آموزش کلام مقدس: مرقس 6

گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
بی ایمانی مردم ناصره1 پس از آنجا روانه شده، به وطن خویش آمد و شاگردانش از عقب او آمدند.
چون روز سَبَّت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمود و بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند، از کجا بدین شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطا شده است که چنین معجزات از دست او صادر میگردد؟
نکته: باز هم به تعلیم اشاره شده.
واینکه مردم #معجزه می بینند اما باز هم باور ندارند این یعنی دلها سنگ شده پس بیایید دلهای خود را باز کنیم البته نباید تعجب کرد اگر مردم باور نمی کنند زیرا اشعیا پیش از اینها گفته است: طبیعی است که ببینند اما باور نکنند.
3 مگر این نیست نجّار پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا و یهودا و شمعون؟ و خواهران او اینجا نزد ما نمیباشند؟ و از او لغزش خوردند.
نکته: قابل توجه ایمانداران، #عیسی همیشه محبت نمیکند بکله لغزش هم می دهد تعجب نکنید الان هم خیلی می بینیم که بسیاری از محبت ها فقط حرفی است و ما در کنار دیگران که هستیم از آنها تعریف می کنیم اما شاید بعد رفتن او ناسزا هم بهش بگوییم واینجا خداوند نه تنها برکت نمی دهد لغزش هم می دهد.
یادمان باشد بیشترین محبتی که ما می توانیم داشته باشیم به ویژه در دوره ای که در آن زندگی می کنیم "وقت" است توصیه برای ایمانداران این است که برای همنوع خودتان وقت بگذارید برای هرکس که می توانید ایماندار و غیر ایماندار فرق نمی کند.
درمورد نکته اول خیلی مهم است که عیسی در اینجا نشان داده که همیشه برکت نمیده، لغزش هم میدهد.مثلا مادر انجیل خوانده ایم که وقتی جوان ثروتمند از عیسی می خواهد از یاران باشد و عیسی به او میگوید برو اموالت را بفروش و به نوعی او را می راند و به هر قیمتی او را نگه نمی دارد تا بقیه درسی بگیرند. یا در مقابل پطروس و برخی کارهای او لغزش می ده در جایی حتی به او می گوید شیطان از من دور شو، ما هم باید در مقابل حرف هایی که به نام کلام گفته می شه ولی نادرست است بایستیم و همه حرف هایی را که می شنویم با محبت جواب ندهیم و گاهی محکم باشیم و نه بگوییم.
پس اگر تنها شدی، طرد شدی وپس زدن تورو عیب نداره پای حرف صحیح، بایست حتی اگه طرف حرف شما اسقف است. زیرا محبت کردن و تایید کردن الکی اشتباه است و در مقابل حرف ناصحیح که از قول #انجیل گفته می شود باید ایستاد.
پس دعا کنیم خداوندا محبت عیسی را با همان روح قوی که داشت به ما بده تا در جاهایی بتوانیم مانند یحیی و عیسی در مقابل ریاکاران و دروغگویان از زبان خداوند بگوییم:" افعی زادگان" والبته این در مقابل فریسیان بود و عیسی در مقابل آنان همیشه با قوت ایستاد.
نکته: ما در آیه 3 می خوانیم: مگر او نبود پسر یک نجار پسر مریم. باید بدانیم چنین سخنانی در آن موقع و بین یهودیان وفریسی ها فحش بود در آن زمان هیچ موقع فرزند را به مادر نسبت نمی دادند این به معنی فحش یعنی فرزند پدر خود نبودن ولی ما می بینیم عیسی در مقابل تمام این حرف ها ایستاد.
4 عیسی ایشان را گفت، نبی بیحرمت نباشد جز در وطن خود و میان خویشان و در خانه خود.
5 و در آنجا هیچ معجزهای نتوانست نمود جز اینکه دستهای خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد.
6 و از بیایمانی ایشان متعجّب شده، در دهات آن حوالی گشته، تعلیم همیداد.
نکته: ما در میان عزیزان و فامیل و همسایه ارج نداریم چرا چون شاهد بزرگ شدن ما بوده اند ضعف های قبل ما را در رشد کودکی و نوجوانی دیده اند و تغییرات در وجود ما را نمی خواهند ببینند و حتی می خواهند ما را تا حد خودشان پایین بکشند و می خواهند ما را ترد کنند پس اگر طرد شدیم نباید بترسیم چون یک لحظه از درد عیسی را در تنهایی و طرد شدنش بر روی صلیب خواهیم دید.
نکته دیگر این آیه "صبر" است مسیح گفته است جفا خواهد آمد و دیدیم که خودش در مقابل جفا صبر کرد و به شاگردان گفت نترسید من با شما هستم پس باید بتوانید صبر کنید. پس اینطور دعا کنیم : خداوندا به ما صبری از نوع صبر عیسی بر صلیب عطا کن.
نکته دیگر اینکه باید بدانیم، اگر ما بی ایمان باشیم خدا نمی تواند شفا دهد و معجزه دیده نمی شود.آیا واقعا ما در کلیسای خودمون چقدر معجزه می بینیم؟
آیا می بینیم بهتر شدن روابط زناشویی را یا برکت یا تعلیم بیشتر را یا زیاد شدن خادمان و یا دیدن روح خدا را در میان ایمانداران را آیا ما مثل این موارد را در کلیسای خودمان هر روزه می بینیم. در واقع وقتی خوب دقت می کنیم، نمی بینیم چون ایمان ایمانداران کم است پس روح خدا دیده نمی شود و این فقط به خاطر کم ایمانی #کلیسایی ها است.
متی 13، 57 و 58 و دربارة او لغزش خوردند. لیکن عیسی بدیشان گفت، نبی بیحرمت نباشد مگر در وطن و خانة خویش.
و بهسبب بیایمانی ایشان معجزة بسیار در آنجا ظاهر نساخت.
نکته : این یعنی خدا در اینجا کار نمی کند و شفا نمی دهد و معجزه نمی کند حتی خدا از بی ایمانی ایشان متعجب می شود یعنی خدا می گوید اینها دیگه چه کسانی هستند و البته خود ما نیز گاهی میگویم این دیگه کیه؟ ولی عیسی نه تنها از کار خود دست برنداشت بلکه به تعلیم بیشتر پرداخت یعنی درست وقتی که بی ایمانی ها رو دید. بله ما هم از پرت بودن مردم از بی ایمانیشان و از سختی مردم در باور متعجب می شویم ولی مثل عیسی باید سکونت کنیم، اگر کسی متوجه نمی شود اگه می فهمند یا نمی فهمند تحویلت می گیرند یا نمی گیرند نباید کم بیاریم و کار درست را انجام بدهیم و ادامه بدهیم. اگر به مردم نگاه کنید اکثر اوقات جز تلخی و تلخی نمی بینیم ولی ما نباید ساکت باشیم، باید بگیم و ما باید کار خودمونو انجام بدیم اگر در یک مکان نشد در جایی دیگر ما را حرمت خواهند کرد به حرفمان گوش خواهند داد.ما در بسیاری جاها در انجیل دیدیم عیسی ترد شده رانده شده اما نترسید و ادامه داد پس ادامه بدهید.
اعزام دوازده شاگرد
7 پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد،
8 و ایشان را قدغن فرمود که جز عصا فقط، هیچ چیز برندارید، نه توشهدان و نه پول در کمربند خود،
9 بلکه موزهای در پا کنید و دو قبا در بر نکنید.
نکته: چرا باید جفت جفت می رفتند؟ چون در کلام به "شاهد" نیازهست.
شخصی حتی شاهدان یهوه از این نکته استفاده /نادرست/می کنند دوتا خانم یا دوتا اقا حتی ممکنه با لباس های هم شکل میایند و بسیار پیله هم هستند به اینها نباید فرصت بدهید خیلی قاطع بگویید ما تعالیم شما را می دانیم ولی قبول نداریم ما پروتستان هستیم و "راستین " هستیم ضمن احترامی که برایتان قایل هستم ولی برید لطفا.
نکته چرا شاگردان هیچ چیزی با خود برندارند؟
یکی اینکه زمانیکه عیسی کسی را برای خدمت می فرستاد به او می گفت: من همه چیز را مهیا می کنم.
مهم مهم مهم
متی 6، 32 و33 پدر آسمانی شما کاملا می داند شما به چه نیاز دارید. اگر شما قبل از هرچیز، به ملکوت و عدالت خدا دل ببندید، او همه این نیازهای شما را برآورده خواهد ساخت .
یعنی اول به فکر کار من باش بقیه اش با من است یعنی من یهوه هستم پس همه چیز را من برای تو مهیا می کنم و تونیرو و فکرت را بگذار برای کار من درست مثل موقعی که پدر به فرزند میگوید تو درست را بخوان من از زیر سنگ برایت همه چیز را مهیا می کنم. ایمانداری که دائما میگوید این را می خوام آن را می خواهم، غذا می خوام، ماشین می خواهم، جواب می خواهم، اجازه اقامت و .... اما باید بدانید خداوند همه اینها را خدا برکت می دهد ولی باید اعلام کنید دعا کنید و آنچه که هست کم یا زیاد نزد خدا ببرید و بعد از سپاسگزاری بخواهید تا برکت بدهد به آنچه موجود است پس هرچیزی که به شما میرسد حتی یک لقمه نان، آن را شکر کنید یعنی بگویید که ممنون هستید و بگویید که می دانید که خداوند این نان را می دهد.
10 و بدیشان گفت، در هر جا داخل خانهای شوید، در آن بمانید تا از آنجا کوچ کنید.
11 و هرجا که شما را قبول نکنند و به سخن شما گوش نگیرند، از آن مکان بیرون رفته، خاک پایهای خود را بیفشانید تا بر آنها شهادتی گردد. هرآینه به شما میگویم حالت سدوم و غموره در روز جزا از آن شهر سهلتر خواهد بود.
نکته:عمل تکان دادن خاک پا در فرهنگ یهود یک نوع بی احترامی بوده یعنی من قید تو را زدم برای من ارزش نداری کاری به کار تو ندارم.
ونکته مهم دیگر این است که این مساله شخصی نیست و به شخص ما ربط ندارد ما باید پیام را بدهیم و ابلاغ کنیم، اگرنپذیرفتند به ما ربط ندارد ما باید کارمان را انجام بدهیم و برویم.
سدوم و غموره دو شهر لوط است یعنی کسی که پیغام تو را می شنود و عمل نمیکند داوری روی این شخص انجام می شود مثل مردم سدوم...
12 پس روانه شده، موعظه کردند که توبه کنند،
13 و بسیار دیوها را بیرون کردند و مریضان کثیر را روغن مالیده، شفا دادند.
نکته: روغن در اینجا در مورد عهد عتیق است که پادشاهان با آن مسح می کردند ودر اینجا سمبولی برای حضور روح القدس است و در اصل سمبل تدهین و شفای روح القدوس است برای ما در یعقوب 5 ، 14 اگر کسی بیمار باشد، باید از کشیشان کلیسا بخواهد که بیایند و برایش دعا کنند و بر پیشانی اش روغن بمالند و از خداوند برای او طلب شفا نمایند.
همچنین در یعقوب، تسنیه و در خروج هم ساخت روغن آمده است.
No comments:
Post a Comment