هشدار درباره تعالیم غلط
13 پس ایشان را گذارد و باز به کشتی سوار شده، به کناره دیگر عبور نمود.
نکته: عیسی مرتب در حال حرکت است و این نمونه یک شبان است و خادم باید در حرکت باشد و خدمت کند و الان در جاهایی هست مثل آمریکا که مردم گاهی شبانان را 6 ماه یکبار هم نمی بینند چون قانون هر دخالتی در زندگی ها را فوری محکوم می کند بنابر این هر نوع پیشنهاد و استقبال مردم از گفته های #کشیش ممکن است تعبیر به دخالت در زندگی شخصی محسوب شود و این خود مانع است/ می توان گفت شریر در این مهم نقش دارد.
14 و فراموش کردند که نان بردارند و با خود در کشتی جز یک نان نداشتند.
15 آنگاه ایشان را قدغن فرمود که با خبر باشید و از خمیرمایه فریسیان و خمیرمایه هیرودیس احتیاط کنید!
نکته: این آیه تمام مایه خدمتی برادر نیما / مدرس درس حاضر/است زیرا تمام ملکوت از این ایه است. نکته : یعنی ایماندار اگر این آیه را بفهمد و درک کند زندگی او پر از سلامت خواهد بود و این مثل بسیار ملموس است چون یک قاشق کوچک از خمیر مایه می تواند هزاران کیلو خمیر خوب را نابود کند پس ایمانداران مواظب باشید چه چیز هایی در زندگیتان وارد می شود.
نکته دیگر اینکه: وقتی می گوید فریسیان، منظور مذهب است که دورویی، فریبکاری، غیبت، بی اعتنایی به والدین و ... را پرهیز کنید وقتی میگوید هیرودیس زر زور، پول، دنیا، قدرت طلبی، سلطه گری و .. منظور است.
در دنیای امروز، خمیر مایه بد، #انجیل های دروغین است که سخنان تحریف شده از زبان خداوند را رواج می دهند به عنوان مثال میگویند: امروز به عنوان یک #مسیحی باید میلیونر باشید، اینها خمیر مایه ای است که باید مواظب باشید در خمیر مایه اصلی شما قرار نگیرد.
پس در دعای هرروز بگوییم خدا هر خمیر مایه به غیر از خمیر مایه خودت در من نباشد و اگر هم ایماندار چنین چیزی را درون خود حس کرد با دعا و روزه آن را بیرون بیاندازد و شما ایمانداران اگر از خمیر مایه های بد، درون هم دیدید به یکدیگران هشدار بدهید.
16 ایشان با خود اندیشیده، گفتند، از آن است که نان نداریم.
17 #عیسی فهم کرده، بدیشان گفت، چرا فکر میکنید از آنجهت که نان ندارید؟ آیا هنوز نفهمیده و درک نکردهاید و تا حال دل شما سخت است؟
نکته : عیسی از خمیر مایه فریسی و هیرودیس می گوید و شاگردان از گرسنگی می گویند، اینجا شاگردان فکر کردند و عیسی فهمید / که باز نشان ازخداوندی عیسی می دهد مگر جز خدا می تواند افکار دیگران را بخواند و فهم کند./
نکته دیگر اینکه: کلمه تا حال دارد به این مطلب مهم اشاره می کند که ایماندار بعد دو یا سه یا 14 سال در ایمان بودن هنوز اصل مطلب را نفهمیده است.
18 آیا چشم داشته نمیبینید و گوش داشته نمیشنوید و به یاد ندارید؟
19 وقتی که پنج نان را برای پنج هزار نفر پاره کردم، چند سبد پر از پارهها برداشتید؟ بدو گفتند، دوازده.
20 و وقتی که هفت نان را بجهت چهار هزار کس؛ پس چند زنبیل پر از ریزهها برداشتید؟ گفتندش، هفت.
21 پس بدیشان گفت، چرا نمیفهمید؟
نکته: عیسی اینجا نگران است و می گوید هنوز نمی بینید چرا نمی فهمید پس ما باید دعا کنیم و مهم است که قبل خواندن کلام باید دعا کنی تا صاحب کلام مطالب را برایت باز کند و شاگردان هم در ان موقع مفهوم کلام را نمی فهمیدند.
شفای مرد نابینا
22 چون به بیت صیدا آمد، شخصی کور را نزد او آوردند و التماس نمودند که او را لمس نماید.
23 پس دست آن کور را گرفته، او را از قریه بیرون برد و آب دهان بر چشمان او افکنده، و دست بر او گذارده از او پرسید که چیزی میبینی؟
24 او بالا نگریسته، گفت، مردمان را خرامان، چون درختها میبینم.
25 پس بار دیگر دستهای خود را بر چشمان او گذارده، او را فرمود تا بالا نگریست و صحیح گشته، همهچیز را به خوبی دید.
26 پس او را به خانهاش فرستاده، گفت، داخل ده مشو و هیچ کس را در آن جا خبر مده.
نکته: اتفاق تازه ای اینجا می بینیم یک - عیسی اینجا دو مرتبه دعا می کند، چرا؟ جواب: در اینجا او به شاگردان یاد می دهد، در ابتدا که ایمان می آوریم همه چیز مبهم است کلام را می خوانید مبهم استف عهد قدیم را می خوانید می گویید وای، اصلا من نمی خواهم، این چه چیزهایی است دیگر، و در کل وقایع تازه بعد از ایمانداری برایتان خیلی گنگ است و در دفعات بعد است که برایتان روشن می شود و نکته دوم - اینکه استمرار در دعا را یادآوری می کند . پس یاد بگیریم که باید در دعا بمانیم، تا جواب بگیریم.
و نکته سوم - این است که گاهی عیسی به علت کم ایمانی دیگران قادر به انجام معجزه نمی باشد.
نکته چهارم - کور هم کور مادر زاد نیست چون سایه هایی می بیند واین یک شفای تدریجی است و خیلی وقت ها شفاها در زندگی ما به مرور زمان انجام می شوند.
مرقس 5 آیه 6 و 5 و در آنجا هیچ معجزهای نتوانست نمود جز اینکه دستهای خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد.
و از بیایمانی ایشان متعجّب شده، در دهات آن حوالی گشته، تعلیم همیداد.
در شفا کور ما می بینیم کم ایمانی مردم باعث می شود تا عیسی کور را به جای دیگر می برد زیرا در حضور بی ایمانان شفا انجام نمی پذیرد.
جمع بندی : پس ما وقتی وارد نور خدا می شویم همه چی مات و مبهم است و استمرار در دعا و عدم معجزه به علت کم ایمانی و تدریجی بودن بعضی معجزات، مجموعا 4 درس است که از این آیه می گیریم.
نکته جالب دیگر در این آیه در مورد کوری که مردم از او جویای شفا دهنده می شوند شخص کور هیچ چیز از عیسی نمی داند اما به مرور که داستان جلو می رود کور شفا یافته و بعد از شفا کور به مرور و تدریجی به شناخت عیسی می رسد اول میگوید مردم می گویند عیسی است و بعد از مدتی می گوید نبی است و.... که همه اینها نشان از یک واقعه تدریجی است و در آخر می گوید ای خداوند ایمان آوردم. هللویا
پس این یک نشانه شفا تدریجی است و به کسی فشار نیاورید تا او را وادار به فهمیدن کنید. به عبارتی بشارت نه فشارت.
اعتراف پطرس
27 و عیسی با شاگردان خود به دهات قیصریّه فِیلِپُّس رفت. و در راه از شاگردانش پرسیده، گفت که، مردم مرا کِه میدانند؟
نکته: اینجا عیسی معجزات را انجام داده حالا می پرسد از شاگردان من کی هستم؟
28 ایشان جواب دادند که یحیی تعمیددهنده و بعضی الیاس و بعضی یکی از انبیا.
نکته: آنها که عیسی را یحیی می گویند چون یحیی را دیده بودند واقعا نباید این را می گفتند.
29 او از ایشان پرسید، شما مرا کِه میدانید؟ پطرس در جواب او گفت، تو مسیح هستی.
30 پس ایشان را فرمود که هیچکس را از او خبر ندهند.
نکته: متی 16 ایه 14 تا 17 گفتند، بعضی یحیی تعمیددهنده و بعضی الیاس و بعضی اِرمیا یا یکی از انبیا.
15 ایشان را گفت، شما مرا که میدانید؟
16 شمعون پطرس در جواب گفت که، تویی مسیح، پسر خدای زنده!
17 عیسی در جواب وی گفت، خوشابحال تو ای شمعون بن یونا! زیرا جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است.
نکته: خداوندی عیسی را کسی نمی تواند به کسی ثابت کند بلکه خدا باید در را باز کند برای همه تا این را بفهمند.
عیسی هم می گوید جسم و خون این را اشکار نکرد و پدر آسمانی باید این را باز کند و این با منطق و جسم و وضع ما سازگار
نمی شود و به قول پولس رسول، خدا باید مکاشفه بدهد.
نکته: مکاشفه یعنی اینکه چه چیزی از خواندن کلام برایت باز شده است.
No comments:
Post a Comment