آموزش کلام مقدس/ مرقس 2
گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
شفای مرد افلیج
1 و بعد از چندی، باز وارد کفرناحوم شده، چون شهرت یافت که در خانه است،
2 بیدرنگ جمعی ازدحام نمودند به قسمی که بیرون در نیز گنجایش نداشت و برای ایشان کلام را بیان میکرد.
می بینیم که #عیسی در اینجا کلام را بیان می کرد و برای چندمین بار در #انجیل این مساله را می بینیم، پس تاکید بر تعلیم است. تعلیم برای ایمانداران از نان شب واجب تر است می دانیم که بسیاری کلیسا هست که مثل رباط به آن داخل می شوند و خارج می شوند ولی کلیسا باید تعلیم داشته باشد اگر کلیسای شما ایماندار #مسیحی تعلیم ندارد از آنها بخواهید و اگر نشد خارج بشوید. و خیلی از #کلیساها هستند که تعالیم غلط در آنها ارایه می شود و ایمانداران اگر تعلیم غلط دیدند باید ایراد را بگویند.
نکته: بی درنگ اینجا ما را به یاد عجول بودن پطرس نویسنده "جوگیر" و احساساتی کتاب مرقس می آورد.او می خواهد همه چیز را سریع بیان کند.
3 که ناگاه بعضی نزد وی آمده مفلوجی را به دست چهار نفر برداشته، آوردند.
4 و چون بهسبب جمعیت نتوانستند نزد او برسند، طاق جایی را که او بود باز کرده و شکافته، تختی را که مفلوج بر آن خوابیده بود، به زیر هشتند.
این باب را می توان قهرمانان ایمان نام نهاده چونکه اگر دقت کنیم جمعیت زیادی وجود دارند. چرا؟ چون شرایط را که نگاه می کنیم عیسی توی خانه است و خانه هم پر است وجا برای کسی نیست حالا یک عده یک مفلوج را میاورند ولی دستشون به عیسی نمی رسد آن مفلوج را به بام خانه می رسانند و بدون اینکه فکر کنند ممکن است خسارت وارد کنند به خانه، سقف خانه را بر می دارند و این نشان میدهد که یک چیز برای این افراد مهم بوده. فقط مهم است که دوستشون نجات پیدا کند یعنی دوستشون مثل خودشون عزیز بوده . آیا ما مثل اینها کلام عیسی را نزد دیگران می بریم الان ما یک مفلوج داریم و می دانیم که کسی که افلیج است ایمانی براش باقی نمانده دل ودماغی برای ایماندار شدن ندارد و قهرمانان ما سعی در نجات و ایماندار کردن این شخص را دارند پس بیاد داشته باشیم خیلی ها به کلیساها می آیند و بی ایمان خارج می شوند ما زود این شخص را قضاوت می کنیم، چرا چون ایمانی برای این شخص نیست دل و دماغی ندارد آیا ما حاضریم برای این شخص بی ایمان چکار کنیم آیا می توانیم چون قهرمانان ایماندار در مرقس عمل کنیم؟ وظیفه کلیسا این است همچنین وظیفه هر یک از ما این است که مفلوجان و به عبارتی بی ایمانان را نزد عیسی ببریم و در حالی که می دانیم موانع همیشه هست چه باید انجام بدهیم ؟ ما باید مثل این قهرمانان هر کاری می توانیم انجام بدهیم چون نقش ما اینجا نقش کاهن است و کاهن کسی است که شفاعت می کند برای بی ایمانان و چونکه شما دارید شفاعت می کنید برای یک نفر دیگر پس نقش شما نقش کاهن است.
نکته: دیگر اینکه کار عیسی چه بود دور کردن و جداکردن ما از گناه است.
نکته: دیگر اینکه بزرگترین مشکل و بیماری بشر امروز و این دوره و زمانه ما چه چیزی است؟ گناه است.
پس وظیفه ما دور کردن مردم از گناه است.
سووال گناه از دیدگاه خدا یعنی چی؟ جواب: ازدید #خداوند برای تعریف گناه چند مورد را باید بدانید
یک - گناه این نیست که ما این کار را بکنیم و این کار را نکنیم به عبارتی بکن و نکن ها منشع در تفکر مذهبی ما دارند چون مذهب است که بکن و نکن دارد مثلا آیا ده فرمان را انجام بدهیم یا ده فرمان را انجام ندهیم.
نکته: خدا ده فرمان را داد که ما چکار کنیم؟ عده زیادی از روحانیون می گویند خدا ده فرمان را داد که ما انجام بدهیم تا عادل شمرده شویم اما نکته مهم این است که خدا شریعت را به ما داد تا بفهمیم که قادر نیستیم #ده فرمان را انجام بدهیم نمی توانیم این ده فرمان را به جا آوریم یعنی اینکه ما باید بدانیم که قادر به انجام ده فرمان نیستیم. و این هم مهم است که بر اساس کلام هر کدام از این فرامین انجام نشود یعنی ما در بقیه آن هم قبول نمی شویم و عادل محسوب نمی شویم.شاید شما بگویید من قتل نکردم دزدی نکردم ممکنه ما بیشتر این فرمان ها را انجام بدهیم و به جا بیاوریم اما یک یا دو تا از این فرمانها را می شکنیم یا حتی هر ده تا را ممکنه انجام ندهیم.
دوم - گناه ازدید کلام یعنی هر مسیری غیر از مسیری که خدا برای ما در نظر گرفته است. یعنی ما تا قبل از اینکه وارد مسیر حیات یعنی عیسی مسیح بشویم همه در گناه بودیم چون در مسیر درست نبودیمبه عبارتی گناه یعنی در آن جریان حیات قرار نداشتن نه بکن و نکن ها و به عبارتی دیگر وقتی ما در مسیری غیر از مسیر خدای حقیقی هستی یعنی همه چیز زندگی ما در اشتباه است. وتا قبل از آمدن عیسی به قلبمان همه در مسیر اشتباه بودیم.
سوم - باید به این نکته توجه کنیم که عیسی مسیح گفت من راه هستم. ما یا در مسیر و راه درست قرار داریم یا نداریم اگر در مسیر درست قرار نداریم پس گناهکار هستیم.
چهارم - عیسی مسیح بزرگترین مشکل انسان را گناه می داند چون در کلام می بینیم وقتی کسی را شفا می دهد می گوید برو گناهان تو آمرزیده شد پس اول پاک شدن گناه و اشتباه از فرد برای عیسی مسیح مهم است.
5 عیسی چون ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت، ای فرزند، گناهان تو آمرزیده شد.
نکته عیسی می داند مشکل شخص گناه آن شخص است نه فلج بودن او.
6 لیکن بعضی از کاتبان که در آنجا نشسته بودند، در دل خود تفکّر نمودند
7 که چرا این شخص چنین کفر میگوید؟ غیر از خدای واحد، کیست که بتواند گناهان را بیامرزد؟
نکته: آیه در اثبات خداوند بودن عیسی ( چرا عیسی اول گناهان را می بخشید بعد شفا می داد؟ جواب شخصی که دچار مشکل است رمقی نداره و عیسی هم می داند که عامل، گناه است و از طرفی همیشه فریسیان و یهودی ها بودند و آنها و مردم دنبال معجزه بودند و اگرعیسی اول شفا می داد بنابر این مردم می رفتند و روحانیون هم می گفتند خوب بس است و همه چی تمام می شد ولی اولویت مسیح گناه انسان بود و در معجزه ها این را یاد آوری می کرد.)
8 در ساعت عیسی در روح خود ادراک نموده که با خود چنین فکر میکنند، بدیشان گفت، از بهر چه این خیالات را بهخاطر خود راه میدهید؟
9 کدام سهلتر است؟ مفلوج را گفتن گناهان تو آمرزیده شد؟ یا گفتن برخیز و بستر خود را برداشته بخرام؟

No comments:
Post a Comment