Friday, 14 December 2018

مرقس 15

                             

گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی

  
محکوم شدن #عیسی
 1   بامدادان، بی‌درنگ روسای کهنه با مشایخ و کاتبان و تمام اهل شورا مشورت نمودند و عیسی را بند نهاده، بردند و به پیلاطُس تسلیم کردند.

در حضور پیلاطس
2 پیلاطُس از او پرسید، آیا تو پادشاه #یهود هستی؟ او در جواب وی گفت، تو می‌گویی.
نکته : سکوت عیسی تا اینجا بسیار جالب است و ایماندار باید بداند که خیلی جاها سکوت لازم است.
اول پطرس 2 ، 23  چون او را دشنام میدادند، دشنام پس نمی داد و چون عذاب می کشید تهدید نمی نمود، بلکه خویشتن را به داور عادل تسلیم کرد.
 3   و چون روسای کهنه ادّعای بسیار بر او می‌نمودند،
 4   پیلاطُس باز از او سوال کرده، گفت، هیچ جواب نمی‌دهی؟ ببین که چقدر بر تو شهادت می‌دهند!
 5   امّا عیسی باز هیچ جواب نداد، چنانکه پیلاطُس متعجّب شد.
صدور حکم مصلوب شدن
 6   و در هر عید یک زندانی، هر که را می‌خواستند، به جهت ایشان آزاد می‌کرد.
 7   و براَبّا نامی با شُرکای فتنه او که در فتنه خونریزی کرده بودند، در حبس بود.
 8   آنگاه مردم صدا زده، شروع کردند به خواستن که برحسب عادت با ایشان عمل نماید.
 9   پیلاطُس در جواب ایشان گفت، آیا می‌خواهید پادشاه یهود را برای شما آزاد کنم؟
نکته: باراباس دزد بود اما دزد بدی نبوده چون خودش یهودی بود و بیشتر از رومی ها  دزدی می کرده.
 10   زیرا یافته بود که روسای کهنه او را از راه حسد تسلیم کرده بودند.
نکته: باراباس فهمیده بود که روسای کهنه عیسی را از روی کینه تسلیم رومی ها کرده بودند.
 11   امّا روسای کهنه مردم را تحریض کرده بودند که بلکه براَبّا را برای ایشان رها کند.
 12   پیلاطس باز ایشان را در جواب گفت، پس چه می‌خواهید بکنم با آن کس که پادشاه یهودش می‌گویید؟
نکته: پیلاطس از اینجا تکرار می کند که این پادشاه یهود است و حتی در نوشته بالای #صلیب عیسی این را می نویسد و بعد از اعتراض روسای یهودی هم دستور خود را برنمی گرداند.
امثال هم همین را می نویسد: امثال 16 ، 7  چون راههای شخص پسندیده خداوندباشد، دشمنانش را نیز با وی به مصالحه میآورد.
یعنی با اخلاق پسندیده دشمن را هم با خود همراه خواهی کرد.  ای ایماندار تو هم می توانی چنین اخلاقی داشته باشی مثل یوسف که با زندانبانان خودش هم دوست بود و اینجا ما می بینیم پیلاطس یه جورایی با عیسی همراه بود. خودش پادشاه بود اما پادشاهی عیسی تکرار می کرد.
 13   ایشان بار دیگر فریاد کردند که او را مصلوب کن!
نکته: مردم در همه دوران همین بودند و هستند و خدا می گوید دل به انسان نبند. به طور مثال در اعمال رسولان می بینیم ابتدا مردم پولس را خدا می گویند و در فاصله اندکی سعی در سنگسار کردن او دارند.
اعمال رسولان 14، 11  اما خلق چون این عمل پولس را دیدند، صدای خود را به زبان لیکاونیه بلند کرده، گفتند: «خدایان به صورت انسان نزد مانازل شده اند.»
و در 3  آیه بعد همین پولس را چکار می کنند!!
 اعمال رسولان 14، 19 اما یهودیان از انطاکیه و ایقونیه آمده، مردم را با خود متحد ساختند و پولس را سنگسارکرده، از شهر بیرون کشیدند و پنداشتند که مرده است.
نکته: پس دل به مردم نبند و فقط به خدا نگاه کن ای ایماندار
 14   بدیشان گفت، چرا؟ چه بدی کرده است؟ ایشان بیشتر فریاد برآوردند که او را مصلوب کن.
 15   پس پیلاطس چون خواست که مردم را خشنود گرداند، براَبّا را برای ایشان آزاد کرد و عیسی را تازیانه زده، تسلیم نمود تا مصلوب شود.

استهزای سربازان رومی
 16   آنگاه سپاهیان او را به سرایی که دارالولایه است برده، تمام فوج را فراهم آوردند
 17   و جامه ای قرمز بر او پوشانیدند و تاجی از خار بافته، بر سرش گذاردند
 18   و او را سلام کردن گرفتند که سلام ای پادشاه یهود!
 19   و نی بر سر او زدند و آب دهان بر وی انداخته و زانو زده، بدو تعظیم می‌نمودند.
 20   و چون او را استهزا کرده بودند، لباس قرمز را از وی کَنده، جامه خودش را پوشانیدند و او را بیرون بردند تا مصلوبش سازند.
نکته: آب دهان انداختن خیلی بد و کریه است و حس خیلی زشتی ایجاد می کند و سیلی خوردن هم همینطور است و در اثر هر دوی اینها یک حس زشت و بدی به آدم دست می دهد.
در راه جلجتا
 21   و راهگذری را شمعون نام، از اهل قیروان که از بلوکات می‌آمد، و پدر اِسکندَر و رُفَس بود، مجبور ساختند که صلیب او را بردارد.
نکته: عجولی پطرس در گفتن این داستان اینجا هم پیداست. ولی این داستان یک نکته دارد و عاینکه  عیسی داره #صلیب دردهای مردم و بارهای من و شما را حمل می کرد و ما هم باید یک جاهایی کمک کنیم و با خدا همکاری کنیم آن هم برای باری که به سبب ما حمل می کند.
 22   پس او را به موضعی که جُلجُتا نام داشت، یعنی محّل کاسة سر بردند
 23   و شراب مخلوط به مُرّ به وی دادند تا بنوشد لیکن قبول نکرد.
نکته: شراب "مر" کرختی ایجاد می کند. وعیسی نمی خواهد این کرختی را داشته باشد و باید پرسید چرا عیسی این کار را نکرد جواب: عیسی کلام را خوب می داند چون کلام خودش است. امثال 31، 6 تا 7 مسکرات را به آنانی که مشرف به هلاکتندبده. و شراب را به تلخ جانان، تا بنوشند و فقر خود را فراموش کنند، و مشقت خویش را دیگر بیاد نیاورند.
نکته بسیار مهم : پس عیسی می گوید آنکه مشروب را می خورد، می خواهد جان تلخ خودش را فراموش کند و عیسی مشقت و درد نداشت عیسی این درد و مشقت را با جان و دل خریده و جانش له له می زند برای نجات این جماعت و این مردم
 24   و چون او را مصلوب کردند، لباس او را تقسیم نموده، قرعه بر آن افکندند تا هر کس چه بَرَد.
مصلوب شدن عیسی
 25   و ساعت سوم بود که او را مصلوب کردند.
 26   و تقصیر نامه وی این نوشته شد، پادشاه یهود.
 27   و با وی دو دزد را یکی از دست راست و دیگری از دست چپ مصلوب کردند.
 28   پس تمام گشت آن نوشته‌ای که می‌گوید، از خطاکاران محسوب گشت.
نکته: در این آیه یک نبوت است و یک نکته، درآن زمان صلیب محکومیت جرم افراد سیاسی بود وعیسی جرمش مذهبی بود در حالیکه زندانیان سیاسی مصلوب می شدند و محکومین مذهبی را کسی را مصلوب نمی کرد و این صلیب کشیدن عیسی در واقع  باعث شد که نبوت اشعیا کامل بشود. 
نبوت اشعیا:  53، 12 بنابراین او را درمیان بزرگان نصیب خواهم داد و غنیمت را با زورآوران تقسیم خواهد نمود، به جهت اینکه جان خود را به مرگ ریخت و از خطاکاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت وبرای خطاکاران شفاعت نمود.
 29   و راه‌گذران او را دشنام داده و سر خود را جنبانیده، می‌گفتند، هان ای کسی که هیکل را خراب می‌کنی و در سه روز آن را بنا می‌کنی،
نکته: این هم یک نبوت دارد مزامیر 109 ، 25 و من نزد ایشان عارگردیده ام. چون مرا میبینند سر خود را می جنبانند.
این روایت های نوشته شده در عهد عتیق مربوط به 800 سال پیش از این واقعه به صلیب کشیده شدن عیسی است  و می بینیم که تمامی روایت دانه به دانه رخ می دهد و تحقق پیدا می کند و آیا باز هم می توان گفت وقوع مو به مو همه اینها به دست انسان است  این خودش #معجزه (وصل هزاران سال فاصله)  است
مزمور 22، 7 هرکه مرا بیند به من استهزا می کند. لبهای خود را باز می کنند وسرهای خود را می جنبانند (و میگویند):
30   از صلیب به زیر آمده، خود را برهان!
نکته مهم مهم مهم : عیسی 3 بار وسوسه شد و هر سه بار هم در بیابان است 1 شیطان از زبان محکوم روی صلیب  به وسوسه مسیح می پردازد و می گوید اگر خدایی، خودت و ما را نجات بده   2 کاهنان عیسی را وسوسه می کنند که اگر خدایی خود را برهان. 3سومین وسوسه روی صلیب که عیسی نا امیدانه به خدا میگوید چرا من را تنها گذاشته ای.
 31   و همچنین روسای کهنه و کاتبان استهزاکنان با یکدیگر می‌گفتند، دیگران را نجات داد و نمی‌تواند خود را نجات دهد.
 32   مسیح، پادشاه اسرائیل، الآن از صلیب نزول کند تا ببینیم و ایمان آوریم. و آنانی که با وی مصلوب شدند، او را دشنام می‌دادند.
جان سپردن عیسی
 33   و چون ساعت ششم رسید، تا ساعت نهم تاریکی تمام زمین را فرو گرفت.
نکته یک نبوت دیگر: عاموس 8 ، 9 و خداوند یهوه میگوید: «که در آن روزآفتاب را در وقت ظهر فرو خواهم برد و زمین رادر روز روشن تاریک خواهم نمود.
 34   و در ساعت نهم، عیسی به آواز بلند ندا کرده، گفت، ایلوئی ایلوئی، لَماَ سَبَقْتَنی؟ یعنی، الهی الهی چرا مرا واگذاردی؟
 35   و بعضی از حاضرین چون شنیدند گفتند، الیاس را می‌خواند.
 36   پس شخصی دویده، افنجی( اسفنجی) را از سرکه پُر کرد و بر سر نی نهاده، بدو نوشانید و گفت، بگذارید ببینیم مگر الیاس بیاید تا او را پایین آورد.
 37   پس عیسی آوازی بلند برآورده، جان بداد.
 38   آنگاه پرده هیکل از سر تا پا دوپاره شد.
مشخصات پرده هیکل در خروج باب 26 نوشته شده.
متی 21، 50 تا 57 نیز تاکید در همین مساله دارد عیسی باز به آواز بلند صیحه زده، روح را تسلیم نمود. که ناگاه پرده هیکل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل وسنگ ها شکافته گردید، از سر به بالا و پرده طبق خروج طوری بوده که کسی همینطور نمی تواند وارد بشود.
نکته: از بالا به پایین یعنی خدا از بالا این فاصله و پرده بین خدا و انسان را برداشت و خدا وصل شد به انسان و فاصله ها برداشته شد و این نکته همانطور که گفته شد برداشته شدن فاصله بین انسان و خداست.
عبرانیان 10، آیه 19 تا 20پس ای برادران، چونکه به خون عیسی دلیری داریم تا به مکان اقدس داخل شویم ازطریق تازه و زنده که آن را بجهت ما از میان پرده یعنی جسم خود مهیا نموده است
پس پرده نشان دهنده بدن عیسی است و ارتباط ما از وسط بدن عیسی با خدا برقرار شد
 39   و چون یوزباشی که مقابل وی ایستاده بود، دید که بدینطور صدا زده، روح را سپرد، گفت، فی‌الواقع این مرد، پسر خدا بود.
نکته: یوز باشی خودش بسیاری حرف برای گفتن دارد که در لوقا  بهتر گفته شده لوقا 23 ،43 تا 47   امایوزباشی چون این ماجرا را دید، خدا را تمجیدکرده، گفت: «در حقیقت، این مرد صالح بود.» وتمامی گروه که برای این تماشا جمع شده بودندچون این وقایع را دیدند، سینه زنان برگشتند.
40   و زنانی چند از دور نظر می‌کردند که از آن جمله مریم مجدلیّه بود و مریم مادر یعقوبِ کوچک و مادر یوشا و سالومَه،
نکته: هر جا دیدید زن داره تحقیر می شود باید بدانید که شیطان حضور دارد و عیسی در اینجا می گوید که مقام زن چقدر والاست که عیسی با زن آمد و با زنان وفادار نیز رفت و ..
 41   که هنگام بودن او در جلیل پیروی و خدمت او می‌کردند. و دیگر زنان بسیاری که به اورشلیم آمده بودند.
نکته: زنان چه نقش عظیمی در این وقایع آخر داشتند.
تدفین عیسی
 42   و چون شام شد، از آن‌جهت که روز تهیه یعنی روز قبل از سَبَّت بود،
 43   یوسف نامی از اهل رامه که مرد شریف از اعضای شورا و نیز منتظر ملکوت خدا بود آمد و جرأت کرده نزد پیلاطُس رفت و جسد عیسی را طلب نمود.
نکته: یوسف در مرقس درست معرفی نشده اما در لوقا 23 آیه 50 تا 51 در مورد او بیشتر توضیح داده شده وگفته و اینک یوسف نامی از اهل شورا که مردنیکو و صالح بود، که در رای و عمل ایشان مشارکت نداشت و از اهل رامه بلدی از بلاد یهود بود و انتظار ملکوت خدا را میکشید،
نکته: داخل شورا یعنی خودش #یهودی است و در کنیسه یهودی بوده و وسط یهودی ها بوده اما در این کار مشارکت نداشته است پس خمیر مایه بهش نخورده و از بقیت وفادار بوده  و این از فرشته های خدا بود. چون نیقونیموس که در باب 3 یوحنا هم آمده از فرشته های خدا بود
و همچنین در مورد یوسف در یوحنا هم توضیح داده شده یوحنا 19 ، ایه 38 تا 39 و بعد از این، یوسف که از اهل رامه وشاگرد عیسی بود، لیکن مخفی به سبب ترس یهود، از پیلاطس خواهش کرد که جسد عیسی رابردارد. پیلاطس اذن داد. پس آمده، بدن عیسی رابرداشت. و نیقودیموس نیز که اول در شب نزدعیسی آمده بود، مر مخلوط با عود قریب به صدرطل با خود آورد.
این همان یوسف رامه ای بوده که شاگرد عیسی بوده و خدا داره ازش استفاده می کند  و نیقونیموس هم مر و عود می آورد و دو فرشته و دو مامور مخفی که دارند برای تشیع جنازه خدا خدمت می کنند و خدا برای تشیع خودش هم برنامه ریخته بوده.
سوال : نیقونیموس و یوسف رامه ای چطور همدیگر را می شناختند؟ جواب: ایمانداران پنهانی بودند.
 44   پیلاطُس تعجّب کرد که بدین زودی فوت شده باشد. پس یوزباشی را طلبیده، از او پرسید که آیا چندی گذشته وفات نموده است؟
 45   چون از یوزباشی دریافت کرد، بدن را به یوسف ارزانی داشت.
نکته: پیلاطوس پرسید چقدر زود مرد و این به سبب کتک هایی بود که خورده بود.
 46   پس کتانی خریده، آن را از صلیب به زیر آورد و به آن کتان کفن کرده، در قبری که از سنگ تراشیده بود نهاد و سنگی بر سر قبر غلطانید.
نکته: این قبر خیلی نزدیک جلجتا بوده به علت اینکه روز تهیه بوده و شهر شلوغ بوده و نمی توانستند خیلی در شهر جسد عیسی را بگردانند و این نشان می دهد که قبر نزدیک جلجتا بوده.

 47   و مریم مَجدَلیَّه و مریم مادر یوشا دیدند که کجا گذاشته شد.

گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...