خلاصه کتاب سوالات زندگی / قسمت سوم کلاس آلفا /آشنایی با مسیحیت
چه شواهدی برای اثبات گفته های عیسی وجود دارد؟
به منظور ارزیابی این امر میتوان ، سه احتمال را بررسی کرد.
تعالیم او ؛ تعالیم او گسترده وهمچون بزرگترین تعالیمی شناخته شده که تاکنون بر زبان انسان جاری شده است.موعظه بالای کوه حاوی تعالیمی بسیار چالش انگیز و بنیادین است:"دشمنان خود را محبت نمایید".(متی44؛5) ؛"گونه دیگر را نیز به سوی او بگردان"(متی:39؛5)"با مردم همان گونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند"(لوقا31؛6)
جان مورتیمر خالق سریال تلوزیونی رامپول ،که همه او را به عنوان عضو برجسته ملحدین برای جامعه #مسیحیت می شناختند زمانی که به مسیحیت ایمان آورد،از او پرسیدند چرا دچار چنین تغییری شده است ، پاسخ داد:"چون تاثیر نسلی را بر جامعه دیدم که خدا ،ودر نتیجه اخلاقیات مسیحی را رد کرده است ، تردیدی نیست که انجیل ها نظام اخلاقیاتی را به دست می دهند که اگر می خواهیم از فجایع اجتماعی اجتناب کنیم ، باید به سوی آن باز گردیم".
کارهای او ؛ برای اثبات ادعای خارق العاده #عیسی ، مناسب است نه تنها به گفته های او، بلکه به کرده های او نیز توجه کنیم ، عیسی فرمود: معجزاتی که من انجام می داد شاهدی هستند بر این که "پدر در من است و من در او(یوحنا۳۸؛۱۰)
او وقتی به یک ضیافت رفت ، آب را تبدیل به شراب کرد (یوحنا۲؛۱-۱۱). او خوراک سفر شخصی را گرفت و آن را چنان تکثیر نمود که هزاران نفر را سیر کرد(مرقس۶؛۳۰-۴۴). او برپدیده های طبیعت تسلط داشت و می توانست با باد و امواج سخن گوید و طوفان را آرام سازد (مرقس۴؛۳۵-۴۱). و چشمگیر ترین شفا ها را به عمل آورد : باز کردن چشمان شخصی نابینا ، شفای مفلوج ، طوری که توانست راه برود . وقتی از بیمارستانی دیدن کرد ،مردی که سی و هشت سال معلول بود ، توانست بستر خود را بردارد و راه برود (یوحنا۵؛۱-۹). او مردمان را از نیروهای شریر که بر زندگی شان مسلط بودند آزاد کرد. در مواردی نیز مرده ها را زنده کرد(یوحنا۱۱؛۳۸-۴۴)
با این حال در شرح کارهای او تنها معجزات نبود که کارهای او را چنین اثر بخش می ساخت ،محبت او خصوصا محبتش به مطرودان مثل جزامیان و روسپیان ،بود که انگیزه همه کارهایش بود . برترین تجلی محبت او برای ما بر صلیب نمایان شد،زمانی که زندگی خود را در راه دوستانش فدا کرد (یوحنا۱۵؛۱۳). اینها مسلما کارهای شخصی شریر یا کسی که دچار توهم شده باشد نیست.
سیرت او ؛ سیرت عیسی بر ملیون ها نفر که خود را مسیحی نمی دانند اثر گذاشته است.
برنارد لوین در باره عیسی می گوید:آیا طبیعت مسیح در کلمات عهد جدید ، کافی نیست که در روح هر کسی که روح دارد نفوذ کند؟ پیام او هنوز روشن است.تسلایش هنوز اثر بخش است.و سخنانش هنوز پر از جلال و حکمت و محبت است.
مجله تایمز چنین نوشت:"عیسی ، پایدارترین نماد پاکی ، ایثار ، و محبت در تاریخ بشریت غرب".
در اینجا کسی را می بینیم که مظهر فروتنی بود ، نه ضعف ؛ مظهر از خود گذشتگی بود اما هرگز بر خود دلسوزی نمی کرد ؛ مظهر شادی بود اما نه به بهای رنج دیگران ، مظهر مهربانی بود ، اما نه اغماض . او کسی بود که حتی دشمنانش هم نمی توانستند خطایی در او بیابند و دوستانش نیز می گفتند که گناهی در او نیست. گفته می شود سیرت هر کس زمانی پیدا می شود که در رنج قرار گیرد ، وقتی #عیسی را شکنجه می کردند، فرمود:"ای پدر اینها را بیامرز ، زیرا که نمی دانند چه می کنند".(لوقا 23؛34) قطعا چنین شخصی نمی تواند شریر یا نامتعادل باشد.
او نبوت عهد عتیق را تحقق بخشید
عیسی بیش از سیصد نبوت را تحقق بخشید(که در طول بیش از پانصد سال از زبان افراد مختلف گفته شد). من (نیکی گمبل) فکر می کنم بعضی ممکن است بگویند عیسی حقه بازی بود که عمدا تصمیم گرفت این نبوت ها را تحقق بخشد تا نشان دهد همان مسیحی است ، که در عهد عتیق پیش بینی شده بود.
اولا تعداد این نبوت ها چنین کاری را بسیار دشوار می ساخت. ثانیا از نقطه نظر انسانی او کنترلی بر بسیاری از آنها نداشت. برای مثال نحوه دقیق مرگ او(اشعیا؛۵۳)محل تدفینش ، وحتی محل ولادتش(میکا۵؛۲) در عهد عتیق پیشگویی شده بود.
قیام او ؛ قیام جسمانی عیسی از مردگان زیر بنای مسیحیت است.
برای خود من (نیکی گمبل)از طریق زندگی ، مرگ ، و خصوصا قیام عیسی بود که ایمان آوردم خدایی هست.
تام رایت اسقف اعظم دورهام و عالم الهی میگوید:ادعای مسیحیت این نیست که ، عیسی خدایی است که قبلا اورا می شناختیم بلکه این است که ، قیام عیسی قویا بیان می دارد که جهان خالقی دارد، واینکه این خالق را باید از دید عیسی نگریست.
اما چه شاهدی وجود دارد که این قیام به راستی رخ داده است؟
یک - نبودن او در قبر: نظریه های مختلفی مطرح شد تا توجیه کنند که چرا پیکر عیسی در آن روز یکشنبه در قبر نبود مثلا گفته شده عیسی روی #صلیب نمرده و زمانیکه در قبر گذاشته شده بود هنوز زنده بوده ، وبعد به هوش آمده اما ضربات شلاق رومیان ، کافی بود تا هر انسانی را بکشد.و بعد عیسی را به صلیب میخکوب کردند واو شش ساعت درآن حالت از صلیب آویزان بود و دیگر آنکه آیا شخصی در ان شرایط می توانست سنگی را که بیش از یک تن و نیم وزن داشت جابجا کند؟و همچنین سربازان باید اطمینان می یافتند که مصلوب شده بر صلیب مرده است و در صورتی که محکومی فرار می کرد خودشان محکوم به اعدام می شدند.(بیاد داشته باشیم این اتفاقات از زبان صدها نفر گفته شده و دشمنان عیسی اگر در آن زمان ، نقطه ظعفی را می یافتند ، بی شک از آن به هیچ عنوانی نمی گذشتند). ودر اخرهنگامی که عیسی جان سپرد ، یکی از لشکریان به پهلوی او نیزه ای زد که در آن ساعت خون و آب بیرون آمد(یوحنا۱۹؛۳۴) واین به لحاظ علمی به معنای جدا شدن خون از سروم است و نشانه مرگ کامل است.
دوم اینکه بعض می گویند که شاگردان پیکر عیسی را دزدیدند و شروع به شایعه سازی کردند که او از مردگان برخاسته است . در این مورد می توان گفت اولا قبر شدیدا تحت مراقبت قرار داشته است. دوما این نظریه به روانشناختی غیر محتمل است . شاگردان به هنگام مرگ عیسی افسرده و پریشان بودند.محرکی خارق العاده لازم بود تا پطرس رسول را ازانکار کننده ای غم زده و مایوس به مردی تبدیل کند که در روز #پنطیکاست چنان نیرومند موعظه کرد که سه هزار نفر ایمان آوردند.دیگراینکه ایشان تا چه حد می توانستند تحمل کنند برای اعتقاد خود رنج بکشند(شلاق ، شکنجه ، و حتی برای بعضی از آنان مرگ)غیر قابل قبول می نما ید که ایشان حاضر می شدند همه اینها رابرای چیزی متحمل شوند که می دانستند درست نیست. عده ای هم می گویند پیکر را مقامات دزدیدند.
این نظریه هم کمتر محتمل است . اگر چنین بود ، چرا برای رفع شایعه قیام او ، آن را نشان ندادند ؟
قطعا مقامات چه یهودی و چه رومی اگر می دانستند که پیکر عیسی کجاست از همه امکاناتی که داشتند استفاده می کردند تا پیکر را به همه نشان دهند.شاید شگفت انگیز ترین مدرک در خصوص نبودن عیسی در قبر توصیفی است که یوحنا از کفن می دهد. وقتی پطرس و یوحنا به قبر رفتند کفن را دیدند که مانند پیله ابریشم بود که پروانه از آن بیرون خزیده باشد ، گویی عیسی از کفن بیرون خزیده بود بدون اینکه کفن به هم خورده باشد .جای تعجب نیست که یوحنا دید و ایمان آورد(یوحنا20؛8)
دو – ظهور های او بر شاگردان ؛ آیا اینها هذیان بود ؟ (هذیان در فرهنگ آکسفورد چنین معنی شده = ادراک شی ئی خارجی که وجود ندارد) و هییجان معمولا در افرادی بسیار هیجانی ، بسیار خیال پرداز و بسیار عصبی ، و یا افراد بیمار یا معتاد بروز می نماید. شاگردان عیسی در هیچ یک از این دسته بندی ها جای نمی گیرند .ماهی گیرانی تنومند،خراج گیران ، و شکاکانی نظیر توما به علاوه عیسی در یازده موقعیت مختلف در طول مدت شش هفته بر شاگردان ظاهر شد .تعداد این مورد و توقف ناگهانی آنها سبب می شود که نظریه هذیان بسیار غیر محتمل باشد.
ودیگر اینکه بیش ازپانصد نفر عیسای قیام کرده را دیدند . شاید یک نفر به تنهایی هذیان بگوید یا دو و یا سه نفر اما آیا احتمال دارد پانصد نفر همان هذیان را با هم ببینند ؟
تکه ای از ماهی بریان خورد (لوقا 24؛ 42-43). برای شاگردان صبحانه پخت (یوحنا 21؛1-14)
سه – واقعیت قیام عیسی بر جهان اثری حیرت انگیز داشت. کلیسا پا به عرصه وجود گذاشت و با سرعتی عجیب رشد کرد. به قول میکل گرین: کلیسا که با با چند نفر ماهیگیر تحصیل نکرده و فردی خراج گیر آغاز شد ، ظرف مدت سیصد سال بعد تمام دنیای شناخته شدهآن روزگار را در بر گرفت .این رشد برای این است که مسیحیان
می توانستند به سوال کنندگان بگویند :عیسی فقط برای برای شما نمرد ،او زنده است ! می توانید با او ملاقات کنید !
ایشان نیز چنین کردند و به #کلیسا پیوستند و کلیسا از آن قبر خالی در همه جا گسترش یافت.
چهار - تجربه مسیحی ؛ ملیون ها نفر از مردمان از هر رنگ ، نژاد ، قبیله ، قاره ، و ملیت عیسی را تجربه کرده اند و به او ایمان آورده اند.امروزه میلیون ها مسیحی در سراسر جهان رابطه با عیسای مسیح ، قیام کرده را تجربه می کنند.
در خاتمه به گفته سی اس لوییس:"ما با شقی ترسناک مواجه هستیم ". عیسی یا دقیقا همانی بود (وهست) که می گفت ، یا می بایست دیوانه یا چیزی بدتر از آن باشد . به نظر سی اس لوییس ، روشن است که عیسی نه می توانست دیوانه باشد و نه شریر ؛ و به این ترتیب چنین نتیجه می گیرد:"هر چقدر هم عجیب یا ترسناک یا نا محتمل به نظر برسد ، من باید این دیدگاه را بپذیرم که او خدا بود و هست. (اول قرنطیان 2؛ 2).

No comments:
Post a Comment