Friday, 2 November 2018

ایلیا 1


ایلیا      Elijah   

لغت فوق به معنای   یهوه خدایِ من است   می باشد. 
دو شخصیت متفاوت‌ در #کتاب مقدس ایلیا‌ نامیده شده است.

۱- ایلیا نام یک نبی اسرائیل از اهالی تِشْبی‌ كه‌ در جِلْعاد ساکن و در دوران اخاب، اخزیا و یهُورام می‏زیسته، بوده است. تمامی دوران زندگی او در بلند کردن و سرفراز کردن نام #یهوه بوده است. در اولین قسمتی که کتاب مقدس از وی نام می‏برد در حضور اخاب است که در مورد عدم ریزش باران نبوت می‏کند و مدت سه سال و نیم بارن نمی‏بارد و خشکسالی همه جا را فر می‏گیرد. خداوند از وی می‏خواهد که آنجا را ترک کرده و به طرف مشرق، در کنار رود كَرِیت در نزدیکی اردن برود. پس از آنکه رود کریت خشک می‏شود خداوند وی را به صَرَفَه‌ که نزدیک صیدون است فرستاده و به خانه بیوه زنی هدایت می‏کند و وی برای مدت دو سال در آنجا می‏ماند و روغن و آرد آنان را برای خوراک برکت داده و پسر بیوه زن را که مرده بوده به حیات باز می‏گرداند.
پس از سه سال خداوند از ایلیا می‏خواهد که برود و خود را به اخاب نشان دهد. ایلیا در ابتدا به عوبدیا که از خادمین اخاب و مرد ایمانداری بوده، برخورد می‏کند و سپس خود را به اخاب نشان می‏دهد. اخاب با اِیزابَل‌، دختر اَتْبَعْل‌، پادشاه‌ صیدونیان‌ ازدواج کرده و بت بعل متعلق به صیدونیان را پرستش و در سامره یک بتخانه و قربانگاه برای بعل ساخته و سپس به ساختن بتهای دیگر پرداخت. هیچ پادشاهی به اندازه وی خداوند را خشمگین نساخته بود. ایلیا تنها نبی باقیمانده، اخاب را مورد توبیخ قرار داده و میگوید خشکسالی همچنان ادامه خواهد یافت اگر بتهای بعل از اسرائیل جمع نشوند، و کاهنان بت پرست را جهت اثبات خدایشان در کوه کرمل به مبارزه می‏طلبد. یهوه با روشن کردن آتش قربانی ایلیا حقانیت خود را به اثبات می‏رساند و مردم دوباره به پرستش یهوه روی آورده و ایلیا و مردم تمام انبیای بعل را گرفته و در کنار رود قیشون کشتند، سپس بعد از سه سال باران بارید و ایلیا به یزْرَعِیل رفت. پس از پیروزی یهوه بر کوه کرمل، ایزابل همسر اخاب، ایلیا را تهدید کرد که فردای آن روز وی را به قتل برساند. 
ایلیا برای حفظ جانش به بئرشَبَع‌ که در یهودا می‏باشد، رفته و زیر درخت اَرْدَج‌ خوابد که فرشته خداوند بر وی ظاهر شد و ایلیا پس از خوردن و آشامیدن به کوه حوریب که چهل روز فاصله بود رفته و داخل غاری شده و خداوند او را به بیابان دمشق هدایت کرده و او را جهت مسح حَزائیل به پادشاهی اَرام و مسح‏‏‏‏‏ ییهُو به پادشاهی اسرائیل و مسح اَلِیشَع به نبی شدن، انتخاب کرد.‌
ایلیا در باره عاقبت و مرگ اخاب و ایزابل نبوت کرده و به آنها هشدار می‏دهد. تا مدت شش سال پس از آن که نبوت ایلیا در باره آنان به اجرا در می‏آید، در کتاب مقدس از ایلیا چیزی گفته نمی‏شود.
اخزیا که پس از مرگ پدرش اخاب به سلطنت رسیده بود، روزی از ایوان طبقه بالای قصر خود در سامره به پایین افتاد و بشدت مجروح گردید. اخزیا قاصدانی را نزد بَعْل‌ زَبُوب‌، خدای‌ عَقْرُون‌ فرستاد تا در مورد بهبودیش سوال کنند. ایلیای نبی نبوت کرده و به وی گفت، به علت آنکه به جای مشورت با خداوند به پیش خدایان دیگر فرستادی، از بستر بیماری بر نخواهی خاست و خواهی مرد. پس همانطور که ایلیا گفته بود، اخزیا مُرد.
ایلیا نامه‏‏‏‏ای به یهورام پادشاه اسرائیل فرستاد و پس از آنکه اعمال بد وی را به او یادآوری کرد، مرگ او را با مرضی سخت و ناعلاج نبوت کرده و یهورام به مرضی ناعلاج درگذشت.
ایلیای نبی زمانیکه با الیشع به آنطرف رود اردن رسیدند، ناگهان‌ عرابه‌ای‌ آتشین‌ كه‌ اسبان‌ آتشین‌ آن‌ را می‌كشیدند، ظاهر شده و آن‌ دو را از هم‌ جدا كرد و ایلیا در گردباد به‌ آسمان‌ بالا رفت‌ و الیشع دیگر او را ندید و دو برابر روح ایلیا بر الیشع قرار گرفت.
۲- نام شخصی از طایفه حاریم، که در زمان اسارت در بابل، با زنی غیر یهود ازدواج کرده و پس از بازگشت از اسارت به اورشلیم وی را طلاق داد.

 منابع کتاب مقدس:   پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۷ ، ۱۸ ، ۱۹ و ۲۱‏‏‏‏‏ - پادشاهان دوم‏‏‏‏‏ باب ۱ و ۲ -‏‏‏‏‏ یعقوب‏‏‏‏‏ باب ۵ -‏‏‏‏‏ دوم تواریخ‏‏‏‏‏ باب ۲۱ - عزرا‏‏‏‏‏ باب ۱۰
  پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۷‏‏‏‏‏ آیه ۱‏‏‏‏‏ تا‏‏‏‏‏ ۳ 

۱ و ایلیای‌ تِشْبی‌ كه‌ از ساكنان‌ جِلْعاد بود،به‌ اَخاب‌ گفت‌: «به‌ حیات‌ یهُوَه‌، خدای‌ اسرائیل‌ كه‌ به‌ حضور وی‌ ایستاده‌ام‌ قَسَم‌ كه‌ در این‌ سالها شبنم‌ و باران‌ جز به‌ كلام‌ من‌ نخواهد بود.» ۲ و كلام‌ خداوند بر وی‌ نازل‌ شده‌، گفت‌: ۳ « از اینجا برو و به‌ طرف‌ مشرق‌ توجه‌ نما و خویشتن‌ را نزد نهر كَرِیت‌ كه‌ در مقابل‌ اُرْدُنّ است‌، پنهان‌ كن.   
  پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۷‏‏‏‏‏ آیه ۷‏‏‏‏‏ تا‏‏‏‏‏ ۹ 

۷ و بعد از انقضای‌ روزهای‌ چند، واقع‌ شد كه‌ نهر خشكید زیرا كه‌ باران‌ در زمین‌ نبود. ۸ و كلام‌ خداوند بر وی‌ نازل‌ شده‌، گفت‌: ۹ «برخاسته‌، به‌ صَرَفَه‌ كه‌ نزد صیدون‌ است‌ برو و در آنجا ساكن‌ بشو. اینك‌ به‌ بیوه‌زنی‌ در آنجا امر فرموده‌ام‌ كه‌ تو را بپرورد.»   
  پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۷‏‏‏‏‏ آیه ۱۹‏‏‏‏‏ تا‏‏‏‏‏ ۲۲ 

۱۹ او وی‌ را گفت‌: «پسرت‌ را به‌ من‌ بده‌.» پس‌ او را از آغوش‌ وی‌ گرفته‌، به‌ بالاخانه‌ای‌ كه‌ در آن‌ ساكن‌ بود، برد و او را بر بستر خود خوابانید. ۲۰ و نزد خداوند استغاثه‌ نموده‌، گفت‌: «ای‌ یهُوَه‌، خدای‌ من‌، آیا به‌ بیوه‌زنی‌ نیز كه‌ من‌ نزد او مأوا گزیده‌ام‌ بلا رسانیدی‌ و پسر او را كشتی‌؟» ۲۱ آنگاه‌ خویشتن‌ را سه‌ مرتبه‌ بر پسر دراز كرده‌، نزد خداوند استغاثه‌ نموده‌، گفت‌: «ای‌ یهُوَه‌،خدای‌ من‌، مسألت‌ اینكه‌ جان‌ این‌ پسر به‌ وی‌ برگردد.» ۲۲ و خداوند آواز ایلیا را اجابت‌ نمود و جان‌ پسر به‌ وی‌ برگشت‌ كه‌ زنده‌ شد.   
  یعقوب‏‏‏‏‏ باب ۵‏‏‏‏‏ آیه ۱۷ 

۱۷ الیاس‌ مردی‌ بود صاحب‌ حواس‌ مثل‌ ما و به‌ تمامی دل‌ دعا کرد که‌ باران‌ نبارد و تا مدت‌ سه‌ سال‌ و شش‌ ماه‌ نبارید.   
  پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۸‏‏‏‏‏ آیه ۱‏‏‏‏‏ تا‏‏‏‏‏ ۲ 

۱ و بعد از روزهای‌ بسیار، كلام‌ خداوند در سال‌ سوم‌، به‌ ایلیا نازل‌ شده‌، گفت‌: «برو و خود را به‌ اَخاب‌ بنما و من‌ بر زمین‌ باران‌ خواهم‌ بارانید.» ۲ پس‌ ایلیا روانه‌ شد تا خود را به‌ اَخاب‌ بنماید و قحط‌ در سامره‌ سخت‌ بود.   
  پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۸‏‏‏‏‏ آیه ۷‏‏‏‏‏ تا‏‏‏‏‏ ۸ 

۷ و چون‌ عوبدیا در راه‌ بود، اینك‌ ایلیا بدو برخورد؛ و او وی‌ را شناخته‌، به‌ روی‌ خود در افتاده‌، گفت‌: «آیا آقای‌ من‌ ایلیا، تو هستی‌؟» ۸ اورا جواب‌ داد كه‌ «من‌ هستم‌؛ برو و به‌ آقای‌ خود بگو كه‌ اینك‌ ایلیاست‌.»   
  پادشاهان اول‏‏‏‏‏ باب ۱۸‏‏‏‏‏ آیه ۱۷‏‏‏‏‏ تا‏‏‏‏‏ ۴۶ 

۱۷ و چون‌ اَخاب‌ ایلیا را دید، اَخاب‌ وی‌ را گفت‌: «آیا تو هستی‌ كه‌ اسرائیل‌ را مضطرب‌ می‌سازی‌؟» ۱۸ گفت‌: «من‌ اسرائیل‌ را مضطرب‌ نمی‌سازم‌، بلكه‌ تو و خاندان‌ پدرت‌؛ چونكه‌ اوامر خداوند را ترك‌ كردید و تو پیروی‌ بعلیم‌ را نمودی‌. ۱۹ پس‌ الا´ن‌ بفرست‌ و تمام‌ اسرائیل‌ رانزد من‌ بر كوه‌ كرمل‌ جمع‌ كن‌ و انبیای‌ بعل‌ را نیز چهارصد و پنجاه‌ نفر، و انبیای‌ اشیریم‌ را چهارصد نفر كه‌ بر سفرة‌ ایزابل‌ می‌خورند.» ۲۰ پس‌ اَخاب‌ نزد جمیع‌ بنی‌اسرائیل‌ فرستاده‌، انبیا را بر كوه‌ كرمل‌ جمع‌ كرد. ۲۱ و ایلیا به‌ تمامی‌ قوم‌ نزدیك‌ آمده‌، گفت‌: «تا به‌ كی‌ در میان‌ دو فرقه‌ می‌لنگید؟ اگر یهُوَه‌ خداست‌، او را پیروی‌ نمایید! و اگر بَعْل‌ است‌، وی‌ را پیروی‌ نمایید!» اما قوم‌ در جواب‌ او هیچ‌ نگفتند. ۲۲ پس‌ ایلیا به‌ قوم‌ گفت‌: «من‌ تنها نبی یهُوَه‌ باقی‌ مانده‌ام‌ و انبیای‌ بَعل‌ چهارصد و پنجاه‌ نفرند. ۲۳ پس‌ به‌ ما دو گاو بدهند و یك‌ گاو به‌ جهت‌ خود انتخاب‌ كرده‌، و آن‌ را قطعه‌ قطعه‌ نموده‌، آن‌ را بر هیزم‌ بگذارند و آتش‌ ننهند؛ و من‌ گاو دیگر را حاضر ساخته‌، بر هیزم‌ می‌گذارم‌ و آتش‌ نمی‌نهم‌. ۲۴ و شما اسم‌ خدای‌ خود را بخوانید و من‌ نام‌ یهُوَه‌ را خواهم‌ خواند؛ و آن‌ خدایی‌ كه‌ به‌ آتش‌ جواب‌ دهد، او خدا باشد.» و تمامی‌ قوم‌ در جواب‌ گفتند: «نیكو گفتی‌.» ۲۵ پس‌ ایلیا به‌ انبیای‌ بَعْل‌ گفت‌: «یك‌ گاو برای‌ خود انتخاب‌ كرده‌، شما اول‌ آن‌ را حاضر سازید زیرا كه‌ بسیار هستید و به‌ نام‌ خدای‌ خود بخوانید، اما آتش‌ نگذارید.» ۲۶ پس‌ گاو را كه‌ به‌ ایشان‌ داده‌ شده‌ بود، گرفتند و آن‌ را حاضر ساخته‌، نام‌ بعل‌ را از صبح‌ تا ظهر خوانده‌، می‌گفتند: «ای‌ بعل‌ ما را جواب‌ بده‌.» لیكن‌ هیچ‌ صدا یا جوابی‌ نبود و ایشان‌ بر مذبحی‌ كه‌ ساخته‌ بودند، جست‌ و خیز می‌نمودند. ۲۷ و به‌ وقت‌ ظهر، ایلیا ایشان‌ را مسخره‌ نموده‌، گفت‌: «به‌ آواز بلند بخوانید زیرا كه‌ او خداست‌! شاید متفكّر است‌ یا به‌ خلوت‌ رفته‌، یا در سفر می‌باشد، یا شاید كه‌ در خواب‌ است‌ و باید او را بیدار كرد!» ۲۸ و ایشان‌ به‌ آوازبلند می‌خواندند و موافق‌ عادت‌ خود، خویشتن‌ را به‌ تیغها و نیزه‌ها مجروح‌ می‌ساختند، به‌ حدی‌ كه‌ خون‌ بر ایشان‌ جاری‌ می‌شد. ۲۹ و بعد از گذشتن‌ ظهر تا وقت‌ گذرانیدن‌ هدیة‌ عصری‌، ایشان‌ نبوت‌ می‌كردند؛ لیكن‌ نه‌ آوازی‌ بود و نه‌ كسی‌ كه‌ جواب‌ دهد یا توجه‌ نماید. ۳۰ آنگاه‌ ایلیا به‌ تمامی‌ قوم‌ گفت‌: «نزد من‌ بیایید.» و تمامی‌ قوم‌ نزد وی‌ آمدند و مذبح‌ یهُوَه‌ را كه‌ خراب‌ شده‌ بود، تعمیر نمود.

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...