Wednesday, 9 January 2019

طلاق

طلاق در آیین مسیحیت

                           


یکی از مسایل مهم که در #مسیحیت مورد سوال بسیاری ایمانداران قرار می گیرد چگونگی امر طلاق است و البته این نکته مورد توجه بسیاری از منتقدین مسیحیت نیز واقع شده است.
این مساله در کلام بارها مورد توجه قرار گرفته شده است.
مرقس 10 آیه  2:   آنگاه فریسیان پیش آمده، از روی امتحان از او سوال نمودند که آیا مرد را طلاق دادن زن خویش جایز است.
 بر اساس کلام مقدس، فریسیان بارها و بارها سعی در آزمودن #عیسی مسیح کرده اند و این بار نیز در این آیه می بینیم کلمه امتحان نشان از استمرار فریسیان بر امتحان عیسی می باشد. اما نکته بسیار مهم این است که در حال حاضر نیز بسیاری این سوال را چون آزمونی بر مسیحیت تکرار می کنند و به نظر می رسد هیچگاه به جواب ها توجه ندارند زیرا این سوال بر مداری ثابت در چرخه سوال های منتقدین مسیحیت در دوران است. در حالی که برای فریسیان بهانه جو با یکبار پاسخ عیسی مساله حل شد.
 با نگاهی به جواب عیسی بدین پرسش در آن زمان خاص و فرهنگ و دانسته های فریسیان می توان به پاسخی در خور و به دور از هرگونه داوری رسید.
مرقس 10 آیه 3   در جواب ایشان گفت، موسی شما را چه فرموده است؟
مرقس 10 آیه 4   گفتند، موسی اجازت داد که طلاق نامه بنویسند و رها کنند.
می بینیم که عیسی از زبان موسی جواب می دهد 
مرقس 10 آیه 5   عیسی در جواب ایشان گفت، به‌سبب سنگدلی شما این حکم را برای شما نوشت.
مرقس 10 آیه 6   لیکن از ابتدای خلقت، خدا ایشان را مرد و زن آفرید.
و در ادامه دلیل اصلی خودش را بیان می کند. عیسی گفت:" خدا این را برای شما در نظر نگرفت بلکه موسی خودش به سبب سنگدلی شما یهودیان این قانون را در میان شما وضع کرد، به عبارتی عیسی به فریسیان یادآور شد که موسی شما را دید که چه بلاهایی برسر زنانتان می آورید، آنان را کتک می زنید  و احترامی برایشان قائل نیستید و زن را مسخره می کنید ونسبت به زن دلسنگ شده اید  پس موسی به سبب رفتار بد شما این قانون را وضع کرد .
آنچه بسیار در این مساله اهمیت دارد این است که از نگاه کلام مقدس ارزش زن بسیار بالاست و هیچگاه عیسی مسیح در صدد پایمال کردن حقوق زنان در جامعه سخن نگفته است، ما در کلام می بینیم  پلان و نقشه خدا روی زن بسیار تاکید دارد . به دلیل اینکه کلام مقدس فلسفه وجودی زن را بر مبنای ارتباط و کمال آدم مورد بررسی قرار می دهد و دیگر اینکه در خلقت، زن و مرد مثل هم آفریده شدند.
 این در حالی است که ما عدل خداوند را در خلقت زن و مرد و برابری این دو را در کلام مقدس به وضوح می بینیم.  ارزش والای زن از دیدگاه کلام مقدس چنین بیان شده که:" عیسی سر مرد است و مرد سر زن " به معنی این که عیسی به این دلیل سر مرد است که تمام وظایف و سختی های مرد را بر دوش خود می کشد و حتی به خاطر او می میرد پس مرد هم سر زن خواهد بود اگر همه وظایف زن را انجام بدهد و حتی به خاطر او بمیرد.
نکته دیگر اینکه وقتی کلام می گوید مرد سر زن است یعنی اینکه مرد باید وظایفی که مسیح برای مرد به جا آورد برای زنش انجام بدهد و بعد این زن باید به دنبال چنین مردی حرکت کند و از چنین مردی اطاعت کند. براین اساس حتی مرد باید حاضر باشد جان خود را برای همسرش فدا کند اگر چنین بود زن هم باید اطاعت کند.
اما در مورد طلاق باید گفت، اگر مرد زنا نکند کافی نیست شاید این مرد  هر روز زن را بزند و آزار بدهد و حتی جان زن به سبب این پیوند در خطر باشد در اینجا زن اصلا نباید با این مرد بماند.
بر اساس پیدایش، زن  از پهلوی مرد آفریده شد و البته از دنده پهلو به خاطر اینکه از کنار قلب باشد اگر مثلا از پا بود یعنی لگد مال بودن زن را نشان می داد که شایسته نیست زیرا در پلان خدا زن جایگاهی ویژه دارد و ما می بینیم خلقت تمام مردهای بعد از آدم توسط زن است و دیگر اینکه کوبیدن سر مار و شیطان هم به عهده زن است و حتی تولد یگانه عالم هستی یعنی خداوندمان عیسی نیز به عهده زن است که همه اینها نشان از عظمت و نقش عظیم زن در پلان آفرینش خداوند است. و اگر خلقت زن از سر مرد بود که به معنی تاج سر بودن و پادشاهی زن معنی می داد که این هم شایسته خداوند است که سر باشد.
 7   از آن جهت باید مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، با زن خویش بپیوندد،
 8   و این دو یک تن خواهند بود چنانکه از آن پس دو نیستند بلکه یک جسد.
نکته:  دو نفر که با هم پیوند می خورند یک نفر می شوند اگر اینها را از هم جداکنید بخشی از هر کدام به دیگری باقی ماند و حتی چه بسا در این تکه شدن بخشی از وجود هر کدام تباه می شود  وبرای همین شیطان در جدایی این مرد و زن اصرار دارد. باید بدانیم  این وصل از نکات خداوندی است که شیطان بر فصل آن اصرار بسیار دارد. پس دلیل دیگر اصرار کلام بر عدم جدایی و طلاق در عدم اطاعت از شیطان می باشد.
  9   پس آنچه خدا پیوست، انسان آن را جدا نکند.
 10   و در خانه باز شاگردانش از این مقدّمه از وی سوال نمودند.
نکته این آیه این است که معیار های کلام خدا می گوید جدا شدن غلط است و این پیوند مناسب انسان است.
 11   بدیشان گفت، هر که زن خود را طلاق دهد و دیگری را نکاح کند، بر حقّ وی زنا کرده باشد.
 12   و اگر زن از شوهر خود جدا شود و منکوحه دیگری گردد، مرتکب زنا شود.
نکته دیگر از این گفته کلام این است که بر اساس شریعت در یهودیت زنا برای زنان گناه بود و ما در کلام داریم زنی زنا کرد و به سنگسار محکوم شد.  اما مرد اگر زنا می کرد مشکلی نداشت در اینجا عیسی  برای مرد هم زنا را گناه اعلام کرد.
همچنین از دیدگاهی دیگر می بینیم کلام این نکته را برای وقتی می گوید که مردان چون یهودیان به بهانه های الکی و حتی بی دلیل زنان خود را طلاق می دهند یعنی این مرد که خدا پیوندش را با همسرش برکت داده زن خودش را دو دستی سوق میدهد به سمت مرد دیگری که خدا آنها را یک تن نکرده و این" زنا " است.  یعنی فقط خداوند باید دو نفر را به هم پیوند دهد و نزدیک کند و اگر خدا این کار را نکند یعنی زنا یکی از انواع زنا رخ داده است.
درهنگام وقوع زنا اگر همسر شخص زناکاراین کار خلاف را می بخشد  یک خواسته شخصی است و این فداکاری است و زمانیکه شخصی خودش دلش می خواهد ببخشد این محبت است ولی باید بدانیم کلام زنا را به راحتی نمی بخشد و در اینجا باز هم به اهمیت مساله عدم جدایی و طلاق زن و مرد بر می خوریم تا به هر دلیل بی اهمیتی مبادرت به این کار نشود مگر زنا که در واقع در زنا با عدم تعهد و دور شدن از همسر محبت قلبی که از وظایف ایمانداری محسوب می شود پایمال می گردد.
با سپاس از استاد گرامی برادر نیما به سبب تدریس این مطلب

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...