#کتاب_لاویان_فصل_بیست_وچهارم
مجازات کفر
10روزی پسر زنی اسرائیلی که پدرش مصری بود، به میان بنیاسرائیل بیرون رفت، و میان پسرِ زنِ اسرائیلی و مردی اسرائیلی نزاعی در اردوگاه درگرفت.
11پسری که مادرش اسرائیلی بود ناسزاگویان، نام مقدس (24:11 در اصل عبری، واژۀ ”مقدس“ نیامده است؛ همچنین در آیۀ 16.) را کفر گفت؛ پس او را نزد موسی آوردند. مادر او شِلومیت نام داشت، دخترِ دِبْری از قبیلۀ دان.
12پس او را در حبس گذاشتند، تا کلام خداوند بر آنان معلوم گردد.
13آنگاه خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
14«آن کس را که ناسزا گفته است از اردوگاه بیرون ببر، و همۀ کسانی که شنیدند بر سر وی دست بگذارند، و تمام جماعت او را سنگسار کنند.
15بنیاسرائیل را خطاب کرده، بگو: هر که خدای خود را ناسزا گوید، باید متحمل گناه خود شود.
16هر که نام خداوند را کفر گوید باید حتماً کشته شود؛ تمام جماعت باید او را سنگسار کنند. هرگاه کسی نام مقدس را کفر گوید باید کشته شود، خواه غریب و خواه بومی.
17«هر که جانِ انسانی را بگیرد، باید حتماً کشته شود.
18هر که جان چارپایی را بگیرد، باید عوض دهد: جان در عوض جان.
19اگر کسی به همسایۀ خود آسیب رسانَد، با وی همان شود که خود کرده است:
20شکستگی به عوض شکستگی، چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان؛ به همانگونه که به آن شخص آسیب رسانیده است، باید به او رسانیده شود.
21هر که چارپایی را بکشد باید برای آن عوض دهد، و هر که انسانی را بکشد باید کشته شود.
22برای غریب و بومی، شما را یک قانون باشد، زیرا من یهوه خدای شما هستم.»
23آنگاه موسی با بنیاسرائیل سخن گفت، و آنان شخصی را که ناسزا گفته بود از اردوگاه بیرون برده، به سنگ سنگسار کردند. پس بنیاسرائیل چنانکه خداوند به موسی فرمان داده بود، عمل نمودند.
No comments:
Post a Comment