Thursday, 9 May 2019

مزامیر ۳۸

#کتاب_مزامیر_فصل_سی_و_ششم

عنوان: محبتت چه گرانقدر است، برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، خدمتگزار خداوند.
1نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا می‌دهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست.
2زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق می‌گوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است!
3سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است.
4حتی بر بستر خود طرح شرارت می‌ریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمی‌گرداند.
5خداوندا، محبتت تا به آسمانها می‌رسد و وفاداریت تا به ابرها.
6عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگری‌ات به‌سان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات می‌بخشی.
7خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنی‌آدم در سایۀ بالهایت پناه می‌جویند.
8از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب می‌شوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان می‌نوشانی.
9زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را می‌بینیم.
10محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راست‌دلان.
11مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند.
12بنگر که شرارت‌پیشگان چگونه فرو افتاده‌اند؛ به خاک افکنده شده‌اند و یارای برخاستنشان نیست!

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...