلۀ برشته، خوردند.
12و فردای روزی که قوم از محصول زمین خوردند، مَنّا قطع شد و بنیاسرائیل دیگر مَنّا نداشتند و در آن سال از محصول زمین کنعان میخوردند.
Thursday, 9 May 2019
رستاخیز مسیح
#رسالۀ_آول_قرنتیان_فصل_پانزدهم
عنوان: رستاخیز مسیح
1و اما، ای برادران، اکنون میخواهم انجیلی را که به شما بشارت دادم به یادتان آورم، همان انجیل که پذیرفتید و بدان پایبندید
2و به وسیلۀ آن نجات مییابید، به شرط آنکه کلامی را که به شما بشارت دادم، استوار نگاه دارید. در غیر این صورت، بیهوده ایمان آوردهاید.
3زیرا من آنچه را که به من رسید، چون مهمترین مطلب به شما سپردم: اینکه مسیح مطابق با کتب مقدّس در راه گناهان ما مرد،
4و اینکه دفن شد، و اینکه مطابق با همین کتب در روز سوّم از مردگان برخاست،
5و اینکه خود را بر کیفا ظاهر کرد و سپس بر آن دوازده تن.
6پس از آن، یک بار بر بیش از پانصد تن از برادران ظاهر شد که بسیاری از ایشان هنوز زندهاند، هرچند برخی خفتهاند.
7سپس بر یعقوب ظاهر شد و بعد بر همۀ رسولان،
8و آخر از همه بر من نیز، چون طفلی که غیرطبیعی15:8 یا ”بیموقع“. زاده شده باشد، ظاهر گردید.
9زیرا من در میان رسولانْ کمترینم، و حتی شایسته نیستم رسول خوانده شوم، چرا که کلیسای خدا را آزار میرسانیدم.
10امّا به فیض خدا آنچه هستم، هستم و فیض او نسبت به من بیثمر نبوده است. برعکس، من از همۀ آنها سختتر کار کردم، امّا نه خودم، بلکه آن فیض خدا که با من است.
11به هر حال، خواه من خواه آنان، همین پیام را وعظ میکنیم و همین است پیامی که به آن ایمان آوردید.
عنوان: رستاخیز مسیح
1و اما، ای برادران، اکنون میخواهم انجیلی را که به شما بشارت دادم به یادتان آورم، همان انجیل که پذیرفتید و بدان پایبندید
2و به وسیلۀ آن نجات مییابید، به شرط آنکه کلامی را که به شما بشارت دادم، استوار نگاه دارید. در غیر این صورت، بیهوده ایمان آوردهاید.
3زیرا من آنچه را که به من رسید، چون مهمترین مطلب به شما سپردم: اینکه مسیح مطابق با کتب مقدّس در راه گناهان ما مرد،
4و اینکه دفن شد، و اینکه مطابق با همین کتب در روز سوّم از مردگان برخاست،
5و اینکه خود را بر کیفا ظاهر کرد و سپس بر آن دوازده تن.
6پس از آن، یک بار بر بیش از پانصد تن از برادران ظاهر شد که بسیاری از ایشان هنوز زندهاند، هرچند برخی خفتهاند.
7سپس بر یعقوب ظاهر شد و بعد بر همۀ رسولان،
8و آخر از همه بر من نیز، چون طفلی که غیرطبیعی15:8 یا ”بیموقع“. زاده شده باشد، ظاهر گردید.
9زیرا من در میان رسولانْ کمترینم، و حتی شایسته نیستم رسول خوانده شوم، چرا که کلیسای خدا را آزار میرسانیدم.
10امّا به فیض خدا آنچه هستم، هستم و فیض او نسبت به من بیثمر نبوده است. برعکس، من از همۀ آنها سختتر کار کردم، امّا نه خودم، بلکه آن فیض خدا که با من است.
11به هر حال، خواه من خواه آنان، همین پیام را وعظ میکنیم و همین است پیامی که به آن ایمان آوردید.
رستاخیز مردگان
رستاخیز مردگان
12امّا اگر موعظه میشود که مسیح از مردگان برخاست، چگونه است که بعضی از شما میگویند مردگان را رستاخیزی نیست؟
13اگر مردگان برنمیخیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است.
14و اگر مسیح برنخاسته، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما.
15بهعلاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب میشویم، زیرا دربارۀ او شهادت دادهایم که مسیح را از مردگان برخیزانید، حال آنکه اگر مردگان برنمیخیزند، پس خدا او را برنخیزانیده است.
16زیرا اگر مردگان برنمیخیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است.
17و اگر مسیح برنخاسته، ایمان شما باطل است و شما همچنان در گناهان خود هستید.
18بلکه آنان نیز که در مسیح خفتهاند، (15:18 منظور ایماندارانِ وفات یافته است.) از دست رفتهاند.
19اگر تنها در این زندگی به مسیح امیدواریم، حالِ ما از همۀ دیگر آدمیان رقّتانگیزتر است.
20امّا مسیح براستی از مردگان برخاسته و نوبر خفتگان شده است.
21زیرا همانگونه که مرگ از طریق یک انسان آمد، رستاخیز مردگان نیز از طریق یک انسان پدیدار گشت.
22زیرا همانگونه که در آدم همه میمیرند، در مسیح نیز همه زنده خواهند شد.
23امّا هر کس به نوبۀ خود: نخست مسیح که نوبر بود؛ و بعد، به هنگام آمدن او، آنان که متعلق به اویند.
24سپس پایان فرا خواهد رسید، یعنی آنگاه که پس از برانداختن هر ریاست و قدرت و نیرویی، پادشاهی را به خدای پدر سپارد.
25زیرا او باید تا زمانی که پا بر همۀ دشمنانش بگذارد، حکم براند.
26دشمن آخر که باید از میان برداشته شود، مرگ است.
27زیرا خدا «همه چیز را زیر پاهای او نهاد.» (مزمور 8:6.) امّا وقتی گفته میشود ’همه چیز‘ زیر پاهای او نهاده شد، روشن است که این خودِ خدا را که همه چیز را زیر پاهای مسیح نهاد، در بر نمیگیرد.
28هنگامی که همه چیز مطیع او گردید، خودِ پسر نیز مطیع آن کس خواهد شد که همه چیز را زیر پاهای او نهاد، تا خدا کل در کل باشد.
29اگر مردگان برنمیخیزند، آنان که به نیابت از ایشان تعمید میگیرند، چه کنند؟ اگر مردگان برنمیخیزند، چرا به نیابت از ایشان تعمید میگیرند؟
30و یا چرا ما هر ساعت جان خود را به خطر میاندازیم؟
31به فخری که در خداوندمان مسیحْ عیسی در مورد شما دارم قَسَم که من هر روز به کام مرگ میروم.
32اگر جنگ من با وحوش در اَفِسُس تنها به دلایل بشری بوده است، چه سودی از آن بردهام؟ اگر مردگان برنمیخیزند،
«بیایید بخوریم و بنوشیم زیرا فردا میمیریم.»اِشعیا 22:13.
33فریب مخورید: «معاشِر بد، اخلاق خوب را فاسد میسازد.»
34سَرِ عقل بیایید و دیگر گناه مکنید؛ زیرا هستند بعضی که خدا را نمیشناسند. این را میگویم تا شرمنده شوید.
12امّا اگر موعظه میشود که مسیح از مردگان برخاست، چگونه است که بعضی از شما میگویند مردگان را رستاخیزی نیست؟
13اگر مردگان برنمیخیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است.
14و اگر مسیح برنخاسته، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما.
15بهعلاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب میشویم، زیرا دربارۀ او شهادت دادهایم که مسیح را از مردگان برخیزانید، حال آنکه اگر مردگان برنمیخیزند، پس خدا او را برنخیزانیده است.
16زیرا اگر مردگان برنمیخیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است.
17و اگر مسیح برنخاسته، ایمان شما باطل است و شما همچنان در گناهان خود هستید.
18بلکه آنان نیز که در مسیح خفتهاند، (15:18 منظور ایماندارانِ وفات یافته است.) از دست رفتهاند.
19اگر تنها در این زندگی به مسیح امیدواریم، حالِ ما از همۀ دیگر آدمیان رقّتانگیزتر است.
20امّا مسیح براستی از مردگان برخاسته و نوبر خفتگان شده است.
21زیرا همانگونه که مرگ از طریق یک انسان آمد، رستاخیز مردگان نیز از طریق یک انسان پدیدار گشت.
22زیرا همانگونه که در آدم همه میمیرند، در مسیح نیز همه زنده خواهند شد.
23امّا هر کس به نوبۀ خود: نخست مسیح که نوبر بود؛ و بعد، به هنگام آمدن او، آنان که متعلق به اویند.
24سپس پایان فرا خواهد رسید، یعنی آنگاه که پس از برانداختن هر ریاست و قدرت و نیرویی، پادشاهی را به خدای پدر سپارد.
25زیرا او باید تا زمانی که پا بر همۀ دشمنانش بگذارد، حکم براند.
26دشمن آخر که باید از میان برداشته شود، مرگ است.
27زیرا خدا «همه چیز را زیر پاهای او نهاد.» (مزمور 8:6.) امّا وقتی گفته میشود ’همه چیز‘ زیر پاهای او نهاده شد، روشن است که این خودِ خدا را که همه چیز را زیر پاهای مسیح نهاد، در بر نمیگیرد.
28هنگامی که همه چیز مطیع او گردید، خودِ پسر نیز مطیع آن کس خواهد شد که همه چیز را زیر پاهای او نهاد، تا خدا کل در کل باشد.
29اگر مردگان برنمیخیزند، آنان که به نیابت از ایشان تعمید میگیرند، چه کنند؟ اگر مردگان برنمیخیزند، چرا به نیابت از ایشان تعمید میگیرند؟
30و یا چرا ما هر ساعت جان خود را به خطر میاندازیم؟
31به فخری که در خداوندمان مسیحْ عیسی در مورد شما دارم قَسَم که من هر روز به کام مرگ میروم.
32اگر جنگ من با وحوش در اَفِسُس تنها به دلایل بشری بوده است، چه سودی از آن بردهام؟ اگر مردگان برنمیخیزند،
«بیایید بخوریم و بنوشیم زیرا فردا میمیریم.»اِشعیا 22:13.
33فریب مخورید: «معاشِر بد، اخلاق خوب را فاسد میسازد.»
34سَرِ عقل بیایید و دیگر گناه مکنید؛ زیرا هستند بعضی که خدا را نمیشناسند. این را میگویم تا شرمنده شوید.
دعای برکت موسی
#کتاب_تثنیه_فصل_سی_و_سوم
عنوان دعای برکت موسی
1این است برکتی که موسی، مَرد خدا، پیش از آنکه چشم از جهان فرو بندد بدان بنیاسرائیل را برکت داد.
2او چنین گفت: «خداوند از سینا آمد و از سِعیر بر آنان طلوع فرمود. او از کوه فاران درخشید، و از نزد کرورهای قُدسیان آمد، و در دست راست خویش برایشان شریعتی آتشین داشت.
3«براستی قوم خود را دوست میدارد، همۀ مقدسانش در دست اویند؛ نزد پاهایش نشسته، از کلام او بهرهمند میشوند.33:3 معنی این جمله در عبری زیاد روشن نیست.
4موسی به ما شریعتی امر فرمود، که میراث جماعت یعقوب است.
5خداوند در یِشورون (33:5 در عبری به معنی ”پارسایان“ است که در اینجا کنایه از ”بنیاسرائیل“ میباشد.) پادشاه شد، آنگاه که سران قوم گِرد آمدند، همراه با همۀ قبیلههای اسرائیل.
6«رِئوبین زنده بمانَد و نمیرد، و شمار مردانش کم نباشد.33:6 یا: «ولی شمار مردانش کم باشد».»
7و این است آنچه دربارۀ یهودا گفت: «ای خداوند، صدای یهودا را بشنو، و او را به قومش برسان. به دستان خود برای خویشتن میجنگد؛ در برابر دشمنانش یاور او باش.»
8دربارۀ لاوی گفت: «تُمّیم خود را به لاوی ده، (33:8عبارت «به لاوی ده» در متن عبری ماسورِتها نیامده است ولی در طومارهای دریای مرده و ترجمۀ یونانی هفتادتَنان یافت میشود.) و اوریم (33:8 ماهیت ”اوریم و تُمّیم“ کاملاً مشخص نیست، اما احتمالاً دو سنگ بودند که کاهنان از طریق آنها ارادۀ خدا را تشخیص میدادند.) خود را به مرد سرسپردهات؛ که او را در مَسَّه آزمودی، و نزد آبهای مِریبَه با او مجادله کردی.
9او دربارۀ پدر و مادر خویش گفت: ”توجهی به ایشان ندارم“؛ برادرانش را برادر نشمرد، و به فرزندانش بیاعتنا بود. اما کلام تو را به جا آورد، و عهد تو را نگاه داشت.
10قوانین تو را به یعقوب تعلیم خواهد داد، و شریعت تو را به اسرائیل. بخور به حضور تو خواهد آورد، و قربانیهای تمامسوزِ کامل بر مذبحت تقدیم خواهد کرد.
11ای خداوند، اموال او را برکت ده، و عمل دستانش را بپذیر. بشکن کمر آنان را که بر ضد او برمیخیزند، کمر نفرتکنندگانش را تا دیگر برنخیزند.»
12دربارۀ بِنیامین گفت: «محبوب خداوند نزد او به امنیت ساکن میشود؛ خدا (33:12 ترجمۀ یونانی هفتادتَنان؛ نسخۀ عبری: ”او“.) او را تمامی روز احاطه میکند، و او در میان کتفهایش قرار مییابد.»
13دربارۀ یوسف گفت: «سرزمینش از خداوند برکت یابد، از بهترین نعمتهای آسمان، و شبنم، از آبهای ژرف در زیرِ زمین؛
14از بهترین محصولات آفتاب، و از بهترین حصاد ماهها؛
15از بهترین نعماتِ کوههای کهن، و از بهترین محصولات تَلهای جاویدان،
16از نفایس زمین و پری آن، و از لطف آن که در بوته ساکن بود. باشد که این همه بر سر یوسف فرود آید، بر تارکِ سرِ آن که سرورِ برادران خود باشد.
17گاوِ نخستزاده است او، و پر از شکوه، شاخهایگاو وحشی را مانَد شاخهای او؛ با آنها قومها را خواهد زد، همگی ایشان را تا به اقصای زمین. آنان ده هزارانِ اِفرایِماند، و هزارانِ مَنَسی.»
18و دربارۀ زِبولون گفت: «ای زِبولون، در بیرون رفتنت شادمان باش، و ای یِساکار، در خیمههای خویش شادی کن.
19قومها را به کوه خویش فرا خواهند خواند، قربانیهای شایسته در آنجا تقدیم خواهند کرد؛ زیرا وفور نعمت دریا را خواهند مکید، و گنجهای نهان در میان ریگها را.»
20و دربارۀ جاد گفت: «متبارک باد آنکه جاد را وسعت میبخشد! جاد همچون شیر کمین میکند، و بازو و تارَکِ سر را میدرد.
21بهترین زمین را برای خود فراهم آورد، زیرا در آنجا سهم یک حاکم به او اختصاص یافته بود؛ او با رؤسای قوم آمد، و با اسرائیل عدالت خداوند و داوریهای او را به جای آورد.»
22و دربارۀ دان گفت: «دان شیربچهای است که از باشان میجهد.»
23و دربارۀ نَفتالی گفت: «ای نَفتالی که از لطف خداوند سرشار و از برکاتِ وی آکندهای، مغرب و جنوب را به تصرف آور!»
24و دربارۀ اَشیر گفت: «اَشیر بیش از همۀ پسران برکت یابد؛ باشد که محبوبترین در میان برادرانش باشد، و پای خویش را در روغن فرو برد.
25پشتبندهای تو از آهن و برنج خواهد بود، و در تمامی روزهایت نیرومند خواهی بود.
26«ای یِشورون، کسی چون خدا نیست، که سوار بر آسمانها به یاریات بشتابد، سوار بر ابرها، در کبریایی خویش.
27خدای ازلی مخفیگاه توست، و زیر تو بازوان جاودانی است. او دشمن را از برابر تو خواهد راند، و خواهد گفت: ”هلاک کن.“
28پس اسرائیل در امنیت به سر خواهد برد، چشمۀ یعقوب به تنهایی، در سرزمین غله و شراب، که آسمانش شبنم میباراند.
29خوشا به حال تو ای اسرائیل! کیست مانند تو؟ ای قومِ نجات یافته به دست خداوند! او سپرِ اعانت و شمشیرِ ظفر توست. دشمنان تو مطیع تو خواهند شد و تو بر پشت آنها پا خواهی نهاد.
عنوان دعای برکت موسی
1این است برکتی که موسی، مَرد خدا، پیش از آنکه چشم از جهان فرو بندد بدان بنیاسرائیل را برکت داد.
2او چنین گفت: «خداوند از سینا آمد و از سِعیر بر آنان طلوع فرمود. او از کوه فاران درخشید، و از نزد کرورهای قُدسیان آمد، و در دست راست خویش برایشان شریعتی آتشین داشت.
3«براستی قوم خود را دوست میدارد، همۀ مقدسانش در دست اویند؛ نزد پاهایش نشسته، از کلام او بهرهمند میشوند.33:3 معنی این جمله در عبری زیاد روشن نیست.
4موسی به ما شریعتی امر فرمود، که میراث جماعت یعقوب است.
5خداوند در یِشورون (33:5 در عبری به معنی ”پارسایان“ است که در اینجا کنایه از ”بنیاسرائیل“ میباشد.) پادشاه شد، آنگاه که سران قوم گِرد آمدند، همراه با همۀ قبیلههای اسرائیل.
6«رِئوبین زنده بمانَد و نمیرد، و شمار مردانش کم نباشد.33:6 یا: «ولی شمار مردانش کم باشد».»
7و این است آنچه دربارۀ یهودا گفت: «ای خداوند، صدای یهودا را بشنو، و او را به قومش برسان. به دستان خود برای خویشتن میجنگد؛ در برابر دشمنانش یاور او باش.»
8دربارۀ لاوی گفت: «تُمّیم خود را به لاوی ده، (33:8عبارت «به لاوی ده» در متن عبری ماسورِتها نیامده است ولی در طومارهای دریای مرده و ترجمۀ یونانی هفتادتَنان یافت میشود.) و اوریم (33:8 ماهیت ”اوریم و تُمّیم“ کاملاً مشخص نیست، اما احتمالاً دو سنگ بودند که کاهنان از طریق آنها ارادۀ خدا را تشخیص میدادند.) خود را به مرد سرسپردهات؛ که او را در مَسَّه آزمودی، و نزد آبهای مِریبَه با او مجادله کردی.
9او دربارۀ پدر و مادر خویش گفت: ”توجهی به ایشان ندارم“؛ برادرانش را برادر نشمرد، و به فرزندانش بیاعتنا بود. اما کلام تو را به جا آورد، و عهد تو را نگاه داشت.
10قوانین تو را به یعقوب تعلیم خواهد داد، و شریعت تو را به اسرائیل. بخور به حضور تو خواهد آورد، و قربانیهای تمامسوزِ کامل بر مذبحت تقدیم خواهد کرد.
11ای خداوند، اموال او را برکت ده، و عمل دستانش را بپذیر. بشکن کمر آنان را که بر ضد او برمیخیزند، کمر نفرتکنندگانش را تا دیگر برنخیزند.»
12دربارۀ بِنیامین گفت: «محبوب خداوند نزد او به امنیت ساکن میشود؛ خدا (33:12 ترجمۀ یونانی هفتادتَنان؛ نسخۀ عبری: ”او“.) او را تمامی روز احاطه میکند، و او در میان کتفهایش قرار مییابد.»
13دربارۀ یوسف گفت: «سرزمینش از خداوند برکت یابد، از بهترین نعمتهای آسمان، و شبنم، از آبهای ژرف در زیرِ زمین؛
14از بهترین محصولات آفتاب، و از بهترین حصاد ماهها؛
15از بهترین نعماتِ کوههای کهن، و از بهترین محصولات تَلهای جاویدان،
16از نفایس زمین و پری آن، و از لطف آن که در بوته ساکن بود. باشد که این همه بر سر یوسف فرود آید، بر تارکِ سرِ آن که سرورِ برادران خود باشد.
17گاوِ نخستزاده است او، و پر از شکوه، شاخهایگاو وحشی را مانَد شاخهای او؛ با آنها قومها را خواهد زد، همگی ایشان را تا به اقصای زمین. آنان ده هزارانِ اِفرایِماند، و هزارانِ مَنَسی.»
18و دربارۀ زِبولون گفت: «ای زِبولون، در بیرون رفتنت شادمان باش، و ای یِساکار، در خیمههای خویش شادی کن.
19قومها را به کوه خویش فرا خواهند خواند، قربانیهای شایسته در آنجا تقدیم خواهند کرد؛ زیرا وفور نعمت دریا را خواهند مکید، و گنجهای نهان در میان ریگها را.»
20و دربارۀ جاد گفت: «متبارک باد آنکه جاد را وسعت میبخشد! جاد همچون شیر کمین میکند، و بازو و تارَکِ سر را میدرد.
21بهترین زمین را برای خود فراهم آورد، زیرا در آنجا سهم یک حاکم به او اختصاص یافته بود؛ او با رؤسای قوم آمد، و با اسرائیل عدالت خداوند و داوریهای او را به جای آورد.»
22و دربارۀ دان گفت: «دان شیربچهای است که از باشان میجهد.»
23و دربارۀ نَفتالی گفت: «ای نَفتالی که از لطف خداوند سرشار و از برکاتِ وی آکندهای، مغرب و جنوب را به تصرف آور!»
24و دربارۀ اَشیر گفت: «اَشیر بیش از همۀ پسران برکت یابد؛ باشد که محبوبترین در میان برادرانش باشد، و پای خویش را در روغن فرو برد.
25پشتبندهای تو از آهن و برنج خواهد بود، و در تمامی روزهایت نیرومند خواهی بود.
26«ای یِشورون، کسی چون خدا نیست، که سوار بر آسمانها به یاریات بشتابد، سوار بر ابرها، در کبریایی خویش.
27خدای ازلی مخفیگاه توست، و زیر تو بازوان جاودانی است. او دشمن را از برابر تو خواهد راند، و خواهد گفت: ”هلاک کن.“
28پس اسرائیل در امنیت به سر خواهد برد، چشمۀ یعقوب به تنهایی، در سرزمین غله و شراب، که آسمانش شبنم میباراند.
29خوشا به حال تو ای اسرائیل! کیست مانند تو؟ ای قومِ نجات یافته به دست خداوند! او سپرِ اعانت و شمشیرِ ظفر توست. دشمنان تو مطیع تو خواهند شد و تو بر پشت آنها پا خواهی نهاد.
درگذشت موسی
#کتاب_تثنیه_فصل_سی_و_چهارم
عنوان: درگذشت موسی
1پس موسی از دشتهای موآب به قلۀ پیسگاه در کوه نِبو که برابر اَریحاست برآمد، و خداوند تمامی زمین را به او نشان داد، از جِلعاد تا دان،
2و تمامی نَفتالی و قلمرو اِفرایِم و مَنَسی، و تمامی سرزمین یهودا را تا دریای غرب،
3و صحرای نِگِب، و دشت، یعنی وادی اَریحا را که شهر نخلستان است، تا صوعَر.
4و خداوند وی را گفت: «این است سرزمینی که برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب سوگند خورده، گفتم آن را به نسل شما خواهم داد. تو را رخصت دادم به چشمان خود آن را ببینی، اما بدانجا عبور نخواهی کرد.»
5پس موسی، خدمتگزار خداوند در آنجا، در سرزمین موآب، بر طبق کلام خداوند درگذشت،
6و او را در سرزمین موآب، مقابل بِیتفِعور، در وادی به خاک سپرد، اما تا به امروز کسی نمیداند قبر او کجاست.
7موسی به هنگام وفات، یکصد و بیست سال داشت؛ نه چشمانش تار و نه نیرویش کم شده بود.
8و بنیاسرائیل سی روز در دشتهای موآب برای موسی گریستند. پس روزهای زاری و ماتم برای موسی به پایان رسید.
9و یوشَع پسر نون پر از روح حکمت بود، از آن رو که موسی دستان خود را بر وی نهاده بود. پس بنیاسرائیل از او اطاعت میکردند و مطابق آنچه خداوند به موسی فرمان داده بود، عمل مینمودند.
10تا کنون پیامبری همچون موسی در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را رو در رو شناخته باشد،
11با آن همه آیات و معجزات که خداوند او را فرستاد تا در سرزمین مصر انجام دهد، در برابر فرعون و همۀ خادمان او، و در تمامی سرزمینش،
12و با آن قدرت عظیم و کارهای مَهیب که موسی در برابر دیدگان همۀ اسرائیل به عمل آورد
عنوان: درگذشت موسی
1پس موسی از دشتهای موآب به قلۀ پیسگاه در کوه نِبو که برابر اَریحاست برآمد، و خداوند تمامی زمین را به او نشان داد، از جِلعاد تا دان،
2و تمامی نَفتالی و قلمرو اِفرایِم و مَنَسی، و تمامی سرزمین یهودا را تا دریای غرب،
3و صحرای نِگِب، و دشت، یعنی وادی اَریحا را که شهر نخلستان است، تا صوعَر.
4و خداوند وی را گفت: «این است سرزمینی که برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب سوگند خورده، گفتم آن را به نسل شما خواهم داد. تو را رخصت دادم به چشمان خود آن را ببینی، اما بدانجا عبور نخواهی کرد.»
5پس موسی، خدمتگزار خداوند در آنجا، در سرزمین موآب، بر طبق کلام خداوند درگذشت،
6و او را در سرزمین موآب، مقابل بِیتفِعور، در وادی به خاک سپرد، اما تا به امروز کسی نمیداند قبر او کجاست.
7موسی به هنگام وفات، یکصد و بیست سال داشت؛ نه چشمانش تار و نه نیرویش کم شده بود.
8و بنیاسرائیل سی روز در دشتهای موآب برای موسی گریستند. پس روزهای زاری و ماتم برای موسی به پایان رسید.
9و یوشَع پسر نون پر از روح حکمت بود، از آن رو که موسی دستان خود را بر وی نهاده بود. پس بنیاسرائیل از او اطاعت میکردند و مطابق آنچه خداوند به موسی فرمان داده بود، عمل مینمودند.
10تا کنون پیامبری همچون موسی در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را رو در رو شناخته باشد،
11با آن همه آیات و معجزات که خداوند او را فرستاد تا در سرزمین مصر انجام دهد، در برابر فرعون و همۀ خادمان او، و در تمامی سرزمینش،
12و با آن قدرت عظیم و کارهای مَهیب که موسی در برابر دیدگان همۀ اسرائیل به عمل آورد
مزامیر ۳۸
#کتاب_مزامیر_فصل_سی_و_ششم
عنوان: محبتت چه گرانقدر است، برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، خدمتگزار خداوند.
1نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا میدهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست.
2زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق میگوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است!
3سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است.
4حتی بر بستر خود طرح شرارت میریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمیگرداند.
5خداوندا، محبتت تا به آسمانها میرسد و وفاداریت تا به ابرها.
6عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگریات بهسان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات میبخشی.
7خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنیآدم در سایۀ بالهایت پناه میجویند.
8از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب میشوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان مینوشانی.
9زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را میبینیم.
10محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راستدلان.
11مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند.
12بنگر که شرارتپیشگان چگونه فرو افتادهاند؛ به خاک افکنده شدهاند و یارای برخاستنشان نیست!
عنوان: محبتت چه گرانقدر است، برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، خدمتگزار خداوند.
1نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا میدهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست.
2زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق میگوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است!
3سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است.
4حتی بر بستر خود طرح شرارت میریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمیگرداند.
5خداوندا، محبتت تا به آسمانها میرسد و وفاداریت تا به ابرها.
6عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگریات بهسان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات میبخشی.
7خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنیآدم در سایۀ بالهایت پناه میجویند.
8از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب میشوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان مینوشانی.
9زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را میبینیم.
10محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راستدلان.
11مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند.
12بنگر که شرارتپیشگان چگونه فرو افتادهاند؛ به خاک افکنده شدهاند و یارای برخاستنشان نیست!
دعا
کنگره دولت ایالات متحده آمریکا رسماً هر ساله اولین پنجشنبه ماه می، را روز ملی دعا اعلام کرده است. در چنین روز مردم تشویق میشوند تا با دعا نزد خدا بازگشت کنند.
آیه انتصابی امسال از انجیل یوحنا فصل سیزدهم آیه سی و چهارم می باشد که مسیح فرمود؛ “حکمی تازه به شما میدهم، و آن این که یکدیگر را محبت کنید. همانگونه که من شما را محبت کردم، شما نیز باید یکدیگر را محبت نمایید.”
پخش زنده این جلسه ملی دعا را می توانید توسط این لینک مشاهده کنید و در دعا با هم متحد شویم 👇
https://livestream.com/accounts/2710702/2019nationaldayofprayer
* لطفا به اشتراک بگذارید.
عبادات جمعی
لزوم نظم و ترتیب در عبادت جمعی
26پس مقصود چیست، ای برادران؟ هنگامی که گرد هم میآیید، هر کس سرودی، تعلیمی، مکاشفهای، زبانی و یا ترجمهای دارد. اینها همه باید برای بنای کلیسا به کار رود.
27اگر کسی به زبان غیر سخن بگوید، دو یا حداکثر سه تن، آن هم به نوبت سخن بگویند و کسی نیز ترجمه کند.
28امّا اگر مترجمی نباشد، او باید در کلیسا خاموش بماند و با خود و خدا سخن گوید.
29و از انبیا، دو یا سه تن نبوّت کنند و دیگران گفتار آنها را بسنجند.
30و اگر فردی دیگر که در آنجا نشسته مکاشفهای دریافت کند، فرد نخست سکوت اختیار نماید.
31زیرا همه میتوانید به نوبت نبوّت کنید تا همه تعلیم یابند و همه تشویق شوند.
32روحِ انبیا مطیع انبیاست.
33زیرا خدا، نه خدای بینظمی، بلکه خدای صلح و آرامش است، همانگونه که در همۀ کلیساهای مقدسین چنین است.14:33 در برخی از ترجمهها، قسمت آخر آیۀ
33 را در شروع پاراگراف بعدی قرار میدهند: «همانگونه که در همۀ کلیساهای مقدسین چنین است، زنان باید ...».
34زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنان مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت میگوید، مطیع باشند.
35اگر دربارۀ مطلبی سؤالی دارند، از شوهر خود در خانه بپرسند؛ زیرا برای زن شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید.14:35 در برخی از نسخهها آیات ۳۴-۳۵ بعد از آیۀ ۴۰ آمده است.
36آیا کلام خدا از شما سرچشمه گرفته یا تنها به شما رسیده است؟
37اگر کسی خود را نبی یا فردی روحانی میداند، تصدیق کند که آنچه به شما مینویسم فرمانی است از جانب خداوند.
38اگر کسی این را نپذیرد، خودش نیز پذیرفته نخواهد شد.
39پس ای برادرانِ من، با اشتیاق تمام در پی نبوّت کردن باشید و سخن گفتن به زبانهای غیر را منع مکنید.
40امّا همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود.
26پس مقصود چیست، ای برادران؟ هنگامی که گرد هم میآیید، هر کس سرودی، تعلیمی، مکاشفهای، زبانی و یا ترجمهای دارد. اینها همه باید برای بنای کلیسا به کار رود.
27اگر کسی به زبان غیر سخن بگوید، دو یا حداکثر سه تن، آن هم به نوبت سخن بگویند و کسی نیز ترجمه کند.
28امّا اگر مترجمی نباشد، او باید در کلیسا خاموش بماند و با خود و خدا سخن گوید.
29و از انبیا، دو یا سه تن نبوّت کنند و دیگران گفتار آنها را بسنجند.
30و اگر فردی دیگر که در آنجا نشسته مکاشفهای دریافت کند، فرد نخست سکوت اختیار نماید.
31زیرا همه میتوانید به نوبت نبوّت کنید تا همه تعلیم یابند و همه تشویق شوند.
32روحِ انبیا مطیع انبیاست.
33زیرا خدا، نه خدای بینظمی، بلکه خدای صلح و آرامش است، همانگونه که در همۀ کلیساهای مقدسین چنین است.14:33 در برخی از ترجمهها، قسمت آخر آیۀ
33 را در شروع پاراگراف بعدی قرار میدهند: «همانگونه که در همۀ کلیساهای مقدسین چنین است، زنان باید ...».
34زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنان مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت میگوید، مطیع باشند.
35اگر دربارۀ مطلبی سؤالی دارند، از شوهر خود در خانه بپرسند؛ زیرا برای زن شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید.14:35 در برخی از نسخهها آیات ۳۴-۳۵ بعد از آیۀ ۴۰ آمده است.
36آیا کلام خدا از شما سرچشمه گرفته یا تنها به شما رسیده است؟
37اگر کسی خود را نبی یا فردی روحانی میداند، تصدیق کند که آنچه به شما مینویسم فرمانی است از جانب خداوند.
38اگر کسی این را نپذیرد، خودش نیز پذیرفته نخواهد شد.
39پس ای برادرانِ من، با اشتیاق تمام در پی نبوّت کردن باشید و سخن گفتن به زبانهای غیر را منع مکنید.
40امّا همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود.
نبوت زنان در کلیسا
#رسالۀ_اول_قرنتیان_فصل_یازدهم
1پس، از من سرمشق بگیرید، چنانکه من از مسیح سرمشق میگیرم.
دعا و نبوّت زنان در کلیسا
2شما را تحسین میکنم که در همه چیز مرا به یاد میآورید و سنّتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ میکنید.
3امّا میخواهم آگاه باشید که سر هر مرد، (11:3 یا ”شوهر“. مسیح است، سر زن،11:3 یا ”همسر“.) مرد است، و سر مسیح خداست.
4هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بیحرمت کرده است.
5و هر زنی که سر نپوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بیحرمت کرده است؛ این کار او درست مانند این است که سر خود را تراشیده باشد.
6اگر زنی سر خود را نمیپوشاند، پس اصلاً موهای خود را کوتاه کند؛ و اگر برای زن شرمآور است که موهایش را کوتاه کند یا بتراشد، پس باید سر خود را بپوشاند.
7مرد نباید سر خود را بپوشاند، زیرا او صورت و جلال خداست؛ امّا زن، جلالِ مرد است.
8زیرا مرد از زن پدید نیامده، بلکه زن از مرد پدید آمده است؛
9و مرد برای زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد.
10از همین رو، و بهخاطر فرشتگان، زن باید نشانی از اقتدار (11:10 یا: ”نشانی از قدرت متبوع خود“.) بر سر داشته باشد.
11با وجود این، در خداوند، نه زن از مرد بینیاز است، نه مرد از زن.
12همانگونه که زن از مرد پدید آمد، مرد نیز به واسطۀ زن پدید میآید، امّا پدیدآورندۀ همه چیز خداست.
13خود قضاوت کنید: آیا برای زن شایسته است که سر نپوشیده به درگاه خدا دعا کند؟
14آیا طبیعتِ امور، خود به شما نمیآموزد که اگر مردی موی بلند داشته باشد، برای او شرمآور است،
15امّا اگر زنی موی بلند داشته باشد، مایۀ افتخار اوست؟ زیرا موی بلند به عنوان پوشش به زن داده شده است.
16امّا اگر کسی بخواهد آهنگی دیگر ساز کند، باید بگویم که ما را و نیز کلیساهای خدا را چنین رسمی نیست.
1پس، از من سرمشق بگیرید، چنانکه من از مسیح سرمشق میگیرم.
دعا و نبوّت زنان در کلیسا
2شما را تحسین میکنم که در همه چیز مرا به یاد میآورید و سنّتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ میکنید.
3امّا میخواهم آگاه باشید که سر هر مرد، (11:3 یا ”شوهر“. مسیح است، سر زن،11:3 یا ”همسر“.) مرد است، و سر مسیح خداست.
4هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بیحرمت کرده است.
5و هر زنی که سر نپوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بیحرمت کرده است؛ این کار او درست مانند این است که سر خود را تراشیده باشد.
6اگر زنی سر خود را نمیپوشاند، پس اصلاً موهای خود را کوتاه کند؛ و اگر برای زن شرمآور است که موهایش را کوتاه کند یا بتراشد، پس باید سر خود را بپوشاند.
7مرد نباید سر خود را بپوشاند، زیرا او صورت و جلال خداست؛ امّا زن، جلالِ مرد است.
8زیرا مرد از زن پدید نیامده، بلکه زن از مرد پدید آمده است؛
9و مرد برای زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد.
10از همین رو، و بهخاطر فرشتگان، زن باید نشانی از اقتدار (11:10 یا: ”نشانی از قدرت متبوع خود“.) بر سر داشته باشد.
11با وجود این، در خداوند، نه زن از مرد بینیاز است، نه مرد از زن.
12همانگونه که زن از مرد پدید آمد، مرد نیز به واسطۀ زن پدید میآید، امّا پدیدآورندۀ همه چیز خداست.
13خود قضاوت کنید: آیا برای زن شایسته است که سر نپوشیده به درگاه خدا دعا کند؟
14آیا طبیعتِ امور، خود به شما نمیآموزد که اگر مردی موی بلند داشته باشد، برای او شرمآور است،
15امّا اگر زنی موی بلند داشته باشد، مایۀ افتخار اوست؟ زیرا موی بلند به عنوان پوشش به زن داده شده است.
16امّا اگر کسی بخواهد آهنگی دیگر ساز کند، باید بگویم که ما را و نیز کلیساهای خدا را چنین رسمی نیست.
پرستش خداوند
زندگی چیست
جز افسانه ای کوتاه !
و عمری که می گذرد چون باد !
آنچه از این رهگذار برجا می ماند
تنها یک واژه است !
عشق.....
و
عشق.....
تنها معنا و لازمه ی زندگی
همین یک کلمه ی زیباست...
باید اندیشه ام عشق باشد !
و قلبم......
و وجودم....
همه از عشق باشد !
باید همرنگ او باشم....
همجنس او....
و هم ذات او....
باید جهان تبدیل شود
و همه چیز و همه کس
عاشق شود.....
عاشق عشق....
عاشق یگانه محبوب....
جز افسانه ای کوتاه !
و عمری که می گذرد چون باد !
آنچه از این رهگذار برجا می ماند
تنها یک واژه است !
عشق.....
و
عشق.....
تنها معنا و لازمه ی زندگی
همین یک کلمه ی زیباست...
باید اندیشه ام عشق باشد !
و قلبم......
و وجودم....
همه از عشق باشد !
باید همرنگ او باشم....
همجنس او....
و هم ذات او....
باید جهان تبدیل شود
و همه چیز و همه کس
عاشق شود.....
عاشق عشق....
عاشق یگانه محبوب....
💢 چهار دلايلى كه من جرّأت ميكنم با آنها شفاى خود را از خداوند دريافت كنم؛
💢 چهار دلايلى كه من جرّأت ميكنم با آنها شفاى خود را از خداوند دريافت كنم؛
١) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه من فرزند خدا هستم. يوحنا ١: ١٢
٢) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه هرآنچه (طبق اراده آش) از او بطلبم به من خواهد داد. يوحنا ١٥: ٧
٣) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه عيسى براى مرضهاى من مضروب شد. اشعيا ٥٣: ٤
٤) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه تو مرا معبد روح القدس ساخته اى.
اول قرنتيان ٦: ١٥ و ١٩
بنابراين در نام پر مقتدر عيسى مسيح شفا را دريافت ميكنم.
جلال بر خداوند
١) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه من فرزند خدا هستم. يوحنا ١: ١٢
٢) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه هرآنچه (طبق اراده آش) از او بطلبم به من خواهد داد. يوحنا ١٥: ٧
٣) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه عيسى براى مرضهاى من مضروب شد. اشعيا ٥٣: ٤
٤) چون كلام (تو) خداوند فرموده كه تو مرا معبد روح القدس ساخته اى.
اول قرنتيان ٦: ١٥ و ١٩
بنابراين در نام پر مقتدر عيسى مسيح شفا را دريافت ميكنم.
جلال بر خداوند
بازگشت به خداوند
#کتاب_تثنیه_فصل_سی_ام
عنوان: کامیابی پس از بازگشت نزد خداوند
1«چون این چیزها، یعنی برکتها و لعنتهایی که در برابرتان نهادم، همگی بر شما واقع شود، و آنها را در میان همۀ اقوامی که یهوه خدایتان شما را بدانجا میراند، به یاد آورید،
2و شما و فرزندانتان با تمامی دل و جان خود نزد یهوه خدای خویش بازگردید و صدای او را در هرآنچه امروز به شما فرمان میدهم اطاعت کنید،
3آنگاه یهوه خدایتان نیز سعادت را به شما باز خواهد گردانید (30:3 یا: «شما را از اسارت بر خواهد گرداند».) و بر شما رحم کرده، دیگر بار شما را از میان تمامی اقوامی که یهوه خدایتان شما را بدانجا پراکنده ساخته بود، گِرد خواهد آورد.
4اگر طردشدگان شما تا به کران آسمان نیز باشند، یهوه خدایتان شما را از آنجا گرد آورده، باز خواهد آورد.
5و یهوه خدایتان شما را به سرزمینی که پدرانتان به ملکیت یافتند باز خواهد گردانید، و مالک آن خواهید شد. و او شما را کامیابتر و پرشمارتر از پدرانتان خواهد ساخت.
6یهوه خدایتان دل شما و دل فرزندان شما را ختنه خواهد کرد تا او را با تمامی دل و جان خود دوست داشته، زنده بمانید.
7یهوه خدایتان همۀ این لعنتها را بر دشمنان و خصمان شما که شما را آزار رسانیدند، نازل خواهد کرد.
8و دیگر بار، از صدای خداوند اطاعت خواهید کرد و همۀ فرمانهای او را که من امروز به شما امر میفرمایم، به جا خواهید آورد.
9آنگاه یهوه خدایتان شما را در همۀ دسترنجتان و میوۀ بطنتان و ثمرۀ چارپایانتان و محصول زمینتان وفور نعمت خواهد بخشید. زیرا خداوند دیگر بار از کامیاب ساختن شما خشنود خواهد شد، چنانکه در خصوص پدرانتان خشنود بود،
10بدین شرط که صدای یهوه خدای خود را اطاعت کرده، فرمانها و فرایض او را که در این کتاب شریعت نوشته شده است نگاه دارید، و با تمامی دل و جان نزد یهوه خدای خویش بازگردید.
زندگی را برگزینید
11«زیرا این فرمان که من امروز به شما امر میفرمایم، برای شما مشکل نیست و نه دور از دسترس شماست.
12نه در آسمان است که بگویید: ”کیست که برای ما به آسمان صعود کند و آن را نزد ما بیاورد تا بشنویم و انجامش دهیم؟“
13و نه در آن سوی دریاهاست که بگویید: ”کیست که برای ما به آن سوی دریاها برود و آن را نزد ما بیاورد تا بشنویم و انجامش دهیم؟“
14بلکه این کلام بسیار نزدیکِ شما، در دهان و در دل شماست، تا آن را به جای آرید.
15«ببینید امروز حیات و نیکویی، و مرگ و بدی را در برابر شما مینهم.
16زیرا امروز به شما فرمان میدهم که یهوه خدای خود را دوست بدارید و در راههای او گام بردارید و فرمانها و فرایض و قوانین او را نگاه دارید، تا زنده بمانید و بر شمارتان افزوده گشته، یهوه خدایتان شما را در سرزمینی که برای تصرفش بدان داخل میشوید، برکت دهد.
17اما اگر دل شما منحرف شود و اطاعت نکنید بلکه فریفته شده، خدایانِ غیر را سَجده و عبادت کنید،
18امروز به شما اعلام میکنم که بهیقین هلاک خواهید شد و در آن سرزمین که برای تصرفش از اردن میگذرید، عمر دراز نخواهید داشت.
19امروز آسمان و زمین را بر شما شاهد میگیرم که زندگی و مرگ، و برکت و لعنت را پیش رویتان نهادم. پس زندگی را برگزینید تا شما و نسلتان زنده بمانید؛
20یهوه خدای خود را دوست بدارید، از صدای او اطاعت کنید و به او بچسبید، زیرا او زندگیِ شما و درازی عمر شماست، تا در سرزمینی که خداوند برای پدرانتان، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، سوگند خورد که آن را بدیشان دهد، قرار یابید.»
عنوان: کامیابی پس از بازگشت نزد خداوند
1«چون این چیزها، یعنی برکتها و لعنتهایی که در برابرتان نهادم، همگی بر شما واقع شود، و آنها را در میان همۀ اقوامی که یهوه خدایتان شما را بدانجا میراند، به یاد آورید،
2و شما و فرزندانتان با تمامی دل و جان خود نزد یهوه خدای خویش بازگردید و صدای او را در هرآنچه امروز به شما فرمان میدهم اطاعت کنید،
3آنگاه یهوه خدایتان نیز سعادت را به شما باز خواهد گردانید (30:3 یا: «شما را از اسارت بر خواهد گرداند».) و بر شما رحم کرده، دیگر بار شما را از میان تمامی اقوامی که یهوه خدایتان شما را بدانجا پراکنده ساخته بود، گِرد خواهد آورد.
4اگر طردشدگان شما تا به کران آسمان نیز باشند، یهوه خدایتان شما را از آنجا گرد آورده، باز خواهد آورد.
5و یهوه خدایتان شما را به سرزمینی که پدرانتان به ملکیت یافتند باز خواهد گردانید، و مالک آن خواهید شد. و او شما را کامیابتر و پرشمارتر از پدرانتان خواهد ساخت.
6یهوه خدایتان دل شما و دل فرزندان شما را ختنه خواهد کرد تا او را با تمامی دل و جان خود دوست داشته، زنده بمانید.
7یهوه خدایتان همۀ این لعنتها را بر دشمنان و خصمان شما که شما را آزار رسانیدند، نازل خواهد کرد.
8و دیگر بار، از صدای خداوند اطاعت خواهید کرد و همۀ فرمانهای او را که من امروز به شما امر میفرمایم، به جا خواهید آورد.
9آنگاه یهوه خدایتان شما را در همۀ دسترنجتان و میوۀ بطنتان و ثمرۀ چارپایانتان و محصول زمینتان وفور نعمت خواهد بخشید. زیرا خداوند دیگر بار از کامیاب ساختن شما خشنود خواهد شد، چنانکه در خصوص پدرانتان خشنود بود،
10بدین شرط که صدای یهوه خدای خود را اطاعت کرده، فرمانها و فرایض او را که در این کتاب شریعت نوشته شده است نگاه دارید، و با تمامی دل و جان نزد یهوه خدای خویش بازگردید.
زندگی را برگزینید
11«زیرا این فرمان که من امروز به شما امر میفرمایم، برای شما مشکل نیست و نه دور از دسترس شماست.
12نه در آسمان است که بگویید: ”کیست که برای ما به آسمان صعود کند و آن را نزد ما بیاورد تا بشنویم و انجامش دهیم؟“
13و نه در آن سوی دریاهاست که بگویید: ”کیست که برای ما به آن سوی دریاها برود و آن را نزد ما بیاورد تا بشنویم و انجامش دهیم؟“
14بلکه این کلام بسیار نزدیکِ شما، در دهان و در دل شماست، تا آن را به جای آرید.
15«ببینید امروز حیات و نیکویی، و مرگ و بدی را در برابر شما مینهم.
16زیرا امروز به شما فرمان میدهم که یهوه خدای خود را دوست بدارید و در راههای او گام بردارید و فرمانها و فرایض و قوانین او را نگاه دارید، تا زنده بمانید و بر شمارتان افزوده گشته، یهوه خدایتان شما را در سرزمینی که برای تصرفش بدان داخل میشوید، برکت دهد.
17اما اگر دل شما منحرف شود و اطاعت نکنید بلکه فریفته شده، خدایانِ غیر را سَجده و عبادت کنید،
18امروز به شما اعلام میکنم که بهیقین هلاک خواهید شد و در آن سرزمین که برای تصرفش از اردن میگذرید، عمر دراز نخواهید داشت.
19امروز آسمان و زمین را بر شما شاهد میگیرم که زندگی و مرگ، و برکت و لعنت را پیش رویتان نهادم. پس زندگی را برگزینید تا شما و نسلتان زنده بمانید؛
20یهوه خدای خود را دوست بدارید، از صدای او اطاعت کنید و به او بچسبید، زیرا او زندگیِ شما و درازی عمر شماست، تا در سرزمینی که خداوند برای پدرانتان، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، سوگند خورد که آن را بدیشان دهد، قرار یابید.»
اهمیت محبت
#رسالۀ_اول_قرنتیان_فصل_سیزدهم
عنوان: اهمیّت طریق محبت
1اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.
2اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جملۀ اَسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جابهجا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم.
3اگر همۀ دارایی خود را صدقه دهم و تن خویش به شعلههای آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمیبرم.
4محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمیبرد؛ محبت فخر نمیفروشد و کبر و غرور ندارد.
5رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمیجوید؛ به آسانی خشمگین نمیشود و کینه به دل نمیگیرد؛
6محبت از بدی مسرور نمیشود، امّا با حقیقت شادی میکند. 7محبت با همه چیز مدارا میکند، همواره ایمان (13:7 یا ”اعتماد“.) دارد، همیشه امیدوار است و در همه حال پایداری میکند.
8محبت هرگز پایان نمیپذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد.
9زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛
10امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت.
11آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن میگفتم و چون کودکان میاندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال میکردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم.
12آنچه اکنون میبینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ (13:12 آینهها در آن زمان فقط تصویری محو به دست میداد.) امّا زمانی خواهد رسید که روبهرو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فرا خواهد رسید که به کمال خواهم شناخت، چنانکه به کمال نیز شناخته شدهام.
13و حال، این سه چیز باقی میماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است.
عنوان: اهمیّت طریق محبت
1اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.
2اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جملۀ اَسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جابهجا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم.
3اگر همۀ دارایی خود را صدقه دهم و تن خویش به شعلههای آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمیبرم.
4محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمیبرد؛ محبت فخر نمیفروشد و کبر و غرور ندارد.
5رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمیجوید؛ به آسانی خشمگین نمیشود و کینه به دل نمیگیرد؛
6محبت از بدی مسرور نمیشود، امّا با حقیقت شادی میکند. 7محبت با همه چیز مدارا میکند، همواره ایمان (13:7 یا ”اعتماد“.) دارد، همیشه امیدوار است و در همه حال پایداری میکند.
8محبت هرگز پایان نمیپذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد.
9زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛
10امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت.
11آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن میگفتم و چون کودکان میاندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال میکردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم.
12آنچه اکنون میبینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ (13:12 آینهها در آن زمان فقط تصویری محو به دست میداد.) امّا زمانی خواهد رسید که روبهرو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فرا خواهد رسید که به کمال خواهم شناخت، چنانکه به کمال نیز شناخته شدهام.
13و حال، این سه چیز باقی میماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است.
Subscribe to:
Comments (Atom)
امثال ۱۶
#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند میآید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک مینماید، اما...
-
دعا در واقع به معنی گفتار مستقیم با خداوند بدون واسطه و به# تعبیری گفتگوی رو در رو با خداوند است. به عبارتی میتوان گفت #دعای #مسیحی نشس...
-
#دعای ایران ای پدر آسمانی ما،نام تو مقدس باد،در این لحظات در نام عیسی مسیح دعا میکنم که مردم ایران رو در استان ها و شهرها به یاد بیاری،ای خ...
-
با یاری خداوندم عیسی مسیح چراغ روشنی را که به من داده اند بر راه دیگران قرار می دهم مزامیر درجات درس یکم 1 توسط معلم در مسیح کشیش...