Saturday, 29 December 2018

مرقس 14. قسمت دوم

پیدایش 37، ایه 12 تا 17 هم همین را می گوید و برادرانش برای چوپانی گله پدر خود، به شکیم رفتند. و اسرائیل به یوسف گفت: «آیابرادرانت در شکیم چوپانی نمی کنند، بیا تا تو را نزد ایشان بفرستم.» وی را گفت: «لبیک.» او راگفت: «الان برو و سلامتی برادران و سلامتی گله را ببین و نزد من خبر بیاور.» و او را از وادی حبرون فرستاد، و به شکیم آمد. و شخصی به اوبرخورد، و اینک، او در صحرا آواره می بود، پس آن شخص از او پرسیده، گفت: «چه میطلبی؟» گفت: «من برادران خود را می جویم، مرا خبرده که کجا چوپانی می کنند.» آن مرد گفت: «ازاینجا روانه شدند، زیرا شنیدیم که می گفتند: به دوتان میرویم.» پس یوسف از عقب برادران خود رفته، ایشان را در دوتان یافت.
وقتی می خوانیم شنیدیم باید از خودمان بپرسیم از کی شنیدند ؟  اینها همان فرشته های خدا هستند امروزه هم ما در زندگی خودمان کسانی را می بینیم که برای ما یک حرکت های فرشته وار انجام میدهند و اگر ما در پلان خدا باشیم خدا برای ما کسانی و فرشتگانی را بر راهمان  قرار می دهد که باید دو دستی بگیریم.
تصور کنید صاحبخانه را پیدا کنند و از او بخواهند که خانه اش را بدهد مگر امکان داره که اینطور به صاحب یک بالاخانه که خانه اش را به پول اجاره می داده بگویند که بالاخانه و همه چی را همینطور نشان بدهد، یعنی اینکه در این اتفاق روز #پصح خدا همه کارها را خودش جور می کند چنانکه در  اتفاق عبور قوم در پصح اسرائیل همه کارها را خود خدا انجام داد و قوم فقط بره را آماده کردند و همه کارها را حتی باز کردن دریا را هم خدا خودش انجام می دهد و در اینجا هم برای اتفاقات روزهای آخر زندگی #مسیح همه کارها را خود خدا انجام می دهد.
 15   و او بالاخانة بزرگ مفروش و آماده به شما نشان می‌دهد. آنجا از بهر ما تدارک بینید.
 16   شاگردانش روانه شدند و به شهر رفته، چنانکه او فرموده بود، یافتند و فِصَح را آماده ساختند.
شام آخر
 17   شامگاهان با آن دوازده آمد.
 18   و چون نشسته غذا می‌خوردند، #عیسی گفت، هرآینه به شما می‌گویم که، یکی از شما که با من غذا می‌خورد، مرا تسلیم خواهد کرد.
 19   ایشان غمگین گشته، یک یک گفتن گرفتند که آیا من آنم و دیگری که آیا من هستم.
نکته: شاگردان به خودشان گرفتند و غمگین شدند.
 20   او در جواب ایشان گفت، یکی از دوازده که با من دست در قاب فرو برد!
نکته: اینجا در متی 26، 25 واضح تر می گوید: و #یهوداکه تسلیم کننده وی بود، به جواب گفت: «ای استاد آیا من آنم؟» به وی گفت: «تو خود گفتی!»
نکته: و این فرصت بازگشت را نشان میدهد.
مزمور 55، ایه 12 تا 14 زیرا دشمن نبود که مرا ملامت میکرد والا تحمل میکردم؛ و خصم من نبود که بر من سربلندی مینمود؛ والا خود را از وی پنهان می ساختم. بلکه تو بودی ای مرد نظیر من! ای یار خالص و دوست صدیق من! که با یکدیگرمشورت شیرین می کردیم و به خانه خدا در انبوه می خرامیدیم.
نکته: این نشان میدهد که هر بلایی سرت می اید همان عزیزت می آورد و همان کسی که بیش از همه در کنارت هست و همان که با تو یکی است و ایمانداری که منافذ باز داره و درهای باز داره باعث نابودی ایمانداران می شود.
در یوحنا باب 13، 21 تا 29 هم همین را داریم: چون عیسی این را گفت، در روح مضطرب گشت و شهادت داده، گفت: «آمین آمین به شمامی گویم که یکی از شما مرا تسلیم خواهد کرد.» پس شاگردان به یکدیگر نگاه می کردند وحیران می بودند که این را درباره که می گوید. و یکی از شاگردان او بود که به سینه عیسی تکیه میزد ( یوحنا ) و عیسی او را محبت می نمود؛ شمعون پطرس بدو اشاره کرد که بپرسد درباره که این راگفت. پس او در آغوش عیسی افتاده، بدوگفت: «خداوندا کدام است؟» عیسی جواب داد: «آن است که من لقمه را فرو برده، بدومی دهم.» پس لقمه را فرو برده، به یهودای اسخریوطی پسر شمعون داد. پس لقمه را فرو برده، به یهودای اسخریوطی پسر شمعون داد. بعد از لقمه، شیطان در او داخل گشت. آنگاه عیسی وی راگفت، «آنچه میکنی، به زودی بکن.» اما این سخن را احدی از مجلسیان نفهمید که برای چه بدو گفت. زیرا که بعضی گمان بردند که چون خریطه نزد یهودا بود، عیسی وی را فرمود تامایحتاج عید را بخرد یا آنکه چیزی به فقرا بدهد.
نکته: نفر چهاردهم یعنی #شیطان آنجا بود و بدنبال یک منفذ باز می گشت و بدنبال یکی می گشت که در باز دارد و وقتی عیسی این را گفت همه آمادگی داشتند برای ورود شیطان و به همین سبب وقتی عیسی نفر را گفت احدی از مجلسیان نفهمیدند چه اتفاقی افتاد چون شاگردان از این کلام که برو کارت را انجام بده گمان بردند عیسی منظورش این است که چون یهودا خزانه دار است باید برای انجام کار های تدارکات برود.
نکته:  وقتی تمرکز در خدا نداری از سخنان خدا در #کلیسا هم چیزهای دیگر می گیری همانطور که همه شاگردان چون در فکر دنیا بودند و به فکر جانشین بعد از مرگ عیسی بودند درک نکردند که خداوند نفر را لو داد و شیطان هم روی همه کار می کرد و یهودا هم به همین سبب زمانی شیطان را دریافت کرد که لقمه را خورد و بقیه هم ممکن بود این کار را انجام بدهند.
 21   به درستی که پسر انسان بطوری که دربارة او مکتوب است، رحلت می‌کند. لیکن وای بر آن کسی که پسر انسان به ‌واسطه او تسلیم شود. او را بهتر می‌بود که تولد نیافتی.
نکته : اینجا هم یهودا مخاطب عیسی است.
 22   و چون غذا می‌خوردند، عیسی نان را گرفته، برکت داد و پاره کرده، بدیشان داد و گفت، بگیرید و بخورید که این جسد من است.
23   و پیاله‌ای گرفته، شکر نمود و به ایشان داد و همه از آن آشامیدند.
نکته: این اعشا ربانی است.
 24   و بدیشان گفت، این است خون من از عهد جدید که در راه بسیاری ریخته می‌شود.
 25   هرآینه به شما می‌گویم بعد از این از عصیر انگور نخورم تا آن روزی که در ملکوت خدا آن را تازه بنوشم.
نکته: این مراسم #اعشا #ربانی است که عیسی انجام می دهد که امروزه هر هفته یا دو هفته یکبار یا ماهی یکبار در کلیسا ها انجام می دهیم.
اما منظور عیسی از نخوردن عصاره چیست؟ لوقا 22 ، 15 و به ایشان گفت: «اشتیاق بینهایت داشتم که پیش از زحمت دیدنم، این فصح را باشما بخورم. پس عیسی منظورش این است که دیگر از پصح نمی خورد و پصح سمبل رهایی قوم از مصر است پس این نشانه یک پصح دیگر است که قرار است انجام بشود و آن رهایی ابدی است یا بهتر سلطنت هزار ساله بعدی عیسی می باشد.
پیشگویی مجدد انکار پطرس
 26   و بعد از خواندن تسبیح، به سوی کوه زیتون بیرون رفتند.

No comments:

Post a Comment

امثال ۱۶

#کتاب_امثال_فصل_شانزدهم 1تدبیرهای دل از آنِ انسان است، اما پاسخ زبان از جانب خداوند می‌آید. 2همۀ راههای انسان در نظر وی پاک می‌نماید، اما...