Monday, 28 January 2019

سرود پرستشی

 Masih Shohratam اسم #مسیح شهرتم



سرودی زیبا در ستایش خداونم مسیح 

ایماندار

ایماندار چه کسی است؟


#ایماندار کیست؟
شاید بارها از خود پرسیده اید که افراد ایمانداری که اعمال و رفتارشان حتی مناسب یک شخص عادی با عدالت هم نیست چگونه در جرگه ایمانداران جا شده اند؟
ایمانداران دو دسته هستند
1 – ایماندارانی که وفادار بوده اند، تغییر کرده اند و سرباز مسیح شده اند. اینان میوه دائم می دهند، پادشاهی خداوند را داشته اند و در #مسیح بوده و هستند.
2 – ایماندارانی که فقط نجات را گرفته اند 
باید بدانیم هرکسی اقرار کند که من ایماندار هستم و مسیح را دوست دارم، ایماندار واقعی نیست
ایماندار واقعی باید تغییرکند، تغییر بدهد و مطابق نقشه خدا زندگی کند، در زندگی دیگران تاثیرگذارباشد، باید برای دیگران عامل برکت باشد.
لوقا 8 – 17 زیرا هر که دارد، بیشتر به او داده خواهد شد، اما آن که ندارد، حتی آنچه تصور می‌کند دارد نیز از او گرفته خواهد شد.
کلاس اسکایپی برادر نیما رازیانی

لوریس چکناواریان

لوریس چکناواریان: اینقدر به ما نگویید اقلیت


#چکناوارین که از سال ۱۳۵۱ تا  ۱۳۵۷رهبری ارکستر اپرای تهران را به عهده داشت،  در آیین بزرگداشت «گورگن موسسیان» گفت :" اینقدر از کلمه‌ی اقلیت استفاده نکنید و به ما نگویید شما اقلیت هستید؛ در ایران اقلیت وجود ندارد".
او در ادامه سخنانش گفت:" ارامنه، گناه نکرده‌اند که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار، منطقه‌ ارمنستان از ایران جدا شد. ارامنه اقلیت نیستند، آن‌ها فقط به مملکت خودشان بازگشته‌اند. ما همه ایرانی هستیم و برای ایران زحمت کشیده‌ایم".
این انتقاد رهبر سابق ارکستر تهران به سبب فشارهایی است که به تازگی بر اقلیت های مذهبی ایران اعم از $مسیحیان، ]بهاییان و حتی سنی مذهبان اعمال می گردد.
این در حالی است که. چکناواریان نیز پس از انقلاب در ایران نمانده و در ارمنستان اقامت گزید و در ایروان به فعالیت‌های هنری خود ادامه‌داد.
چکناواریان با اشاره به برخی بزرگان موسیقی که برای  کر و اپرای ایران زحمات بسیار کشیده اند سعی در تفکیک  نتایج تلاش این بزرگان و مسایل عقیدتی جاری در ایران کرد.او با تاکید بر عدم استفاده از تفکیک اقلیت ها یادآور کوشش  بزرگان عرصه هنر از جمله رهبران ارکستر برجسته ای چون "موسسیان"  کرده و  گفت:" لازم است از چند رهبر کُر یاد کنیم که زحمت زیادی در این راستا کشیده‌اند؛ مثل «اِولین باغچه‌بان» که خدمت زیادی به این عرصه کرد. همچنین «روبرت گریگوریان»، « رازمیک اوهانیان» و «علیرضا شفقی‌نژاد» که با جان و دل خدمت کردند.
لوریس چکناوریان از ارمنی‌های ایرانی و زاده بروجرد است او تحصیلات موسیقی خود را از سال ۱۳۳۲ در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. مدتی بعد به وین عزیمت نموده و تا سال ۱۳۴۰ در فرهنگستان موسیقی این شهر به تحصیل آهنگسازی و رهبری ارکستر اشتغال داشت. سپس به ایران بازگشت و ضمن تدریس در هنرستان عالی موسیقی و ترتیب دادن نمایشگاهی از سازهای ملی در انستیتو گوته تهران، متصدی صداخانه ملی هنرهای زیبای کشور را عهده دار شد.
چکناواریان در اواخر سال ۱۳۴۲ رهسپار اتریش شد و در سالزبورگ کار آهنگسازی را ادامه داد. دو سال بعد به آمریکا رفت و چندین سال در دانشگاه میشیگان به ادامه تحصیل در رشته‌های آهنگسازی و رهبری ارکستر پرداخت. وی در سال ۱۳۴۹ به ایران بازگشت و علاوه بر کنسرت‌هایی با ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ملی ایران و... (به عنوان رهبر میهمان)، آثار متعددی آفرید که اکثر آنها در تالار رودکی اجرا گشت.

خلاصه کتاب سوالات زندگی. قسمت دوم

خلاصه کتاب سوالات زندگی / قسمت دوم کلاس آلفا /آشنایی با مسیحیت




#عیسی کیست؟
نیکی گمبل می گوید:"در اکثر اوقات زندگی ام ،علاقه ای به مسیحیت نداشتم گاه ملحد بودم و گاه لا ادری . در طول یک دوره از زندگی ام به #مسیحیانی برخورده بودم وشدیدا نسبت به آنان مشکوک بودم ،خصوصا به اینکه می کوشیدند همیشه لبخند بر لب داشته باشند".
یک روز دو تن از بهترین دوستانم به من گفتند که مسیحی شده اند،باید کاری برای دوستانم میکردم.پس فکر کردم که تحقیق کاملی در باره این موضوع انجام بدهم،اتفاقا نسخه گرد و خاک گرفته ای از کتاب #مقدس درقفسه ام داشتم ،پس آن را برداشتم وشروع به خواندن کردم ،تمامی متی و مرقس ولوقا و بخشی از یوحنا را خواندم ،خوابم برد ،وقتی بیدار شدم ،یوحنا را تمام کردم ودر ادامه اعمال رسولان ،رومیان و اول و دوم قرنتیان را خواندم .
توجه ام کاملا جلب شده بود.قبلا این کتاب عملا معنایی برایم نداشت.اما این بار برایم زنده شد ونمی توانستم آن را پایین بگذارم،گویی برایم حقیقت پیدا می کرد،وقتی می خواندم ،دانستم که باید واکنشی نشان دهم،
زیرا با قدرت با من سخن می گفت ،اندکی بعد از آن به عیسای مسیح ایمان آوردم.
ده سال وکالت خوانده بودم احتیاج به دلایل و شواهد داشتم ،نمی توانستم کور کورانه ایمان بیاورم. پس شروع کردم  به پیدا کردن شواهد.
یک کتاب فرهنگ لغات روسی عیسی را "چهره ای اسطوره ای که هرگز وجود نداشت توصیف کرده بود.
اما کم کم به جز #انجیل منابع دیگری یافتم ،برای مثال مورخان رومی ،تاسیتوس  و سویتونیوس در باره مسیح مطلب نوشته اند و یا مورخ یهودی ، یوسفوس که در ۳۷ میلادی متولد شده،از عیسی و پیروانش گفته است:اما در این زمان ،عیسی ،انسانی حکیم بود ؛ البته اگر روا باشد او را انسان بنامیم،زیرا کار های شگفت انگیزی انجام می داد؛معلمی از نوع مردانی که حقیقت را با خوشی می پذیرند. او بسیاری را به سوی خود جذب کرد ،هم از #یهودیان و هم از غیر یهودیان پروفسور فقید اف اف بروس از اساتید نقد و تاویل کتاب مقدس در دانشگاه منچستر در کتاب خود با نام آیا اسناد عهد جدید معتبر هستند ؟ نشان داد که کتاب عهد جدید در مقایسه با سایر اسناد تاریخی از نسخه های قدیمی از اعتبار بیشتری برخوردار است.و برای این شواهد بسیاری موجود است.
اثر
تاریخ نگارش
قدیمی ترین نسخه
فاصله زمانی
تعداد نسخ
هرودوت
428-488 ق-م
۹۰۰ میلادی
۱۳۰۰سال
۸

توسیدید
400-460 ق-م
حدود ۹۰۰ میلادی
۱۳۰۰سال
۸

تاسیتوس
۱۰۰میلادی
۱۱۰۰میلادی
۱۰۰۰سال
۲۰

جنگهای گل(سزار)
50-58 میلادی
۹۰۰ میلادی
۹۵۰ سال
9-10
تاریخ روم(لیوی)
۵۹ ق-م   ۱۷ میلادی
۹۰۰ میلادی
900 سال
۲۰

عهد جدید
40-100 میلادی
۱۳۰ میلادی
۳۰۰ سال
یونانی 500 نسخه


نسخه کامل ۳۵۰ میلادی

لاتین ۹۳۰۰ نسخه

برای جنگهای گل سزار ۹ یا ده نسخه درست کرده،که قدیمی ترین آنها مربوط به حدود ۹۵۰ سال بعداز روزگار سزار می باشد. برای عهد جدید ،تعداد زیادی نسخه های قدیمی وجود دارد.عهد جدید احتمالا بین سال های ۴۰ تا ۱۰۰ میلادی نوشته شده است. نسخه کامل و عالی از تمام عهد جدید متعلق به سال ۳۵۰ میلادی در دست است.
و نیزیک پاپیروس شامل اکثر کتاب های عهد جدید متعلق به سده سوم میلادی ،موجود است.وحتی قطعه ای از انجیل یوحنا که دانشمندان از طریق روش  کاربن ۱۴ قدمت آن را تایید کرده اند و متعلق است به سال ۱۲۵ میلادی.
بیش از ۵۰۰۰ نسخه خطی یونانی،بیش از ۱۰۰۰۰ نسخه خطی لاتین و همچنین ۹۳۰۰ نسخه خطی دیگروبیش از ۳۶۰۰۰ نقل قول از عهد جدید در نوشته های اول پدران کلیسا موجود است .
و بسیاری شواهد دیگرچه بیرون از عهد جدید و چه در داخل آن همه وهمه نشان میدهند که عیسی وجود داشت.
کمتر کسی امروز تردید دارد که عیسی کاملا انسان بود.او بدنی بشری داشت.گاه خسته می شد(یوحنا۶؛۴)گاه نیز گرسنه می شد(متی ۴؛۲) او دارایعواطف بشری بود،عصبانی می شد(مرقس ۱۱؛۱۵-۱۷)  محبت می کرد (مرقس ۱۰؛۲۱)  وغمگین می شد (یوحنا ۱۱؛۳۵)  تجربیات بشری داشت:در یک خانواده بزرگ شد(مرقس۶؛۳)شغلی داشت(مرقس۶؛۳)وسوسه شد(مرقس۱؛۱۳)و بالاخره رنج و مرگ را تجربه کرد(مرقس۱۵؛۱۵-۴۰) امروزه بسیاری می گویند او صرفا انسان بود،ولی معلم مذهبی بزرگی هم بود.
اما شواهد بسیاری هست که نشان می دهد عیسی پسر یگانه خدا بود وهست واین که او شخص دوم از تثلیث است.
او در باره خود چه گفت؟
عیسی هیچ زمان ادعا نکرد که خداست ،با این حال وقتی به تعالیم و ادعا های او نگاه می کنیم ،تردیدی باقی نمی ماند که او آگاه بود شخصی است که هویتش خداست.

تعالیم او بر خودش متمرکز بود
اکثر رهبران مذهبی به چیزی غیر از خودشان ،وبه خدا اشاره می کنند و این دور از انتظار نیست اما عیسی وقتی افراد را به سوی خدا متوجه می ساخت ،به خودش اشاره می کرد با وجود این که به لحاظ فروتنی تاکنون مثل او نیامده است.
اگر می خواهید با خدا ارتباط داشته باشید ،باید نزد من بیایید(یوحنا۱۴؛۶)
در عمق دل هر انسانی عطشی هست ۳ روان شناس برجسته قرن بیستم این نکته را تصدیق کرده اند. فروید گفت:انسان تشنه محبت است، یونگ گفت:انسان تشنه امنیت است ، آدلر گفت:انسان تشنه اهمیت است.
عیسی فرمود:من نان حیات هستم(یوحنا ۶؛۳۵) ،یعنی اگر می خواهید گرسنگی تان برطرف شود ،نزد من بیایید.
بسیاری افسرده،سر در گم ،ودر تاریکی هستند.عیسی فرمود:من نور جهان هستم،هر که از من پیروی کند ،هرگز در تاریکی راه نخواهد پیمود،بلکه از نور زندگی برخوردار خواهد بود(یوحنا۸؛۱۲)
گمبل میگوید:من خودم وقتی مسیحی شدم ،ناگهان نور در زندگی ام تابیدن گرفت وتوانستم چیزهایی را برای نخستین بار ببینم. بسیاری از مرگ می هراسند،عیسی فرمود:هر که زنده است وبه من ایمان دارد،به یقین تا ابد نخواهد مرد(یوحنا۱۱؛۲۵-۲۶)
از مادر ترزا اندکی قبل از مرگش پرسیدند،آیا از مردن می ترسی؟در پاسخ گفت:"چطور ممکن است بترسم؟مردن یعنی رفتن به نزد خدا.هرگزترسی نداشته ام .نه بر عکس چشم انتظار آنم."
بسیاری از احساس خطا ، اظطراب ،ترس و نگرانی دچار بیم و هراسند،عیسی فرمود:بیایید نزد من ای تمامی زحمتکشان و گرانباران ،که من به شما آسایش خواهم بخشید(متی۱۱؛۲۸)
ادعاهای غیرمستقیم
عیسی چیزهایی می گفت که گر چه مستقیما ادعای خدایی نبود اما نشان می داد که او خودش را خدا می بیند،در نمونه های می توان این را دید.
ادعای عیسی مبنی بر بخشیدن گناه ؛ برای مثال او در موقعیتی به مردی فلج فرمود: ای فرزند،گناهانت آمرزیده شد(مرقس۲؛۵) واو همچنین برای اثبات این امر بارها و بارها این کار را تکرار کرد.
ادعای دیگر عیسی این بود که روزی جهان را داوری خواهد نمود(متی ۲۵؛ ۳۲-۳۱) فرمود که باز خواهد گشت وبرکرسی جلال خود خواهد نشست (آیه۳۱)او نه تنها داور خواهد بود بلکه ضابطه داوری نیز خواهد بود. آنچه که در روز داوری برما واقع خواهد شد،بستگی دارد به این که در این زندگی چگونه به عیسی واکنش نشان می دهیم (متی ۲۵؛ ۴۰-۴۵)
شاید فکر کنید که ابلهانه است که کسی ادعا کند دیگران را می بخشد ،زیرا من میتوانم خودم بخواهم بخشیده شوم اما اگربگویم کسی را می بخشم که به شخصی دیگرستم کرده این دور از ذهن است . این هم از ادعاهای غیر مستقیم عیسی مبنی بر برخورداری از هویت خدای متعال است.
ادعای مستقیم
وقتی از عیسی پرسیدند آیا تو مسیح ، پسر خدای متبارک هستی؟ چنین پاسخ داد:من هستم ؛ وپسر انسان را خواهید دید که برطرف راست قوت نشسته است ، در ابرهای آسمان می آید.
در موقعیتی که یهودیان قصد کردند عیسی را سنگسار کنند ، او پرسید که چرا می خواهند مرا به قتل برسانند در جواب گفتند که به خاطرکفر گویی می خواهند اورا سنگسار کنند، "زیرا تو انسان هستی و خود را خدا می خوانی" (یوحنا۱۰؛۳۳)
در نظر دشمنانش ، این دقیقا همان چیزی بود که او اظهار می داشت.
توما ، یکی از دوازده شاگرد،در مقابل عیسی زانو زد وگفت:"ای خداوند من وای خدای من "(یوحنا ۲۰؛ ۲۸) اما عیسی به او نگفت نه ،چنین حرفی نزن ، من خدا نیستم بلکه گفت: "ای توما ، بعد از دیدنم ایمان آوردی ؟ خوشا به حال آنان که ندیده ایمان آورند."(یوحنا ۲۰؛۲۹)

خلاصه کتاب سوالات زندگی . قسمت اول

خلاصه کتاب سوالات زندگی / قسمت سوم کلاس آلفا /آشنایی با مسیحیت



چه شواهدی برای اثبات گفته های عیسی وجود دارد؟
به منظور ارزیابی این امر میتوان ، سه احتمال را بررسی کرد.
تعالیم او ؛ تعالیم او گسترده وهمچون بزرگترین تعالیمی شناخته شده که تاکنون بر زبان انسان جاری شده است.موعظه بالای کوه حاوی تعالیمی بسیار چالش انگیز و بنیادین است:"دشمنان خود را محبت نمایید".(متی44؛5) ؛"گونه دیگر را نیز به سوی او بگردان"(متی:39؛5)"با مردم همان گونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند"(لوقا31؛6)
جان مورتیمر خالق سریال تلوزیونی رامپول ،که  همه او را به عنوان عضو برجسته ملحدین برای جامعه #مسیحیت می شناختند زمانی که به مسیحیت ایمان آورد،از او پرسیدند چرا دچار چنین تغییری شده است ، پاسخ داد:"چون تاثیر نسلی را بر جامعه دیدم که خدا ،ودر نتیجه اخلاقیات مسیحی را رد کرده است ، تردیدی نیست که انجیل ها نظام اخلاقیاتی را به دست می دهند که اگر می خواهیم از فجایع اجتماعی اجتناب کنیم ، باید به سوی آن باز گردیم". 
کارهای او  ؛ برای اثبات ادعای خارق العاده #عیسی ، مناسب است نه تنها به گفته های او، بلکه به کرده های او نیز توجه کنیم ، عیسی فرمود: معجزاتی که من انجام می داد شاهدی هستند بر این که "پدر در من است و من در او(یوحنا۳۸؛۱۰)
او وقتی به یک ضیافت رفت ، آب را تبدیل به شراب کرد (یوحنا۲؛۱-۱۱). او خوراک سفر شخصی را گرفت و آن را چنان تکثیر نمود که هزاران نفر را سیر کرد(مرقس۶؛۳۰-۴۴). او برپدیده های  طبیعت تسلط داشت و می توانست با باد و امواج سخن گوید و طوفان را آرام سازد (مرقس۴؛۳۵-۴۱). و چشمگیر ترین شفا ها را به عمل آورد : باز کردن چشمان شخصی نابینا ، شفای مفلوج ، طوری که توانست راه برود . وقتی از بیمارستانی دیدن کرد ،مردی که سی و هشت سال معلول بود ، توانست بستر خود را بردارد و راه برود (یوحنا۵؛۱-۹). او مردمان را از نیروهای شریر که بر زندگی شان مسلط بودند آزاد کرد. در مواردی نیز مرده ها را زنده کرد(یوحنا۱۱؛۳۸-۴۴)
با این حال در شرح کارهای او تنها معجزات نبود که کارهای او را چنین اثر بخش می ساخت ،محبت او خصوصا محبتش به مطرودان مثل جزامیان و روسپیان ،بود که انگیزه همه کارهایش بود . برترین تجلی محبت او برای ما بر صلیب نمایان شد،زمانی که زندگی خود را در راه دوستانش فدا کرد (یوحنا۱۵؛۱۳). اینها مسلما کارهای شخصی شریر یا کسی که دچار توهم شده باشد نیست.
سیرت او ؛ سیرت عیسی بر ملیون ها نفر که خود را مسیحی نمی دانند اثر گذاشته است.
برنارد لوین در باره عیسی می گوید:آیا طبیعت مسیح در کلمات عهد جدید ، کافی نیست که در روح هر کسی که روح دارد نفوذ کند؟ پیام او هنوز روشن است.تسلایش هنوز اثر بخش است.و سخنانش هنوز پر از جلال و حکمت و محبت است.
مجله تایمز چنین نوشت:"عیسی ، پایدارترین نماد پاکی ، ایثار ، و محبت در تاریخ بشریت غرب".
در اینجا کسی را می بینیم که مظهر فروتنی بود ، نه ضعف ؛ مظهر از خود گذشتگی بود اما هرگز بر خود دلسوزی نمی کرد ؛ مظهر شادی بود اما نه به بهای رنج دیگران ، مظهر مهربانی بود ، اما نه اغماض . او کسی بود که حتی دشمنانش هم نمی توانستند خطایی در او بیابند و دوستانش نیز می گفتند که گناهی در او نیست. گفته می شود سیرت هر کس زمانی پیدا می شود که در رنج قرار گیرد ، وقتی #عیسی را شکنجه می کردند، فرمود:"ای پدر اینها را بیامرز ، زیرا که نمی دانند چه می کنند".(لوقا 23؛34) قطعا چنین شخصی نمی تواند شریر یا نامتعادل باشد.
او نبوت عهد عتیق را تحقق بخشید 
عیسی بیش از سیصد نبوت را تحقق بخشید(که در طول بیش از پانصد سال از زبان افراد مختلف گفته شد). من (نیکی گمبل) فکر می کنم بعضی ممکن است بگویند عیسی  حقه بازی بود که عمدا تصمیم گرفت این نبوت ها را تحقق بخشد تا نشان دهد همان مسیحی است ، که در عهد عتیق پیش بینی شده بود.
اولا تعداد این نبوت ها چنین کاری را بسیار دشوار می ساخت. ثانیا از نقطه نظر انسانی او کنترلی بر بسیاری از آنها نداشت. برای مثال نحوه دقیق مرگ او(اشعیا؛۵۳)محل تدفینش ، وحتی محل ولادتش(میکا۵؛۲) در عهد عتیق پیشگویی شده بود.
قیام او ؛ قیام جسمانی عیسی از مردگان زیر بنای مسیحیت است.
برای خود من (نیکی گمبل)از طریق زندگی ، مرگ ، و خصوصا قیام عیسی بود که ایمان آوردم خدایی هست.
تام رایت اسقف اعظم دورهام و عالم الهی میگوید:ادعای مسیحیت این نیست که ، عیسی خدایی است که قبلا اورا می شناختیم بلکه این است که ، قیام عیسی قویا بیان می دارد که جهان خالقی دارد، واینکه این خالق  را باید از دید عیسی نگریست.
اما چه شاهدی وجود دارد که این قیام به راستی رخ داده است؟
یک - نبودن او در قبر: نظریه های مختلفی مطرح شد تا توجیه کنند که چرا پیکر عیسی در آن روز یکشنبه در قبر نبود مثلا گفته شده عیسی روی #صلیب نمرده و زمانیکه در قبر گذاشته شده بود هنوز زنده بوده ، وبعد به هوش آمده اما ضربات شلاق رومیان ، کافی بود تا هر انسانی را بکشد.و بعد عیسی را به صلیب میخکوب کردند واو شش ساعت درآن حالت از صلیب آویزان بود و دیگر آنکه آیا شخصی در ان شرایط می توانست سنگی را که بیش از یک تن و نیم وزن داشت جابجا کند؟و همچنین سربازان باید اطمینان می یافتند که مصلوب شده بر صلیب مرده است و در صورتی که محکومی فرار می کرد خودشان محکوم به اعدام می شدند.(بیاد داشته باشیم این اتفاقات از زبان صدها نفر گفته شده و دشمنان عیسی اگر در آن زمان ، نقطه ظعفی را می یافتند ، بی شک از آن به هیچ عنوانی نمی گذشتند). ودر اخرهنگامی که عیسی جان سپرد ، یکی از لشکریان به پهلوی او نیزه ای زد که در آن ساعت خون و آب بیرون آمد(یوحنا۱۹؛۳۴) واین به لحاظ علمی به معنای جدا شدن خون از سروم است و نشانه مرگ کامل است.
دوم اینکه بعض می گویند که شاگردان پیکر عیسی را دزدیدند و شروع به شایعه سازی کردند که او از مردگان برخاسته است . در این مورد می توان گفت اولا قبر شدیدا تحت مراقبت قرار داشته است. دوما این نظریه به روانشناختی غیر محتمل است . شاگردان به هنگام مرگ عیسی افسرده و پریشان بودند.محرکی خارق العاده لازم بود تا پطرس رسول را ازانکار کننده ای غم زده و مایوس به مردی تبدیل کند که در روز #پنطیکاست چنان نیرومند موعظه کرد که سه هزار نفر ایمان آوردند.دیگراینکه ایشان تا چه حد می توانستند تحمل کنند برای اعتقاد خود رنج بکشند(شلاق ، شکنجه ، و حتی برای بعضی از آنان مرگ)غیر قابل قبول می نما ید که ایشان حاضر می شدند همه اینها رابرای چیزی متحمل شوند که  می دانستند درست نیست. عده ای هم می گویند پیکر را مقامات دزدیدند.
این نظریه هم کمتر محتمل است . اگر چنین بود ، چرا برای رفع شایعه قیام او ، آن را نشان ندادند ؟
قطعا مقامات چه یهودی و چه رومی اگر می دانستند که پیکر عیسی کجاست از همه امکاناتی که داشتند استفاده می کردند تا پیکر را به همه نشان دهند.شاید شگفت انگیز ترین مدرک در خصوص نبودن عیسی در قبر توصیفی است که یوحنا از کفن می دهد. وقتی پطرس و یوحنا به قبر رفتند کفن را دیدند که مانند پیله ابریشم بود که پروانه از آن بیرون خزیده باشد ، گویی عیسی از کفن بیرون خزیده بود بدون اینکه کفن به هم خورده باشد .جای تعجب نیست که یوحنا دید و ایمان آورد(یوحنا20؛8)
دو – ظهور های او بر شاگردان ؛ آیا اینها هذیان بود ؟ (هذیان در فرهنگ آکسفورد چنین معنی شده = ادراک شی ئی خارجی که وجود ندارد) و هییجان معمولا در افرادی بسیار هیجانی ، بسیار خیال پرداز و بسیار عصبی ، و یا افراد بیمار یا معتاد بروز می نماید. شاگردان عیسی در هیچ یک از این دسته بندی ها جای نمی گیرند .ماهی گیرانی تنومند،خراج گیران ، و شکاکانی نظیر توما به علاوه عیسی در یازده موقعیت مختلف در طول مدت شش هفته بر شاگردان ظاهر شد .تعداد این مورد و توقف ناگهانی آنها سبب می شود که نظریه هذیان بسیار غیر محتمل باشد.
ودیگر اینکه بیش ازپانصد نفر عیسای قیام کرده را دیدند . شاید یک نفر به تنهایی هذیان بگوید یا دو و یا سه نفر اما آیا احتمال دارد پانصد نفر همان هذیان را با هم ببینند ؟
تکه ای از ماهی بریان خورد (لوقا 24؛ 42-43). برای شاگردان صبحانه پخت (یوحنا 21؛1-14)
 سه – واقعیت قیام عیسی بر جهان اثری حیرت انگیز داشت. کلیسا پا به عرصه وجود گذاشت و با سرعتی عجیب رشد کرد.  به قول میکل گرین: کلیسا که با با چند نفر ماهیگیر تحصیل نکرده و فردی خراج گیر آغاز شد ، ظرف مدت سیصد سال بعد تمام دنیای شناخته شدهآن روزگار را در بر گرفت .این رشد برای این است که مسیحیان
می توانستند به سوال کنندگان بگویند :عیسی فقط برای برای شما نمرد ،او زنده است ! می توانید با او ملاقات کنید !
ایشان نیز چنین کردند و به #کلیسا پیوستند و کلیسا از آن قبر خالی در همه جا گسترش یافت.
چهار -  تجربه مسیحی ؛ ملیون ها نفر از مردمان از هر رنگ ، نژاد ، قبیله ، قاره ، و ملیت عیسی را تجربه کرده اند و به او ایمان آورده اند.امروزه میلیون ها مسیحی در سراسر جهان رابطه با عیسای مسیح ، قیام کرده را تجربه می کنند.

در خاتمه به گفته سی اس لوییس:"ما با شقی ترسناک مواجه هستیم ". عیسی یا دقیقا همانی بود (وهست) که می گفت ، یا می بایست دیوانه یا چیزی بدتر از آن باشد . به نظر سی اس لوییس ، روشن است که عیسی نه می توانست دیوانه باشد و نه شریر ؛ و به این ترتیب چنین نتیجه می گیرد:"هر چقدر هم عجیب یا ترسناک یا نا محتمل به نظر برسد ،  من باید این دیدگاه را بپذیرم که او خدا بود و هست. (اول قرنطیان 2؛ 2).

بستن درهای ظلمت

بستن درهای ظلمت -موعظه ای از داود کاظمیان / رازگاهان


قبل از هر چیز با هم دعا می‌کنیم: 
مطمئنا تا به حال چیزهایی در مورد قلمرو ظلمت و یا قلمرو تاریکی شنیدید؛ در واقع کتاب #مقدس از دو نوع قلمرو نام می‌برد که یکی قلمرو نور و یا جایهای آسمانی است و یکی هم قلمرو تاریکی و ظلمت است. ما وقتی هنوز به #عیسای #مسیح ایمان نداریم در قلمرو ظلمت زندگی می‌کنیم ولی وقتی اعلام می‌کنیم که به عیسای مسیح به عنوان خدای زنده ایمان داریم خدا ما را از قلمرو ظلمت به قلمرو نور منتقل می‌کند. البته این به خاطر این نیست که ما آدمهای خوبی هستیم بلکه این صرفا بواسطه فیض خداوند و بخاطر کاری است که عیسای مسیح بر بالای #صلیب برای ما انجام داده است. 
کلام خدا در کولسیان "کولسیان ۱: ۱۳ می‌گوید: "و ما را از قدرت‌ ظلمت‌ رهانیده‌، به‌ ملکوت‌ پسر محبت‌ خود منتقل‌ ساخت‌،" 
ولی متاسفانه وقتی ما در قلمرو نور یا در جایهای آسمانی قرار می‌گیریم کارهایی را انجام می‌دهیم که سبب می‌شود که گاهی یک روزنه و گاهی یک در و گاهی هم دروازه‌ای را به سوی قلمرو ظلمت باز کنیم و وقتی چنین دری بسوی قلمرو ظلمت باز می‌شود زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و سبب می‌شود که تلاطمهایی در زندگی ما و در خانواده ما بوجود آید و آن سلامتی را که خدا برای ما در نظر گرفته است را دچار اغتشاش کند. 
من چند وقت پیش داشتم فیلمی را در مورد سونامی می‌دیدم، ما سونامی‌هایی داشتیم که ارتفاع آنها حتی به ۵۲۰ متر می‌رسیده است. در واقع ما وقتی دری را بسوی قلمرو تاریکی باز می‌کنیم اجازه می‌دهیم که سونامی وارد زندگی ما و خانواده ما بشود. 
متاسفانه اگر کار به همین جا ختم می‌شد باز خوب بود اما وقتی چنین درهایی در زندگی ما باز می‌شود نه تنها خود ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد بلکه دیگران و بخصوص کلیسا را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. 
حالا چرا #کلیسا را تحت تاثیر قرار می‌دهد چون همه ما در عیسای مسیح، اعضای یک بدن هستیم و وقتی زندگی یکی از ایمانداران دچار تلاطم و سونامی می‌شود در واقع کل کلیسا را تحت تاثیر قرار می‌دهد در واقع از اول هم قصد شریر این است که از این طریق نه تنها زندگی ایمانداران را مورد حمله قرار دهد بلکه می‌خواهد کل کلیسا را هم تحت تاثیر قرار دهد. شریر نمی‌آید مگر برای دزدیدن و هلاک کردن. 
این درها فقط زمانی باز نمی‌شوند که ما از #روح‌القدس پر باشیم ولی مسئله این است که هیچ کس نمی‌تواند بگوید من در تمامی مدت از روح‌القدس پر هستم این شامل حال همه ما می‌شود از من و سایر خادمین و سایر اعضای کلیسا؛ ما در این دنیا زندگی می‌کنیم و محیط این دنیا این اجازه را نمی‌دهد که ما همواره از روح خدا پر باشیم. پس همه ما به نوعی و به شکلی سبب باز شدن این درها هستیم. 
این درها در زندگی ما ممکن است توسط خود ما یا توسط ارتباط با دیگران و یا بطور ناخواسته، به سوی قلمرو ظلمت باز شوند؛ شاید یک مثال این قضیه را بیشتر روشن کند مثلا ما وقتی شخصی را نمی‌بخشیم دری را بسوی قلمرو ظلمت باز می‌کنیم چون او را زیر قضاوت می‌بریم بنابراین خودمان را هم زیر قضاوت خداوند قرار می‌دهیم در واقع از تخت فیض خداوند جدا شده و زیر عدالت او قرار می‌گیریم چون کلام خدا می‌گوید محض فیض نجات پیدا کردید: 
اعمال رسولان باب پانزده آیه یازده می‌گوید: " بلکه‌ اعتقاد داریم‌ که‌ محض فیض خداوند عیسی‌ مسیح‌ نجات‌ خواهیم‌ یافت‌." 
اما صحبت امروز من بر این اساس نیست که ما چگونه و به چه وسیله‌ای این درها را باز می‌کنیم نه اینکه مهم نیست بلکه مهمتر از آن این است که این درهای باز شده را چگونه ببندیم. 
امروز با هم می‌خواهیم نگاهی به کلام خدا داشته باشیم و ببینیم چگونه می‌توانیم این درها را ببندیم. 
بستن این درها صرفا به عهده رهبران و خادمین کلیسا نیست این به عهده هر یک از ماست چون هر یک از ما اعضای بدن مسیح هستیم و هر نفر ما نسبت به این بدن مسئول هستیم به یاد داشته باشیم وقتی که یکی از این درها در زندگی هر ایمانداری باز می‌شود زندگی الباقی ایمانداران در کلیسا و از جمله من و شما را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. و این درها گاه گاهی توسط هر یک از ما باز می‌شود و هیچ استثنایی هم وجود ندارد. 
متی فصل ۱۸ 
۱۸ هرآینه‌ به‌ شما می‌گویم‌ آنچه‌ بر زمین‌ بندید، در آسمان‌ بسته‌ شده‌ باشد و آنچه‌ بر زمین‌ گشایید، در آسمان‌ گشوده‌ شده‌ باشد. ۱۹ باز به‌ شما می‌گویم‌ هر گاه‌ دو نفر از شما در زمین‌ درباره‌ هر چه‌ که‌ بخواهند متفق‌ شوند، هرآینه‌ از جانب‌ پدر من‌ که‌ در آسمان‌ است‌ برای‌ ایشان‌ کرده‌ خواهد شد. ۲۰ زیرا جایی‌ که‌ دو یا سه‌ نفر به‌ اسم‌ من‌ جمع‌ شوند، آنجا درمیان‌ ایشان‌ حاضرم. 
آیا تا به حال دعا کردن به نظر شما بیهوده آمده است؟ 
آیا تا به حال پیش خودتان فکر کردید این دعایی که من می‌کنم واقعا باعث می‌شود تا اتفاقی بیفتد یا تفاوتی را ایجاد می‌کند؟ 
آیا تا به حال پیش خودتان فکر کردید این دعایی که من می‌کنم واقعا از سقف بالاتر می‌رود یا فقط برای دل خوش کردن است؟ 
آیا تا به حال به نظرتان آمده که دعا کردن واقعا وقت تلف کردن است. 
گاهی اوقات دعا به نظر ما کسل کننده می‌آید چون باور نداریم که با دعای ما واقعا اتفاقی رخ می‌دهد. 
من مطمئنا که همه ما گاهی در این موارد دچار شک و تردید شدیم. 
اما شاگردان مسیح متوجه شده بودند که رابطه‌ای که عیسای مسیح با پدر آسمانی دارد کاملا متفاوت با رابطه‌ای است که آنها دارند. 
عیسای مسیح یک رابطه صمیمی با خداوند داشت رابطه‌ای که آنها نداشتند 
در واقع عیسای مسیح همه درخواستهای خودش را به حضور پدرش می‌آورد و به نظر می‌آمد که اتفاقاتی رخ می‌داد تغییراتی ایجاد می‌شد. 
از آن جهت که شاگردان مسیح می‌خواستند آن چیزهایی را که عیسای مسیح داشت داشته باشند در واقع شاگردان می‌خواستند همان رابطه‌ای را با پدر داشته باشند که عیسای مسیح داشت لذا از او خواستند که دعا کردن را به آنها یاد بدهد. 
آیا امروز شما هم می‌خواهید همان رابطه‌ای را که عیسای مسیح با پدر آسمانی داشت شما هم داشته باشید می‌خواهید دعای شما هم همان تاثیری را داشته باشد که دعای عیسای مسیح داشت؟ 
من امروز نمی‌خواهم یک فرمول به شما بدهم و بگویم هر کس این فرمول را رعایت کند دعای او به نتیجه خواهد رسید تنها این ارتباط قلبی شما با خداوند است که سبب شنیدن دعای شما می‌شود. 
اولین چیزی را که می‌خواهم به آن توجه کنید این است که راهکارهای آسمان با راهکارهای زمین کاملا متفاوت است. در واقع بر روی زمین چیزهایی وجود دارد که ما باید در ضدیت با آنها قرار داشته باشیم و اینها چیزهایی هستند که باید بسته بشوند. 
و چیزهایی وجود دارد که در راستای حیات روحانی ما قرار دارد و ما باید آن راهها را باز کنیم. 
در واقع این یک جنگ است بین قلمرو ظلمت و ملکوت نور. 
دوم قرنتیان فصل ۱۰: ۳-۴ می‌گوید: " ۳ زیرا هرچند در جسم‌ رفتار می‌کنیم‌، ولی به‌ قانون‌ جسمی جنگ‌ نمی‌نماییم‌. ۴ زیرا اسلحه‌ جنگ‌ ما جسمانی نیست‌ بلکه‌ نزد خدا قادر است‌ برای انهدام‌ قلعه‌ها، " 
ما در واقع در وسط جنگ روحانی قرار داریم ما در مقابل قدرتهای تاریکی و شرارت می‌جنگیم. و ما هیچوقت نباید فکر کنیم که شیطان دست از جنگ با ما بر می‌داره. دشمنی نیروهای تاریکی بسیار قدرتمند است اما نیروی بالقوه ما در این جنگ بسیار قدرتمندتر است. امروز قوت روح خداوند در ما عمل می‌کند و آن کسی که در ماست بسیار قدرتمندتر از آن کسی است که در این دنیاست. 
در کتاب یوحنا اول باب پنج آیه چهار می‌گوید: "زیرا آنچه‌ از خدا مولود شده‌ است‌، بر دنیا غلبه‌ می‌یابد" و امروز من و شما تولد تازه داریم و از خداوند متولد شدیم پس بر دنیا غلبه داریم. 
ما وقتی دعا می‌کنیم قدرت روح‌القدس را در زندگی خودمان و دیگران جاری می‌کنیم و قدرت او قدرت ما می‌شود و هیچ نیرویی در این زمین نمی‌تواند در مقابل آن بایستد. ما ابزار دست خداوند در این جنگ هستیم و نیروهای ظلمت فقط و فقط با دعای ما به لرزه می‌افتند. ما فقط و فقط زمانی که زانو می‌زنیم و دستهای ما رو به آسمان جهت صحبت با پدر آسمانی ما بلند می‌شود نیروهای ظلمت به لرزه می‌افتند. 
می دانید چرا نیروهای ظلمت با دعای من و شما به لرزه می‌افتند؟ 
برای اینکه خداوند از من و شما استفاده می‌کند؛ خداوند معمولا برای حرکت کردن، منتظر درخواست و دعای ما می‌ماند؛ 
برای من واقعا همه چیز در مورد دعا هنوز قابل درک نیست؛ من هنوز نفهمیدم که خدا چرا و چطور و چگونه عمل می‌کند. هنوز خیلی از چیزها در مورد دعا برای من در پرده ابهام قرار دارد؛ اما من یک چیز را از روی تجربه می‌دانم که امروز آنرا به شما انتقال می‌دهم و مطمئن هستم که شما هم آنرا تجربه کردید و یا اگر نکردید حتما این تجربه را خواهید کرد که ما وقتی در حضور خداوند دست به دعا بر می‌داریم او حرکت می‌کند او عمل می‌کند. 
ما باید با هم دعا کنیم چون این جنگ یک جنگ عظیم است. و ما نباید تنهایی به جنگ برویم ما باید دعا کنیم چون به ما قدرت داده شده تا در ملکوت خداوند دخیل باشیم و بتوانیم در آن موثر باشیم. 
یکی دیگر از دلایلی که باید با هم دعا کنیم این است که عیسای مسیح می‌گوید " هر گاه‌ دو نفر از شما در زمین‌ درباره‌ هر چه‌ که‌ بخواهند متفق‌ شوند، هرآینه‌ از جانب‌ پدر من‌ که‌ در آسمان‌ است‌ برای‌ ایشان‌ کرده‌ خواهد شد. " شاید خیلی از ما دعایی را که عیسای مسیح تعلیم داد و به دعای ربانی معروف است حفظ باشیم عیسای مسیح در این دعا می‌گوید: متی فصل ۶ 
" ای‌ پدر ما كه‌ در آسمانی‌، نام‌ تو مقدّس‌ باد. ۱۰ ملكوت‌ تو بیایـد. اراده‌ تو چنانكه‌ در آسمان‌ است‌، بر زمین‌ نیز كرده‌ شود. ۱۱ نان‌ كفاف‌ ما را امروز به‌ ما بده‌. ۱۲ و قرض‌های‌ ما را ببخش‌ چنانكه‌ ما نیز قرضداران‌ خود را می‌بخشیم‌. ۱۳ و ما را در آزمایش‌ میاور، بلكه‌ از شریر ما را رهایی‌ ده‌. زیرا ملكوت‌ و قوّت‌ و جلال‌ تا ابدالا´باد از آن‌ تو است‌، آمین‌." در این دعا می‌گوید ای پدر ما؛ نمی‌گوید ای پدر من؛ می‌گوید نان کفاف ما را، قرضها ما را، 
در واقع این یک دعای گروهی است؛ در واقع عیسای مسیح انتظار داشت که ایمانداران با هم دعا کنند؛ 
در زبان یونانی تعداد هشت لغت برای " متفق " وجود دارد یکی از این لغتها به مفهوم "برای هم ایستادن است" یعنی اینکه دو نفر با هم یک تصمیم واحد می‌گیرند اگر ما لغت متفق را به این مفهوم نگاه کنیم باید برویم یک نفر رو پیدا کنیم تا با ما در یک مورد خاص هم نظر باشد و با هم دعا کنیم و خدا به همین خاطر به دعای ما احترام می‌گذارد و به آن پاسخ می‌دهد! اما لغتی که در اینجا به یونانی استفاده شده "sum-pho-na-o," است و لغت متفق در اینجا به معنی همصدا شدن و هماهنگ شدن است دیدید وقتی نتهای پیانو هماهنگ هستند چه آهنگ زیبایی نواخته می‌شود در واقع دو تا نت یکی نیستند بلکه هماهنگ هستند. 
در واقع ما با شخص دیگری در مورد چیزی که در قلب من است دعا می‌کنیم چون در هر دو ما روح‌القدس قرار گرفته است و ما را هدایت می‌کند پس ما با هم در آن دعا همصدا و هماهنگ هستیم چون هر دو از یک روح تغذیه می‌شویم. و وقتی ما با هم در دعا همصدا می‌شویم خدا وارد عمل می‌شود و می‌گوید "انجام خواهد شد" چون ما همصدا به این دعا آمین می‌گوییم آمین یعنی من با انجام شدن این دعا موافق هستم. 
اگر دقت کنیم می‌بینیم که عیسای مسیح می‌گوید: " زیرا جایی‌ که‌ دو یا سه‌ نفر به‌ اسم‌ من‌ جمع‌ شوند، آنجا درمیان‌ ایشان‌ حاضرم " 
ما وقتی به حضور خدا می‌رویم مهم نیست که ما چی و یا کی هستیم نگویید من ضعیف هستم چون مهم نیست نگویید من اطلاعات کافی ندارم چون مهم نیست نگویید من آدم خوبی نیستم که خدا دعای من رو بشنود چون مهم نیست نگویید من ایمان کافی ندارم چون مهم نیست چیزی که مهم است این است که ما به اسم عیسای مسیح به حضور خدا می‌رویم و این اسم عیسای مسیح است که اهمیت دارد. 
ما وقتی برای جلال نام خداوند به حضور او می‌رویم برای انجام اراده او به حضور او می‌رویم و وقتی به نام عیسی دعا می‌کنیم در واقع همان موقع متوجه می‌شویم که او با ماست او در کنار ما حاضر است. ما حضور خداوند را تشخیص می‌دهیم. 
وقتی که ما با هم دعا می‌کنیم حتی اگر فقط دو نفر هستیم ما متوجه می‌شویم که تنها نیستیم عیسای مسیح در این آیات نگفت من آنجا حاضر خواهم شد نگفت تا شما دعاتون گرم بشود من هم می‌آیم بلکه گفت " آنجا درمیان‌ ایشان‌ حاضرم" او در میان ما حاضر است برای اینکه او در هر یک از ما ساکن است. 
ما معبدهای زنده خداوند هستیم پس در دعا باید به یکدیگر گوش بدهیم و با هم متحد باشیم. چون او با ماست او حاضر است و حضور او به ما برکت می‌دهد. 
وقتی قوم خدا با هم دست به دعا بر می‌دارند آرامی و سلامتی خداوند بر آنها فرو می‌ریزد؛ تا به حال اینرا تجربه کردید وقتی با هم دعا می‌کنیم آرامی و سلامتی خداوند فرو می‌ریزد. حتی من می‌شنوم بعضی‌ها می‌گویند چقدر حضور خدا قوی بود چقدر قابل لمس بود چون حضور خدا فرو می‌ریزد باران روح خدا فرو می‌ریزد 
می‌دانید چرا؟ چون درهای ظلمت بسته می‌شود هر در ظلمتی که در زندگی هر ایمانداری باز شده بسته می‌شود و درهای سلامتی و آرامی خداوند باز می‌شود. وقتی ما با هم دعا می‌کنیم خداوند حرکت می‌کند و ما را هم حرکت می‌دهد و آنوقت کلیسا حرکت می‌کند 
همه ما می‌خواهیم در نهایت به شباهت عیسای مسیح در بیاییم اما بدون مشارکت با هم قادر به این کار نخواهیم بود 
وقتی شخصی دعا می‌کند تمام کلیسا از این دعا برکت خواهند گرفت تمام کلیسا مبارک خواهند شد چون همه ما اعضای یک بدن هستیم و در عیسای مسیح یک هستیم. 
وقتی با هم دعا می‌کنیم روح خداوند وارد عمل شده و اتحاد و یکدلی را جاری خواهد کرد. سلامتی و آرامی روح خدا فرو خواهد ریخت چیزی که معمولا در کلیسا و در هنگام پرستش و دعا آنرا احساس می‌کنیم و قلبهای ما گرم می‌شود و آغوش باز خداوند را می‌بینیم. این بازتاب اقتداری است که ما ایمانداران در دعا داریم. 
دعای متحد تمامی درهای قلمرو ظلمت را نه تنها در زندگی ما بلکه در زندگی سایر ایمانداران نیز می‌بندد 
ما در عیسای مسیح کاهنان هستیم ما در عیسای مسیح اقتدار شفاعت برای گناهان دیگران را داریم ما اقتدار شفاعت برای قوم خدا را داریم وقتی دو نفر این درهای باز را بر روی زمین می‌بندند عیسای مسیح در میان آنها حاضر است و با آنها همصدا و هماهنگ است و او این درهای باز را در آسمان می‌بندد و وقتی ما درهای نور و سلامتی را بر ایمانداران و بر کلیسا باز می‌کنیم عیسای مسیح این درها را در آسمان برای ما باز می‌کند و خدا حرکت می‌کند و ما حرکت می‌کنیم و آرامی و سلامتی و برکت خداوند نه تنها بر ما و نه تنها بر سایر ایمانداران و کلیسای خداوند جاری می‌شود بلکه سایرین نیز این آرامی وسلامتی را می‌بینند و مجذوب کار عیسای مسیح و خداوند می‌شوند. 
چقدر در دعای متحد قدرت است. در دعای متحد افتدار و قدرت وجود دارد چون عیسای مسیح آنجا حاضر است و تمامی قدرت در آسمان و در زمین به عیسای مسیح داده شده است. 
بنابراین وقتی دعا می‌کنیم این ما نیستیم که دعا می‌کنیم این عیسای مسیح است که با ما دعا می‌کند؛ کلام خدا می‌گوید: " ۱۳ زیرا خداست‌ که‌ در شما برحسب‌ رضامندی خود، هم‌ اراده‌ و هم‌ فعل‌ را بعمل‌ ایجاد می‌کند. (فیلیپیان فصل ۲)" 
بیاد داشته باشیم ما همانطور که روی زمین مثل سایرین زندگی می‌کنیم متعلق به آسمان هستیم در واقع مخلوقاتی از ملکوت آسمان هستیم و اقتدار آسمان را داریم ما بین این دو قلمرو ایستادیم و اقتدار باز کردن و بستن درها را داریم. روح خدا در ما ساکن است و از طریق قلب ما دعای ما را به حضور خداوند می‌برد. 
افسسیان باب یک آیه سه: "متبارک‌ باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح‌ که‌ ما را مبارک‌ ساخت‌ به‌ هر برکت‌ روحانی در جایهای آسمانی در مسیح‌." 
قدرت کلیسا نه در تعداد افراد بلکه در اتحاد آنها با عیسای مسیح است. ممکن است ما بگوییم ما وقت کافی نداریم تا برای دعا با سایر ایمانداران جمع شده و دعا کنیم. 
اما اغلب افراد در اینجا تقریبا ازدواج کردند شما می‌تونید در خانه با همسر خودتان متحد بشوید و دعا کنید و مطمئن باشید اول زندگی خود شما مبارک خواهد شد. شما وقتی درهای ظلمت را می‌بندید مطمئن باشید که زندگی خود شما نیز پر برکت خواهد شد چون همه ما اعضای یک بدن هستیم. و افرادی هم که مجرد هستیم زمانی که با یک ایماندار دیگر هستند می‌توانند با هم دعا کنند. البته این به این معنی نیست که ما تنهایی نباید دعا کنیم روح خداوند در تمامی ایمانداران ساکن است عیسای مسیح در کنار تمامی ایمانداران ایستاده است بنابراین ما بصورت انفرادی هم می‌توانیم دعا کنیم. 
برای مثال می‌توانید از همین امروز شروع کنید از امروز با هم متحد شوید و از من شروع کنید بگویید خداوندا متحد می‌شویم برای برادرمان داود. ای خداوند هر دری که بسوی قلمرو ظلمت در زندگی این برادر باز شده به اسم عیسای مسیح می‌بندیم و دروازه‌های نور و سلامتی را در آسمان بر زندگی او جاری می‌سازیم. 
ما وقتی سایر ایمانداران را در مشکل و ناراحتی می‌بینیم خداوند از ما نمی‌خواهد که آنها را قضاوت کنیم بلکه از ما می‌خواهد که با هم متحد شده و برای آنها و برای کلیسای خداوند دعا کنیم: آمین 
ما نه تنهای برای بستن درهای ظلمت و تاریکی بلکه برای شفا، برای برکت، برای آینده برای شناخت خدا و برای هر چیز دیگری که سبب جلال خداوند می‌شود می‌توانیم در اتحاد دعا کنیم. 
هر کدام از شما فرزندان نور هستید، هر کدام از شما نور خداوند هستید، اجازه بدهید دیگران هم این نور را ببینند، این نور از این ساختمان و یا از اینجایی که من ایستادم ساطع نمی‌شود بلکه از تک تک شما ساطع می‌شود. شما در هر کجایی که هستید نور خدای زنده هستید؛ 
عیسی فرمود: «بگذارید نور شما بر مردم‌ بتابد تا اعمال‌ نیكوی شما را دیده‌، پدر شما را كه‌ در آسمان‌ است‌ تمجید نمایند» (متی ۵: ۱۶). 
دنیا بوم نقاشی خداوند است و خدا به دست هر یک از شما یک قلم مو داده است، مسئله این است که امروز می‌خواهید روی این بوم چه چیزی بکشید؟ 

با هم دعا می‌کنیم: ای خداوند ممنون هستیم برای کلام تو که جاری کننده قدرت و قوت است باشد باشد که جلال تو از طریق ما و بواسطه دعای ما در بین سایر اقوام دیده شود. ای خداوند به ما قوت عطا کن تا در تمامی شرایط متحد و برای هم و برای کلیسای تو در دعا بایستیم. ممنون هستیم که تو در میان ما در تمامی شرایط حاضر هستی و این اقتدار را به ما دادی که به نام تو درهاهی ظلمت را ببندیم و درهای آسمان را برای جلال نام تو باز کنیم. ای خداوند دعا کردن در اتحاد را به ما بیاموز؛ هم اینک متفق به حضور تو می‌آییم ای خداوند می‌بندیم هر دری را که از طریق ما بسوی ظلمت باز شده است و باز می‌کنیم درهای آرامی و سلامتی و نور را بر روی قوم تو و بر روی کلیسای تو؛ ای عیسای مسیح تو امین هستی که این درها را در آسمان ببندی و درهای نور را برای ما باز کنی چون می‌طلبیم به اسم عیسای مسیح آمین.

جبر یا اختیار

نجات- جبر یا اختیار؟



آیات مهم:
یوشع ۲۴: ۱۵- ... پس امروز برای خود اختیار کنید که را عبادت خواهید نمود.
متی ۲۳: ۳۷- ... چند مرتبه خواستم ... و نخواستید.
یوحنا ۷: ۱۷- اگر کسی بخواهد اراده او را به عمل آرد، درباره تعلیم خواهد دانست که از خدا است یا آنکه من از خود سخن می‌رانم.
یوحنا ۱۵: ۱۶- شما مرا برنگزیدید بلکه من شما را برگزیدم.
اعمال ۷: ۵۱- شما پیوسته با روح‌القدس مقاومت می‌کنید.
اعمال ۱۳: ۴۶- لیکن چون آن (کلام خدا) را رد کردید .... همانا به سوی امتها توجه نماییم.
رومیان ۸: ۲۹-۳۰- زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود ... و ایشان را خواند ... عادل گردانید ... جلال داد.
رومیان ۹: ۱۰-۲۴- مطابق اراده اش، هر که را می‌خواهد رحم می‌کند و هر که را می‌خواهد سنگدل می‌سازد.
رومیان ۱۱: ۳۲- زیرا خدا همه را در نافرمانی بسته است تا بر همه رحم فرماید.
افسسیان ۱: ۴-۵- چنانکه ما را پیش از بنیاد عالم ... برگزید.
اول تیموتائوس ۲: ۴- که (خدا) می‌خواهد جمیع مردم نجات یابند و به معرفت راستی گرایند.
اول پطرس ۱: ۲- (مسیحیان) برگزیدگان بر حسب علم سابق خدای پدر (می باشند).
دوم پطرس ۱: ۱۰- ... دعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید.
طرح مساله
عیسی در یوحنا ۸: ۳۴ و پولس رسول در (رومیان ۶: ۱۴-۱۸ )به روشنی می‌گویند که بی ایمانان بردۀ گناه هستند. بی ایمانان، بدون کمک خدا، نمی‌توانند امور الهی را بفهمند (اول قرنتیان ۲: ۱۴). آنان نمی‌توانند با قدرت خودشان عدالت را انتخاب کنند. هیچکس نمی‌تواند نزد #عیسی بیاید مگر اینکه پدر او را جذب کند (یوحنا ۶: ۴۴)، و هیچکس نمی‌تواند پدر را بشناسد مگر اینکه پسر او را مکشوف سازد (متی ۱۲:۲۷-۲۸.)
ما در لوقا۲۴: ۴۵ و اعمال ۱۶: ۱۴ نمونه‌هایی را می‌بینیم که در آنها خدا قلب انسانها را می‌گشاید تا حقایق روحانی را ببینند و درک کنند.
هم عیسی و هم پولس رسول می‌گویند که بی ایمانان می‌توانند از بردگی گناه آزاد شوند (یوحنا ۸: ۳۶، رومیان ۶: ۱۷-۱۸). پولس همچنین می‌گوید که ایمانداران به غلامان عدالت تبدیل می‌شوند. این نجات نتیجه اعمال انسانی نیست، بلکه عطای مجانی خدا است (به رومیان۶: ۲۳؛ افسسیان ۲: ۸-۹ )و تفسیر آنها مراجعه کنید.
عیسی فرمود که شاگردان او را برنگزیدند، بلکه او آنان را برگزید تا رفته و میوه بیاورند (یوحنا ۱۵: ۱۶). پولس رسول می‌گوید که خدا ما را پیش از بنیاد عالم برگزید (افسسیان ۱: ۴)، و نیز می‌گوید که خدا ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم (افسسیان ۱: ۵،۱۱). انتخاب ما مطابق پیش دانی خدا است (رومیان ۸: ۲۹-۳۰؛ اول پطرس ۱: ۲). در رومیان ۹: ۱۶، پولس تاکید می‌کند که انتخاب خدا بر تلاش یا خواست انسان متکی نیست، بلکه مبتنی بر رحمت او است.
همه مسیحیان اعتقاد دارند که نجات فقط بر اساس فیض و رحمت خدا ممکن می‌شود و اینکه ما برای کسب نجات خود نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. اما در اینجا مساله‌ای مطرح می‌شود. آیا این سخن بدین معنی ست که ما در نجات خویش به هیچ وجه امکان انتخاب کردن نداریم؟ آیا توبه و ایمان تجاربی هستند که ما به خواست و انتخاب خود تجربه شان می‌کنیم؟ یا تجاربی هستند که خدا به خواست و انتخاب خود آنها را در ما پدید می‌آورد؟ آیا انسان این قدرت را دارد که در برابر فیض خدا مقاومت کند و به او «نه» بگوید؟
آیا انسان در نجات خود از حق انتخاب برخوردار است؟
فرقه‌های مختلف مسیحی پاسخهای متفاوتی برای این سوال دارند. برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که این خدا است که انتخاب می‌کند چه کسی نجات پیدا خواهد کرد، و انسان در این مورد قدرت انتخاب ندارد، چون برده گناه است. این دسته از مسیحیان بر این عقیده اند که خدا برای نجات، فقط برخی از انسانها را انتخاب می‌کند و نه همه را؛ و بقیه را برای هلاک شدن بر می‌گزیند. این گروه از مسیحیان به این آیات استناد می‌کنند: متی ۲۲: ۱۴ (طلبیدگان بسیارند و برگزیدگان کم)، و رومیان ۹: ۲۲-۲۳ (خدا برخی ظروف را برای هلاکت و برخی ظروف را برای جلال معین کرد). در رومیان ۹: ۱۸پولس می‌نویسد: «بنابراین هر که را می‌خواهد رحم می‌کند و هر که را می‌خواهد سنگدل می‌سازد.» در جایی دیگر از کتاب مقدس گفته می‌شود که برخی اشخاص برای حیات ابدی مقرر شده اند (اعمال ۱۳: ۴۸) و برخی دیگر برای لغزش و نا اطاعتی (اول پطرس ۲: ۸). این دسته از مسیحیان بر این عقیده اند که خدا هر که را باید نجات یابد، انتخاب می‌کند؛ آنگاه فقط کسانی را که برگزیده است، قادر می‌سازد تا توبه کنند (دوم تیموتائوس ۲: ۲۵)، و ایمان آورند (فیلپیان ۱: ۲۹).برگزیدگان خودشان هیچ حق انتخابی ندارند و نمی‌توانند نجات الهی را رد کنند.
اما عدۀ دیگری از مسیحیان بر این عقیده اند که انتخاب خدا تنها عامل تعیین کننده در نجات ما نیست، و ما نیز در نجات خود سهمی داریم. طبق نظر این دسته از مسیحیان، مثلا قوم یهود در عهد عتیق، اگر چه هیچ شایستگی نداشتند که خدا انتخابشان کند، اما خدا ایشان را برگزید و سپس این انتخاب را پیش روی ایشان گذاشت تا از او پیروی کنند (تثنیه ۳۰: ۱۹؛ یوشع ۲۴: ۱۵). در عهد جدید، عیسی فرمود که اگر کسی بخواهد اراده او را به عمل آورد، تعلیم خدا را تشخیص خواهد داد (یوحنا ۷: ۱۷). به ما حکم شده است که توبه کنیم (اعمال۲: ۳۸) و ایمان آوریم (رومیان ۱۰: ۹-۱۰) تا نجات بیابیم. طبق این نظر، خدا ابتدا ما را می‌خواند، اما ما می‌توانیم در برابر دعوت خدا و اراده او مقاومت کنیم.
برخی از #مسیحیان که پیرو دیدگاه دوم هستند، اعتقاد دارند که خدا شخص بی ایمانی را که برده گناه است، از اسارت گناه آزاد می‌سازد تا اینکه وی در شرایطی قرار گیرد که بتواند مجددا دست به انتخاب آزاد بزند. اگر شخص آزاد شده خدا را برگزیند، نجات یافته است؛ اما اگر شیطان را برگزیند، مجددا در بندگی گناه گرفتار شده، تحت لعنت قرار می‌گیرد. برخی نیز معتقدند که انسانها چنان در بند گناه گرفتارند که هرگز خدا را انتخاب نمی‌کنند. بنابراین، معتقدند در امر نجات، انتخاب با خدا است، و در امر هلاکت، انتخاب با انسان است. به عبارت دیگر، اگر خدا فردی را برای نجات برگزیند و او با خدا مقاومت نکند، نجات خواهد یافت؛ اما اگر مقاومت کند، خدا او را مجبور نمی‌سازد که نجات یابد و او با این انتخاب خود، قدم در طریق هلاکت می‌گذارد.
اما آیا می‌توانیم بدین شکل در برابر خدا مقاومت کنیم؟ بسیاری از مسیحیان اظهار می‌دارند که چون خدا قادر مطلق است، ما که هستیم که در برابر خالق مقاومت کنیم (رومیان ۹: ۱۹-۲۱)؟ اما برخی دیگر از مسیحیان معتقدند که علیرغم اینکه خدا قادر مطلق است. اما آزادی انتخاب کردن را به ما عطا فرموده است. آنان به آیاتی اشاره می‌کنند که در آنها انسانها در برابر خواست خدا مقاومت می‌کنند (متی ۲۳: ۳۷؛ اعمال ۷: ۵۱، ۱۳: ۴۶)؛ همچنین آیاتی را خاطر نشان می‌سازند که به ما هشدار می‌دهند در برابر خدا مقاومت نکنیم (دوم قرنتیان بیست و پنج ۶: ۱؛ عبرانیان ۳: ۵، ۱۳، ۱۲: ).
بنابراین، مشاهده می‌کنیم که مسیحیان به این مساله سه پاسخ مهم می‌دهند: ۱) انسان در نجات یا هلاکت خود از هیچ حق انتخابی برخوردار نیست؛ ۲) انسان در هر دو مورد از حق انتخاب برخوردار است؛ ۳) انسان نمی‌تواند نجات را انتخاب کند، اما پس از اینکه خد او را فرا خواند، آنگاه می‌تواند در برابر دعوت خدا مقاومت کند و هلاکت را بگزیند.
این سه دیدگاه در مورد اینکه آیا ما در نجات خویش حق انتخاب داریم یا نه، توسط مثال زیر روشنتر می‌شود: پسری جوان در حالی که دست و پایش بسته است، در کنار جاده افتاده است. وضعیت وی بیانگر شخص بی ایمانی است که اسیر گناه است. در این حین، مردی سوار بر اسب از این جاده عبور می‌کند. او را می‌توان نمایانگر خدا دانست که می‌خواهد همه نجات یابند. مردی که سوار اسب است، می‌تواند سه کار انجام دهد. ۱) او می‌تواند دست و پای پسر را باز نکند، اما او را بر اسب گذاشته با خودببرد. این حالت شبیه دیدگاه کسانی است که معتقدند که ما در نجات خود هیچ انتخابی نداریم، و این قدرت را نیز نداریم که در برابر قدرت خدا مقاومت کنیم. ۲) این مرد می‌تواند دست و پای پسر جوان را باز کند و از او بپرسد که ایا می‌خواهد با او برود یا نه. اگر پسر جوان خواست که با او همراه شود، او را سوار اسب می‌کند و با هم به راه می‌افتند. این حالت معرف دیدگاه کسانی است که طبق آن، خدا ابتدا ما را آزاد می‌کند تا ما بتوانیم در مورد نجات یا هلاکت خود تصمیم بگیریم؛ ۳) این مرد می‌تواند پس از سوار کردن پسر جوان دست و پای او را باز کند. در این حالت، پسر جوان اگر بخواهد، می‌تواند از سوی اسب به بیرون بپرد؛ اما اگر هیچ کاری انجام نداد، اسب او را با خود حمل می‌کند. این حالت معرف دیدگاه کسانی است که معتقدند خدا ما را انتخاب کرده است و هر آنچه را که برای نجات لازم است، به عمل آورده؛ اما ما می‌توانیم در برابر خدا مقاومت کرده، عمل او را نپذیریم.
خلاصه مطلب این است که مطابق دیدگاه نخست، خدا انتخاب لازم را دز مورد نجات یا هلاکت ما انجام داده است.مطابق دیدگاه دوم، خدا به انسان این آزادی را داده که نجات یا هلاکت را انتخاب کند. مطابق دیدگاه سوم، انتخاب خدا برای انسان، نجات است و او هر آنچه را که در این مورد لازم بوده، انجام داده است؛ اما انسان می‌تواند هلاکت را انتخاب کند.
آیا خدا تمامی انسانها را خوانده است؟
آیا خدا می‌خواهد هر انسانی نجات یابد یا اینکه او فقط خواهان نجات برخی از انسانها است؟ در متی ۲۲: ۱۴ عیسی می‌فرماید: «طلبیدگان و برگزیدگان کم.» از کلام خدا به روشنی مشهود است که عیسی منجی جهان است (یوحنا ۴: ۴۲؛ اول یوحنا ۴: ۱۴)، و نیز اینکه او مرد تا گناهان جهان را بردارد (یوحنا ۱: ۲۹؛ اول یوحنا ۲: ۲). علاوه بر این، پولس رسول می‌گوید که خدا می‌خواهد تا جمیع مردم نجات یابند (رومیان ۱۱: ۳۲؛ اول تیموتائوس ۲: ۴-۶؛ دوم پطرس ۳: ۹).عبارت «جمیع مردم» به چه معنی است؟
برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که عبارت «جمیع مردم»، به معنی «انسانهایی از هر گروه و قشر» است؛ یعنی خدا عدۀ مشخصی را از تمامی گروههای انسانی خوانده و انتخاب کرده است. آنان بر این عقیده اند که خدا می‌خواهد تا خبر خوش مسیح در تمامی جهان منتشر شود، اما او عطای ایمان را تنها به شماری اندک از هر گروه انسانی بخشیده است. اما مسیحیان دیگر بر این عقیده اند «جمیع مردم» به معنی «تک تک انسانها» است. بدین معنی، اگر چه خدا همه انسانها را خوانده است، اما این تنها ایمانداران هستند که می‌توان ایشان را «برگزیدگان» خواند (هر دو معنی را می‌توان از متن یونانی استنباط کرد).
در مورد کسانی که در مورد عیسی چیزی نشنیده اند، چه باید گفت؟ آیا آنان می‌توانند نجات یابند؟ بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که چنین اشخاصی نمی‌توانند نجات یابند. تمامی انسانها طبیعتا گناهکارند و همه سزاورا مرگند (رومیان ۳: ۱۰-۱۲). بجز خود مسیح، هیچ طریق دیگری برای نجات یافتن وجود ندارد (یو حنا ۱۴: ۶، اعمال۴: ۱۲). بنابراین پولس رسول در رومیان ۱۰: ۱۳-۱۴ چنین می‌نویسد: «زیرا هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده اند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیده اند؟ و چگونه بشنود بدون واعظ؟» این امکان وجود دارد که خدا نسبت به کسانی که هرگز درباره عیسی چیزی نشنیده اند، رحمت کند (لوقا ۱۲: ۴۷-۴۸؛ رومیان ۲: ۱۲)؛ اما این دیگر تصمیم خود خداست . کتاب مقدس به روشنی به ما نمی‌گوید که خدا در مورد کسانی که در مورد عیسی هرگز چیزی نشنیده اند، چه خواهد کرد. با وجود این، کتاب مقدس به روشنی بیان می‌دارد که این مسئولیت ما است که در مورد عیسی مسیح با دیگران سخن بگوییم.
خلاصه
در این مقاله، سوالاتی بغرنج و پیچیده مطرح شد. کتاب مقدس به این سوالات پاسخی قطعی نمی‌دهد. اراده خدا عمیق و غیر قابل درک است! حکمت و دانش او چه ژرف است (رومیان ۱۱: ۳۳-۳۶)! شاید این دیدگاهها در جای خود صحیح باشند. یوحنای رسول می‌نویسد: «ما او را محبت می‌نماییم زیرا که او اول ما را محبت نمود» (اول یوحنا ۴: ۱۹). شاید ما بتوانیم بگوییم: «ما خدا را بر می‌گزینیم، چون او ابتدا ما را برگزید.» نجات کار خدا است؛ اما به نظر می‌رسد که ما نیز در این میان سهمی داریم. پولس در آیات زیر به این دو امر اشاره می‌کند... «نجات خود را به ترس و لرز به عمل آورید. زیرا خداست که در شما برحسب رضامندی خود، هم اراده و هم فعل را به عمل ایجاد می‌کند» (فیلپیان  دو : ۱۲-۱۳).
به نقل از رازگاهان

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...