Saturday, 15 June 2019

مزامیر ۶۳

#مزامیر_فصل_شصت_و_سوم

عنوان: جان من تشنۀ توست، مزمور داوود، آنگاه که در بیابان یهودا به سر می‌برد.
1خدایا، تو خدای من هستی، با تمام وجود، تو را می‌جویم؛ جان من تشنۀ توست، و پیکرم مشتاق تو، در زمین خشک و بی‌طراوت و بی‌آب!
2من در قُدس بر تو نگریسته‌ام و قدرت و جلالت را نظاره‌گر شده‌ام.
3از آن رو که محبت تو از حیات نیکوتر است، لبهایم تو را خواهد ستود.
4پس تا زنده‌ام تو را متبارک خواهم خواند، و در نام تو دستهایم را بر خواهم افراشت.
5جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و چربی، (‏63‏:5 مقصود بهترین طعام است.) و دهانم با لبهایی شادمان تو را خواهد ستود.
6در بستر خود تو را یاد می‌کنم؛ و در پاسهای شب به تو می‌اندیشم.
7در سایۀ بالهایت شادمانه می‌سرایم، زیرا تو یاور من بوده‌ای.
8جان من به تو چسبیده است، و دست راستت مرا حمایت می‌کند.
9آنان که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد، و به ژرفای زمین فرو خواهند رفت.
10به دم شمشیر سپرده خواهند شد و خوراک شغالها خواهند گردید.
11اما پادشاه در خدا شادی خواهد کرد، و هر که به او سوگند خورَد فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد شد.

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...