Thursday, 17 January 2019

مرقس 7 .قسمت اول

آموزش کلام مقدس/ مرقس7



گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی

پاکی درون
 1   و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیم آمده، نزد او جمع شدند.
 2   چون بعضی از شاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان می‌خورند، ملامت نمودند،
نکته: در اول هر باب علما دام پهن کردند برای به دام انداختن #عیسی و فریسیان فرقه ای بودند که در دین خودشان بسیار عالم بودند و مفهوم کلمه فریسی یعنی جدا شده و این نام گذاری به این سبب بود که آنها خودشان را جدا از بقیه می دانستند و این فریسی ها چند بخش بودند مثلا یه بخش آنها به "فریسیان حساب گر" مشهور بودند و مرتب محاسبه می کردند که چه مقدار از کدام احکام را انجام دادند و عده ای از اینها به "فریسیان خون الود "مشهور بودند چون نگاهشان به زمین بود تا چشمشان به زنان و نا محرمان  نیافتد و مرتب به موانع و در و دیوار برخورد می کردند .
نکته عیسی یک خصیصه دارد که با ریاکاران اصلا کنار نمی آید و ما در کلام می بینیم که خداوند  با قشر ریاکاران اصلا کنار نیامده است.
 3   زیرا که فریسیان و همة یهود تمسّک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را بدقّت نشویند غذا نمی‌خورند،
این طبیعی است که یهودیان و فریسیان همیشه سعی در مچ گیری #مسیح داشتند و در حال حاضر هم آتئیست ها این کار را می کنند.
 4   و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمی‌خورند و بسیار رسوم دیگر هست که نگاه می‌دارند چون شستن پیاله‌ها و آفتابه‌ها و ظروف مس و کرسیها.
 5   پس فریسیان و کاتبان از او پرسیدند، چون است که شاگردان تو به تقلید مشایخ سلوک نمی‌نمایند بلکه به دستهای ناپاک نان می‌خورند؟
نکته: بهانه گیری فریسی ها اینجا چه معنی می دهد؟ چون این یک بهانه الکی است. جواب:  الان شستن دست بین ما یک امر بهداشتی است اما در آیین یهود مفهوم شستن یک امر مذهبی است و منظور از بازارها امت های غیر یهودی است و چون هنگام راه رفتن در بین مردم بدنشان به دیگران می خورده فکر می کردند که نجس شده اند وباید خود را طاهر کنند در اصل این یه جورایی یعنی نژادپرستی در آن زمان محسوب می شده است. واین ها در کل به یک نوع ریاکاری و فریبکاری رسیده بودند و حتی روحیه محکومیت بقیه مردم و امت ها در نظر اینان برقرار بود برای همین سعی کردند این مساله را به عیسی مسیح هم تعمیم بدهند.
 6   در جواب ایشان گفت، نیکو اخبار نمود اشعیا دربارة شما ای ریاکاران، چنانکه مکتوب است، این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است.
نکته: عیسی اینجا از طریق کلام و پیامبر خودشان آنها را محکوم می کند.
اشعیا 29،  13   و خداوند می‌گوید: «چونکه‌ این‌ قوم‌ از دهان‌ خود به‌ من‌ تقرّب‌ می‌جویند و به‌ لبهای‌ خویش‌ مرا تمجید می‌نمایند، امّا دل‌ خود را از من‌ دور کرده‌اند و ترس‌ ایشان‌ از من‌ وصیتی‌ است‌ که‌ از انسان‌ آموخته‌اند؛
یعنی فقط حرفش را می زنند ولی قوت نیست با لب میگویند مسیح ولی دلشان کجاست؟ افکارشان کجاست؟ به چه می اندیشند؟ عیسی میگوید شما دلتان از خدا دور است .
عیسی میگوید شما به یک چیزهایی الکی چسبیده اید امروز هم ما خیلی ها را می بینیم که بهانه می آورند و عیسی با گفتن آفتابه و پیاله از بی ارزشی سنت ها و افکار بیخود سخن میگوید یعنی اصل را ول کردن و چسبیدن به فرعیات.
 7   پس مرا عبث عبادت می‌نمایند زیرا که رسوم انسانی را به جای فرایض تعلیم می‌دهند،
 8   زیرا حکم خدا را ترک کرده، تقلید انسان را نگاه می‌دارند، چون شستن آفتابه‌ها و پیاله‌ها و چنین رسوم دیگر بسیار به عمل می‌آورید.
 9   پس بدیشان گفت که، حکم خدا را نیکو باطل ساخته‌اید تا تقلید خود را محکم بدارید.
نکته: عیسی در اینجا یه جورایی می گوید دستتون درد نکند یعنی دارید این آیین را با کارهایتان نابود می کنید دستتان درد نکند.
 10   از این جهت که موسی گفت، پدر و مادر خود را حرمت دار و هر که پدر یا مادر را دشنام دهد، البتّه هلاک گردد.
 11   لیکن شما می‌گویید که هرگاه شخصی به پدر یا مادر خود گوید، آنچه از من نفع یابی قربان یعنی هدیه برای خداست
 12   و بعد از این او را اجازت نمی‌دهید که پدر یا مادر خود را هیچ خدمت کند.
نکته: این آیه خیلی سنگین است، چون عیسی از تقلیدهای کورکورانه که در یهودیت وجود دارد صحبت می کند و اینجا با اوردن پدر و مادر و هدیه دادن و از خدمت میگوید منظورش رسم مهمی در آن زمان است که می گوید پدر و مادر خود را احترام و نیکی و محبت کنید  و این یک پیش زمینه تاریخی دارد این موضوع در فرهنگ یهود یک نظری بوده و نذر می کردند بعد مردن ما خانه و زندگی ما نذر خداست و حتی در زنده بودنشان اگر نیاز هم داشتند، اجازه نداشتند دست به آن اموال نذر شده بزنند و این یک بهانه می شد برای اینکه حتی به پدر و مادر خودشان هم رسیدگی نکنند و این نذر را بهانه می کردند که به پدر و مادر خودشان نرسند و با ریاکاری مال خود را نگاه می داشتند و عیسی این مساله را به آنها یاد آوری میکند در اینجا و به آنها و به ما میگوید ادای روحانی بازی در نیاورید و به اسم خدا از شکم مردم نزنید  و ما الان می بینیم مردم از گرسنگی در حال  تلف شدن هستند و ضریح های طلا با هزینه های فراوان ساخته می شود و عیسی خیلی راحت می گوید شما  قوانین ده فرمان را شکستید و عیسی به ایشان می گوید یکی از ده فرمان را شکستید و ما می دانیم که اگر یکی از ده فرمان شکسته بشه بقیه را هم از دست داده ایم و عیسی به همین راحتی با کلام آنها را محکوم می کند.  و امروز هم ما شبیه همین امر را داریم انجام می دهیم و با محکوم کردن دیگر مسیحیان  در کلیسا ها داریم همین کار را انجام میدهیم.
 13   پس کلام خدا را به تقلیدی که خود جاری ساخته‌اید، باطل می‌سازید و کارهای مثل این بسیار بجا می‌آورید.
 14   پس آن جماعت را پیش خوانده، بدیشان گفت، همة شما به من گوش دهید و فهم کنید.
 15   هیچ چیز نیست که از بیرون آدم داخل او گشته، بتواند او را نجس سازد بلکه آنچه از درونش صادر شود آن است که آدم را ناپاک می‌سازد.
 16   هر که گوش شنوا دارد بشنود.
نکته: فکر و ذکر #یهودی ها درگیر این چیزها بود که  چه بکنیم چه نکنیم الان هم سووال ها همین است مشروب بخوریم یا نخوریم، این کار را بکنم یا نکنم و ... . عیسی خیلی راحت جواب می دهد هر چیزی می خورید و خارج میشود مشکل ندارد اما یادتان باشد هر چیزی ر ا زیاده روی کنید مسلم است که آزار و عوارض جانبی دارد. ولی وقتی شب تا صبح از حسادت داری دندان روی دندان می سابی نجس هستی، وقتی شب تا صبح داری سنگ میزنی به دیگران، وقتی شب تا صبح قضاوت می کنی برای دیگران، اینها نجاست است. این شیوه های نجس نباید باشد. این افکار و شیوه تفکر تو ست که وجود تو را نجس می سازد پس دعا کنیم خداوندا نیت و انگیزه های من را پاک کن، خداوندا هرروز انگیزه های من را تفتیش کن خداوندا من را هروز پاک کن از بدی ها از لغزش ها و این مهم است که ما نباید ادای ایماندار را در بیاوریم خدا از تعفن این امر حالش بد میشود.
داوود بدترین اوضاع را در میان ایمانداران آن موقع داشته چونکه زنا میکنه جنگ می کنه آدم می کشه و کلی اشتباه داره ولی چرا خدا عاشق داوود بود؟ چون داوود هر چی بود خودش بود. دروغ می گفت، زنا می کرد، می کشت اما می گفت  کرده ام. پس خدا دوستش داشت.
پس ای ایماندار بپذیر هر چه هستی و هر چه داری نزد خدا ببر، هر چقدر کم یا غلط باشد اما ببرش نزد خدا یعنی به کسی که تازه به کلیسا آمده اگر برا کیس رفتی به کلیسا بگو این را و همین را ببر نزد خدا و راستش را بگو مطمئن باش خداوند همین دلیل اندک را برکت می دهد و به مقصود خودت خواهی رسید و حتی مقاصد عالی تر و ارزنده تر را به دست خواهی آورد.

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...